کوچه ارغوان🪻
Open in Telegram
شعرها زنده اند، نوشتهها. واژهها که از گوشه خيال انگشتان چکه مىكنند، بارى به جام جان فرو خواهند ريخت. سمیه گفتنیها🦩 t.me/HidenChat_Bot?start=7780978663
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
81
Subscribers
+224 hours
+77 days
+1830 days
Posts Archive
سیاهقلم به آدم یاد میدهد که:
هر اشتباهی جبران شدنی نیست.
پاک کن شاید تا جایی چاره ساز باشد و کمرنگش کند ولی آن لکه قرار است تا آخر بماند.
نسبت عشق به من نسبت جان است به تن تو بگو من به تو مشتاقترم یا تو به من؟
زندهام بیتو همین قدر که دارم نفسی از جدایی نتوان گفت به جز آه، سخن
بعد ازین در دل من، شوق رهایی هم نیست این هم از عاقبت از قفس آزاد شدن
وای بر من که در این بازی بیسود و زیان پیش پیمانشکنی چون تو شدم عهدشکن
باز با گریه به آغوش تو بر میگردم چون غریبی که خودش را برساند به وطن
تو اگر یوسف خود را نشناسی عجب است ای که بینا شده چشم تو ز یک پیراهن
#فاضل_نظری
دیروز که صبح خیلی زود برخاسته بودم چیزی را در خودم کشف کردم و آن اینکه:
اصلا صبح زود اشتهای شعر عاشقانه ندارم. میخواندم و مضحک میشد. میشد ماهی خام کوچکی و از دهن مستقیم میپرید به معده. حالم را دگرگون میکرد و میخواست بالا بیاید.
و اینگونه شد که شعر عاشقانه هم به لیست موسیقی، صدای بلند ، مسئله قابل بحث، آدمها، پیامها وغیره..
که صبح زود قابل تحمل نیستند، اضافه شد.
از نظر من آدمهای که همیشه خود خود شان اند، قشنگترین موجودات روی زمین اند. وقتی خود ما هستیم خنده ما، حرفها و آن باورهای به خصوص خودمان، حتی قهر و عصبانیت هیچکس شبیه هیچکس نیست.
یکی از قدرت هایی که نمیدانم از کی به آن دست یافتهام این است که فقط با مکالمه هرچند کوتاه، با یک خنده یا حتی حالت صورت موقع حرف زدن میتوانم با خودم حلاجی کنم که؛ میخواهد خوب به نظر برسد و تمام تلاشش برای تمرکز روی حالت کمتر دیده شده از خودش را انجام میدهد یا همیشه همین بوده؟
این را میدانم که انسانها چند حالت از خود را مقابل هر فرد و با در نظر داشت شرایط و تشخیص آنچه از مخاطب خویش دریافته است را برگزیده و با آن حالت غالب ظاهر میشود ولی حتما یک حالت طبیعی و کلی هم هست دیگر.
هیچوقت صرفا از این روی که خوبترین جمع به نظر برسم تلاشی برای «دیگری» بودن انجام ندادهام و معتقدم که اگر انجام شود یعنی حضور در جمع و در مکان اشتباه.
Repost from احسان بدخشانی
ای خداوند! یکی یارِ جفاکارش ده
دلبری عشوهدهِ سرکشِ خونخوارش ده
تا بداند که شب ما به چه سان میگذرد
غم عشقش ده و عشقش ده و بسیارش ده
#مولانا
من عکسهایی که برایم میفرستند را دوست دارم. انگار حین دیدن آن صحنه اولین نفر من بودهام که به یاد آمدهام. حین ثبت و اندازه گرفتن قاب من آنجا حضور داشتهام.
و این یکی از قشنگترین شکل دوستت دارم گفتن نیست؟
من که اینگونه میخوانمش.
