ch
Feedback
از آنِ ما!

از آنِ ما!

前往频道在 Telegram

شاید که آینده از آنِ ما، مگه نه؟! 🌿 «ستاره دریایی؛ روان‌درمانگر» - Psychotherapist | Process-Based Interventions ش.ع.ن: ۸۳۳۹۷ رزومه و تایم درمان: Setarehdaryayi.ir

显示更多
7 774
订阅者
-1124 小时
+167
+20530
帖子存档
اینستاگرام: «ولش کن. از چیزی که دیگه به دردت نمی‌خوره رها شو.» واقعیت: آدم‌ها اشتراک ماهانه نیستن که هر وقت تصمیم گرفتی دیگه به دردت نمی‌خورن، لغوشون کنی. اینکه بدونی باید بری، اینکه آماده‌ی رفتن باشی و اینکه واقعا بتونی بری، سه چیز کاملا متفاوتن. : (Todd Baratz)

خیلی وقت‌ها یادمون می‌ره که سرگرمی قراره فقط سرگرمی باشه. لازم نیست اگر نقاشی می‌کنیم، کارمون خوب از آب دربیاد. لازم نیست از ورزش کردن، آشپزی کردن، بازی کردن یا هر سرگرمی دیگه‌ای، حتما نتیجه‌ای دربیاریم که بشه بهش افتخار کرد. بعضی کارها رو می‌شه فقط برای این انجام داد که انجام دادنشون خوش می‌گذره. بدون اینکه لازم باشه توش بهترین باشیم، پیشرفت کنیم یا حتی خوب باشیم. 🦋

یادآوری امروز: لازم نیست توی سرگرمی‌هات خوب باشی. می‌تونی فقط ازشون لذت ببری و حتی توشون افتضاح باشی.

اگه هیچ‌کس تا حالا بهت نگفته، اینم خودش شجاعته: • اینکه دیگه خودت رو مجبور نکنی توی مسیری پیش بری که دیگه حس نمی‌کنی مال توئه
اگه هیچ‌کس تا حالا بهت نگفته، اینم خودش شجاعته: • اینکه دیگه خودت رو مجبور نکنی توی مسیری پیش بری که دیگه حس نمی‌کنی مال توئه. • اینکه بذاری رویا‌هات همون‌طور که خودت تغییر می‌کنی، تغییر کنن. • اینکه بذاری بعضی‌ها ازت ناامید یا ناراحت بشن، وقتی موندن توی اون مسیر یعنی ناامید کردن خودت. • اینکه زندگی‌ای رو انتخاب کنی که بیشتر شبیه زندگیِ خودت باشه.

زندگی هرگز ساده نیست. چیزی که خوب است هرگز تا آخر خوب باقی نمی‌ماند و شر یکسره شر نیست. نباید به خودم اجازه بدهم که دلسرد شوم. - زیر تیغِ ستاره‌ی جبار؛ هِدا مارگلیوس کووالی

برای رژیم‌های توتالیتر کار سختی نیست که مردم را نادان نگه دارند. وقتی به خاطر «درک ضرورت‌ها» از آزادی‌ات دست می‌کشی، یا به خاطر انضباط حزبی، برای تطبیق دادن خودت با رژیم، برای عظمت و شکوه میهن یا هر گزینه‌ی دیگری که به انجام دادن آن‌ مجاب شده‌ای، دیگر از تلاش برای مطالبه‌ی حقیقت صرف‌نظر می‌کنی. آرام آرام، قطره قطره، زندگی‌ات، مثل زمانی که رگ دستت را زده باشی، می‌چکد و هرز می‌رود، و تو خودخواسته خودت را از پا درمی‌آوری. - زیر تیغِ ستاره‌ی جبار؛ هِدا مارگلیوس کووالی

"At the end of the day, it's not the grand gestures that count. It's the small, quiet moments where you realize just how lucky you are." - MODERN FAMILY ~ Jay Pritchett 🌱

بچه‌ها من برای شهریور ماه فقط «یک ظرفیت برای مراجع جدید و برای درمان» دارم. ✨🤍 اگر دوست دارید با من جلسه‌ی تراپی داشته باشید لطفا به این آیدی پیام بدید: @psy_onlinee

视频消息00:50

视频消息01:00

视频消息01:00

视频消息01:00

درمورد ساخت عادت جدید با زنجیره‌سازی عادت‌ها:

