کافه مستاجر پلاک ۱۲
Open in Telegram
سلام. حامد هستم. عکاس و ادیتورم. قصه مینویسم؛ گاهی با کلمه، گاهی با عکس، گاهی با موسیقی. به دنیاهای خیالی، فیلمها، شبهای طولانی علاقه دارم. اینجا ردپای نوشتهها، پلیلیستها، و هر چیزی رو پیدا میکنی که شاید کمک کنه چند دقیقه از این دنیا فاصله بگیری.
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
2 295
Subscribers
+424 hours
+637 days
+22130 days
Posts Archive
2 296
و اینکه خواهشاً مهربونتر باشید باهم. کمتر دلِ همدیگه رو بشکنید و نسبت به همدیگه سخت بگیرید. این رفاقتها، دوستیها، عشقها و هر نوع روابطی که دارید حیفه از بین بره. اعتماد کردن و آشنا شدن با دیگران از چیزی که فکرش رو میکنید خیلی سختتر شدهها، قدرِ همو بیشتر بدونید. حیفه. خراب که بشه پشیمون میشید. بخدا پشیمون میشید.
2 296
فصلِ جدیدِ تِد لاسو همچنان جذاب، زیبا، حال خوب کن، و آرامش بخشه برام. دلم برای حال و هواش تنگ شده بود. خوشحالم که برگشت و باعث شد لذت ببرم از دیدنش.
2 296
یک نفر آدمم، وسطِ زندانِ آزکابان، در مقابلِ یک ارتش دِمِنتور. باید اِکسپِکتو پاترونام رو فریاد بزنم. ولی نمیدونم چقدر قدرت دارم برای مبارزه، و چقدر قدرت دارم برای اینکه بتونم به یک خاطرهی خوب و قدرتمند فکر کنم.
2 296
به گمونم تنها راهی که میتونم با این شرایط کنار بیام اینه که تا جایی که بتونم شُل بگیرم و آسون کنم زندگی رو برای خودم. چون به اندازهی کافی همه چی سخت شده، منم بخوام سخت بگیرم دیگه از پسش برنمیام. خلاصه که به مرحلهای رسیدم که یا من شکست میدم تاریکیهای این زندگیِ سگی رو، یا تاریکیهای این زندگیِ سگی من رو شکست میده. حدِ وسطی وجود نداره دیگه،
2 296
این حجم از مهربونی و وفاداری و محبت رو از طرفِ خانوادهام نمیپذیرم. من مطمئنم توطئهای درکاره. حس میکنم آرامشِ قبل از طوفانه و هر لحظه ممکنه چنان جنگِ داخلیای رخ بده که در حدِ قسمتِ آخرِ فصلِ سومِ گیمافترونز ( red wedding ) باشه.
2 296
خانوادهی عزیزم، بنده این همه سال تلاش نکرده بودم رابطهام رو باهاتون قطع کنم که الان تمامِ خریدها و زحماتتون رو روی دوشِ من بذارید. یعنی این همه سال سابقهی جر و بحثامون رو چطوری دارید چشمپوشی میکنید و فکر میکنید پسرِ خوبیام؟ من نمیدونم.
2 296
از ساعت هشت شب تا الان توی ترافیک بودم. من دیگه پشت فرمون نمیشینم. از همین لحظه انصرافم از رانندگی رو اعلام میکنم. بازگشت به سوی اسنپ.
2 296
اگر اینجا کسی هست که قُم زندگی میکنه، لطفاً بهم پیام بده، ممنان.
t.me/BluChtBot?start=61a7ac09bfdfad8e8e43
2 296
کمکم دارم به این نتیجه میرسم که دیگه با آدمهایی بیش از حد حساس، زودرنج، سختگیر، وسواس، بیجنبه، و زود بربخور ( اسمشو نمیدونستم ) هستن، دیگه نمیتونم کنار بیام.
2 296
آدمها واقعاً عجیب شدن. خودشون هزار و یک دلیل برای ناراحت بودن بهوونه میکنن، به تو که میرسن طوری رفتار میکنن که انگار تمومِ حقهای دنیا با اوناس و تو خودت هیچ حقی برای درگیر بودن و ناراحتی نداری و وظیفته حالشو خوب کنی، چرا؟ چون فقط اون یه نفره که حق داره حالش بد باشه.
2 296
واقعاً چرا انسانم؟ میتونستم گربه باشم. درخت باشم. ابر باشم. سنگ باشم، هرچی میشدم بهتر از اینی بود که هستم.
