ar
Feedback
•𝐒𝐤𝐲☁️

•𝐒𝐤𝐲☁️

الذهاب إلى القناة على Telegram

❝ "..سنرحل و يبقي الأثر.." دانشجوی ارشد روان‌شناسی بالینی🪐 _______________________ •instagram.com/th9sky

إظهار المزيد
1 024
المشتركون
+124 ساعات
+17 أيام
لا توجد بيانات30 أيام

جاري تحميل البيانات...

جذب المشتركين
يوليو '26
يوليو '26
+22
في 0 قنوات
يونيو '26
+79
في 1 قنوات
Get PRO
مايو '26
+29
في 2 قنوات
Get PRO
أبريل '26
+41
في 1 قنوات
Get PRO
مارس '26
+5
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '26
+55
في 6 قنوات
Get PRO
يناير '26
+20
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '25
+24
في 1 قنوات
Get PRO
نوفمبر '25
+85
في 3 قنوات
Get PRO
أكتوبر '25
+89
في 1 قنوات
Get PRO
سبتمبر '25
+40
في 6 قنوات
Get PRO
أغسطس '25
+30
في 2 قنوات
Get PRO
يوليو '25
+13
في 1 قنوات
Get PRO
يونيو '25
+27
في 1 قنوات
Get PRO
مايو '25
+80
في 5 قنوات
Get PRO
أبريل '25
+100
في 7 قنوات
Get PRO
مارس '25
+73
في 4 قنوات
Get PRO
فبراير '25
+141
في 7 قنوات
Get PRO
يناير '25
+108
في 3 قنوات
Get PRO
ديسمبر '24
+1 434
في 1 قنوات
Get PRO
نوفمبر '24
+45
في 1 قنوات
Get PRO
أكتوبر '24
+38
في 1 قنوات
Get PRO
سبتمبر '24
+35
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '24
+107
في 1 قنوات
Get PRO
يوليو '24
+13
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '24
+8
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '24
+6
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '24
+5
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '24
+17
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '24
+49
في 1 قنوات
Get PRO
يناير '24
+12
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '23
+23
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '23
+20
في 20 قنوات
Get PRO
أكتوبر '23
+9
في 22 قنوات
Get PRO
سبتمبر '23
+12
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '23
+9
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '23
+14
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '23
+11
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '23
+19
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '23
+29
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '23
+11
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '23
+3
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '23
+10
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '22
+13
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '22
+17
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '22
+44
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '22
+20
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '22
+16
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '22
+13
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '22
+24
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '22
+46
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '22
+26
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '22
+52
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '22
+75
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '22
+25
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '21
+17
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '21
+16
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '21
+13
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '21
+37
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '21
+30
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '21
+28
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '21
+15
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '21
+30
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '21
+48
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '21
+369
في 0 قنوات
التاريخ
نمو المشتركين
الإشارات
القنوات
13 يوليو+1
12 يوليو+1
11 يوليو+1
10 يوليو0
09 يوليو+2
08 يوليو0
07 يوليو+2
06 يوليو+2
05 يوليو+3
04 يوليو+6
03 يوليو+1
02 يوليو+1
01 يوليو+2
منشورات القناة
☁️•• اگر پیروز شوم، با پیروزی‌ای که تو در آن نباشی چه کنم؟..
☁️•• اگر پیروز شوم، با پیروزی‌ای که تو در آن نباشی چه کنم؟..