گاهی چیزی که برای ما آشناست، لزوما چیزی نیست که برای ما خوبه. مغز معمولا با چیزهای آشنا احساس امنیت بیشتری می‌کنه؛ حتی اگه او
گاهی چیزی که برای ما آشناست، لزوما چیزی نیست که برای ما خوبه. مغز معمولا با چیزهای آشنا احساس امنیت بیشتری می‌کنه؛ حتی اگه اون چیز آشنا، یک رابطه، الگوی رفتاری یا سبک زندگی ناسالم باشه. برای همین «ناشناخته بودن» به‌تنهایی دلیل خوبی برای عقب کشیدن نیست. گاهی اضطرابی که موقع انتخاب یک مسیر جدید تجربه می‌کنیم، از این نیست که مسیر جدید اشتباهه، از اینه که هنوز برای مغزمون آشنا نشده. امن بودن و آشنا بودن، همیشه یکی نیستند.✨

اگر اینستاگرم دارید، میشه لطفا اکانت من رو فالو کنید و این پست رو هم لایک کنید؟⭐️❤️ خیلی از حمایتتون ممنونم.🪽🦋 : https://www.instagram.com/p/DceGAbqDM3E/?igsi=MThnYzZkaGFmbG1jNQ==

به نظرم سالم‌ترین شکل جاه‌طلبی، در ساده‌ترین حالت، کنجکاوی درباره‌ی توانایی‌های خودته. من چقدر می‌تونم در این کار خوب بشم؟ چقدر می‌تونم پیش ببرمش؟ اگر پنج سال، هر چیزی که در توانم دارم رو پای این کار بذارم، چه اتفاقی می‌افته؟ خیلی‌ها قبل از اینکه جواب این سؤال‌ها رو پیدا کنن، این کنجکاوی رو در خودشون می‌کشن. بر اساس محیطشون، سنشون، شرایطشون یا دستاوردهای آدم‌های اطرافشون تصمیم می‌گیرن چه چیزی «واقع‌بینانه» است. جاه‌طلبی یعنی قبل از اینکه واقعا به محدودیت‌هات برسی، برای خودت تصمیم نگیری که کجا قراره متوقف بشی.🌱

از دنیای آفلاین و زندگی شخصی و درگیری‌ها و رنج‌ها گفتم: https://www.instagram.com/p/DceGAbqDM3E/?igsi=MThnYzZkaGFmbG1jNQ==

رابطه‌ای که با خودت داری نمی‌تونه تماما بر پایه‌ی بهتر شدن و پیشرفت کردن ساخته بشه. یه جایی باید به آدمی تبدیل بشی که اجازه داری از بودنش لذت ببری. حق داری به کسی که هستی افتخار کنی؛ همین حالا، در زمان حال. 🤍

احساس مبهم غیرقابل فهمی در قلبش پنهان شده بود؛ غمگین بود و هیچ‌چیز شکوهمندی در غمش وجود نداشت. با این حال، این غم مانع از آن نمی‌شد که به کار روی کتاب تاریخ سلسله‌ی هوهنستاوفن بپردازد، و خواندن آن را درست از همان صفحه‌ای که شب قبل رهایش کرده بود، از سر بگیرد. - در شرف وقوع؛ ایوان تورگینف 🌱

زندگی بهم یاد داده وقتی دوره‌ی چیزی تموم میشه؛ برای بیشتر نگه‌داشتنش به زور متوسل نشم. دوره‌ی دوستی، دوره‌ی لذت بردن از یک کتاب، سریال، بازی… یاد گرفتم هرچقدر هم که تلاش کنی، وقتی اون دوره و اون بخش از زندگیت تموم شده باشه، تموم شده و رفته و برنمی‌گرده. دیگه نمی‌شه مثل قبل از بازی لذت ببری وقتی دوره‌ش تموم شده. نمی‌شه تلاش کنی از کتابی که بهت حس خوبی نمی‌ده «دوباره» لذت ببری. سخته بپذیری تموم شده، سخته نخوای تلاش کنی که برگرده، سخته نخوای به مجبور کردن خودت رو بیاری، ولی از طرفی زمان‌های خوبی داشتی و اون ارزشمنده. تا بوده لذت بردی و اون ارزشمنده. شاید دوباره برگشت و شاید هم نه. ولی هربار وقتی باهاش روبه‌رو میشم در لحظه‌ی اول سخته که بگم رها کن بره. اما مدتی که می‌گذره دوباره یادم میاد: «شاید دوره‌ش تموم شده و رفته»