ch
Feedback
چتمارس.

چتمارس.

前往频道在 Telegram

نویسنده‌ی محتوای اینترنتی، فروشنده‌ی لپتاپ، تولیدکننده‌ی شراب‌های باستانی.

显示更多
8 429
订阅者
+324 小时
+297 天
+5030 天
吸引订阅者
九月 '26
九月 '26
+96
在5个频道中
八月 '26
+186
在8个频道中
Get PRO
七月 '26
+194
在17个频道中
Get PRO
六月 '26
+185
在11个频道中
Get PRO
五月 '26
+154
在12个频道中
Get PRO
四月 '26
+80
在9个频道中
Get PRO
三月 '26
+26
在3个频道中
Get PRO
二月 '26
+169
在27个频道中
Get PRO
一月 '26
+152
在42个频道中
Get PRO
十二月 '25
+157
在15个频道中
Get PRO
十一月 '25
+172
在13个频道中
Get PRO
十月 '25
+172
在21个频道中
Get PRO
九月 '25
+109
在12个频道中
Get PRO
八月 '25
+131
在14个频道中
Get PRO
七月 '25
+163
在29个频道中
Get PRO
六月 '25
+140
在20个频道中
Get PRO
五月 '25
+212
在39个频道中
Get PRO
四月 '25
+114
在7个频道中
Get PRO
三月 '25
+143
在9个频道中
Get PRO
二月 '25
+194
在13个频道中
Get PRO
一月 '25
+224
在12个频道中
Get PRO
十二月 '24
+373
在33个频道中
Get PRO
十一月 '24
+244
在29个频道中
Get PRO
十月 '24
+184
在19个频道中
Get PRO
九月 '24
+204
在21个频道中
Get PRO
八月 '24
+192
在20个频道中
Get PRO
七月 '24
+328
在26个频道中
Get PRO
六月 '24
+385
在35个频道中
Get PRO
五月 '24
+403
在26个频道中
Get PRO
四月 '24
+613
在47个频道中
Get PRO
三月 '24
+476
在23个频道中
Get PRO
二月 '24
+351
在21个频道中
Get PRO
一月 '24
+585
在45个频道中
Get PRO
十二月 '23
+456
在15个频道中
Get PRO
十一月 '23
+132
在24个频道中
Get PRO
十月 '23
+227
在24个频道中
Get PRO
九月 '23
+245
在0个频道中
Get PRO
八月 '23
+556
在0个频道中
Get PRO
七月 '23
+306
在0个频道中
Get PRO
六月 '23
+312
在0个频道中
Get PRO
五月 '23
+324
在0个频道中
Get PRO
四月 '23
+250
在0个频道中
Get PRO
三月 '23
+299
在0个频道中
Get PRO
二月 '23
+204
在0个频道中
Get PRO
一月 '23
+690
在0个频道中
Get PRO
十二月 '22
+574
在0个频道中
Get PRO
十一月 '22
+701
在0个频道中
Get PRO
十月 '22
+1 786
在0个频道中
Get PRO
九月 '22
+897
在0个频道中
Get PRO
八月 '22
+77
在0个频道中
Get PRO
七月 '22
+78
在0个频道中
Get PRO
六月 '22
+126
在0个频道中
Get PRO
五月 '22
+144
在0个频道中
Get PRO
四月 '22
+90
在0个频道中
Get PRO
三月 '22
+215
在0个频道中
Get PRO
二月 '22
+284
在0个频道中
Get PRO
一月 '22
+114
在0个频道中
Get PRO
十二月 '21
+75
在0个频道中
Get PRO
十一月 '21
+88
在0个频道中
Get PRO
十月 '21
+107
在0个频道中
Get PRO
九月 '21
+191
在0个频道中
Get PRO
八月 '21
+149
在0个频道中
Get PRO
七月 '21
+120
在0个频道中
Get PRO
六月 '21
+86
在0个频道中
Get PRO
五月 '21
+70
在0个频道中
Get PRO
四月 '21
+124
在0个频道中
Get PRO
三月 '21
+125
在0个频道中
Get PRO
二月 '21
+163
在0个频道中
Get PRO
一月 '21
+122
在0个频道中
Get PRO
十二月 '20
+2 375
在0个频道中
日期
订阅者增长
提及
频道
17 九月+3
16 九月+6
15 九月+3
14 九月+7
13 九月+9
12 九月+9
11 九月+3
10 九月+9
09 九月+7
08 九月+7
07 九月+6
06 九月+7
05 九月+6
04 九月+1
03 九月+5
02 九月+5
01 九月+3
频道帖子
Fontaines D.C. - Death Kink.mp35.57 MB

2
از نظر منطقی، چون اثر انگشت فقط مال انگشت است، عبارت «ورود با اثر انگشت» می‌تواند به «ورود با انگشت» خلاصه‌تر شود.
