چتمارس.
前往频道在 Telegram
نویسندهی محتوای اینترنتی، تولیدکنندهی شرابهای باستانی، علاقهمند به بهینهسازی.
显示更多8 440
订阅者
-124 小时
-17 天
+4330 天
数据加载中...
吸引订阅者
十月 '2610月 '26
十月 '26
+29
在1个频道中
九月 '26
+150
在6个频道中
Get PRO
八月 '26
+186
在8个频道中
Get PRO
七月 '26
+194
在17个频道中
Get PRO
六月 '26
+185
在11个频道中
Get PRO
五月 '26
+154
在13个频道中
Get PRO
四月 '26
+80
在9个频道中
Get PRO
三月 '26
+26
在3个频道中
Get PRO
二月 '26
+169
在27个频道中
Get PRO
一月 '26
+152
在42个频道中
Get PRO
十二月 '25
+157
在15个频道中
Get PRO
十一月 '25
+172
在13个频道中
Get PRO
十月 '25
+172
在21个频道中
Get PRO
九月 '25
+109
在12个频道中
Get PRO
八月 '25
+131
在14个频道中
Get PRO
七月 '25
+163
在29个频道中
Get PRO
六月 '25
+140
在20个频道中
Get PRO
五月 '25
+212
在39个频道中
Get PRO
四月 '25
+114
在7个频道中
Get PRO
三月 '25
+143
在9个频道中
Get PRO
二月 '25
+194
在13个频道中
Get PRO
一月 '25
+224
在12个频道中
Get PRO
十二月 '24
+373
在33个频道中
Get PRO
十一月 '24
+244
在29个频道中
Get PRO
十月 '24
+184
在19个频道中
Get PRO
九月 '24
+204
在21个频道中
Get PRO
八月 '24
+192
在20个频道中
Get PRO
七月 '24
+328
在26个频道中
Get PRO
六月 '24
+385
在35个频道中
Get PRO
五月 '24
+403
在26个频道中
Get PRO
四月 '24
+613
在47个频道中
Get PRO
三月 '24
+476
在23个频道中
Get PRO
二月 '24
+351
在21个频道中
Get PRO
一月 '24
+585
在45个频道中
Get PRO
十二月 '23
+456
在15个频道中
Get PRO
十一月 '23
+132
在24个频道中
Get PRO
十月 '23
+227
在24个频道中
Get PRO
九月 '23
+245
在0个频道中
Get PRO
八月 '23
+556
在0个频道中
Get PRO
七月 '23
+306
在0个频道中
Get PRO
六月 '23
+312
在0个频道中
Get PRO
五月 '23
+324
在0个频道中
Get PRO
四月 '23
+250
在0个频道中
Get PRO
三月 '23
+299
在0个频道中
Get PRO
二月 '23
+204
在0个频道中
Get PRO
一月 '23
+690
在0个频道中
Get PRO
十二月 '22
+574
在0个频道中
Get PRO
十一月 '22
+701
在0个频道中
Get PRO
十月 '22
+1 786
在0个频道中
Get PRO
九月 '22
+897
在0个频道中
Get PRO
八月 '22
+77
在0个频道中
Get PRO
七月 '22
+78
在0个频道中
Get PRO
六月 '22
+126
在0个频道中
Get PRO
五月 '22
+144
在0个频道中
Get PRO
四月 '22
+90
在0个频道中
Get PRO
三月 '22
+215
在0个频道中
Get PRO
二月 '22
+284
在0个频道中
Get PRO
一月 '22
+114
在0个频道中
Get PRO
十二月 '21
+75
在0个频道中
Get PRO
十一月 '21
+88
在0个频道中
Get PRO
十月 '21
+107
在0个频道中
Get PRO
九月 '21
+191
在0个频道中
Get PRO
八月 '21
+149
在0个频道中
Get PRO
七月 '21
+120
在0个频道中
Get PRO
六月 '21
+86
在0个频道中
Get PRO
五月 '21
+70
在0个频道中
Get PRO
四月 '21
+124
在0个频道中
Get PRO
三月 '21
+125
在0个频道中
Get PRO
二月 '21
+163
在0个频道中
Get PRO
一月 '21
+122
在0个频道中
Get PRO
十二月 '20
+2 375
在0个频道中
| 日期 | 订阅者增长 | 提及 | 频道 | |
| 07 十月 | +3 | |||
| 06 十月 | +3 | |||
| 05 十月 | +4 | |||
| 04 十月 | +2 | |||
| 03 十月 | +8 | |||
| 02 十月 | +5 | |||
| 01 十月 | +4 |
频道帖子
همه به نحوی بهگایی داریم؛ اما مبتلایان به سرطان و کسانی که تاچ و السیدی گوشیشان پریشب شکسته، کمی بیشتر. مثلن من.
