ch
Feedback
Passenger | مُسافر

Passenger | مُسافر

前往频道在 Telegram

اولین پست کانال: https://t.me/Passenger_77/3

显示更多
2 230
订阅者
-124 小时
+437
+10330
吸引订阅者
七月 '26
七月 '26
+166
在2个频道中
六月 '26
+133
在2个频道中
Get PRO
五月 '26
+96
在3个频道中
Get PRO
四月 '26
+62
在0个频道中
Get PRO
三月 '26
+33
在0个频道中
Get PRO
二月 '26
+211
在6个频道中
Get PRO
一月 '26
+73
在2个频道中
Get PRO
十二月 '25
+107
在5个频道中
Get PRO
十一月 '25
+127
在8个频道中
Get PRO
十月 '25
+155
在5个频道中
Get PRO
九月 '25
+133
在10个频道中
Get PRO
八月 '25
+67
在6个频道中
Get PRO
七月 '25
+180
在7个频道中
Get PRO
六月 '25
+85
在7个频道中
Get PRO
五月 '25
+116
在4个频道中
Get PRO
四月 '25
+148
在5个频道中
Get PRO
三月 '25
+126
在3个频道中
Get PRO
二月 '25
+169
在9个频道中
Get PRO
一月 '25
+163
在5个频道中
Get PRO
十二月 '24
+212
在6个频道中
Get PRO
十一月 '24
+217
在0个频道中
Get PRO
十月 '24
+436
在5个频道中
Get PRO
九月 '24
+61
在1个频道中
Get PRO
八月 '24
+158
在6个频道中
Get PRO
七月 '24
+45
在1个频道中
Get PRO
六月 '24
+91
在3个频道中
Get PRO
五月 '24
+80
在3个频道中
Get PRO
四月 '24
+89
在0个频道中
Get PRO
三月 '240
在2个频道中
Get PRO
二月 '24
+146
在3个频道中
日期
订阅者增长
提及
频道
28 七月+1
27 七月+4
26 七月+5
25 七月+19
24 七月+17
23 七月+5
22 七月+2
21 七月+5
20 七月+2
19 七月+2
18 七月+2
17 七月+2
16 七月+5
15 七月+7
14 七月+4
13 七月+2
12 七月+10
11 七月+6
10 七月+7
09 七月+2
08 七月+2
07 七月+1
06 七月+1
05 七月+6
04 七月+15
03 七月+22
02 七月+8
01 七月+2
频道帖子
بعضی از دوستان می‌گفتن که آقا ما چجوری دوباره برگردیم رو روند خوندن و مطالعه؟ سخته برگشتش. خب حق دارن. اما من خودم وقتی کمی از مطالعه دور می‌شم به این فکر می‌کنم که این همه متن یه خط دو خط یا بیشتر رو که توی تلگرام می‌خونم - متون بعضی از کانال‌ها رو به هیچ‌وجه نباید از دست داد، اونا فرق دارن - چه کاریه خب، می‌رم می‌شینم کتاب می‌خونم! این‌طوری می‌شه که دوباره به روند مطالعه برمی‌گردم. شاید خیلی ساده باشه اما من رو راه می‌اندازه. #روزنوشت

2
فرزندی که هنوز در شکم مادر است، پس از تولد، گریه می‌کند. او نگران جفت بریده شده است که پیوند او با مادرش بود. از آن راه روزی داده می‌شد. به نحوی نگران قطع روزی است. پس از تولد تا دو سالگی خداوند متعال از راه شیر مادر او را روزی می‌دهد. همین سبب تسکین فرزند می‌شود. دو سال را که تمام‌‌ می‌کند، او را از شیر می‌گیرند. با این که او یاد گرفته غذا بخورد، اما بیشتر از همه این‌ها به شیر مادر وابسته است. او نگران قطع روزی است. سپس خداوند متعال، به روی او درگاهِ انواع و اقسام طعم‌ها و غذا‌ها را می‌گشاید. چیزهایی که نیازِ این برهه از زندگی‌اش است. او با کم شدت روزی‌اش، باز هم نگران می‌شود. حال او از یاد برده است، زمانی که جنین بوده تا همین الآن، تنها خداوند متعال او را روزی داده. گاهی کم و گاهی زیاد. مولوی می‌گفت: هین توکل کن ملرزان پا و دست رزقِ تو، بر تو، ز تو عاشق‌تر است #روزنوشت
304
3