857
3
تووی این نقطه از زندگی، با سایت اکانت فورآل، جین‌وست، یک شرکت استرالیایی و یک شرکت انگلیسی همکاری می‌کنم. تووی این نقطه از زندگی، حد اقل از نظر شغلی احساس بدی ندارم.
1 219
4
تووی این تقطه از زندگی، با سایت اکانت فورآل، جین‌وست، یک شرکت استرالیایی و یک شرکت انگلیسی همکاری می‌کنم. تووی این نقطه از زندگی، حد اقل از نظر شغلی احساس بدی ندارم.
1
5
چون شاید همان هفت سال پیش که گفته بودم نرفته بودید ببینید، آوردم نشانتان بدهم.
چون شاید همان هفت سال پیش که گفته بودم نرفته بودید ببینید، آوردم نشانتان بدهم.
1 555
6
1 1 - Talk Talk - The Rainbow (1997 Remaster) (320).mp3
1 681
7
از بزرگ‌ترین مزایای ظهور هوش مصنوعی، تغییراتی‌ست که در اسپیکرهای چینی موقع روشن‌شدن ایجاد شده. قبلن وقتی این اسپیکرها را روشن می‌کردی، بعد از یک بوق بلند و پخش چند ثانیه موزیک تخمی، آسیایی‌ترین زن جهان با شرقی‌ترین لهجه‌ی ممکن به خود شما اطلاع می‌داد که خود شما اسپیکر را روشن کرده‌یید. اما به لطف هوش مصنوعی، بعد از همان بوق و چند ثانیه موزیک تخمی، حالا این یک صدای آمریکایی‌ست که با لهجه‌ی جنریک فلوریدایی به شما می‌گوید که خود شما اسپیکر خودتان را روشن کرده‌یید. تکنولوجیا!
1 653
8
از حدس زدن متنفرم و اخیرن جواب درخوری برای پاسخ به دعوت به حدس زدن چیزها پیدا کرده‌ام: I have two balls and neither of them is made of crystal.
1 794
9
Alone CD 1 TRACK 5 (320).mp3
2 115
10
01 - Ali Ferguson - Why Are We Whispering.mp3
2 050
11
از وقتی به خاطر خراب شدن تاچ حاشیه‌های مانیتور گوشی،به جای navigation حرکتی، دارم از این دکمه‌ها استفاده می‌کنم، احساس می‌کنم
از وقتی به خاطر خراب شدن تاچ حاشیه‌های مانیتور گوشی،به جای navigation حرکتی، دارم از این دکمه‌ها استفاده می‌کنم، احساس می‌کنم کمِ کم بیست سال در زمینه‌ی فناوری عقب‌گرد داشته‌ام.
204
12
۳- از پشت بوته‌ها صدای خفیفی آمد. رفتم جلوتر. دیدم پدرم از من خیلی شاعرتر است.
۳- از پشت بوته‌ها صدای خفیفی آمد. رفتم جلوتر. دیدم پدرم از من خیلی شاعرتر است.
