Abstracts🌀
الذهاب إلى القناة على Telegram
منشأ تفکر ما ادراک قلبی ماست 🤍 INFINITY REALM... RAYS from NOTHING...
إظهار المزيد1 643
المشتركون
+124 ساعات
+117 أيام
+2230 أيام
أرشيف المشاركات
1 643
«عقاب تنها از تجربه تغذیه نمیکند؛ از درخشندگی آگاهی تغذیه میکند. جنگجو میکوشد آن درخشندگی را به چنان درجهای از انسجام برساند که به جای بلعیده شدن، از کنار عقاب عبور کند.»
بر اساس آثار Carlos Castaneda
عقاب نامی است که ناوالها به آن راز بیچهره دادهاند که ما از آن آگاه میشویم و دوباره در آن ناپدید میشویم. استعارهای از منشأ و مقصد نهایی آگاهی است؛ نیرویی که همه چیز را میبخشد و همه چیز را پس میگیرد.
1 643
اصل مسئوليت يكى از عميقترين قوانينى است كه انسان دير يا زود با آن روبرو مىشود؛ قانونى كه مىگويد هيچ فكر، رفتار و انتخابى در اين جهان بىاثر نمىماند.
شايد براى نگاهى صرفاً مادّى، زندگى فقط مجموعهاى از اتفاقات تصادفى باشد؛اما در بسيارى از نگرشهاى باطنى و معنوى، انسان پيوسته در حال ساختن سرنوشت خويش است.
زمان حال، ادامهى ديروز ماست و فردا نيز از دل افكار و رفتار امروز ما متولد مىشود.
به همين دليل است كه انسان، خواه آگاه باشد خواه نباشد، با نوع نگاه، انتخابها و حتى كيفيت افكارش، آرامآرام مسير زندگى خود را شكل مىدهد.
گاهى انسان تصور مىكند مىتواند با ظلم، فريب، سنگدلى يا خيانت، براى مدتى به موفقيت برسد؛ و شايد واقعاً هم در ظاهر به پيروزىهايى دست پيدا كند.
اما بسيارى از حكمای كهن باور داشتند كه هيچ ناهماهنگىاى در جهان بىپاسخ نمىماند.
زيرا هر عملى، اثرى از خود به جا مىگذارد…نه فقط در جهان بيرون، بلكه در درون خود انسان.
آرامش حقيقى فقط زمانى شكل مىگيرد كه ميان فكر، رفتار و وجدان انسان شكاف عميقى وجود نداشته باشد.
در بعضى تعاليم معنوى حتى فكر نيز نوعى نيرو دانسته مىشود؛ چيزى شبيه موج كه از انسان خارج مىشود، بر جهان اثر مىگذارد و سپس به شكلى دوباره به سوى او باز مىگردد.
شايد به همين دليل است كه بعضى انسانها، با وجود ثروت يا موفقيت ظاهرى، هرگز به آرامش نمىرسند؛ زيرا هيچ انسانى نمىتواند براى مدت طولانى از بازتاب حقيقتِ اعمال و افكار خويش فرار كند و شايد اصل مسئوليت، پيش از آنكه يك قانون درباره جهان باشد، آينهاى باشد كه انسان را وادار مىكند از خود بپرسد: آنچه امروز در ذهن، كلام و رفتار خود مىكارم، فردا قرار است چه را در زندگى من به ثمر برساند؟
م
🕊
1 643
«همه چیزهای مرکب ناپایدارند»
بودا
هر چیزی که بهواسطهی علتها و شرایط پدید آمده، سرانجام دگرگون میشود و از میان میرود.
1 643
گاهی عمیقترین فهم، در لحظهای رخ میدهد که برای چند ثانیه، دیگر چیزی را توضیح نمیدهیم.
🪷
1 643
شاید عمیقترین پرسش این نباشد که جهان از چه ساخته شده است.
شاید پرسش این باشد که چرا ذهن ما اصرار دارد جهان حتماً باید از «چیزی» ساخته شده باشد.
انسان ابتدا سنگ را بنیاد جهان دانست، سپس اتم را، بعد انرژی را، بعد اطلاعات را، بعد آگاهی را، و گاهی حتی «هیچ» را
اما در همهٔ این موارد، یک چیز ثابت مانده است:
نیاز ذهن به پیدا کردن یک نقطهٔ پایان.
یک پاسخ نهایی.
یک تکیهگاه مطلق.
شاید به همین دلیل است که هرگاه یکی از این بنیادها فرو میریزد، ذهن بلافاصله بنیاد دیگری میسازد.
مسئله این نیست که پاسخ را پیدا نکردهایم؛ شاید مسئله این باشد که ساختار ذهن، خودِ ناپاسخبودن را تاب نمیآورد.
از کجا مطمئنیم که واقعیت موظف است در قالب مفاهیم ما جا بگیرد؟
از کجا مطمئنیم که جهان باید دارای یک «آخرین علت» باشد؟
شاید بزرگترین توهم، نه باور به ماده باشد، نه باور به روح؛ بلکه این فرض پنهان باشد که در انتهای همهٔ پرسشها، حتماً یک پاسخ قابلفهم برای ذهن انسان وجود دارد.
و اگر چنین پاسخی وجود نداشته باشد چه؟
آنوقت شاید راز جهان در ناشناختهبودنش نباشد؛ در این باشد که ما هنوز نمیتوانیم با ناشناخته ماندن آن کنار بیاییم.
متاح الآن! بحث تيليغرام 2025 — أهم رؤى العام 
