en
Feedback
ضمایم

ضمایم

Open in Telegram

ادبیات و جامعه شناسی

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
274
Subscribers
-124 hours
+107 days
+1030 days
Posts Archive
زندگی‌ ما را معتاد خودش کرده است ،به سوی خودش فرا می خواند و چنان ما را درگیر خودش می کند که فراموش می کنیم آخر کار به کجا می کشد. دغدغه هایی در وجودت می پروراند و اعتیادت را دو چندان می کند ،معتاد دغدغه دیده شدن ،معتاد دغدغه دست کم نگرفتن و معتاد دغدغه ی دوست داشته شدن. هیچ نمی دانی آخر این کار به کجا می کشد. تا به هوش آیی که تا به فرق زندگی در خودش ترا غرق کرده است آی زندگی آی زندگی.

شاه شجاع درانی اگر چه در دنیای سیاست مردی شکست خورده و بدنام است اما در شعر و شاعری نیکونام است. نه تنها شاه شجاع که کسانی دیگری نیز بودند که در شعر افتضاح بودند و در سیاست نیک نام؛ شاه شجاع برای کسانی که در هنر، به شخصیت صاحب هنر و موفق بودن و نبودنش در سیاست توجه نمی کنند نیک نام است. در جامعه سیاستزده ما کمتر باور پذیر است که شاعر "به مقابل دو چشمم چه چشم سیاه نشسته" و "صبح دمید و روز شد یار به این بهانه رفت" همان شاه شجاعیست که در سیاست بدنام و آلت دست انگلیسی هاست. قصۀ غم بیان کنم، دوش که آن یگانه رفت آمده بود دیر تر، زود به سوی خانه رفت خوش دلی از میانه رفت، عشرت جاودانه رفت وقت وداع اشک من، ازمژه دانه دانه رفت تا شدی اشیانه ام، طایر اشیانه رفت در غمش از لب شجاع، نغمۀ این ترانه رفت صبح دمید و روز شد، یار شبینه خانه رفت روی سحر سیاه باد، یار به این بهانه رفت

128797816.mp34.10 MB

بشر شعر را بوجود آورد و بر هر چیزی تعریفی گذاشت، تاریخ خودش را نوشت و بر موجوداتی که در چهار سویش راه می رفتند نام گذاشت، حیوانات را اهلی کرد تا بتواند از آن به نفع خودش استفاده کند و ذهنش را درگیر چگونگی حیات بشری کرد، زمین را ساخته شده از آب فرض کرد و سال ها برای داشتن قلمرو بیشتر به جنگ پرداخت. مفهوم دموکراسی را بوجود آورد و برای بیان اگزستانسیالیزم قلم زد، موتر ساخت، پرواز کرد، زیر دریا جای برای خودش باز کرد، بر ماه پا گذاشت و مساحت زمین را پیدا کرد. اما تا هنوز نتوانسته است برای دلتنگی‌ تعریفی پیدا کند. تا هنوز نتوانسته دلیل این را که چرا یک کسی چنان جایگاهی نزد ما پیدا می کند که لحظه ی نمی توان از فکر و خیالش بیرون شد ،پیدا کند. تا هنوز نتوانسته برای تنهایی تعریفی بگذارد و اگر تنهایی به مفهوم تنها بودن و دور بودن از هم نوع است پس چرا در میان هزاران نفر هنوز فکر می کنیم که کسی نیست و تنهاییم ؟