2 653
13
۲- چند دقیقه خیره به این منظره بودم. با خودم گفتم شاید باید بروم و دوباره سری به پدرم بزنم. شاید چیزی لازم داشته باشد. برگشتم
۲- چند دقیقه خیره به این منظره بودم. با خودم گفتم شاید باید بروم و دوباره سری به پدرم بزنم. شاید چیزی لازم داشته باشد. برگشتم. پیدایش نکردم. با خودم گفتم ممکن است همان‌طور که خوابیده بوده، به جلو سر خورده باشد و تا ته دره قل خورده باشد. چند بار صدایش زدم. تا پایبن مسیر رفتم و برگشتم. دیگر صدا زدن آرام فایده نداشت. بلند صدا زدم: باباااا؟
2 366
14
۱- بردمش گردش. بعد از عمل قلبش، شاید یک قلعه‌ی تاریخی روی تپه بهترین انتخاب نبود. خیلی نفس نداشت. وقتی رسیدیم، گفت می‌خواهد ک
۱- بردمش گردش. بعد از عمل قلبش، شاید یک قلعه‌ی تاریخی روی تپه بهترین انتخاب نبود. خیلی نفس نداشت. وقتی رسیدیم، گفت می‌خواهد کمی استراحت کند. این‌جا نشست. اصلن خوابید. من هم رفتم پشت قلعه، تووی سایه نشستم.
2 034
15
در بی‌ربط‌ترین اتفاق ممکن، سروکله‌ی پدرم این‌جا پیدا شد. در حالی که بیشتر از پدر، انتظار ظهور مرگ را می‌کشیدم، قاتل اصلی با یک شنل کثیف گفت دیگر طاقت دل‌تنگی را نداشته و از مشهد آمده لیسار‌ تا من را ببیند. البته که فهمیدم در واقع به دلیل کاری لازم داشته برود تهران و بعد با خودش گفته حالا که تا تهران آمده، تا رشت هم برود و در ذهنش بین رشت و لیسار هم که راهی نبوده. چه خیالات خامی. سر بی‌خیالی، بلیت نگرفته بوده و وقتی می‌رسد ترمینال غرب، هیچ اتوبوسی برای آستارا، لیسار یا تالش گیرش نمی‌آید. می‌رود در نمازخانه بخوابد. ساعت دوازده بیرونش می‌کنند. با همان مجموعه از مریضی‌های مرتبط با قلب بعد از عمل و قندش، از دوازده تا چار صبح روی نیمکتی در ترمینال چرت می‌زند. و بعد، باز از اذان صبح تا ساعت ده که اتوبوسش برای تالش حرکت می‌کرده، تووی نمازخانه می‌خوابد. تووی یک شب بارانی رسید لیسار. شام نداشتم. چای نداشتم. میوه نداشتم. ظرف‌هایم کثیف بود و خانه هم طبق معمول شبیه یک شیره‌کش‌خانه‌ی فاقد شیره. نشسته بودم پای یک ترجمه‌ی شصت پوندی. برای یک شب کار، مبلغ بدی نیست. گفت می‌رود خرید که املت بپزد. گفتم لازم نیست. گفت گرسنه است. گفتم فردا برایش قیمه می‌پزم. پیاز خرید و نان. سه تا هم گوجه. املت پخت. کارم سبک شد. اختلاط کردیم. گفت برای معامله‌یی رفته تهران تا نقش نماینده‌ی صاحب ملک را بازی کند؛ اما تا وسط قضیه فکر می‌کرده باید نقش صاحب ملک را بازی کند. ملک چه بود؟ یک هتل با ستاره‌های زیاد در مشهد. معامله هم نشده. یارو گفته با این وضعیت مملکت، کمی ریسکش بالاست که بخواهد هشتصد میلیارد بدهد. جدی هم ریسکش بالاست. حتا من هم این را می‌فهمم. فردا شد. مریض شدم. ظرف‌هایی که دوهفته تووی سینک مانده بودند را شست. قیمه‌هایی که در سرم پخته بودم را آبگوشت کرد. دوباره نان گرفت. با گربه‌هایم دوست شد. به غازهای همسایه غذا داد. و گفت بخاری را برایش روشن کنم؛ چون گاهی لرز می‌کند. فردا که بهتر بشوم، برایش معجون درست می‌کنم و می‌برمش گردش. جوری خوشحالش می‌کنم که بفهمد حق ندارد بعد از آن‌همه بلایی که سر زندگی‌یم آورده، حالا این‌همه پدر خوبی بشود.