ویدیوهای کوتاه چقدر در یادگیری تاثیر دارند؟ یک پژوهش جدید که در مجله Communications Psychology منتشر شده، نشان می‌دهد ویدیوهای کوتاه آموزشی ممکن است این احساس را در ما ایجاد کنند که چیز زیادی یاد گرفته‌ایم، اما در مقایسه با ویدیوهای پیوسته، اطلاعات کمتری در حافظه بلندمدت باقی می‌ماند. در این پژوهش، محققان با مقایسه ویدیوهای کوتاه و یک ویدیوی پیوسته با محتوای یکسان، دریافتند افرادی که ویدیوهای کوتاه را دیده بودند، در آزمون‌های حافظه عملکرد ضعیف‌تری داشتند. همچنین اسکن‌های fMRI نشان داد که هنگام تماشای ویدیوهای پیوسته، همزمانی فعالیت شبکه‌های مغزی بیشتر بود. این به معنی «بی‌فایده بودن» ویدیوهای کوتاه نیست؛ بلکه نشان می‌دهد اگر هدفت یادگیری عمیق و ماندگار است، محتوای پیوسته احتمالاً انتخاب بهتری خواهد بود. /مدرسه علوم انسانی گزارش PsyPost: https://www.psypost.org/the-illusion-of-learning-from-short-videos/ مقاله اصلی: https://www.nature.com/articles/s44271-026-00476-x
373
4
این آگاهی برای به حداقل رساندن تصمیمات اشتباه را از کجا می‌آورید که سرمایه‌هایتان به باد نرود؟ به آن فکر کنید.
452
5
این آگاهی برای به حداقل رساندن تصمیمات اشتباه را از کجا می‌آورید که سرمایه‌هایتان به باد نرود؟
1
6
الآن و در روزگار کنونی، به دلیل عمیق‌تر شدن علوم متفاوت، دیگر نمی‌شود در همه آن‌ها متخصص شد. زیرا منابع انسان بسیار محدود است. زمان، سلامتی، پول، قدرت. گذر زمان نیز بسیار سریع است. قرن‌ها پیش علوم شاید به اندازه امروز تا عمق نرفته بودند؛ برای همین جمع کردنشان حداقل به اندازه امروز دشوار یا غیرممکن نبود. از معدود تصمیم‌های مهمی که آدم باید درباره‌اش بگیرد، این است که این سرمایه‌ها را کجا خرج کند! #روزنوشت
449
7
گاهی بزرگ‌ترین مانعِ رسیدن به یک هدف، نداشتنِ امکانات نیست؛ درگیر شدن با مقدمات است. تصمیم می‌گیری ورزش را شروع کنی، اما قبل از اولین جلسه، خودت را متقاعد می‌کنی که باید لباس ست، کفش حرفه‌ای، مکمل، برنامه‌ی غذایی و تجهیزات کامل داشته باشی. تصمیم می‌گیری درس بخوانی، اما به جای باز کردن کتاب، ساعت‌ها صرف خرید کتاب، جزوه، دوره، میز مطالعه، چراغ، ماژیک و دفترهای مختلف می‌کنی. در ظاهر، این‌ها نشانه‌ی آمادگی‌اند؛ اما گاهی فقط راهی برای به تأخیر انداختنِ شروع هستند. ذهن، به جای پذیرش سختیِ عمل، تو را درگیر کارهایی می‌کند که احساس پیشرفت می‌دهند، بی‌آنکه پیشرفتی واقعی اتفاق بیفتد. آماده شدن، جای انجام دادن را می‌گیرد. به همین دلیل است که بسیاری از افراد، با وجود امکانات فراوان، هیچ‌وقت شروع نمی‌کنند؛ در حالی که خیلی از افراد موفق، مسیرشان را با حداقل امکانات آغاز کرده‌اند. هر جا دیدی هزینه‌ای که برای «آماده شدن» می‌کنی، از تلاشی که برای «انجام دادن» می‌گذاری بیشتر شده است، احتمال بده که از مسیر اصلی خارج شده‌ای. «ابزار، انسان را به مقصد نمی‌رساند؛ عمل می‌رساند. آماده شدن، اگر جای شروع کردن را بگیرد، فقط شکل شیک‌تری از به تعویق انداختن است.» #تفکرات #تلنگر
493
8
دوستی این کامنت را گذاشتند: کاش این «نشکن‌تر» شدن، موجب «سنگدل‌تر» شدن نشود...
