ar
Feedback
از آنِ ما!

از آنِ ما!

الذهاب إلى القناة على Telegram

شاید که آینده از آنِ ما، مگه نه؟! 🌿 «ستاره دریایی؛ روان‌درمانگر» - Psychotherapist | Process-Based Interventions ش.ع.ن: ۸۳۳۹۷ رزومه و تایم درمان: Setarehdaryayi.ir

إظهار المزيد
7 696
المشتركون
-1024 ساعات
-457 أيام
-9830 أيام
أرشيف المشاركات
این کتاب رو دوستم بهم معرفی کرد و نگم که چقدرر شیفته‌ش شدم. زیبا زیبا زیبا
+4
این کتاب رو دوستم بهم معرفی کرد و نگم که چقدرر شیفته‌ش شدم. زیبا زیبا زیبا

حالا که دارم محتوا تولید می‌کنم:

رسالة فيديو00:20

رسالة فيديو00:59

رسالة فيديو00:59

رسالة فيديو00:59

رسالة فيديو00:59

رسالة فيديو00:58

چند روز پیش این توییت رو دیده بودم گفتم بیام درموردش صحبت کنم: ‏با عرض پوزش به جامعه روانشناسان ولی اکثر کسانی که روانشناسی میخونن خودشون مشکلات روحی روانی زیادی دارن.

یادآوری امروز: فقط چون یه مسابقه‌ای وجود داره، قرار نیست تو هم حتما بدوی!✨
یادآوری امروز: فقط چون یه مسابقه‌ای وجود داره، قرار نیست تو هم حتما بدوی!✨

بعد اینم بگم اصلا فضا برام گل و بلبل نیست‌ها:)) همین دوشب پیش توی اینستا درمورد این استوری گذاشتم که بازهم درمورد صدام کامنتِ منفی می‌گیرم. ولی بعدش هم کلی پیام گرفتم از آدم‌هایی که از مواجهه‌ی من یاد گرفتن و کلی بهم عشق دادن. چند دقیقه قبل هم داشتم به این فکر می‌کردم که قطعا من هم آسیب‌پذیر هستم اون‌هم درمورد مسئله‌ی پررنگی مثل سرطان. ولی موضوع مهم اینه که همیشه آدمی هست که از من خوشش نیاد. ولی واکنش‌ آدم‌هایی که از من خوششون نمیاد هم مهمه. یکی رد می‌شه می‌ره و یکی می‌مونه و بدترین چیزها رو می‌نویسه. کسی که می‌نویسه رو نمی‌تونم واقعا تغییر بدم. پس ادامه می‌دم دیگه. چی از این بهتر؟ :))

قبلا درمورد جایی که نمیشه تلاش کرد و رها کردن و همه‌ی این‌ها صحبت کردم. پس دقت کنید که من انقدری خودم رو می‌شناسم که بدونم کجاها رها کنم و کجاها تلاش کنم و خودتون رو به هیچ عنوان با نسخه‌ای که من درمورد خودم اینجا ارائه می‌دم مقایسه نکنید. قلب بهتون. 🫂✨

بعدش داشتم به این فکر می‌کردم که من اگر یک ویژگی پررنگ رو در خودم ببینم: ول‌نکن‌ترینم. امکان نداره جایی پتانسیلی ببینم و برنامه بریزم و رهاش کنم. خیلی اذیت می‌شم. خیلی سخته، خیلی پیچیدگی داره برام، خیلی فشار روانی داره برام. ولی توی مسیر زندگی یاد گرفتم جایی که می‌شه تلاش کرد، تلاش کنم تا ببینم چی میشه. این مدت فقط داشتم به همین فکر می‌کردم. که چقدر زندگیم پاییین، پاییین، پایییییین و بالا داره. و من چقدر متعهد می‌مونم به جایی که باید برم. به مسیری که باید طی کنم، به تلاشی که باید هر روز بهش وفادار بمونم. خلاصه می‌خواستم بگم می‌بینمت ستاره دریایی. که انقدر تلاشگری، که انقدر مشاهده‌گری، که انقدر متعهدی به مسیرت و بهت افتخار می‌کنم.🫂❤️

این ریلزم توی اینستاگرم ۱۰۰ هزارتا ویو گرفته.🥸😵‍💫 و باعث شد با آدم‌هایی که خیلی دوستشون داشتم توی این فضا لینک بشم و بیشتر آشنا بشم. تا حالا هیچ محتوایی از خودم انقدر ویو نگرفته بود.