2
••☁️
93
3
••☁️
1
4
وضعیت من و دوستام وقتی بهمون گفتن هر چی هم بشه، امتحانات حضوری برگزار خواهد شد… /:
وضعیت من و دوستام وقتی بهمون گفتن هر چی هم بشه، امتحانات حضوری برگزار خواهد شد… /:
229
5
یکی از اساتیدم همیشه می‌گفت: «اگر می‌توانستم فقط یک توصیه به زوج‌های تازه‌ازدواج‌کرده بکنم، این بود که در ماه‌های نخست زندگی مشترک، تا جایی که شرایط اجازه می‌دهد، مدتی از خانواده‌ها و دیگران فاصله بگیرید؛ برای آنکه فرصت پیدا کنید "زوج بودن" را یاد بگیرید.» واقعیت این است که آغاز زندگی مشترک، بیش از آنکه فصل آرامش باشد، فصل یادگیری است. دو انسان با دو تاریخچه، دو سبک شخصیت، دو خانواده، دو شیوه‌ی حل مسئله و گاه دو فرهنگ متفاوت، قرار است برای نخستین بار زیر یک سقف زندگی کنند. طبیعی است که سوءتفاهم، اختلاف و دلخوری پیش بیاید. این‌ها نشانه‌ی شکست رابطه نیست؛ بخشی از فرایند ساختن رابطه است. مشکل از جایی آغاز می‌شود که هر تعارضی را پیش از آنکه در فضای رابطه درباره‌اش گفت‌وگو کنیم، به بیرون از رابطه می‌بریم. هر بار که خانواده یا اطرافیان را برای حل کوچک‌ترین اختلاف وارد می‌کنیم، ناخواسته فرصتی را از خودمان می‌گیریم؛ فرصتی برای آموختن گفت‌وگو، مذاکره، شنیدن، تحمل تفاوت‌ها و رسیدن به راه‌حلی که حاصل همکاری خودمان باشد. به‌تدریج، به جای آنکه رابطه‌ی ما قوی‌تر شود، وابستگی ما به داوری و دخالت دیگران بیشتر می‌شود. البته حفظ مرزهای رابطه به این معنا نیست که زوج باید در سکوت رنج بکشند یا هیچ‌گاه از کسی کمک نگیرند. گاهی تعارض‌ها از توان دو نفر خارج می‌شوند؛ گاهی زخم‌های قدیمی، یا الگوهای ارتباطی ناکارآمد، گفت‌وگو را ناممکن می‌کنند. در چنین موقعیت‌هایی، کمک گرفتن نه نشانه‌ی شکست، بلکه نشانه‌ی مسئولیت‌پذیری است. اما اگر قرار است کسی وارد آن قصر شود، بهتر است کسی باشد که برای ساختن دیوارهای آن آمده است، نه برای انتخاب برنده و بازنده‌ی دعوا. کسی که بی‌طرف باشد، آموزش دیده باشد و رابطه را ببیند، نه فقط یکی از دو نفر را. زیرا خانواده و دوستان، هرچقدر هم خیرخواه باشند، معمولاً درد را از چشم فرزند یا دوست خود می‌بینند؛ اما درمانگر تلاش می‌کند رابطه را از چشم هر دو نفر ببیند. و شاید همین، مهم‌ترین تفاوت باشد.. ☁️
329
6
ـ تازه ازدواج کرده‌ام... چه توصیه‌ای برایم دارید؟ + گران‌بهاتر از این نصیحتی نمی‌شناسم: رازدار باشید. ـ چه رازی؟ + همه‌چیز... همه‌چیز. هر آنچه میان شما دو نفر رخ می‌دهد، رازی است که باید از آن پاسداری کنید. از همان لحظه‌ای که عقد ازدواجتان جاری می‌شود، درِ قصری بزرگ و باشکوه پشت سرتان بسته می‌شود؛ قصری که تنها به شما دو نفر تعلق دارد. آن قصر، زندگی شماست؛ سخنانتان، عادت‌هایتان، لغزش‌هایتان، کاستی‌هایتان، رؤیاهایتان... و همهٔ این‌ها، روزبه‌روز در گوشه‌وکنار آن قصر جای خود را پیدا می‌کنند. بر سردرِ آن قصر نوشته شده است: «هر مشکلِ بزرگی، تا وقتی درون این خانه بماند، هرچقدر هم بزرگ باشد، کوچک است؛ اما هر مشکلِ کوچکی، اگر از این خانه بیرون برود، هرچقدر هم کوچک