ماجرای مصادره کردن کتاب های ابویوسف کندی بزرگترین فیلسوف عرب توسط فرزندان موسی بن شاکر خوارزمی. ابن ابی اصبیعه در کتاب خویش "عیون الانباء فی طبقات الاطباء" داستان محمد و احمد فرزندان موسی بن شاکر و کندی را چنین آورده است: محمد و احمد فرزندان موسی بن شاکر در عهد متوکل بر علیه هر کس که در علم و دانش بر آنها پیشی می گرفت توطئه می کردند. به این ترتیب کاری کردند که سند بن علی از متوکل رانده و به مدینه السلام ( بغداد ) تبعید شود؛ و نیز چنان بر علیه کندی دسیسه ساختند که متوکل او را زد. دو برادر به خانه او هجوم برده تمام کتاب های او را تصرف و در انباری بنام "کندیه " حبس ساختند. کندی مصادره کتابخانه اش را که بدست متوکل صورت گرفت بزرگترین و بالاترین ضربه و اهانت بحساب می آورد. اما این وضعیت دیری نپایید چرا که حادثه حفر رودخانه معروف به جعفری پیش آمد که باعث شد متوکل بر فرزندان موسی خشم گرفته و با درخواست "سند بن علی" را از مدینه السلام برای بررسی وضعیت نهر به آنجا سر کشی کند. در اینجا بود که سند بن علی‌ کندی را مساعدت کرد و کاری کرد تا او بتواند کتاب های خویش را باز پس گیرد. او بر فرزندان موسی بن شاکر شرط کرد در صورتی آنها را از غضب متوکل نجات می دهد که کتاب های کندی را به او برگردانند. ایشان نیز برای نجات خویش کتاب ها را برگرداندند.

تقلید خصلت عمومی حیات اجتماعی هم در نزد جوامع بدوی و هم در تمدن هاست،اما در این دو گونهء اجتماعی کارکرد متفاوتی دارد. در جوام
تقلید خصلت عمومی حیات اجتماعی هم در نزد جوامع بدوی و هم در تمدن هاست،اما در این دو گونهء اجتماعی کارکرد متفاوتی دارد. در جوامع بدوی و ایستا تقلید متوجه نسل قدیمی تری است که جزء اعضای جامعهء زنده است و نیز متوجه مردگانی است که"رویهء آداب و رسوم" در آنها عینیت پیدا کرده است؛در حالیکه نزد آن دسته جوامعی که در روند تمدن قرار دارند همین استعداد متوجه شخصیت های خلاقی است که توانسته اند به زمینهء جدیدی دست پیدا کنند.استعداد هایشان همان استعداد قبلی است،تنها جهت آن عوض می شود. 📕؛بررسی تاریخ؛حکایاتی از تمدن های برجای مانده و منقرض 📖جلد اول ص 316 آرنولد_توین‌بی

بیرون ز خویش کجا می روی جهان خالیست. بیدل دهلوی بعد از ظهر امروز
بیرون ز خویش کجا می روی جهان خالیست.
بیدل دهلوی
بعد از ظهر امروز

https://t.me/HarfChatBot?start=aafc009acd96 حرفی سخنی حدیثی

دوتا عیب بزرگ شهر مزار یکی گرمای تابستانی است که این قابل تحمل است چون سه ماه بیشتر نیست. اما عیب دوم آن آلودگی صوتی است که بنظرم نشان می دهد با این همه گستردگی و شهر درجه اول بودن مزار،شهروندانش کمتر از اخلاق شهری و فرهنگ شهرنشینی می دانند و به آن پابندند.

:داستان زندگی اسطوره علی کلی با دسترسی بی‌نظیر به آرشیو شخصی محمدعلی، شامل «مجلات صوتی»، مصاحبه‌ها و شهادت‌های خانواده و دوستان نزدیک او روایت می‌شود.

🎥 فیلم: I Am Ali 2014 💬 #دوبله_فارسی 📤کیفیت : 1080p 🆔 @towfilm

فرخار :نام شهریست که در آن شهر،خوبان بسیارند. صفحه ۳۹۸ چاپ اول ۱۳۹۴ این کتاب در سال ۷۹۵ قمری نوشته شده است
فرخار :نام شهریست که در آن شهر،خوبان بسیارند. صفحه ۳۹۸ چاپ اول ۱۳۹۴ این کتاب در سال ۷۹۵ قمری نوشته شده است

من اهل فوتبال نیستم. برادر بزرگم طرفدار دو آتشه رونالدو است برادر کوچکترم طرفدار دو آتشه مسی. من اما طرفدار هیچ کدامم؛ اصلا شوقی برای دیدن فوتبال ندارم.گرمی برادرانم و سردی مرا نسبت به فوتبال،اگر منصفی ببیند خواهد گفت نه به گرمی برادرانت و نه به سردی تو

بدتر از این می شود؟ ظهر تابستان ماه سرطان بیایی خانه ببینی برق نیست. نیم ساعت از گرما پخته شوی بعد یادت بیاید که صبح قبل از بیرون برآمدن از خانه،فیوز برق را خاموش کرده بودی. برق نرفته بلکه فیوز را پایین کردی.