یکی از چیزهایی که درباره‌ی روند درمان و تراپی رفتن خیلییی دوست دارم اینه که تراپی بهت این امکان رو می‌ده (حداقل توی رویکرد من) جور دیگه‌ای خودت رو ببینی؛ این‌بار با مهر بیشتری، با همدلی بیشتری. ارتباط بهتری با خودت داشته باشی. روایت خودت رو از یه زاویه‌ی دیگه پیدا کنی و ببینی. خودت رو بهتر و شفاف‌تر ببینی. کنار خودت باشی و با خودت همراهی کنی. بتونی مسیری که طی کردی رو ببینی و بعد برای قدم‌های بعدی پیش بری. واقعا درمانِ درست و ارتباطِ درمانیِ کارآمد بهت این امکان رو می‌ده و این، به نظرم، زیباترینه. 🌱

سلام بچه‌ها. امیدوارم خوب باشید. من برای مهرماه ۱ مراجع جدید برای درمان قبول می‌کنم. اگر دوست دارید با من جلسه داشته باشید، لطفا به این آیدی پیام بدید: @psy_onlinee

از آخر به اول شروع می‌کنم، بعد دوباره می‌نویسم.😁 • دیشب فیلم “Mayday” رو دیدم. بامزه و سرگرم‌کننده و بانمک بود. اثر فاخری نیست طبیعتا. ولی دیدنش برای سرگرم شدن تجربه‌ی خوبیه. • Teenage Sex and Death at Camp Miasma : واقعا کاش برمی‌گشتم به شبی که این فیلم رو انتخاب کردم و از زندگیم حذفش می‌کردم. • The Last House : وقتی یه ایده‌ای داری ولی حتی نمی‌دونی چجوری بهش می‌شه پرداخت. • سریال “Twin Peaks” همیشه توی لیستم بود و تصمیم گرفتم بیام براش بنویسم: چرت و پرتِ محض! واقعا فصل اول رو به زور دیدم. البته به سال ساخت سریال هم باید دقت کرد دیگه. من معتقدم کلا فیلم و سریال تایم مخصوص خودش رو داره. ولی واقعا بد بود. واقعااا. • سریال”Sterling Point” روند آرومی داشت. واقعا بعضی از کرکترهاش معنای سلامت روان بودن.😁 دوستش داشتم ولی خیلی کند و آرومه. #mfl

فیلم و سریال هم خیلیی برای معرفی دارم. هم دیدنی و هم نادیدنی. ولی انقدر زیاد شدن دیگه اصلا خیلی سخته بیام بنویسم.😁😵‍💫

شهریور چیا خوندم؟ (هرچیزی رو که خوندم، خیلییی دوست داشتم) • زیر تیغ ستاره‌ی جبار از هِدا مارگلیوس کووالی: در یک کلام خوندنی. اگه از اون مدل‌ آدم‌هایی بودم که به کتاب‌ها بر‌می‌گشتم، حتما بارها و بارها این کتاب رو می‌خوندم. • جدایی‌ها از جولین بارنز: آخرین کتاب از نویسنده‌ی موردعلاقه‌م و خداحافظیش از نوشتن. برای همین خوندنش برام بسیار دردناک بود. و جولین بارنز اون‌ نویسنده‌ای هست که وقتی می‌خونمش دائما گوشه و کنار کتاب می‌نویسم: «اگر من نویسنده بودم.» • شوخی از میلان کوندرا: چقدر دوستش داشتم. چقدررر زیبا بود. از اون کتاب‌هایی بود که آخر هر بخش هم سوال می‌نوشتم و هم یک عالمههه توضیح. روایت یک بازگشت از هشام مطر: به شدت دردناک. به نظر من خوندن این روایت‌ها چون به جامعه‌ی ما خیلی نزدیکه، خیلی خیلی دردناک‌تره. #bfl

اینکه فقط آدم‌هایی رو دنبال کنی که باهات موافقن، خیلی راحت می‌تونه بندازتت توی دامِ «سوگیری تأییدی» و «تفکر گروهی». تفکر نقادانه وقتی شکل می‌گیره که به آدم‌هایی هم گوش بدی که فرض‌هات رو زیر سؤال می‌برن و نتیجه‌گیری‌هات رو به چالش می‌کشن. چیزی که باعث می‌شه واقعا یاد بگیریم، درگیر شدن با دیدگاه‌های مختلف و فکرشده‌ست؛ نه اینکه فقط حرف‌هایی رو بشنویم که از قبل باهاشون موافقیم.