ar
Feedback
دیوانگارد

دیوانگارد

الذهاب إلى القناة على Telegram

از دیوانه بترس http://t.me/HidenChat_Bot?start=94088397

إظهار المزيد
3 067
المشتركون
-224 ساعات
-57 أيام
-4130 أيام

جاري تحميل البيانات...

جذب المشتركين
أغسطس '26
أغسطس '26
+61
في 6 قنوات
يوليو '26
+135
في 19 قنوات
Get PRO
يونيو '26
+94
في 12 قنوات
Get PRO
مايو '26
+14
في 2 قنوات
Get PRO
أبريل '26
+7
في 1 قنوات
Get PRO
مارس '26
+5
في 1 قنوات
Get PRO
فبراير '26
+31
في 4 قنوات
Get PRO
يناير '26
+25
في 5 قنوات
Get PRO
ديسمبر '25
+40
في 10 قنوات
Get PRO
نوفمبر '25
+77
في 12 قنوات
Get PRO
أكتوبر '25
+69
في 14 قنوات
Get PRO
سبتمبر '25
+48
في 5 قنوات
Get PRO
أغسطس '25
+66
في 5 قنوات
Get PRO
يوليو '25
+73
في 16 قنوات
Get PRO
يونيو '25
+71
في 19 قنوات
Get PRO
مايو '25
+45
في 9 قنوات
Get PRO
أبريل '25
+49
في 10 قنوات
Get PRO
مارس '25
+75
في 10 قنوات
Get PRO
فبراير '25
+68
في 15 قنوات
Get PRO
يناير '25
+78
في 9 قنوات
Get PRO
ديسمبر '24
+119
في 28 قنوات
Get PRO
نوفمبر '24
+73
في 21 قنوات
Get PRO
أكتوبر '24
+78
في 16 قنوات
Get PRO
سبتمبر '24
+64
في 14 قنوات
Get PRO
أغسطس '24
+87
في 7 قنوات
Get PRO
يوليو '24
+127
في 19 قنوات
Get PRO
يونيو '24
+138
في 16 قنوات
Get PRO
مايو '24
+113
في 13 قنوات
Get PRO
أبريل '24
+244
في 22 قنوات
Get PRO
مارس '24
+223
في 22 قنوات
Get PRO
فبراير '24
+179
في 15 قنوات
Get PRO
يناير '24
+224
في 20 قنوات
Get PRO
ديسمبر '23
+195
في 19 قنوات
Get PRO
نوفمبر '23
+274
في 22 قنوات
Get PRO
أكتوبر '23
+318
في 17 قنوات
Get PRO
سبتمبر '23
+180
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '23
+107
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '23
+342
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '23
+64
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '23
+42
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '23
+42
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '23
+109
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '23
+58
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '23
+137
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '22
+218
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '22
+116
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '22
+139
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '22
+54
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '22
+84
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '22
+97
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '22
+56
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '22
+90
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '22
+401
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '22
+139
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '22
+85
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '22
+99
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '21
+110
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '21
+89
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '21
+67
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '21
+61
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '21
+86
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '21
+118
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '21
+124
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '21
+140
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '21
+191
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '21
+200
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '21
+176
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '21
+1 155
في 0 قنوات
التاريخ
نمو المشتركين
الإشارات
القنوات
30 أغسطس0
29 أغسطس+1
28 أغسطس+2
27 أغسطس+1
26 أغسطس+1
25 أغسطس+2
24 أغسطس+3
23 أغسطس+5
22 أغسطس0
21 أغسطس+1
20 أغسطس+2
19 أغسطس+2
18 أغسطس+3
17 أغسطس+2
16 أغسطس+4
15 أغسطس+4
14 أغسطس+1
13 أغسطس+1
12 أغسطس+4
11 أغسطس+1
10 أغسطس+4
09 أغسطس+3
08 أغسطس+4
07 أغسطس+3
06 أغسطس+1
05 أغسطس+1
04 أغسطس+2
03 أغسطس0
02 أغسطس+1
01 أغسطس+2
منشورات القناة
پسر چقدر اینستاگرام چرکه.

