ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك 👈

چتمارس.

چتمارس.

الذهاب إلى القناة على Telegram

نویسنده‌ی محتوای اینترنتی، تولیدکننده‌ی شراب‌های باستانی، علاقه‌مند به بهینه‌سازی.

إظهار المزيد
8 435
المشتركون
-124 ساعات
-17 أيام
+4330 أيام

جاري تحميل البيانات...

جذب المشتركين
أكتوبر '26
أكتوبر '26
+31
في 1 قنوات
سبتمبر '26
+150
في 6 قنوات
Get PRO
أغسطس '26
+186
في 8 قنوات
Get PRO
يوليو '26
+194
في 17 قنوات
Get PRO
يونيو '26
+185
في 11 قنوات
Get PRO
مايو '26
+154
في 13 قنوات
Get PRO
أبريل '26
+80
في 9 قنوات
Get PRO
مارس '26
+26
في 3 قنوات
Get PRO
فبراير '26
+169
في 27 قنوات
Get PRO
يناير '26
+152
في 42 قنوات
Get PRO
ديسمبر '25
+157
في 15 قنوات
Get PRO
نوفمبر '25
+172
في 13 قنوات
Get PRO
أكتوبر '25
+172
في 22 قنوات
Get PRO
سبتمبر '25
+109
في 12 قنوات
Get PRO
أغسطس '25
+131
في 14 قنوات
Get PRO
يوليو '25
+163
في 29 قنوات
Get PRO
يونيو '25
+140
في 20 قنوات
Get PRO
مايو '25
+212
في 39 قنوات
Get PRO
أبريل '25
+114
في 7 قنوات
Get PRO
مارس '25
+143
في 9 قنوات
Get PRO
فبراير '25
+194
في 13 قنوات
Get PRO
يناير '25
+224
في 12 قنوات
Get PRO
ديسمبر '24
+373
في 33 قنوات
Get PRO
نوفمبر '24
+244
في 29 قنوات
Get PRO
أكتوبر '24
+184
في 19 قنوات
Get PRO
سبتمبر '24
+204
في 21 قنوات
Get PRO
أغسطس '24
+192
في 20 قنوات
Get PRO
يوليو '24
+328
في 26 قنوات
Get PRO
يونيو '24
+385
في 35 قنوات
Get PRO
مايو '24
+403
في 26 قنوات
Get PRO
أبريل '24
+613
في 47 قنوات
Get PRO
مارس '24
+476
في 23 قنوات
Get PRO
فبراير '24
+351
في 21 قنوات
Get PRO
يناير '24
+585
في 45 قنوات
Get PRO
ديسمبر '23
+456
في 15 قنوات
Get PRO
نوفمبر '23
+132
في 24 قنوات
Get PRO
أكتوبر '23
+227
في 24 قنوات
Get PRO
سبتمبر '23
+245
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '23
+556
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '23
+306
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '23
+312
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '23
+324
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '23
+250
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '23
+299
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '23
+204
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '23
+690
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '22
+574
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '22
+701
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '22
+1 786
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '22
+897
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '22
+77
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '22
+78
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '22
+126
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '22
+144
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '22
+90
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '22
+215
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '22
+284
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '22
+114
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '21
+75
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '21
+88
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '21
+107
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '21
+191
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '21
+149
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '21
+120
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '21
+86
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '21
+70
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '21
+124
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '21
+125
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '21
+163
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '21
+122
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '20
+2 375
في 0 قنوات
التاريخ
نمو المشتركين
الإشارات
القنوات
08 أكتوبر+1
07 أكتوبر+4
06 أكتوبر+3
05 أكتوبر+4
04 أكتوبر+2
03 أكتوبر+8
02 أكتوبر+5
01 أكتوبر+4
منشورات القناة
همه به نحوی به‌گایی داریم؛ اما مبتلایان به سرطان و کسانی که تاچ و ال‌سی‌دی گوشی‌شان پریشب شکسته، کمی بیشتر. مثلن من.