| 2 | سلف پرتره
۲۰۲۲ | 1 626 |
| 3 | سلف پرتره آنالوگ
۲۰۲۰ | 2 101 |
| 4 | Scott Walker – Its Raining Today.mp3 | 2 110 |
| 5 | All I Never Said.mp3 | 2 224 |
| 6 | «و واژه جنون است»
چاپشده روی کاغذ، چسبیده به یخچال. | 2 102 |
| 7 | به سیاوش سابق، یوسف سابقتر
نامهات را نخواندم. احمق بودنم که انتها ندارد. نگاهش کردم و دیدم ای بابا، مدتهاست چیزی برای دوستانم ننوشتهام. مدتهاست فکر میکنم دیگر دوستی ندارم و در همان حال که فکر میکنم دوستی ندارم، در رفاقت با برخی غرقم.
نمیدانم در خاطرت مانده یا نه. سه ماه پیش داشتیم حرف میزدیم. حدود نیمساعت بود که داشتیم روی یک ایده کار میکردیم. و وقتی گفتم بیا راجع به آن تلفنی حرف بزنیم (خودت میدانی چقدر از تماس بیزارم)، گفتی الان نمیتوانی، چون داری سکسچت میکنی. و من سه ماه است منتظرم سکسچتت تمام شود. هرچند در این سه ماه، چندبار تلفنی حرف زده باشیم.
یادم است شاید حدود ده ماه پیش از عاطفه خواستم بعد از هفت سال رفاقت، من را دوست خودش بداند و برایم از ناراحتیهایش حرف بزند. وقتی اما حرف زد، چنان سنگین آمد که دیگر نتوانستم کاری جز خواندن بکنم. مثل یک باد آمد. سنگینم کرد. سیل شد. بخشی از من را برد. و من حتا حالا که آب فرونشسته و رفته هم هنوز همان سنگر را گرفتهام که یک روز، شاید یک روز توانستم جوابش را بدهم. از تو چه پنهان، بدجوری دوستش دارم. یادگار زمانیست که جنونم هنوز چیز قابل عرضهیی بود. او اما نسخهی دیگری از آن جنون را بیرون میکشید و سلاحش برای این کار، نمایش معصومانهترین جنونی بود که از یک لالهی واژگون انتظار داری ببینی. تووی خیابان راه میرفت و ابرها را نشانم میداد و گونهاش را میچسباند به دیوارها و سایهاش را مثل یک اثر هنری میانداخت روی دیوارنویسیها و جاهایی قرار میگرفت که متنها با او معنا پیدا میکردند. چنان جنسی از معصومیت و دیوانگی که خشونت تهران هم برایش نرم شود و همراهی کند. نامهی او را هم جواب ندادهام هنوز.
نامهات را نخواندم. تنها چشمم افتاد که در انتهایش آهنگی طلب کردهیی. باز از تو چه پنهان، روزهای زیادی رفته که چیزی دیگر از گوش تکانم نداده. فکر میکنم سنگین شدهام که دیگر چیزی زورش نمیرسد از گوش بلندم کند. اما هیجان دارم. اما حشر دارم. اما گرسنهام. چه خوب است که دارم کمی از آشپزی میفهمم. دلم میخواست مشهد باشم و چند تا ایده برای چند تا سس را با هم پرورش بدهیم. مثل کرهی بادامزمینی با سویا سس و پیازچه برای پاستا. تو باید راجع به پیازچه نظر بدهی. تو باید بگویی شاید کمی روغن کنجد آن را سس مناسبی حتا برای گوشت قرمز هم بکند. من از کجا بدانم سیاوش؟ من فقط به طعم چیزها فکر میکنم و در تصورم خوشحال میشوم که وجود دارند. در عمل حتا یک ماهیتابهی سالم هم برایم باقی نمانده. تقریبن تمام تفلون تراشیده شده و هر چیزی که سرخ میکنم، سیاه میشود. اگر ممکن است، امسال بیا سنتشکنی کنیم و برای تولد هم کادو بگیریم. تو ماهیتابه بگیر و من یک چیز که کشف خواهم کرد چه چیزی باید باشد. سخت است پیدا کردن چیزی که نتوانیم خودمان جور کنیم. مسئلهی مهم تنها پیدا کردن میزانیست که میتوانیم هم را خوشحال کنیم. من اصلن یادم نمیآید تو را الا از دیدن آدمها خوشحال دیده باشم. و بیا صادق باشیم: همین را بیشتر از هر چیزی راجع به تو دوست دارم. خودخواهانه است، اما شاید دوستش دارم تنها چون من را یاد خودم میاندازد. آدمهایی که به دلایلی از من متنفر بودند، تووی کافههای تهران سبز میشدند و باعث میشدند لبخند گشادم گشادتر شود. تخمم هم نبود که نمیخواهند سر به تنم باشد. من که میدانم چه خبر است. من که میدانم کاری نکردهام که لایق این نفرت باشم. پس لبخند میزنم. امیدوارم آنها هم بفهمند. هرچند بعید است. شاید باید یک روز دوباره آن مجسمهیی بشوم که به قول تو گوشهیی از دماغش پریده، اما لای پایش سه متر قضیب باقی مانده. بینقص نیست، اما حواسها را پرت میکند.