2
از وقتی که جنگ شروع شد و اینترنت قطع شد دیگه ننوشتم. تصمیم داشتم دیگه هم ننویسم. حتی می‌خواستم وقتی اینترنت وصل شد بیام و اینجا رو هم حذف کنم. تا اینکه انبار نفت رو زدن‌. انگار همۀ مدت قبل از اونو توی بُهت بودم و حالا شوک تازه‌ای از راه رسیده که تونست منو از شوک قبلی دربیاره. بین گزینه‌های فوق‌العاده و بی‌پایانی که داشتیم، تصمیم گرفتم شعبۀ داخلی کانالمو توی بله بزنم. فقط برای اینکه دوباره چند کلمه بنویسم و به واسطۀ نوشتن، راه نفس‌کشیدنم باز شه یه‌کم. از درست کردن دفتر برنامه‌ریزیم گفتم. کاری که هرسال با شروع سال جدید انجام میدم. یه‌جوری که انگار وسط جنگ نبودیم و هر لحظه صدای انفجار نمی‌شنیدم. یه جوری که انگار امسالم یه سال معمولی دیگه بود. فقط دفتر برنامه‌ریزی نبود. باید کم‌کم زندگی عادیمو پس می‌کردم. باید به زندگی توی جنگ عادت می‌کردم. خیلی وقت بود که کتاب نخونده بودم. می‌دونستم که تو اون شرایط تنهایی از پسش برنمیام. گروه کتابخونیمون توی تلگرام بود و حتی به همۀ بچه‌هایی که تو اون گروه بودن دسترسی نداشتم. پس یه جدیدش رو ساختم. آدرسشو هم گذاشتم توی کانال بله. برای اون چندتا آدم قشنگی که اونجا هم همراهن بودن. توی اون روزای سخت توی کانالم -برعکس اینجا- از هر دری حرف می‌زدیم، خیلی اتفاقی از ری‌اکشن 🌷 به عنوان حرف ناجوری استفاده شد که موجبات شادی همه‌امون رو فراهم کرد؛ پس اسم گروه کتابخونیمون رو گذاشتیم «باشگاه کتابخوانی رز صورتی» و اینجوری بود که سفر ما، نرم‌تر و هیجان‌انگیزتر از همیشه و دوباره به دنیای کتاب‌ها شروع شد. تصمیم گرفتیم با کتابای کم‌حجم شروع کنیم، کتابایی که زود و راحت تموم بشن و سرخوشی به پایان رسوندنشون به ادامۀ مسیر ترغیبمون کنه. پس هفته‌ای یه کتاب کوتاه رو با هم انتخاب می‌کردیم و از روی رودروایسی مجبور می‌شدیم بخونیم و تمومشون کنیم؛ البته اون وسطا لذت هم می‌بردیم. این حرکت حتی بعد از وصل شدن اینترنت هم ادامه پیدا کرد و حالا ما توی هفتۀ ۲۱م و کتاب ۲۱میم. باورتون میشه؟ ما تا حالا ۲۰تا کتاب با همدیگه خوندیم! البته گروه اصلی همچنان توی بله است ولی نسخه تلگرامیشو هم ساختیم و کانالی که تازه چند روزه برای آرشیو کردن برنامه و یادداشت‌هامون از کتاباییه که تا حالا خوندیم و بعد از این قراره بخونیم. القصه، امروز تازه یکشنبه است و کتاب این هفته هم کلا ۸۰ صفحه است. همۀ اینا رو گفتم که بگم شما هم اگه بخواید می‌تونید به ما بپیوندید و بعد از این با ما همراه باشید: https://t.me/pinkrosebookclub
168
3
این‌که قصه‌ها از کجا می‌آیند احتمالاً از ساحت زیستی، تجربه‌های زندگی، از خواندن‌ها، چشم و گوش تیزداشتن و لذت نوشتن می‌آیند، و این که خدا باید دوستت داشته باشد. قصه‌ها از کجا می‌آیند: فیلمنامه‌نویسی و زندگی/ اصغر عبدالهی/ نشر اطراف.
195
4
لا يوجد نص...
237
5
دیوانگارد عزیزم فکر می‌کنم وقتش رسیده که جامۀ گذشته رو از تن دربیاری و یه نوشو بپوشی. وقتشه سوار قایق بشیم و خودمونو به دست امواج این اقیانوس بسپریم.