ذکر افغان در نخستین کتاب فرهنگ واژگان به پارسی محمدبن قوام بن رستم بن بدرخزانه ی بکری بلخی در کتاب "بحر الفضایل فی منافع الاف
ذکر افغان در نخستین کتاب فرهنگ واژگان به پارسی محمدبن قوام بن رستم بن بدرخزانه ی بکری بلخی در کتاب "بحر الفضایل فی منافع الافضل" در صفحه ۶۹ در معنای افغان آورده است: افغان=فریاد، و قومی است. این کتاب در سال ۷۹۵ نوشته است اما قبل از این نیز در کتاب "تاریخ نامه هرات" در ۷۲۰ قمری و سفرنامه ابن بطوطه در ۷۵۴ قمری از افغان ها و قلمرو شان در اطراف سند در هندوستان امروزی نوشته است اما ظاهرن این کتاب اولین کتابیست که در معنای افغان نوشته است.

صبح دمید و روز شد صدا؛ احمدظاهر شعر؛شاه شجاع درانی

اندیشه در زمان می تواند قابل فهم باشد و زمان را از اندیشه جدا کردن چنان اندیشه را نافهم می کند که حتی فهمیدنش نیز سودی نخواهد داشت و تنها زمان است که می تواند اندیشه را بفهماند و کمک کند که اندیشه را بفهمیم . زمان به اندیشه رسمیت می دهد. وقتی اندیشه را از زمان خاص بیرون کنیم متوجه خواهیم شد که شرایط‌زمانی که باعث خلق اندیشه شده را نادیده گرفته ایم و نادیده گرفتن شرایط زمانی ،اندیشه را خالی و نافهم‌ می‌ نمایاند. زمان برای مان کمک می کند تا بدانیم اندیشه در چه وضعیتی بوجود آمده است و چگونه توانسته است به حیات خود ادامه بدهد ؟ می توان به نحوه دیگر چنین بیان کرد ؛ اندیشه واکنشی است برای وضعیتی که وجود دارد و اگر وضعیتی وجود نمی داشت ، نمی شد اندیشه را خلق کرد ،اندیشهء که خواهان بر هم‌ زدن و اصلاح کردن وضعیت و یا پذیرفتن وضعیت است. به عنوان مثال : اگر پدیدهء‌ بنام دیکتاتوری وجود نمی‌داشت چگونه می شد که برای مقابله با دیکتاتوری اندیشه کرد؟ دیکتاتوری "وضعیت " است وضعیتی که وجود دارد و قبلا هم وجود داشته است و اندیشه "واکنش به این وضعیت" است .

🎥 فیلم « هملت 1948 » 📝 #زیرنویس_چسبیده_فارسی "SoftSub"  📤 کیفیت : 720p ✂ بدون سانسور و حذفیات

「 روح┇ Soul 」 🎥 کیفیت 1080p ✂️ بدون سانسور و حذفیات ♨️ زیرنویس چسبیده فارسی

در کانالم مدام کوشش کرده ام به دوستانی که عضو هستن احترام بگذارم. و این احترام را این گونه ادا می کنم؛آنچه می گذارم نه از هوش مصنوعی است نه روانشناسی زرد. کتابی که نخوانده ام را معرفی نمی کنم. فلم دیده نشده را نمی گذارم.‌موضوع و مسئله ی که به آن باورمندم را می گذارم. ریا کار نیستم؛ از آنچه به آن باور دارم می نویسم. خوشحالم اینجا هستید و می خوانید.