ar
Feedback
Passenger | مُسافر

Passenger | مُسافر

الذهاب إلى القناة على Telegram
2 186
المشتركون
+1024 ساعات
+147 أيام
+7430 أيام

جاري تحميل البيانات...

جذب المشتركين
يوليو '26
يوليو '26
+83
في 0 قنوات
يونيو '26
+133
في 2 قنوات
Get PRO
مايو '26
+96
في 3 قنوات
Get PRO
أبريل '26
+62
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '26
+33
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '26
+211
في 6 قنوات
Get PRO
يناير '26
+73
في 2 قنوات
Get PRO
ديسمبر '25
+107
في 5 قنوات
Get PRO
نوفمبر '25
+127
في 8 قنوات
Get PRO
أكتوبر '25
+155
في 5 قنوات
Get PRO
سبتمبر '25
+133
في 10 قنوات
Get PRO
أغسطس '25
+67
في 6 قنوات
Get PRO
يوليو '25
+180
في 7 قنوات
Get PRO
يونيو '25
+85
في 7 قنوات
Get PRO
مايو '25
+116
في 4 قنوات
Get PRO
أبريل '25
+148
في 5 قنوات
Get PRO
مارس '25
+126
في 3 قنوات
Get PRO
فبراير '25
+169
في 9 قنوات
Get PRO
يناير '25
+163
في 5 قنوات
Get PRO
ديسمبر '24
+212
في 6 قنوات
Get PRO
نوفمبر '24
+217
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '24
+436
في 5 قنوات
Get PRO
سبتمبر '24
+61
في 1 قنوات
Get PRO
أغسطس '24
+158
في 6 قنوات
Get PRO
يوليو '24
+45
في 1 قنوات
Get PRO
يونيو '24
+91
في 3 قنوات
Get PRO
مايو '24
+80
في 3 قنوات
Get PRO
أبريل '24
+89
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '240
في 2 قنوات
Get PRO
فبراير '24
+146
في 3 قنوات
التاريخ
نمو المشتركين
الإشارات
القنوات
13 يوليو+1
12 يوليو+10
11 يوليو+6
10 يوليو+7
09 يوليو+2
08 يوليو+2
07 يوليو+1
06 يوليو+1
05 يوليو+6
04 يوليو+15
03 يوليو+22
02 يوليو+8
01 يوليو+2
منشورات القناة
آمین استادجان این از حسن ظن و لطف بسیار زیاد شما به این حقیر است.‌ الله متعال شما را برای امت حفظ کند.