263
6
ما به سادگی با این روایت غریب همراه می‌شیم و احساساتمون با خوندن سرگذشت آدم‌هایی که شباهتی به ما ندارن دستخوش تغییر میشه و ای
ما به سادگی با این روایت غریب همراه می‌شیم و احساساتمون با خوندن سرگذشت آدم‌هایی که شباهتی به ما ندارن دستخوش تغییر میشه و این کاریه که این کتاب با ما می‌کنه. «در انتظار بوجانگلز» کتاب کم‌حجمیه که شجاعانه و هنرمندانه زندگی افرادی رو روایت می‌کنه که شاید کمتر کسی به سراغشون بره. نویسنده زندگی غیرمعمولی‌ای که در دنیای معمولی و برای آدم‌های معمولی پذیرفته نیست رو اونقدر باورپذیر روایت می‌کنه که از مخاطب کاری جز همراهی باهاش برنمیاد؛ فکر می‌کنم همۀ اینا به‌خاطر اینه اونم مانند شخصیت‌های داستانش «دروغگوی خوبیه». با خوندن یادداشت مترجم، اینجا و اونجا، انگار خود نویسنده رو هم توی کتاب می‌بینیم. هرقدر هم که ناقدا و نظریه‌‌پردازا بخوان مولف رو از اثر جدا کنن، باز هم ردپاهایی از نویسنده توی اثرش باقی می‌مونه؛ چنانچه توی این کتاب می‌بینیم. در انتظار بوجانگلز کتابیه که با لبخند آغاز میشه و با اشک به پایان می‌رسه؛ بنابراین همه‌چیز رو در خودش داره و فکر می‌کنم همین نکته برای به پایان رسوندن این یادداشت کافی باشه.
272
7
ما به سادگی با این روایت غریب همراه می‌شیم و احساساتمون با خوندن سرگذشت آدم‌هایی که شباهتی به ما ندارن دستخوش تغییر میشه و ای
ما به سادگی با این روایت غریب همراه می‌شیم و احساساتمون با خوندن سرگذشت آدم‌هایی که شباهتی به ما ندارن دستخوش تغییر میشه و این کاریه که این کتاب با ما می‌کنه. «در انتظار بوجانگلز» کتاب کم‌حجمیه که شجاعانه و هنرمندانه زندگی افرادی رو روایت می‌کنه که شاید کمتر کسی به سراغشون بره. نویسنده زندگی غیرمعمولی‌ای که در دنیای معمولی و برای آدم‌های معمولی پذیرفته نیست رو اونقدر باورپذیر روایت می‌کنه که از مخاطب کاری جز همراهی باهاش برنمیاد؛ فکر می‌کنم همۀ اینا به‌خاطر اینه اونم مانند شخصیت‌های داستانش «دروغگوی خوبیه». با خوندن یادداشت مترجم، اینجا و اونجا، انگار خود نویسنده رو هم توی کتاب می‌بینیم. هرقدر هم که ناقدا و نظریه‌‌پردازا بخوان مولف رو از اثر جدا کنن، باز هم ردپاهایی از نویسنده توی اثرش باقی می‌مونه؛ چنانچه توی این کتاب هم می‌بینیم. در انتظار بوجانگلز کتابیه که با لبخند آغاز میشه و با اشک به پایان می‌رسه؛ بنابراین همه‌چیز رو در خودش داره و فکر می‌کنم همین نکته برای به پایان رسوندن این یادداشت کافی باشه.
2
8
میگه: «هرکی‌ هم می‌بینی بده ولی تو بد نشو.»
267
9
به تو حاصلی ندارد ...
269
10
آه کمالگرایی! دهان ما بی‌ تو چگونه بود؟
353
11
دوست‌داشتن تو شاید سخت باشه ولی اینجوری نیست که هیچ‌کس نتونه انجامش بده.
388
12
ایمیلتون رو چک کنید.
ایمیلتون رو چک کنید.
442
13
این روزا دلم از رنج‌های ورتر جوان خونه.
496
14
این روزا دلم از رنج‌های ورتر جوان خونه.
1
15