باشد، بزرگ می‌شود.» شما هنوز الفبای زندگی مشترک را می‌آموزید. طبیعی است که در آغاز راه، گاهی به هم بر بخورید و دچار اختلاف شوید. مهم نیست... اشکالی ندارد. کمی با هم دلخور شوید، اما بسیار بیشتر آشتی کنید. تنها مراقب باشید که همهٔ این صحنه‌ها، فقط در حافظهٔ مشترکِ خودتان بماند؛ در همان قصر. اجازه ندهید کسی از آن‌ها باخبر شود و درِ قصر را به روی هیچ‌کس نگشایید. به‌تدریج چیزهای تازه‌ای از یکدیگر کشف خواهید کرد؛ خواسته‌ها، ضعف‌ها، حقیقتِ وجود یکدیگر، زیبایی‌ها و کاستی‌های پنهان، آرزوها و امیدها، بذرهای خیر، و حتی زخم‌هایی که گذشته بر روح هر کدامتان گذاشته است. مهم نیست... اشکالی ندارد. با حوصله یکدیگر را بشناسید؛ همدیگر را لمس کنید، در گوش هم نجوا کنید، همدیگر را در آغوش بگیرید، با هم بخندید و با هم گریه کنید. اما بگذارید همهٔ این تجربه‌ها در همان قصر بماند؛ هرگز پرده‌ها را کنار نزنید. شما بیست یا سی سال از عمرتان را جدا از هم زندگی کرده‌اید؛ اما حالا زن و شوهر شده‌اید. و راستش را بخواهی، این کار آسانی نیست. آیا می‌دانی چگونه باید به جای یک نفر، برای دو نفر فکر کنی؟ می‌دانی چگونه باید با کسی کنار بیایی که مکمل توست، اما شبیه تو نیست؟ چگونه گاهی با او انعطاف نشان بدهی و گاهی در کنار استواری‌اش استوار بمانی؟ چگونه کنار او بایستی و در عین حال، به او فرصت بدهی کنار تو بایستد؟ ازدواج، رقصی طولانی و باشکوه است؛ رقصی که تنها بدن را خسته نمی‌کند، بلکه روح، عادت‌ها و خلق‌وخوی انسان را نیز به حرکت درمی‌آورد. تو یک گام جلو می‌روی، وقتی او عقب می‌ایستد؛ و یک گام عقب می‌روی، تا او پیش بیاید. تو رقص را هدایت می‌کنی و او چنان رفتار می‌کند که گویی واقعاً تو رهبر این رقص هستی. شاید در آغاز، ناشیانه برقصید؛ اما با گذشت زمان، در آن ماهر خواهید شد. موسیقی این رقص، چیزی جز صدای شما نیست؛ صداها، گفت‌وگوها، واژه‌ها و لحن‌های شما. با هم حرف بزنید، اگر لازم شد با هم فریاد بزنید، اگر لازم شد در گوش هم زمزمه کنید... مهم نیست... اما نگذارید هیچ‌کس بیرون از آن قصر، صدای شما را بشنود. پنجره‌ها را باز نکنید. ـ مگر بیرون چه کسی هست که باید از او برحذر باشیم؟ دشمنان؟ + نه؛ حتی دوستان. و نیز خویشاوندان، خانواده و همان دایرهٔ صمیمی‌ای که پیش از ازدواج در اطرافتان بود. یکی از بزرگ‌ترین عوامل ویرانی خانواده‌ها، دخالت نزدیکان در زندگی زن و شوهر است؛ وارد شدنشان به آن قصرِ تازه‌ساخته، به خانه‌ای که هنوز کف آن آشفته و دیوارهایش ناتمام است. اگر کسی را میان خودتان راه دادید، دیگر به‌سادگی نمی‌توانید او را بیرون کنید. خانواده‌ات تو را می‌شناسند، اما همسرت را نه؛ بنابراین، اگر اختلافی پیش بیاید، معمولاً او را مقصر می‌دانند، حتی اگر اشتباه از تو باشد. برای خانواده‌ات، تو سرمایهٔ خودشان هستی؛ و کمتر کسی کالای خودش را بی‌ارزش می‌شمارد، حتی اگر عیب داشته باشد؛ مگر آنان که خدا بر ایشان رحم کرده است. وقتی کسی به تو می‌گوید: «هزار دختر آرزوی ازدواج با تو را دارند»، این سخنی بیهوده و