en
Feedback
𝙰𝚋𝚢𝚜𝚜

𝙰𝚋𝚢𝚜𝚜

Open in Telegram

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
509
Subscribers
-424 hours
-1037 days
-10330 days
Posts Archive
چی بگم

lana-del-rey-salvatore-320.mp310.76 MB

+2
03. Lana Del Rey - Sweet.mp33.54 MB

چشمانت نازتر از هر قرصِ ماه است و نگاهت ماه‌تر از هر ماهی، آن‌قدر روشن و آرام که انگار شب برای دیدن تو آفریده شده و تاریکی فقط بهانه‌ای‌ست تا درخشش تو بیشتر به چشم بیاید؛ می‌گویند ماه، نگهبانِ شب‌های بی‌ستاره است، اما من دیده‌ام که یک لحظه از نگاهت می‌تواند تمام شب‌های جهان را روشن کند، بی‌آنکه نیازی به آسمان یا ستاره‌ای باشد. در چشم‌های تو چیزی هست که نه در مهتاب پیدا می‌شود و نه در سپیده، نوری که نه از آسمان آمده و نه از خورشید، بلکه از جایی دورتر، از جایی که شاید نامی برایش نیست، جایی شبیه دلِ تو. وقتی نگاهم می‌کنی، زمان آرام‌تر می‌گذرد، صداها دور می‌شوند و دنیا انگار برای لحظه‌ای می‌ایستد تا این زیبایی را تماشا کند؛ حتی ماه، اگر می‌توانست حس کند، شاید از آسمان پایین می‌آمد و در سکوت به چشم‌های تو خیره می‌شد تا بفهمد چگونه می‌شود این‌گونه بی‌ادعا و بی‌پایان درخشید. تو بی‌آنکه بدانی، در هر نگاهت جهانی را روشن می‌کنی و در هر سکوتت هزار حرف ناگفته داری، و من میان این همه نور و زیبایی، تنها کسی‌ام که فهمیده‌ام ماه سال‌هاست دارد از چشم‌های تو تقلید می‌کند، اما هرگز به آن لطافت و آن ناز نمی‌رسد؛ و چه عجیب است که تمام آسمان با آن عظمتش، در برابر یک لحظه از نگاه تو، چیزی کم دارد، چیزی که فقط در چشم‌های توست، چیزی که باعث می‌شود من هر بار که به تو نگاه می‌کنم، باور کنم که زیباترین نور جهان نه در آسمان، بلکه در نگاه تو پنهان شده است.

بچه هایی که بات رو بلاک میکنید نمیشه جوابتونو داد وگرنه جواب همه پیاما رو میدم

اینو هم یادم رفت بفرستم
اینو هم یادم رفت بفرستم

تو آن‌قدر زیبایی که هر بار دیدنت، تمامِ واژه‌های جهان را از ذهنم می‌رباید و من می‌مانم با دلی که بی‌قرارِ گفتن است و لب‌هایی که جرأتِ آغاز ندارند، تو مرا مغرور می‌بینی، ساکت و دور، انگار نه انگار که درونم طوفانی برپاست، اما حقیقت این است که من در برابرِ تو خجالتی‌ترین آدمِ این شهرم، نگاهت که می‌کنم قلبم تندتر از همیشه می‌زند و تمامِ جمله‌هایی که هزار بار در ذهنم ساخته‌ام در یک لحظه فرو می‌ریزند، نه از بی‌احساسی و نه از غرور، فقط از ترسی ساده که اسمش را گذاشته‌ام دوست داشتنت، من بلد نیستم شروع کنم، بلد نیستم به سادگی بگویم که حضورت حالِ روزهایم را عوض کرده و لبخندت بی‌خبر در ذهنم تکرار می‌شود، شاید اگر تو فقط یک قدم به سمتِ این سکوت برداری، فقط یک سلامِ ساده، آن‌وقت من تمامِ حرف‌های نگفته‌ام را مثل بارانی آرام برایت خواهم گفت، از تمامِ دلهره‌هایم، از تمامِ شب‌هایی که بی‌صدا به تو فکر کرده‌ام و از احساسی که آرام و بی‌اجازه در دلم ریشه کرده است، من مغرور نیستم، فقط کسی‌ام که در برابرِ زیباییِ تو زبانش را گم کرده و دلش هنوز جرأتِ اعتراف ندارد.

من دلباخته‌ی کسی شده‌ام که حتی ردِ قدم‌هایش هرگز با مسیر من تلاقی نداشت؛ نه همسفر صبحی بود و نه شریک غروبی، اما نامش بی‌اجازه در تمام لحظه‌هایم جاری شد. کسی که برایم از ستاره‌ها می‌گفت، از نورهایی دور در آسمانی که همیشه برای خودش ابری بود، و هرگز نفهمید که در تاریک‌ترین شب‌های من، همین او بود که بی‌صدا می‌درخشید؛ تنها ستاره‌ای که تمام آسمان خاموش دلم را معنا می‌کرد. من دلباخته‌ی همان بانوی خیال‌انگیزم که حضورش نه در واقعیت، که در عمق رویاهایم ریشه دوانده، جایی میان سکوت و خیال، میان آنچه هست و آنچه هرگز نبوده. در همان رویاهای دور، شبی را بارها ساخته‌ام: حیاط وسیع یک کاخ خاموش، سنگ‌فرش‌هایی خیس از نم‌نم آرام باران، و من که در برابرش ایستاده‌ام، با دلی که میان ترس و شوق می‌تپد، آرام سر فرود می‌آورم، دستش را می‌گیرم، بی‌آنکه بداند چقدر جهانم به همین لمس کوتاه بند است، و او را به رقصی دعوت می‌کنم که پایانش نه در موسیقی، که در تپش‌های بی‌قرار قلب من گم می‌شود. و چه غریب است این عشق؛ عشقی که هرگز آغاز نشد اما انگار سال‌هاست در من زندگی می‌کند، عشقی که او از آن بی‌خبر است و من در سکوت، هر شب آن را زندگی می‌کنم.

photo content
+2

من قرص‌شم نداشتم خودشو به کنار

چند اکس داری

نه خونمون تنها میشم ، میزنه به سرم دفترمو خطی خطی میکنم

مخاطب دارن متن‌هات؟

هر بار با خودت میگی نه این با بقیه فرق داره ، ثابت میکنه فرق میکنه ، از اون دروغگو تر بود

ای کاش به ادما میشد واقعا اعتماد کرد

+1
Spark.m4a3.22 MB

photo content
+1

تو خود بات جوابتونو میدم

کار میکنه