2
سلام دوست دارم چیزهای زیادی بنویسم؛ از روزگاری که دارم می‌گذرانم اما خستگی مفرط و زخم‌های جسمی و روحی فراوان (الحمدلله)، خسته‌تر از آنم می‌کنند بتوانم کلمات را رام کنم و بنویسم. خداوند بالا مرتبه را هزاران بار شکر. کنار کشیدن و جا زدن بسیار راحت است. این که بمانی و ادامه دهی، معلوم می‌کند چه انسان بزرگی هستی! علی ایحال، بابت اندکی راکد بودن کانال عذرخواهم. البته در دایرکت پاسخ‌گوی عزیزان هستم. اگر توفیقی باشد، در خدمت عزیزان خواهم بود. اگه مرا یادتان بود، برایم دعای خیر کنید که بسیار محتاج دعای خیر شما هستم. ارادتمند، مسافر
556
3
گاهی انسان می‌تواند مثل همان درخت باشد. در عین این که تنهاست، می‌تواند پناه افرادی باشد که از گرمای شدید فراری‌اند. این درخت
گاهی انسان می‌تواند مثل همان درخت باشد. در عین این که تنهاست، می‌تواند پناه افرادی باشد که از گرمای شدید فراری‌اند. این درخت می‌تواند خشک شود، آتش بگیرد یا قطع شود... یعنی می‌خواهم بگویم آدم‌های قوی هم با وجود ضعف‌هایی که دارند، باز هم مثل همان درخت پابرجا هستند و به قوی بودن ادامه می‌دهند! استادم می‌گفت: تا باران بعدی، تا بهار، یا درختِ کویر باش، یا دوست داشته باش؛ دوستی که جای باران را بگیرد. سعی کن زنده بمانی دوستِ من! که هزار باران هم، درخت مرده را زنده نخواهد کرد!! پ.ن : به وقت دسکنه مزرعه حاج عمو. #تفکرات #خاطرات
698
4
اصلا به جمله‌ی «اگه اون تونسته پس منم می‌تونم» اعتقادی ندارم. شرایط درونی و بیرونی هیچ‌کسی دقیقا مثل هم نیست. اگر قرار بر توانستن و انجام دادنش باشد، هر کسی از یک راه متفاوت و به شیوه‌ی خودش انجامش می‌دهد.
740
5
یک وقت که کارهایت پیچ اندر پیچ شد و دو روز برایت سخت گذشت، نکند ناامید و نگران شوی، حرف‌های ناجوانمردانه بزنی، ناشکری کنی و دیروزت یادت برود. پروردگارت هیچ‌وقت تو را فراموش نکرده و به حال خودت رهایت نمی‌کند. زمانی از توکل و اعتماد به خدایت حرف می‌زدی اما الان که اوضاعت ناایمن است، زانوهایت سست شده و دقیقا مطمئن نیستی قبلا چه می‌گفتی!!! حرف زدن درباره‌ی توکل، سپردن، صبر، اعتماد و همه‌ی این مضامین در هنگام آسایش و آرامش، بسیار آسان‌‌تر از وقتی است که هیچ نوری نمی‌بینی و نمی‌دانی تا کی باید صبر کنی و منتظر بمانی! و هی به این که آخرش چگونه می‌شود فکر می‌کنی... اکنون روزی است که انسان‌ها ناامیدت کردند. بنا بر مصلحت خودشان، با جسم و یا گاهی روحشان ترکت می‌کنند و تو می‌مانی و کلی انتظارِ بی‌جا. هر صبری تو را زیبا نمی‌کند مگر آن گونه که پروردگارت از تو خواسته: ﴿وَاصْبِرْ فَإِنَّ اللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ﴾ (هود/۱۱۵)
779
6
sticker.webp
734
7
بعضی از دوستان این متن رو شاید اشتباه متوجه شده باشن... مخلص کلام (ابتدا خطاب به خودم) این بود: هر کسی باشی، پادشاه پادشاهان هم باشی، روزی در برابر مرگ چنان ذلیل هستی که نمی‌توانی یک پشه را از روی صورتت برانی! دستاوردهای این دنیا اگر بدون رضایت الله متعال باشند، همگی مثل سایه‌ای است که مدتی وجود دارد و سپس در تاریکی گور محو می‌شود. تو می‌مانی و یک دستِ خالی، که در نهایت خیلی زود فراموش می‌شوی... امیدوارم منظورم را دقیقا رسانده باشم.
681
8
برای این برادرمان دعای خیر کنید.
663
9
آنقدر کتاب گران شده که کتاب خریدن دیگر دارد جزو کالاهای لوکس محسوب می‌شود. نهایتا سالی یک‌بار آدم بتواند کتاب بخرد. آخرین باری که کتاب خریدم اوایل زمستان پارسال بود و اکنون تابستان است! کنایه‌طور بگویم: «بیایید از داشته‌هایمان لذت ببریم!»
805
10
دیشب بازی پرتغال-اسپانیا را دیدم و خوابیدم. امروز صبح که بیدار شدم و استوری‌های متعدد دوستان و آشنایان را درباره‌ی خداحافظی رونالدو از تیم ملی و نرسیدن به جام جهانی دیدم، این متن کوتاه اما عمیق از شکسپیر یادم آمد: «شکوه دنیوی چون دایره ای روی آب است؛ که هر دم بر پهنای خود می افزاید و در منتهای وسعت هیچ می‌شود...» این گریه‌ها و احساسات شدید آدم‌ها برای رونالدو و همچنین خود رونالدو، شاید برای ضعف انسان در برابر «زمان» باشد. یکی می‌گفت این گریه‌ها برای باختن یک مسابقه نیست، برای فروریختن وهم‌ها است. پ.ن: البته رونالدو واقعا نماد تلاش و پشتکار و خستگی‌ناپذیری است و منی که فوتبالی‌ام، فوتبالیست یا ورزشکاری مثل او ندیدم. #روزنوشت
877
11
گاهی اون کسی که داره رابطه رو مسموم می‌کنه خودمون هستیم نه طرف مقابل. هر جایی رو می‌بینی انگشت اتهام رو به سمت طرف مقابل نشونه می‌گیرن. در حالی که گاهی شاید ما خودمون هم اندازه‌ی طرف مقابل، خطا داشته باشیم. یکی می‌گفت: «حواست رو جمع کن، یه انگشت رو به سمت طرف می‌گیری، سه انگشت دیگه خودت رو نشونه می‌رن!» #سواد_رابطه