به خودم می‌گویم باید در تمام قانون‌های اساسی دنیا این حق غیرقابل مصادره نوشته شود که هرکس بتواند هر وقت بخواهد به مکان‌های مقدس کودکی‌اش بازگردد. به او دسته کلیدی بدهند که درِ تمام آپارتمان‌ها، ویلاها و باغچه‌هایی را که کودکی‌اش در آن گذشته به رویش باز کنند و به او اجازه دهند ساعت‌ها در قصرهای زمستانیِ خاطراتش پرسه بزند. مالکان جدید هرگز نخواهند توانست سد راه این زائران زمانی شوند. من به این مسئله ایمان دارم و اگر قرار باشد روزی دوباره درگیر فعالیت‌های سیاسی شوم، به خودم می‌گویم که این تنها نکتۀ برنامه‌امدخواهد بود، تنها وعدۀ تبلیغاتی‌ام... ناگازاکی/ اریک فی/ ترجمۀ محمود گودرزی/ انتشارات هیرمند.
476
16
شب‌ها همین که می‌خوابیدم همیشه یک فکر به سراغم می‌آمد: تمام این‌ها یک نمایش طنز است. یک شوخی بزرگ. دیر یا زود به من توضیح می‌دهند. از من عذر و پوزش می‌خواهند و بالاخره می‌فهمیدم. همه به دانش دسترسی پیدا خواهیم کرد. پیش‌بینی شده است، اما نمی‌دانیم چه موقع. کافی است صبر داشته باشیم. آن وقت از این نمایشنامۀ تئاتر پوچی خواهیم گریخت. سرنخ ما را به سمت خروجی اضطراری راهنمایی خواهد کرد. اما نه، هیچ. هر شب با خیال راحت دراز می‌کشیدم. این یک شوخی است و شب همه‌چیز را سر جای خودش برمی‌گرداند ... ممکن نیست همه‌چیز تا این حد بی‌معنی باشد: ستارگان، باد، آدم‌ها. اگر چیزی باشد که در طول این هفته‌ها به آن ایمان‌ آورده باشم، این است: معنا وجود ندارد. یعنی از قبل وجود نداشته. انسان مفهومِ «معنا» را ابداع کرده تا مرهمی بر تشویش‌هایش بگذارد و جست‌جوی آن تمام وقتش را می‌گیرد و او را وقف خود می‌کند. ناگازاکی/ اریک فی/ ترجمۀ محمود گودرزی/ انتشارات هیرمند.
484
17
نقطۀ اشتراک من با این مرد که نه مایۀ سربلندی است و نه سرافکندگی فقط یک چیز است: هیچ بودن. به جز این، هیچ چیز دیگری ما را به هم نزدیک نمی‌کند. هیچ‌ها اغلب زمین تا آسمان با هم فرق دارند. ناگازاکی/ اریک فی/ ترجمۀ محمود گودرزی/ انتشارات هیرمند.
378
18
زیاد اهل کابوس دیدن نیستم. آخرین کابوس‌هایی که آمده بود سراغم متعلق به سال‌ها قبل بود [...]. چه کسی از تمام چیزهایی که به سطح ضمیر می‌آید اطلاع دارد؟ شب، ناگهان دری مخفی باز می‌شود و اجازه می‌دهد شخصیت‌های بی‌آبرویی که از افکار روزانه‌مان بیرون رانده شده‌اند، بیایند و انتقام بگیرند. خیال می‌کردیم آن‌ها را اخراج کرده‌ایم، ولی آنها منتظر زنگ نیمه‌شب بودند تا دوباره روی صحنۀ تئاتر شبانه‌مان ظاهر شوند، از اسب تروا پایین بیایند و وحشت‌پراکنی کنند. ناگازاکی/ اریک فی/ ترجمۀ محمود گودرزی/ انتشارات هیرمند.
383
19
فکری به سرش می‌زند که به گوشش مثل یک آیۀ انجیل می‌آید: خوش به سعادت فراموشکاران، زیرا که گذشته رنج و عذاب است. ناگازاکی/ اریک فی/ ترجمۀ محمود گودرزی/ انتشارات هیرمند.
368
20
طبیعی است، استفراغ حال آدم را بهتر می‌کند. در چیزی که بیرون می‌اندازیم واژه‌هایی هست که در سر می‌چرخد و هضم نمی‌شود. ناگازاکی/ اریک فی/ ترجمۀ محمود گودرزی/ نشر هیرمند.
372