یادداشتهایشِلبی.
الذهاب إلى القناة على Telegram
2 478
المشتركون
-124 ساعات
-67 أيام
+1930 أيام
جاري تحميل البيانات...
جذب المشتركين
سبتمبر '26
سبتمبر '26
+19
في 5 قنوات
أغسطس '26
+176
في 37 قنوات
Get PRO
يوليو '26
+242
في 39 قنوات
Get PRO
يونيو '26
+232
في 55 قنوات
Get PRO
مايو '26
+88
في 46 قنوات
Get PRO
أبريل '26
+8
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '26
+4
في 1 قنوات
Get PRO
فبراير '26
+145
في 41 قنوات
Get PRO
يناير '26
+148
في 34 قنوات
Get PRO
ديسمبر '25
+146
في 41 قنوات
Get PRO
نوفمبر '25
+117
في 34 قنوات
Get PRO
أكتوبر '25
+186
في 55 قنوات
Get PRO
سبتمبر '25
+205
في 50 قنوات
Get PRO
أغسطس '25
+307
في 70 قنوات
Get PRO
يوليو '25
+259
في 73 قنوات
Get PRO
يونيو '25
+261
في 61 قنوات
Get PRO
مايو '25
+398
في 75 قنوات
Get PRO
أبريل '25
+314
في 65 قنوات
Get PRO
مارس '25
+342
في 77 قنوات
Get PRO
فبراير '25
+369
في 66 قنوات
Get PRO
يناير '25
+291
في 52 قنوات
Get PRO
ديسمبر '24
+477
في 47 قنوات
| التاريخ | نمو المشتركين | الإشارات | القنوات | |
| 05 سبتمبر | +3 | |||
| 04 سبتمبر | +3 | |||
| 03 سبتمبر | +4 | |||
| 02 سبتمبر | +7 | |||
| 01 سبتمبر | +2 |
منشورات القناة
| 2 | من یه بار خوابش رو میبینم. توی خواب کلی ناراحت میشم و قلبم سنگین میشه. صبح همونطوری بیدار میشم و میبینم خواب بوده بهتر میشم. بعد چند روز میگذره توی زندگی واقعی برام اتفاق میافته. | 45 |
| 3 | همیشه اول خوابش رو میبینم، بعد برام اتفاق میافته. | 55 |
| 4 | خدایا تو هیچوقت نباید بفهمی حالم خوبه نه؟ | 83 |
| 5 | پیاماسم. بهترین دوستم رو از دست دادم. یکی از دوستهام به ناحقی باهام رفتار کرده. از صبح یه مسیری باید میرفتم که هنوز فردا میدونم گم میشم. محل کارم آدمهای تاکسیک داره. خونه نمیتونم بمونم چون آدمهای خونه واقعاً یک نهی بزرگان. فقط داداشم رو دوست دارم. از کل زندگی. فقط داداشم و دوستم. | 58 |
| 6 | الآن اون کنج دانشکده رو میخوام که هیچکس نمیدونست کجاست و راحت مینشستم گریه میکردم. | 57 |
| 7 | It’s not your fault
It’s not your fault
It’s not your fault | 61 |
| 8 | مهم نیست که فکر کنی بخاطر تو کلاً اون اکانتم رو گذاشتم کنار. مهم نیست اصلاً هرچی تو فکر کنی. تو همیشه خودگیرت روشن بوده و مقصرش من نیستم. | 64 |
| 9 | من این خونه رو دیگه نمیتونم. چطور ممکنه که هیچ راهی نداره که جدا شم از این خونه؟ | 67 |
| 10 | الآن به دوستم پیام میدم میگم میشه این آخر هفته بریم بیرون من فقط توی بغلت گریه کنم؟ | 69 |
| 11 | الآن فقط یه آغوش میخواستم که توش گریه کنم. | 70 |
| 12 | مامانم هرسری یکی دیگه از زندگیم میره خیلی خوشحال میشه. هی مطمئن میشه مشکل منم و هی به روم میاره. من هیچوقت نفهمیدم چرا مشکل منم؟ | 74 |
| 13 | صفحهی کیبورد رو تار میبینم انقدر اشکهام زیاده. نمیتونم درست و درمون بنویسم. | 72 |
| 14 | مامان ببخشید. میدونم خیلی دوست داری نباشم. خودم هم خیلی دوست دارم نباشم. ولی میترسم از اینکه امتحان کنم نباشم و بعد باشم. | 81 |
| 15 | با جیپیتی هم که تا حرف میزنم میفهمه فقط قلبم نشکسته و به از بین بردن خودم فکر میکنم زود چندتا شماره برام میفرسته. خب نمیتونی مثل آدم بهم گوش کنی؟ | 77 |
| 16 | این دنیا واسه من نبود. شاید محبوب شم توی زندگی بعدی. | 80 |
| 17 | واسه اون چیزی که دارید بهش فکر میکنید ناراحت نیستم. مثل همیشه مسائل خانوادگی. | 83 |
| 18 | از پس این هم برمیام. ولی فعلاً گریه. | 83 |
| 19 | و تو مرا در تاریکترین روزهایم تنها گذاشتی. و او نمیدانست که در تاریکترین روزهایم به سر میبرم. این بود تفاوت شما. | 88 |
| 20 | نمیخواستم اتفاقی دیگر بیفتد. کاش میشد فقط نباشم. بودم را نمیخواهم. | 90 |