679
12
خواندن کتاب‌های بزرگ آرزوی دیرین کودکی‌ام بود. قبل از مدرسه، برای عکس‌هایی که در کتاب‌ها می‌دیدم، داستان‌سرایی می‌کردم. متون فارسی و انگلیسی را بدون این که بدانم چی هستند و چی دارم می‌نویسم، از رو می‌نوشتم. نه کلاسی بود، نه مهدکودکی یا هر چیزی شبیه این‌ها. شاید بقیه هم‌سن و سالان من انواع و اقسام کلاس‌ها می‌‌رفتند اما کسی بودم که تا ۷ سالگی هیچ دوستی نداشتم. برای همین بیشتر به سمت کتاب و داستان‌گیری(!) از کارتون‌هایی که می‌دیدم، متمایل شدم. خانواده در حد توان گه‌گاهی کتاب داستان‌هایی برایم تهیه می‌کردند. با همان‌ها خوش بودم. بعدها با خودم گفتم دیدار آدم‌های بزرگ و صحبت با آن‌ها، بزرگترین موهبت یک انسان‌ می‌تواند باشد. بعضی هم که زنده نیستند، بروم زندگی‌نامه‌شان را بخوانم. این شد که فاصله‌ام با کتاب بیشتر شد. آدم‌های بزرگی که می‌شناختم ۳ قسمت بیشتر نبودند. بعضی از آن آدم‌های بزرگ ناامیدم کردند، بعضی دیگر به رحمت خدا رفتند و بعضی‌های دیگر نیز بسیار دور از دسترس بودند. دوباره تصمیم گرفتم با خواندن کتاب‌هایشان یا گوش دادن سخنرانی‌ها و مواعظشان، این را تداعی کنم که انگار در مجلس آنان نشسته‌ام و حداقل دارم با آن‌ها گفت‌و‌گو می‌کنم. این راه هم بی‌مشکل نبود. بسیاری از افراد بزرگی که به رحمت خدا رفتند، نوشته یا کتابی نداشتند. حسرت فراوانی داشت. کسانی که حالا به هر دلیلی ناامیدم کرده بودند سخت می‌شد به آن‌ها و منابعشان دسترسی پیدا کرد. می‌ماند افراد بزرگِ دور! می‌شد با خواندن کتاب‌هایشان و زندگی‌نامه‌شان، غیرمستقیم و از دور سر راهشان سبز شد. که بعدا دیدم این همان خواندن کتاب‌هاست! دوباره به کتاب‌ها نزدیک شدم. این تفکر که با آدم‌های بزرگ همراه شوم و از فضیلت‌های آنان بهره‌ای نیز به من برسد را مادرم به من می‌گفت. این گشتن و در رفت‌وآمد بودن میان آدم‌ها و کتاب‌های مختلف مسبب خیلی چیزها شد. طوری شد که هم شروع نوشتن جدی شد، هم آشنایی با افراد برجسته‌ی تاریخ بود که نبوغ بالایی داشتند، با وجود این که از لحاظ زمانی، صدها سال پیش، به رحمت خدا رفته بودند.
742
13
گفت: می‌دانی زندگی چیست؟ دوست داشتن است و دوست داشته شدن. آنکه دوست ندارد، آغاز نکرده و آنکه دوست داشته نشده، به انجام نرسید.
گفت: می‌دانی زندگی چیست؟ دوست داشتن است و دوست داشته شدن. آنکه دوست ندارد، آغاز نکرده و آنکه دوست داشته نشده، به انجام نرسید.
576
14
چیزی که اخیرا در هر بُعدی از زندگی یاد گرفته‌ام این است که شروع و ادامه انگیزه را می‌سازد، نه برعکس! #تفکرات
913
15
مدت‌ها پیش تصور می‌کردم با خواندن کتاب‌ها و تمام کردنشان، آن‌ها را فتح کرده‌ام. بعدها فهمیدم زمانی کتاب‌ها را فتح کرده‌ام که اثراتشان را در زندگی‌ام مشاهده کنم و به خوانده‌ها و یادگرفته‌ها عمل کنم. #نقد
1 006
16
اگر روزی دور و برم پر از کتاب‌ها و مقالات علوم اعصاب، عصب‌شناسی و رفتارشناسی باشد، تعجب نخواهم کرد. فکر می‌کنم دارم کم‌کم مسیرم را پیدا می‌کنم. یعنی آن ستاره‌ای که مابین ستاره‌های دیگر، برایم درخشان‌تر است. گاها به خودم می‌آیم و می‌بینم بدون آن که بدانم، وسط کلی مباحث عمیق علوم اعصاب دارم می‌چرخم و گذر زمان از دستم دررفته! #روزنوشت
1 135
17
پارسال نتوانستم گل‌های بابونه را - به رسم هر سال - بو کنم. امسال اما تقریبا همه گل‌های بابونه غیر از چندتایی، خشک شده بودند. در محوطه‌ی دانشگاه نیز هیچ گل بابونه‌ای ندیده‌ام. فصل بهاری که گذشت، حسن‌ختامش با گل بابونه است.
324
18
همین چن ساعت هم آه تو بود من رو گرفت. ولی جدا از شوخی، کاریه که خستگیش تا مدت‌ها تو تن آدم می‌مونه! نخود کلا پرزحمته. ولی من همین الان اعلام می‌کنم برای کمک‌رسانی به فانوس مظلوم، آستین بالا بزنم و بیام کمکت.😁❤️
1 182
19
امروز در راستای ابراز همدردی و همدلی با فانوس عزیز، به ده‌سکه‌نه‌ نۆک (چیدن نخود) یکی از اقوام رفتیم و تا ظهر تمامش کردیم. همان چند ساعتی که رفتیم دیگر برای کل امسال کافی است. فانوس عزیز امیدوارم تمامش کرده باشید...😁 #روزنوشت #خاطرات
1 292
20
وقتی خوشحال بود صورتش مثل ماه می‌درخشید🥹❤️ کعب بن مالک در وصف پیغمبرﷺ اَللّـهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد🤍
وقتی خوشحال بود صورتش مثل ماه می‌درخشید🥹❤️ کعب بن مالک در وصف پیغمبرﷺ اَللّـهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد🤍
1 247