es
Feedback
ضمایم

ضمایم

Ir al canal en Telegram

ادبیات و جامعه شناسی

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
285
Suscriptores
-224 horas
-27 días
+130 días
Archivo de publicaciones
قریه تبر /سانچارک شهر سرپل Teber
+1
قریه تبر /سانچارک شهر سرپل Teber

"نه رضای خدا نه رضای خود" وقتی متکلم صولی مر یکی را پرسید " که بامداد چگونه برخاستی؟" گفت "نه چنانکه رضای خدای است و نه چنانکه رضای من است" گفت این چگونه باشد؟ گفت رضای خدای،عزوجل،آن است که من مردی زاهد و پارسا و متقی باشم و چنان نیستم؛ و رضای من آن است که من مردی توانگر و محترم باشم و چنان نیستم؛پس نه در رضای خدایم نه در رضای خود. "حکایاتی از قسم چهارم" 📕 جوامع الحکایات و لوامع الروایات سدیدالدین محمد عوفی بخارایی

https://t.me/HarfChatBot?start=aafc009acd96 حرفی،سخنی، پرسشی

پاییز سال ۱۴۰۱ دانشگاه اصفهان. صنف انگلیسی تخصصی
پاییز سال ۱۴۰۱ دانشگاه اصفهان. صنف انگلیسی تخصصی

از فرصت رخصتی جمعه استفاده کرده مزار برگشتم. رفتم دیدن عصمت رحیمی. حالش خوب نبود؛ دو ساعتی نشستیم و از برکت هوای بیستم سنبله قدم زدیم.

تمدن امر آسمانی نیست و همینگونه نمی توان گفت که دین به تنهایی خودش می تواند تمدن باشد. البته تا جای که بحث دستاوردهای معنوی باشد دین می تواند تاثیر گزار باشد حتی در این تاثیر گزاری بر حق و ناحق بودن دین مطرح نیست. ما شواهد تاریخی زیادی از این امر داریم که حتی ادیان زمینی و چند خدا باوری، توانسته است در شکوفایی تمدن نقش برجسته داشته باشد. تمدن مصری و دستاورد های اهرام مصر را می توان یک نمونه از این شواهد بیان کرد. تاریخ نگاران و باستان شناسان به این باور هستند که تمدن مصر پس از آخن آتون که باور به یکتا پرستی داشت رو به افول گذاشته است.( این عادت تمدن هاست؛ وقتی امری باعث شکوفایی تمدن ها شود نبود آن امر می تواند به افول تمدن ها هم کمک کند) یا همانگونه که مردم تمدن سند چنین بودند و اعتقادات آنها در شکوفایی تمدن سند کمک کرد. تمدن اسلامی هم درست است که بخش مهم آن اسلام است اما تاجای که می دانیم این تمدن تا حیات پیامبر و حیات خلفای راشیدین نشانه های از شکوفایی نداشت. تمدن اسلامی وقتی به شکوفایی رسید که مردمان و فرهنگ های مختلف را دور خود جمع کرد. چنانکه در بغداد هم یهودی، هم زردشتی، هم مسیحی و هم خدا ناباور در پهلوی مسلمانان دست به ترجمه آثار گذشتگان می زدند و کار تا جایی که رسید که اندیشمندانی از این تمدن توانستند بر اندیشمندان تمدن های قبلی پیشی بگیرند. البته چیز دیگری که مهم است این است که همانگونه که شرایط بوجود آمدن تمدن ها منحصر بخودشان است دستاوردشان نیز منحصر به خودشان است. چنانکه در پست قبلی هم گفتم تمدن یونان به داشتن فیلسوفان بیشتر شهرت دارد در حالیکه تمدن مصر فیلسوفان بیشتر ندارد ولی هر دو تمدن است و شکوفایی خود را داشتند. توقع بیجاست که بگوییم باید مصر هم ارسطو می داشت یا وقتی تمدن یونان آموزشگاه های بنام لیسه دارد چرا تمدن سندی این چنین آموزشگاه ها ندارد؟
"محمدناصر ساجدی"

عصر طلایی خراسان همان قرن چهارم هجری است که مصادف است با در قدرت بودن خاندان سامانی. این خاندان نه تنها مذهب حنفی داشتند بلکه آن را تبلیغ هم می کردند. مذهب حنفی با کلام ماتریدی، نقش مهمی در بوجود آمدن عصر طلایی خراسان دارد. خاندان سامانی با نگرش مذهبی حنفی میراث و سنت کهن ایرانی را حفظ کردند. در سایه این خاندان اولین کتاب شعری پارسی تدوین و نشر شد، اسطوره و افسانه های کهن ایرانی در ابتدا در نثر و بعد در شعر گنجانده شد و نشر شد. قرآن ترجمه شد. از جغرافی نگاران حمایت مالی شد تا آنها به سفر پرداخته و گزارش بنویسند. طب پیشرفت چشم گیری یافت زکریای رازی طبیب مخصوص این خاندان بود. این خاندان جنبش ترجمه راه انداختند، مدرسه ساختند و با همین نگرش حنفی بخارا را بهشت متفکران و دانشمندان ساختند که دانشمندان بدون مهم بودن دین و مذهب شان، در بخارا در امنیت و در حمایت خاندان سامانی زیستند و به پژوهش خود ادامه دادند. در تاریخ خاندان سامانی کمتر گذارش تعقیب و سرکوب مذهبی دیده می شود. اما وقتی این خاندان از میان رفتند کلام ماتریدی نیز از صحنه کنار رفت عصر طلایی هم از میان رفت و خراسانی که در امنیت بودن و در حمایت بودن دانشمندان شهره بود بخاطر تعصب مذهبی و نگرش های مذهبی حاکمان، به دوزخ دانشمندان مبدل شد که در آن خبری از تساهل و مدارا دیده نمی شد. مردم بنام قرمطی و زندیق به محاکمه کشیده می شد چنانکه در تاریخ بیهقی از زبان محمود غزنوی نقل شده است که:من از بهر قدر عباسیان انگشت در کرده ام در همه جهان و قرمطی می جویم و آنچه یافته آید و درست گردد بر دار می کشند.

