کافه مستاجر پلاک ۱۲
Open in Telegram
سلام. حامد هستم. عکاس و ادیتورم. قصه مینویسم؛ گاهی با کلمه، گاهی با عکس، گاهی با موسیقی. به دنیاهای خیالی، فیلمها، شبهای طولانی علاقه دارم. اینجا ردپای نوشتهها، پلیلیستها، و هر چیزی رو پیدا میکنی که شاید کمک کنه چند دقیقه از این دنیا فاصله بگیری.
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
2 293
Subscribers
+524 hours
+617 days
+22630 days
Posts Archive
2 293
همیشه همهی سعیمو کردم که حتی اگه خودم حالم خوب نیست، حالِ بقیه رو با شوخیام، طنزهام و مسخره بازیام عوض کنم، یا جلوی دیگران حالِ بدم رو نیارم و کسی رو درگیر نکنم. نمیدونم چقدر موفق بودم، چقدر تونستم حال بقیه رو خوب کنم یا طوری بنویسم و توضیح بدم که درک بشم، ولی اگر این مدت به هر دلیلی یه روزی یه جایی یه جوری باهاتون بد حرف زدم، بد رفتار کردم، تند رفتم یا به هر دلیلی رفیقِ خوبی نبودم، چه دور چه نزدیک، عمیقاً عذر میخوام. از همتون. دستِ خودم نبود، دیگه خودتون میدونید توی چه وضعیتیام، و همینکه زندهام، خودش خیلیه.
2 293
سوال اصلی اینجاست که وقتی حالت خوب نیست، فاصله گرفتن از اطرافیانت انتخابِ درستیه؟ برای مثال. آگاهی نسبت به اینکه حالت خوب نیست، میدونی عصبیای، میدونی به زمان نیاز داری تا حالت بهتر بشه، و اگه با کسی در ارتباط باشی ممکنه بهش آسیب بزنی، رفتاری نشون بدی یا حرفی بزنی که ممکنه ناراحتش کنی، حالا چه از روی عصبانیت، چه از روی غم، بعد آگاهانه تصمیم میگیری ارتباطت رو با اطرافیانت کم کنی و فاصله بگیری از همه جا و مدتی توی غار خودت، توی کنجِ خلوتِ خودت به حالت بپردازی، بدونِ اینکه کس دیگهای رو اذیت کنی. ولی این روش اصلاً درسته؟ یا فقط خودتو گول میزنی؟ یا اصلاً هیچجوره درست نیست چون انسان ذاتاً به کمکِ اطرافیانش نیاز داره و تنهایی نمیتونه حلش کنه؟ نمیدونم. میتونم بگم به عنوانِ یک انسانِ کاملاً معمولیای که به مرزِ فروپاشی رسیده و تقریباً کم آورده، نمیدونم توی همچین شرایطی باید چطور رفتار کنم و چه واکنشی از خودم به دیگران نشون بدم و چطور توضیح بدم که خوب نیستم.
2 293
فقط خواستم بهتون بگم هرچیزی که باهاش قدرِ سالها خاطره ثبت کردین و فکر میکردین این یکی دیگه موندگاره، توی زندگیتون همیشگی نیستن و قرار یک روز صبح بیدار شی و از دستش بدی. چه یک مکان باشه، چه آدم، چه شی، چه خاطره، یا حتی، بخشی از خودت، یا حتی، همهی خودت رو ممکنه یه روزی از دست بدی.
2 293
یه نگاه به گذشته، به آدمها، مکانها، و چیزهایی میندازی، توی ذهنت ثبت میشن، و یهو به خودت میای و میبینی عه، دیگه هیچوقت قرار نیست اون آدمها، اون مکانها، و چیزهایی که قبلاً یک عمری باهاشون زندگی کردی رو ببینی.
2 293
کودکِ غمگینِ درونم قدرتمندتر از همیشه بیدار شده، صدای جیغ و دادش میاد، بیخیال هم نمیشه.
2 293
و همونقدر که آدم گریز و از همه فراریام نیاز به تمامِ محبتها و توجههای ممکن دارم.
2 293
فعلاً از نسخهی اولیه ترکها یکی یکی لذت ببرید تا در نهایت همه رو یه جا منتشر کنم.
2 293
بعد از اتمامِ نهاییِ آلبوم، طبقِ روال همهی آهنگا به همراهِ ترجمهی کامل منتشر میشه.
2 293
دو سه تا ترک از آلبومِ تیمارستان خروجی گرفته شده، و پیشاپیش میخوام اعتراف کنم قراره آلبومِ به شدت جذاب و خفنی باشه. حتی از یه سری نکات، از قبلی هم جذابتر.
2 293
خدایا چرا تموم نمیشه کنکور و امتحانای شما، یعنی نشد من یه شب ناشناس بذارم شما ناله نکنید بابتِ این. اصلاً اگه درس دارید چرا توی تلگرامید؟ اه.