533
9
بعضی آدم‌ها انقدر در دردهای بزرگ زندگی غوطه‌ور شده‌اند که دیگر نسبت به درد‌های کوچک واکنشی نشان نمی‌دهند. دردشان نمی‌گیرد. مثلا می‌شود گفت که پادزهر ندارد اما نسبت به زهرها مقاوم شده‌اند. مقایسه کنید با کسی که اولین نیشِ دردآلود را از یک زنبورِ عسل می‌خورد. حساسیت شدید، تورم، قرمزی و مهم‌تر از همه دردی است که لحظه ورودِ نیش تجربه می‌کند. فرد اول اگر فرد دوم را به خاطر درد کشیدن مسخره کند، دچار خطا شده است. او نیز برای همان نیشِ اول، همان درد را تجربه کرده‌ است. اما پیچ‌ها، پستی‌ها و بلندی‌ها، سرما و گرما، تَرک‌ها و شکستگی‌ها و دردهای روحی و جسمی، هر کدام انگار یک چاشنی می‌شوند تا فولاد وجود انسان را به اصطلاح «نشکن‌تر» کنند! معلوم نیست در کدام پَستوی زندگی یا کدام ایستگاه، با رنجی زایدالوصف ملاقات می‌کند... یک فرمول برای مقاوم شدن، می‌تواند آلامی باشد که آمال دنیوی را محو می‌کند. #تفکرات
626
10
بعضی آدم‌ها انقدر در دردهای بزرگ زندگی غوطه‌ور شده‌اند که دیگر نسبت به درد‌های کوچک واکنشی نشان نمی‌دهند. دردشان نمی‌گیرد. مثلا می‌شود گفت که پادزهر ندارد اما نسبت به زهرها مقاوم شده‌اند. مقایسه کنید با کسی که اولین نیشِ دردآلود را از یک زنبورِ عسل می‌خورد. حساسیت شدید، تورم، قرمزی و مهم‌تر از همه دردی است که لحظه ورودِ نیش تجربه می‌کند. فرد اول اگر فرد دوم را به خاطر درد کشیدن مسخره کند، دچار خطا شده است. او نیز برای همان نیشِ اول، همان درد را تجربه کرده‌ است. اما پیچ‌ها، پستی‌ها و بلندی‌ها، سرما و گرما، تَرک‌ها و شکستگی‌ها و دردهای روحی و جسمی، هر کدام انگار یک چاشنی می‌شوند تا فولاد وجود انسان را به اصطلاح «نشکن‌تر» کنند! معلوم نیست در کدام پَستوی زندگی یا کدام ایستگاه، با رنجی زایدالوصف ملاقات می‌کند... یک فرمول برای مقاوم شدن، می‌تواند آلامی باشد که آمال دنیوی را محو می‌کند. #تفکرات
1
11
چیزی نمانده مطالعه یک کتاب ۱۳ جلدی را تمام کنم. خدا بخواهد نقد و تجربه‌ی شخصی‌ام را بر آن می‌نویسم. خواندنش را البته توصیه نمی‌کنم.
566
12
یک چیز را می‌گویم کاش همه بدانند. قدر تلاشی که فانوس برای پست‌های متنوع می‌کند را شاید تنها من بدانم. کارهای سنگین و طاقت‌فرسای کشاورزی، هیچ فرصتی برای آدم نمی‌گذارد. منی که هر سال تقریبا دو هفته‌ای را برای کار به روستا برمی‌گردم، فانوس کلا از اول سال تا حدودا اواخر تابستان مشغول است. طبق آن چیزی که من از روال و پست‌های کانالش دیده‌ام، با این حال، کلی پست‌های متنوع آماده می‌کند. پادکست، ترجمه، استوری و... که فقط یک برای یکی از آن‌ها باید کلی وقت بگذاری! الحق در این برهه زمانی چنین کاری از من برنمی‌آید. باید این تلاش خستگی‌ناپذیر ایشان الگو قرار گیرد و ابتدا خودم الگو بگیرم. کار هر کسی نیست با وحود درد عضلانی شدید، باز هم کانالت را هر طور شده جلو ببری. من کسی دیگری را ندیدم واقعیتش. خداوند متعال فانوس و کانالش را پایدار و سلامت بدارد و به ایشان توفیق روزافزون عنایت فرماید.