اغراق‌آمیز است؛ درست مانند تعریف‌های اغراق‌آمیز فروشنده‌ای که کالای معمولی‌اش را به عسل، الماس یا ستاره تشبیه می‌کند. اگر دخترِ پیامبرﷺ، فاطمه‌رضی‌الله‌عنها، دزدی می‌کرد، پیامبرﷺ نیز حکم خدا را دربارهٔ او اجرا می‌کرد. اما بسیاری از مردم، اگر دختر خودشان خطایی کند، حاضرند زبان‌ها را ببرند تا کسی از آن سخن نگوید. تو در میان پیامبران و قدیسان زندگی نمی‌کنی. پس از آسیبی که نیت‌های ساده‌دلانهٔ آدم‌های خوب می‌تواند به زندگی‌ات بزند، بیش از نیرنگِ آدم‌های بداندیش بترس. ـ یعنی باید از همه کناره بگیریم؟ + وقتی سخن از زندگی خصوصیِ شماست، بله. در آن بخش، از دنیا فاصله بگیرید و خلوت خودتان را حفظ کنید. اما وقتی پای دیگران در میان است، به عنوان یک زوج وارد جامعه شوید؛ و فقط به عنوان یک زوج. اگر نجات می‌خواهی... خانه‌ات، تو را بس باشد. خانه‌ات، تو را بس باشد. خانه‌ات، تو را بس باشد. •احمد نبیل عمیرة ☁️
308
7
sticker.webp
282
8
42455997.ogg
405
9
‏﴿وَتَوَكَّلۡ عَلَى ٱلۡحَيِّ ٱلَّذِي لَا يَمُوتُ‏..﴾☁️
1
10
کسی چه می‌داند من چقدر تلاش کرده‌ام که روحم زیبا بماند، وقتی جهان پُر از رنج بود… زیرا در میان ویرانی و رنج، وظیفه‌ انسان این است که قلبش را به زشتی نسپارد. داستایفسکی برادران کارامازوف ☁️
415
11
لا يوجد نص...
360
12
😁🤍.
458
13
هنوز کامل نشده… خلق اثر هنری در فرجهٔ امتحانات…🙂‍↔️🚶🏻
هنوز کامل نشده… خلق اثر هنری در فرجهٔ امتحانات…🙂‍↔️🚶🏻
491
14
یه هفته‌ی دیگه امتحاناتمون شروع می‌شه. امروز برای اینکه یکم به خودم استراحت بدم، یه دستی به سر و روی کتاب‌ها کشیدم، گردگیری‌شون کردم، بعد از کلی وقت هم رفتم سراغ طراحی و یه چیزایی کشیدم!! (مشخصه نمی‌خوام برم سمت درس خوندن؟ /:) حالا جدا از فشار و استرس‌هایی که این ترم داشتیم، یه درسی داریم که هرچی می‌خونیم، نمی‌فهمیم! شاید بگید خب طول ترم چی‌کار می‌کردید؟ مسئله اینه که استاد طول ترم یه چیز درس دادن، ولی برای امتحان یه چیز دیگه می‌خوان. یه چیزی شبیه اینه که جلد اول یه کتاب رو تدریس کنن، اما امتحان از جلد دوم باشه! مشخصه که ذهنم الان برای فرار از درس و استرس، هر کاری رو جذاب‌تر از درس خوندن می‌بینه.. ولی واقعاً… امان از ارشد خوندنِ ما. 🚶🏻
431
15
یکی از معلم‌هایمان وقتی دورهٔ متوسطهٔ اول بودم، همیشه می‌گفت: «کتاب بخوانید. برای اینکه بتوانید خوب انشا بنویسید، اول باید بخ
یکی از معلم‌هایمان وقتی دورهٔ متوسطهٔ اول بودم، همیشه می‌گفت: «کتاب بخوانید. برای اینکه بتوانید خوب انشا بنویسید، اول باید بخوانید.» هنوز همان کتاب قصه‌های شب را که به ما معرفی کرده بود، دارم… همیشه می‌گفت: «شاید الان فکر کنید هرچه کتاب می‌خوانید یادتان نمی‌ماند، یا به نظرتان بیاید این کار فایده‌ای ندارد؛ اما کم‌کم، هر بار که با موضوعی روبه‌رو شوید، ذهنتان میان آنچه خوانده‌اید می‌گردد و آن جمله‌ها را پیدا می‌کند، به یادتان می‌آورد و مطمئن باشید آن روز، حرفی برای گفتن دارید…» تأثیر مطالعه و خواندنِ کتاب‌های خوب، یک‌شبه در زندگی نمایان نمی‌شود.. ☁️
428
16