چه چیزی بهتر از این؟ مگر نه این که رسالت هنر باید گرفتن خواب شب از مخاطبش باشد؟مگر نه این که هنرمند در بهترین حالت باید یک پشه باشد؟
سیا. میخواهم دوباره بوزم و بویزم. التماس میکنم برای تولدم ماهیتابه بخر. ترجیحن دست دوم.
دوستدار گاهوبیگاه تو
چتمارس | 1 985 |
| 8 | Akte X Briqueville (1).m4a | 1 923 |
| 9 | Akte X Briqueville (1).m4a | 1 |
| 10 | مهمانم دارد به مهمان بعدییم (که قرار بود مهمان قبلییم باشد) تلفنی از خاطرات زندانش میگوید. مهمان بعدییم هم از نحوهی آزاد شدنش. خبر ندارند که قرار بوده هر دو این.جت باشند. من هم دارم سوسیسم را با یک سس مبتنی بر گوجهخشک سرخ میکنم. | 66 |
| 11 | به جوابهای مختلفی فکر میکردم، اما در نهایت دانستم گاهی اوقات برای بیدار ماندن به چیزی بیشتر از یک پشه نیازی نیست. | 2 067 |
| 12 | 没有文字... | 2 285 |
| 13 | ولی بهترین thirst trap تاریخ رو یزید ریلیز کرد برای امام حسین. | 2 235 |
| 14 | ماشه
با دستهات که کاری میکنی، آدم نمیفهمد واقعن نیتت انجام همان کار است، یا تأمین مقدمات یک برونریزی متحورانهی آخرالزمانی، یک فخرفروشی عامالمنفعه برای منطقهی دیدرَس، بذل یک لطف الاهی که از بدِ روزگار، جای این که از مخرجی وسیع مثل آسمان ببارد نصیب خیل عظیمی از زمینیان شود، جمع شده نوک چند انگشت و مختصرن و منحصرن، تنها به چیزی میماسد که انگشتهات بر آن مماس است.
تو واقعن آستینت را به با نوک انگشتها به کف دستت میفشاری و چند پرنده واقعن در ساحلی جنگزده، زیر سطحی از نفت خام خفه میشوند. | 2 644 |
| 15 | 没有文字... | 3 350 |
| 16 | دوستان من منتظرم. | 182 |
| 17 | ارشیا جان من این رو سال ۲۰۲۲ نوشته بودم. امشب هم مایلم نامهای برای پدرت بنویسم با این مطلع:
سلام بهونهی قشنگم. | 188 |
| 18 | ارشیا جان بذار از راه برسی، بعد این رو برداری و با اسم خودت بذاری چنلت. | 182 |
| 19 | یک نفر که کپکات فعال داره، میتونه یه اسکرینشات از محیط اپ و تمپلیتهای لودشده بفرسته برام؟
ممنون میشم. | 367 |
| 20 | مدتهاست نگران شعر نخواندن کسی نیستم.
و مرگ را چیز ترسناکی نمیبینم؛ البته از گلو به بالا.
این زندگی آیا شکنجهی نحیف من نیست؟
این رزمایش عضلات ضعیف من زیر تیغ آفتاب نیست که شبها مجبورم میکند به اعتراف؟
عمدن از بدن حرف میزنم؛ چون تو درک دیگری از بدن داری. تو میدانی از دست دادن تکهها یعنی چه. و تو میدانی کبریتها راحتتر از آدمها از دریا عبور میکنند.
گاهی دلم میخواست فندک باشم.
لازم داشتم این را بشنوی:
من٬ نسخهی مجبورِ خودم بودم.
دیگر نشد که نباشم و حتا نشد که دوور باشم. موسیقی از درونم نشت کرد و چالهها با گیاه پر شدند.
و زندگی درین تعریف شد که از زمین بمکم تا زمانی که زمین مرا بمکد.
امشب برای کسی سوال شد چرا اینقدر به مکیده شدن فکر میکنم؛ آن هم وقتی بیل و بیلچه در دست خودم است.
جهان شد ماینکرفت و من به حفرهها عمق میدادم که گفتم: خیلی.
و تو گفتی:
اینها را فراموش نکن:
(و اینها گفتند:
ما را فراموش نکن)
((من اما تنها به یاد دارم که نباید فراموش کنم))
اما فراموشی٬ کاه است در کالبد من.
سفتم که سادهام؛
و الا من کجا و این کش نیامدنم در حد یک آدم، کجا؟
مورچه باید چیزی برای مردن داشته باشد؛
من
ندارم و
میمیرم. | 3 982 |