614
13
یک چیز را می‌گویم کاش همه بدانند. قدر تلاشی که فانوس برای پست‌های متنوع می‌کند را شاید تنها من بدانم. کارهای سنگین و طاقت‌فرسای کشاورزی، هیچ فرصتی برای آدم نمی‌گذارد. منی که هر سال تقریبا دو هفته‌ای را برای کار به روستا برمی‌گردم، فانوس کلا از اول سال تا حدودا اواخر تابستان مشغول است. طبق آن چیزی که من از روال و پست‌های کانالش دیده‌ام، با این حال، کلی پست‌های متنوع آماده می‌کند. پادکست، ترجمه، استوری و... که فقط یک برای یکی از آن‌ها باید کلی وقت بگذاری! الحق در این برهه زمانی چنین کاری از من برنمی‌آید. باید این تلاش خستگی‌ناپذیر ایشان الگو قرار گیرد و ابتدا خودم الگو بگیرم. کار هر کسی نیست با وحود درد عضلانی شدید، باز هم کانالت را هر طور شده جلو ببری. من کسی دیگری را ندیدم واقعیتش. خداوند متعال فانوس و کانالش را پایدار و سلامت بدارد و به ایشان توفیق روزافزون عنایت فرماید.
1
14
sticker.webp
688
15
این‌ پیام را همین الآن دیدم. باید اعتراف کنم مات و مبهوت ماندم و درد را مدتی از یاد بردم. اشک شوق ریختم. انگار از آن اشک‌های رسیدن‌ها. خداوند متعال شما را دوست بدارد. لایق توجه و لطف شما نیستم استاد. اصلا هر بار این پیام را می‌خوانم، مرهم پشت مرهم مرهم می‌شود.
691
16
با قریب به ۲۳ ساعت بی‌خوابی همراه با کار بدنی شدید، منتظر نماز صبحم... گوش‌هایم سوت می‌کشند و سوت می‌کشند... به حدی صدای بلند و مکرر شنیدم که آبگرمکن روشن شد، فکر کردم صدای تراکتور است. کمردرد شدید و لنگیدن، امانم را بریده. من خداوند را بسیار سپاس گفتم. چشم‌هایم از بی‌خوابی و خستگی وحشتناک، کاسه‌ی خون شده‌اند. با این که پسرعموی بزرگم خیلی شوخی می‌کرد و صحبت می‌کرد، کار به جایی رسید که روی بدنه تراکتور کنار اگزوزش دراز کشیدم! پس از اتمام کار و بار زدن نخود‌ها، از روستا برگشتم خانه. یعنی شهرم. شاید چیزی که هیچ‌وقت یادم نرود، اذکار و صلوات‌هایی بود که همراه کار و در آن هیاهو، ورد زبانم بود. در نهایت، با قلبی شکسته از دنیا و متعلقاتش، باز هم همراه با کار، راز و نیازهایی کردم. دعاهایم اگر مستجاب هم نشوند عیبی ندارد. اگر تنها پروردگارم دوستم بدارد، همه کاستی و نقص‌هایم، همه تلاش‌های بی‌نتیجه و نرسیدن‌هایم را با یک اشک شوق فراموش می‌کنم. سنگر دعا را عقب نمی‌آورم. صدای سوت ممتد در گوشم ادامه دارد. نمی‌دانم کدام طرفی دراز بکشم یا چطور بنشینم که درد کمرم کمی آرام بگیرد. بیشتر از همه این‌ها، بی‌خوابی مغزم را مثل یک پُتک هی می‌کوبد. موبایلم را با خودم سر زمین نبردم. وقتی ساعت ۲ گوشی‌ام را روشن کردم، از بس پیغام آمد هنگ کرد! امروز داستان فراوانی دارد. شاید بعدها‌ نوشتم. کل صبحانه تا شام را در کوه خوردیم. آن هم لذت خاصی دارد. در هر صورت، امیدوارم شما خوب و سلامت باشید. ارادتمند، مسافر #خاطرات #دلنوشته
713
17
این ویدیو را خیلی دوست دارم. به مناسبت فردا، که جمعه‌ است. "اللهم صلی علی محمد و علی آله و اصحابه اجمعین"