2 423
16
بعضی روزها تا ۱۸ ساعت کار می‌کنم. البته که وسطش غذا هم می‌خورم. چند تا چنل را هم وسطش می‌خوانم. چندباری اینستاگرام را هم منور می‌کنم. ولی اصل قضیه همین است که ۱۸ ساعت از بعضی روزهایم پابند کارم. یعنی تا سر کوچه هم نمی‌توانم بروم، چون برگشتن به سر کار بعد از رفتن به سر کوچه سخت است. بعضی هفته‌ها افسردگی بدتر جفتک می‌اندازد. الان دو هفته است که ظرف‌هایم را نشسته‌ام. از هر چیز ممکنی به عنوان ظرف استفاده کرده‌ام. گاهی با یک چنگال سوسیسم را روی آتش مستقیم پخته‌ام. گاهی غذایم را روی یک توری روغن‌گیر گرم کرده‌ام. گاهی از گودیِ در قابلمه‌ها به عنوان بشقاب استفاده کرده‌ام. پهنای چاقوی میوه‌خوری گاهی قاشقم شده. آن‌قدر زباله ریخته تووی سینک که راه‌آب بند آمده. خانه را پشه برداشته. شبی شاید پنجاه پشه می‌کشم. دستکش ظرفشویی خودبه‌خود پنچر شده و دست زدن به کثافت رسوب‌گرفته تووی سینک خیلی لذت‌بخش نیست. آن‌قدر طرف ریخته که خوشبختانه دیگر جایی برای گربه‌ها نیست که بپرند کنار سینک و چیزی را لیس بزنند. گاهی سعی می‌کنند. لیوانی می‌شکند. جمع می‌کنم. و سعی می‌کنم چیزهای شکستنی‌تر را جاهایی بگذارم که بار بعدی نشکنند. باز هم می‌شکنند. سه روز است می‌خواهم چیزی بنویسم. زورم نمی‌رسد بیشتر از یک خط پیش بروم. دروغ نباشد، دو. قرص‌هایم را دوباره قطع کردم. یادم نیست چرا. گمانم زخم مری. مطمئن نیستم. دو دوست مهاجرم به شکل همزمان در دو گوشه‌ی مختلف جهان گم شده‌اند. وقت نکرده‌ام بابتش غصه بخورم. شبیه مردی زندگی می‌کنم که از زنش فرار کرده. شبیه مردی زندگی می‌کنم که دلش برای زنش تنگ شده. شبیه مردی زندگی می‌کنم که زنش در اتاق بغلی در حال سقط بچه‌ی دومشان است؛ او اما وقت ندارد بابت چیزی غصه بخورد. یا حتا جایی باشد که باید.
2 977
17
ولی با بعضی چیزا بیشتر یادش می‌افتی-
ولی با بعضی چیزا بیشتر یادش می‌افتی-
2 920
18
یک اسکرین‌شات یافت‌شده در گالری.
یک اسکرین‌شات یافت‌شده در گالری.
3 444
19
خوب که نگاه کنی، ناخودآگاه تو همیشه منتظر است چیزی را بکُشی. اصلن آدم همیشه به انتظار کشتن چیزی زنده است.
3 387
20
همیشه همراه گزینه‌هاتون بفرمایید که برای چه مدل عکسی قراره دوربین رو بخرید. هر کدوم این کامپکتا برای یه مدل خاص از عکاسی بهتره. مثلن اگه کیفیت بالا بخوای، سایبرشاتا. ولی اگه یه چیزی بخوای که باهاش عکسای dreamlike بگیری، بدترین می‌شه بهترین‌. برای عکاسی رترو و فلش‌گرافی، توصیه‌ی من این‌جوریه: W80 > WX50 > A2200 > S2500 *نتیجه‌ی نهایی به کیفیت دوربینی که می‌خری بستگی داره و تووی دست دوم قدیمی همیشه این احتمال هست که نتیجه با چیزی که انتظار داری، فرق کنه.
3 505