دهه هشتاد میلادی.
دهه هشتاد میلادی.

در زمستان سال ۱۴۰۰ وقتی تازه اصفهان رفته بودم برای کار و پر کردن اوقات بیکاری به یک دکان مونتاژ پیانو رفتم. آن وقت ها درس ها
+1
در زمستان سال ۱۴۰۰ وقتی تازه اصفهان رفته بودم برای کار و پر کردن اوقات بیکاری به یک دکان مونتاژ پیانو رفتم. آن وقت ها درس ها انلاین بود. فرصت بیکاری را می رفتم برای آن کار. وظیفه ما این بود که پیانو را مونتاژ کنیم و در و میز و ستون برایش بسازیم تا امن تر و قابل استفاده تر شود. گاهی در فرصت بیکاری پشت میز پیانو نشسته بی نت و برنامه پیانو می زدم.

"غمت کوه بزرگیست، مانده در دل ما"
"غمت کوه بزرگیست، مانده در دل ما"

ایرانی ها به او شاه مسعود می گویند. اسم با مسمی است. ما به او فر سلطانی دیده ایم.
ایرانی ها به او شاه مسعود می گویند. اسم با مسمی است. ما به او فر سلطانی دیده ایم.

در شهر شبرغان این شهر در منابع جغرافیایی به صورت اشبورقان و شبرغان آمده است که شکل عربی شده شاپورگان است. در مورد جوزجان، به
در شهر شبرغان این شهر در منابع جغرافیایی به صورت اشبورقان و شبرغان آمده است که شکل عربی شده شاپورگان است. در مورد جوزجان، به نظر می رسد بیش از اینکه اسم شهر بوده باشد القاب حاکم بوده اند. چنانکه برمک لقب خادمان و صاحبان نوبهار بوده است یا بخارا خدا یا سامان خدا. طبری حاکم شهر را الجوزجان بن جوزجان یاد کرده است که عربی شده گوزگان است. و گاه گوزگانان یا جوزجانان هم آمده است.

"تو نیستی و در این برکه جز سیاهی نیست"
"تو نیستی و در این برکه جز سیاهی نیست"

Mensaje de voz24:02

احمدشاه مسعود و ابومسلم خراسانی این دو شخصیت بزرگ جامعه ما، هر کدام ویژگی منحصر به فرد خودش را دارند. اما بزرگترین امتیاز مثب
احمدشاه مسعود و ابومسلم خراسانی این دو شخصیت بزرگ جامعه ما، هر کدام ویژگی منحصر به فرد خودش را دارند. اما بزرگترین امتیاز مثبت در مقایسه آمرصاحب و ابومسلم خراسانی این است که ابومسلم خراسانی پس از آنکه حکومت اموی ها در خراسان را ساقط و مروان حمار آخرین خلیفه اموی را در ۱۳۲ هجری شکست داد حکومت را تسلیم ابوالعباس سفاح کرد و او را در قدرت نشاند و بعد توسط خلیفه عباسی به شکل فجیعانه کشته شد. در حالیکه آمر صاحب قطعا برعکس عمل کرد و چه بسا که آمر صاحب در‌ ارزیابی شخصیت ابومسلم خراسانی، این مسئله را اشتباه بزرگ او میخوانده. می گویند وقتی که سربازان شوروی از کشور بیرون شد تعدادی از مجاهدین به آمر صاحب پیشنهاد دادند که حالا که سربازان شوروی از کشور بیرون رفته اند بعد از شکست نجیب می رویم ظاهر شاه را دوباره به قدرت بر می گردانیم. آمر صاحب در جواب آنها خندیده و گفته بود: شمشیر را من بزنم ظاهر شاه به قدرت برگردد؟

این عکس مربوط به سال ۱۳۹۹ می شود وقتی که کتاب هایم کم بودند و الماری هم جای نداشت. کتاب ها نفس پیچ شده بودند.
این عکس مربوط به سال ۱۳۹۹ می شود وقتی که کتاب هایم کم بودند و الماری هم جای نداشت. کتاب ها نفس پیچ شده بودند.

روال مطالعه کردن من
روال مطالعه کردن من

شمال افغانستان سرزمین قابلی پلو است. اگر چه غذا های خوب دیگر هم پیدا می شود اما کسی که قابلی پلو دوست دارد این غذا را در شمال بخورد. در بازار آقچه در یک سرای کهنه یک قابلی پلو خوب خوردم. آخرین باری که قابلی پلو خوب خورده بودم زمستان ۱۴۰۲ در میمنه بود. حین برگشت به هرات از راه فاریاب_بادغیس.

فرصت دیدار با انوش گرامی مساعد شد. از صحبت هایش درباره ادبیات استفاده کردم.
فرصت دیدار با انوش گرامی مساعد شد. از صحبت هایش درباره ادبیات استفاده کردم.

بازار سرپل
بازار سرپل