این ویدیو را خیلی دوست دارم. به مناسبت فردا، که جمعه‌ است. "اللهم صلی علی محمد و علی آله و اصحابه اجمعین"
665
18
لحظه به این قشنگی مگه داریم؟ این رو کسانی می‌فهمن که مرغ و جوجه دارن یا داشتن. یادش به خیر بچه بودم، ما هم مرغ و خروس و جوجه
لحظه به این قشنگی مگه داریم؟ این رو کسانی می‌فهمن که مرغ و جوجه دارن یا داشتن. یادش به خیر بچه بودم، ما هم مرغ و خروس و جوجه داشتیم. البته مرغ‌ ما مثل ایشون مهربون نبود. نوک می‌زد و می‌افتاد دنبالت! کسی جرات نمی‌کرد به جوجه‌هاش نزدیک بشه. یه خروس هم داشتیم اون بدتر! از صدای سوت متنفر بود. کلا خانوادگی عصبی بودن! ولی یادش به خیر، بهار پس از حدود ۳ هفته نشستن روی تخم‌ها، مرغِ ما مثل ایشون جوجه‌هایش را به دنیا می‌آورد. هر روز صبح می‌رفتم بهشان سر می‌زدم. هر کدوم یه رنگی بودن. #خاطرات
859
19
بخش بزرگی از فاصله‌ی ما تا آرزوها، نه از کمبود امکانات، بلکه از استفاده نکردن از داشته‌هایمان ایجاد می‌شود. شکرگزاری یعنی به کار گرفتن آنچه امروز در اختیار داریم، نه فقط قدردانی زبانی. هر قدمی که با همین امکانات برداشته می‌شود، ظرفیت قدم بعدی را می‌سازد. آینده از دلِ امروز متولد می‌شود؛ از همین کتاب، همین زمان، همین توان و همین اراده. کسی که امانتِ امروز را خوب نگه دارد، فردا شایسته‌ی امانت‌های بزرگ‌تر خواهد بود.
855
20
به گمانم اگر دو برابر بیش‌تر از سنم واقعه‌های دشوار و حساس را طی نکرده باشم، آن را لبریز کرده‌ام. دلیلش را لا‌به‌لای نوشته‌های بعد می‌خوانید. سعی می‌کنم کوتاه بنویسم. از زندگی‌ام شاکی نیستم. به هیچ وجه! مثلا بگویم چرا من؟ چرا برای من؟ چرا چرا چرا... من خودم را مومن نمی‌دانم. هیچ‌گاه ندانسته‌ام. سعی کرده‌ام اتفاقاتی که می‌افتد را به خیر تعبیر کنم. به این زعم که هر چه خداوند پیش می‌آورد سراسر خیر است. به این جمله یقین کاملی دارم. برای سوگ هم وقت گذاشته‌ام. واقعیتش را بگویم انکارش نمی‌کردم. گریه‌ام را هم کرده‌ام و تا جایی که ته داشته، ته غم را درآورده‌ام. فردایش اما خودم را جمع و جور کرده‌ام. با خودم می‌گویم: خب، اتفاقی است که افتاده. دست خالی از آن بیرون نیا! اگر چیزی از قلبت در گذشته جا ماند، به جایش ایمان بکار. فولادی که بتواند در آینده سرد و گرم، ترک برندارد یا خم نشود. درد باید تو را هوشیارتر کند. نه صاحب جسمت هستی نه روحت. امین خوبی باش و در امانت خیانت نکن. از هردوی آنان محافظت کن تا زمان تحویل امانات به صاحبش. دستِ کم تو حق خودت را برای بهتر کردن اوضاع ادا کن. چه احوالات قلبت چه احوالات جسمت و چه احوالات بیرونی‌ات. از اجرش که بگذریم، متوجه نمی‌شوی تا زمانی که به خودت می‌آیی و می‌بینی تکیه‌گاه محکمی برای اطرفیانت شده‌ای! استادم (هزاران عافیت و رحمت و درود به او باد) می‌فرمود: «دلت را با نماز سالم نگه دار.» تغییرات هر چند آهسته و نامحسوس رخ دهند، اما به زودی متوجهش می‌شوی. مسافر #تفکرات #فانوس_دریایی
962