•• ظرفیت تنها ماندن؛ نشانه‌ای از بلوغ هیجانی.. در نگاه وینیکات، ظرفیت تنها ماندن هرگز به معنای عادت کردن به تنهایی یا بی‌نیازی از دیگران نیست. برعکس، این ظرفیت محصول یک رابطه است. به گفته‌ی ایشان، انسان توانایی تنها بودن را در تنهایی یاد نمی‌گیرد؛ بلکه آن را در حضور یک دیگریِ قابل اعتماد می‌آموزد. وینیکات می‌گوید این اتفاق در نخستین سال‌های زندگی و در حضور مادر یا مراقبِ اولیه رخ می‌دهد. نوزادی را تصور کنید که مشغول بازی است، خیال‌پردازی می‌کند یا آرام در دنیای خودش غرق شده است، در حالی که مادرش در همان نزدیکی حضور دارد؛ و می‌داند هر زمان که به مادر نیاز داشته باشد، او را می‌یابد. اما مادر نه دخالت می‌کند، نه کنترل می‌کند، نه چیزی از او می‌خواهد، بلکه فقط «هست». همین حضور امن و قابل اعتماد، به کودک اجازه می‌دهد برای نخستین بار با دنیای درونیِ خودش ارتباط برقرار کند. وینیکات معتقد است این تجربه بارها و بارها تکرار می‌شود و به‌تدریج این تجربه درونی می‌شود. آنچه ابتدا به شکل حضور واقعیِ مادر وجود داشت، به یک «حضور درونیِ اطمینان‌بخش» تبدیل می‌شود. از این پس، فرد حتی در غیاب دیگری نیز احساس نمی‌کند که از نظر روانی تنها یا بی‌پناه است. به همین دلیل، فردی که ظرفیت تنها ماندن را دارد، از تنهایی فرار نمی‌کند. او برای فرار از اضطراب، مدام خود را با رابطه، کار، شبکه‌های اجتماعی یا سرگرمی‌های بی‌پایان مشغول نمی‌کند. او می‌تواند مدتی با خودش بماند، احساساتش را تجربه کند، خیال‌پردازی کند، خلاق باشد و بیافریند و حتی از سکوت لذت ببرد. در مقابل، ناتوانی در تنها ماندن، اغلب به معنای نیاز دائمی به حضور دیگری نیست؛ بلکه می‌تواند نشان‌دهندهٔ این باشد که فرد هنوز احساس یک «دیگریِ حمایتگر» را در دنیای درونیِ خود تثبیت نکرده است. در چنین شرایطی، تنهایی به‌جای آنکه فرصتی برای تماس با خود باشد، به تجربه‌ای از تهی‌بودگی، اضطراب یا فروپاشی تبدیل می‌شود. از نگاه وینیکات، بلوغ هیجانی یعنی اینکه بتوانیم با خودمان بمانیم؛ نه به این دلیل که به دیگران نیازی نداریم، بلکه چون حضور یک رابطهٔ امن را در درون خود حفظ کرده‌ایم. برای همین، شاید عمیق‌ترین تنهایی، نبودن دیگران نیست؛ بلکه نداشتن یک «حضور امن» در جهانِ درونی است. زیرا تنها کسی می‌تواند واقعاً تنها باشد که پیش‌تر تجربه کرده باشد در حضور یک دیگریِ امن، مجالِ «خود بودن» را یافته است. برگرفته از مقالهٔ: D. W. Winnicott (1958). The Capacity to Be Alone. #paper ☁️
389
17
دقت کنید! گفته: «تجربهٔ تنها بودن در حضورِ دیگری»، نه در غیابِ فرد… اما این ظرفیت چطور در روانِ انسان شکل می‌گیره؟ فردا ان‌شاءالله، بیشتر درباره‌ش صحبت می‌کنیم..
136
18
دونالد وینیکات(روانکاو) در یکی از مقالاتش، از ظرفیت تنها بودن صحبت می‌کند، او می‌گوید: ظرفیتِ تنها بودن، از تجربه‌ی تنها بودن در حضورِ یک نفر دیگر شکل می‌گیرد..❛☁️
428
19
sticker.webp
438
20
مهم چگونه زنده بودن و برای چه چیز مردن است..☁️
مهم چگونه زنده بودن و برای چه چیز مردن است..☁️
615