کوچه ارغوان🪻
Ir al canal en Telegram
شعرها زنده اند، نوشتهها. واژهها که از گوشه خيال انگشتان چکه مىكنند، بارى به جام جان فرو خواهند ريخت. سمیه گفتنیها🦩 t.me/HidenChat_Bot?start=7780978663
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
80
Suscriptores
+124 horas
+57 días
+1630 días
Archivo de publicaciones
-برنامهات چیست؟
+هیچی، سعی میکنم زنده بمانم.
-اینم خوب است. برای امشب چی برنامه داری؟
...
+شاید یک فلم خوب ببینم.
از بهترین اتفاقات ممکن برای منِ خوابزده
لغو شدن یکی از کلاسها و شروع سفر بازگشت به سمت خانه بود.
سه ساعت ته راه واقعا انرژی کل روز مرا میگیرد.
Repost from سرابْ
خاورمیانه را به تقلید از
چشمان شرقی تو ساختهاند؛
پر التهاب،اندوهگین،خسته و زیبا...
•نزار قبانی
امروز برای چندمینبار میخواهم اینجا مطلبی بنویسم. طولانی میشود. فکر میکنم میشود شعرش نامید. حس میکنم باید برایش وقت گذاشت و فکر کرد. بعد منتقل میشود به دفتر نوت. و خدا میداند تا کی قرار است آنجا حبس و انتظار بکشد.
Repost from رنجِ تماشا
«به آغوشم کشیدی اما
سایهات را دیدم
که دستهایش
درون جیبش بود»
#گروس_عبدالملکیان
در آخرین ایستگاه از قطار پیاده میشوم. از شهر خارج شدهام. آفتاب کم جان، زردِ خوشرنگ است. هوا با هوای درون شهر تفاوت فاحشی دارد. آن حالت دم کرده را ندارد.
همه چیز در آخرین کسی معنا میشود
که در ژرفای شب به یاد میآوری.
قلب تو آنجاست.
#چارلز_بوکوفسکی