2
سلف پرتره ۲۰۲۲
سلف پرتره ۲۰۲۲
1 781
3
سلف پرتره آنالوگ ۲۰۲۰
سلف پرتره آنالوگ ۲۰۲۰
2 166
4
Scott Walker – Its Raining Today.mp3
2 215
5
All I Never Said.mp3
2 339
6
«و واژه جنون است» چاپ‌شده روی کاغذ، چسبیده به یخچال.
«و واژه جنون است» چاپ‌شده روی کاغذ، چسبیده به یخچال.
2 203
7
به سیاوش سابق، یوسف سابق‌تر نامه‌ات را نخواندم. احمق بودنم که انتها ندارد. نگاهش کردم و دیدم ای بابا، مدت‌هاست چیزی برای دوستانم ننوشته‌ام. مدت‌هاست فکر می‌کنم دیگر دوستی ندارم و در همان حال که فکر می‌کنم دوستی ندارم، در رفاقت با برخی غرقم. نمی‌دانم در خاطرت مانده یا نه. سه ماه پیش داشتیم حرف می‌زدیم. حدود نیم‌ساعت بود که داشتیم روی یک ایده کار می‌کردیم. و وقتی گفتم بیا راجع به آن تلفنی حرف بزنیم (خودت می‌دانی چقدر از تماس بیزارم)، گفتی الان نمی‌توانی، چون داری سکس‌چت می‌کنی. و من سه ماه است منتظرم سکس‌چتت تمام شود. هرچند در این سه ماه، چندبار تلفنی حرف زده باشیم. یادم است شاید حدود ده ماه پیش از عاطفه خواستم بعد از هفت سال رفاقت، من را دوست خودش بداند و برایم از ناراحتی‌هایش حرف بزند. وقتی اما حرف زد، چنان سنگین آمد که دیگر نتوانستم کاری جز خواندن بکنم. مثل یک باد آمد. سنگینم کرد. سیل شد. بخشی از من را برد. و من حتا حالا که آب فرونشسته و رفته هم هنوز همان سنگر را گرفته‌ام که یک روز، شاید یک روز توانستم جوابش را بدهم. از تو چه پنهان، بدجوری دوستش دارم. یادگار زمانی‌ست که جنونم هنوز چیز قابل عرضه‌یی بود. او اما نسخه‌ی دیگری از آن جنون را بیرون می‌کشید و سلاحش برای این کار، نمایش معصومانه‌ترین جنونی بود که از یک لاله‌ی واژگون انتظار داری ببینی. تووی خیابان راه می‌رفت و ابرها را نشانم می‌داد و گونه‌اش را می‌چسباند به دیوارها و سایه‌اش را مثل یک اثر هنری می‌انداخت روی دیوارنویسی‌ها و جاهایی قرار می‌گرفت که متن‌ها با او معنا پیدا می‌کردند. چنان جنسی از معصومیت و دیوانگی که خشونت تهران هم برایش نرم شود و همراهی کند. نامه‌ی او را هم جواب نداده‌ام هنوز. نامه‌ات را نخواندم. تنها چشمم افتاد که در انتهایش آهنگی طلب کرده‌یی. باز از تو چه پنهان، روزهای زیادی رفته که چیزی دیگر از گوش تکانم نداده. فکر می‌کنم سنگین شده‌ام که دیگر چیزی زورش نمی‌رسد از گوش بلندم کند. اما هیجان دارم. اما حشر دارم. اما گرسنه‌ام. چه خوب است که دارم کمی از آشپزی می‌فهمم. دلم می‌خواست مشهد باشم و چند تا ایده برای چند تا سس را با هم پرورش بدهیم. مثل کره‌ی بادام‌زمینی با سویا سس و پیازچه برای پاستا. تو باید راجع به پیازچه نظر بدهی. تو باید بگویی شاید کمی روغن کنجد آن را سس مناسبی حتا برای گوشت قرمز هم بکند. من از کجا بدانم سیاوش؟ من فقط به طعم چیزها فکر می‌کنم و در تصورم خوشحال می‌شوم که وجود دارند. در عمل حتا یک ماهیتابه‌ی سالم هم برایم باقی نمانده. تقریبن تمام تفلون تراشیده شده و هر چیزی که سرخ می‌کنم، سیاه می‌شود. اگر ممکن است، امسال بیا سنت‌شکنی کنیم و برای تولد هم کادو بگیریم. تو ماهیتابه بگیر و من یک چیز که کشف خواهم کرد چه چیزی باید باشد. سخت است پیدا کردن چیزی که نتوانیم خودمان جور کنیم. مسئله‌ی مهم تنها پیدا کردن میزانی‌ست که می‌توانیم هم را خوشحال کنیم. من اصلن یادم نمی‌آید تو را الا از دیدن آدم‌ها خوشحال دیده باشم. و بیا صادق باشیم: همین را بیشتر از هر چیزی راجع به تو دوست دارم. خودخواهانه است، اما شاید دوستش دارم تنها چون من را یاد خودم می‌اندازد. آدم‌هایی که به دلایلی از من متنفر بودند، تووی کافه‌های تهران سبز می‌شدند و باعث می‌شدند لبخند گشادم گشادتر شود. تخمم هم نبود که نمی‌خواهند سر به تنم باشد. من که می‌دانم چه خبر است. من که می‌دانم کاری نکرده‌ام که لایق این نفرت باشم. پس لبخند می‌زنم. امیدوارم آن‌ها هم بفهمند. هرچند بعید است. شاید باید یک روز دوباره آن مجسمه‌یی بشوم که به قول تو گوشه‌یی از دماغش پریده، اما لای پایش سه متر قضیب باقی مانده. بی‌نقص نیست، اما حواس‌ها را پرت می‌کند. چه چیزی بهتر از این؟ مگر نه این که رسالت هنر باید گرفتن خواب شب از مخاطبش باشد؟مگر نه این که هنرمند در بهترین حالت باید یک پشه باشد؟ سیا. می‌خواهم دوباره بوزم و بویزم. التماس می‌کنم برای تولدم ماهیتابه بخر. ترجیحن دست دوم. دوست‌دار گاه‌وبی‌گاه تو چتمارس
2 051
8
Akte X Briqueville (1).m4a
1 985
9
Akte X Briqueville (1).m4a
1
10
مهمانم دارد به مهمان بعدی‌یم (که قرار بود مهمان قبلی‌یم باشد) تلفنی از خاطرات زندانش می‌گوید. مهمان بعدی‌یم هم از نحوه‌ی آزاد شدنش. خبر ندارند که قرار بوده هر دو این.جت باشند. من هم دارم سوسیسم را با یک سس مبتنی بر گوجه‌خشک سرخ می‌کنم.
66
11
به جواب‌های مختلفی فکر می‌کردم، اما در نهایت دانستم گاهی اوقات برای بیدار ماندن به چیزی بیشتر از یک پشه نیازی نیست.
2 126
12
لا يوجد نص...
2 316
13
ولی بهترین thirst trap تاریخ رو یزید ریلیز کرد برای امام حسین.
2 235
14
ماشه با دست‌هات که کاری می‌کنی، آدم نمی‌فهمد واقعن نیتت انجام همان کار است، یا تأمین مقدمات یک برون‌ریزی متحورانه‌ی آخرالزمانی، یک فخرفروشی عام‌المنفعه برای منطقه‌ی دیدرَس، بذل یک لطف الاهی که از بدِ روزگار، جای این که از مخرجی وسیع مثل آسمان ببارد نصیب خیل عظیمی از زمینیان شود، جمع شده نوک چند انگشت و مختصرن و منحصرن، تنها به چیزی می‌ماسد که انگشت‌هات بر آن مماس است. تو واقعن آستینت را به با نوک انگشت‌ها به کف دستت می‌فشاری و چند پرنده واقعن در ساحلی جنگ‌زده، زیر سطحی از نفت خام خفه می‌شوند.
2 644
15
لا يوجد نص...
3 391
16
دوستان من منتظرم.
182
17
ارشیا جان من این رو سال ۲۰۲۲ نوشته بودم. امشب هم مایلم نامه‌ای برای پدرت بنویسم با این مطلع: سلام بهونه‌ی قشنگم.
188
18
ارشیا جان بذار از راه برسی، بعد این رو برداری و با اسم خودت بذاری چنلت.
182
19
یک نفر که کپ‌کات فعال داره، می‌تونه یه اسکرین‌شات از محیط اپ و تمپلیت‌های لودشده بفرسته برام؟ ممنون می‌شم.
367
20
مدت‌هاست نگران شعر نخواندن کسی نیستم. و مرگ را چیز ترسناکی نمی‌بینم؛ البته از گلو‌ به بالا. این زندگی آیا شکنجه‌ی نحیف من نیست؟ این رزمایش عضلات ضعیف من زیر تیغ آفتاب نیست که شب‌ها مجبورم می‌کند به اعتراف؟ عمدن از بدن حرف می‌زنم؛ چون تو درک دیگری از بدن داری. تو می‌دانی از دست دادن تکه‌ها یعنی چه. و تو می‌دانی کبریت‌ها راحت‌تر از آدم‌ها از دریا عبور می‌کنند. گاهی دلم می‌خواست فندک باشم. لازم داشتم این را بشنوی: من٬ نسخه‌ی مجبورِ خودم بودم. دیگر نشد که نباشم و حتا نشد که دوور باشم. موسیقی از درونم نشت کرد و چاله‌ها با گیاه پر شدند. و زندگی درین تعریف شد که از زمین بمکم تا زمانی که زمین مرا بمکد. امشب برای کسی سوال شد چرا این‌قدر به مکیده شدن فکر می‌کنم؛ آن هم وقتی بیل و بیل‌چه در دست خودم است. جهان شد ماینکرفت و من به حفره‌ها عمق می‌دادم که گفتم: خیلی. و تو گفتی: این‌ها را فراموش نکن: (و این‌ها گفتند: ما را فراموش نکن) ((من اما تنها به یاد دارم که نباید فراموش کنم)) اما فراموشی٬ کاه است در کالبد من. سفتم که ساده‌ام؛ و الا من کجا و این کش نیامدنم در حد یک آدم، کجا؟ مورچه باید چیزی برای مردن داشته باشد؛ من ندارم و می‌میرم.
4 029