uz
Feedback
دیوانگارد

دیوانگارد

Kanalga Telegram’da o‘tish

از دیوانه بترس http://t.me/HidenChat_Bot?start=94088397

Ko'proq ko'rsatish
3 068
Obunachilar
-124 soatlar
-67 kun
-3930 kun
Obunachilarni jalb qilish
Sentabr '26
Sentabr '26
+7
0 kanalda
Avgust '26
+67
6 kanalda
Get PRO
Iyul '26
+135
19 kanalda
Get PRO
Iyun '26
+94
12 kanalda
Get PRO
May '26
+14
2 kanalda
Get PRO
Aprel '26
+7
1 kanalda
Get PRO
Mart '26
+5
1 kanalda
Get PRO
Fevral '26
+31
4 kanalda
Get PRO
Yanvar '26
+25
5 kanalda
Get PRO
Dekabr '25
+40
10 kanalda
Get PRO
Noyabr '25
+77
12 kanalda
Get PRO
Oktabr '25
+69
14 kanalda
Get PRO
Sentabr '25
+48
5 kanalda
Get PRO
Avgust '25
+66
5 kanalda
Get PRO
Iyul '25
+73
16 kanalda
Get PRO
Iyun '25
+71
19 kanalda
Get PRO
May '25
+45
9 kanalda
Get PRO
Aprel '25
+49
10 kanalda
Get PRO
Mart '25
+75
10 kanalda
Get PRO
Fevral '25
+68
15 kanalda
Get PRO
Yanvar '25
+78
9 kanalda
Get PRO
Dekabr '24
+119
28 kanalda
Get PRO
Noyabr '24
+73
21 kanalda
Get PRO
Oktabr '24
+78
16 kanalda
Get PRO
Sentabr '24
+64
14 kanalda
Get PRO
Avgust '24
+87
7 kanalda
Get PRO
Iyul '24
+127
19 kanalda
Get PRO
Iyun '24
+138
16 kanalda
Get PRO
May '24
+113
13 kanalda
Get PRO
Aprel '24
+244
22 kanalda
Get PRO
Mart '24
+223
22 kanalda
Get PRO
Fevral '24
+179
15 kanalda
Get PRO
Yanvar '24
+224
20 kanalda
Get PRO
Dekabr '23
+195
19 kanalda
Get PRO
Noyabr '23
+274
22 kanalda
Get PRO
Oktabr '23
+318
17 kanalda
Get PRO
Sentabr '23
+180
0 kanalda
Get PRO
Avgust '23
+107
0 kanalda
Get PRO
Iyul '23
+342
0 kanalda
Get PRO
Iyun '23
+64
0 kanalda
Get PRO
May '23
+42
0 kanalda
Get PRO
Aprel '23
+42
0 kanalda
Get PRO
Mart '23
+109
0 kanalda
Get PRO
Fevral '23
+58
0 kanalda
Get PRO
Yanvar '23
+137
0 kanalda
Get PRO
Dekabr '22
+218
0 kanalda
Get PRO
Noyabr '22
+116
0 kanalda
Get PRO
Oktabr '22
+139
0 kanalda
Get PRO
Sentabr '22
+54
0 kanalda
Get PRO
Avgust '22
+84
0 kanalda
Get PRO
Iyul '22
+97
0 kanalda
Get PRO
Iyun '22
+56
0 kanalda
Get PRO
May '22
+90
0 kanalda
Get PRO
Aprel '22
+401
0 kanalda
Get PRO
Mart '22
+139
0 kanalda
Get PRO
Fevral '22
+85
0 kanalda
Get PRO
Yanvar '22
+99
0 kanalda
Get PRO
Dekabr '21
+110
0 kanalda
Get PRO
Noyabr '21
+89
0 kanalda
Get PRO
Oktabr '21
+67
0 kanalda
Get PRO
Sentabr '21
+61
0 kanalda
Get PRO
Avgust '21
+86
0 kanalda
Get PRO
Iyul '21
+118
0 kanalda
Get PRO
Iyun '21
+124
0 kanalda
Get PRO
May '21
+140
0 kanalda
Get PRO
Aprel '21
+191
0 kanalda
Get PRO
Mart '21
+200
0 kanalda
Get PRO
Fevral '21
+176
0 kanalda
Get PRO
Yanvar '21
+1 155
0 kanalda
Sana
Obunachilarni jalb qilish
Esdaliklar
Kanallar
03 Sentabr+3
02 Sentabr+3
01 Sentabr+1
Kanal postlari
◽️ مراد نویسنده احمد اخوت     مطلب ازاین‌قرار است که ظاهراً هیچ نویسنده‌ای نویسنده به دنیا نمی‌آید و او با خواندن و نوشتن و به قول دوست شوخ‌طبعی «با صرف چند هزار فنجان قهوه» ساخته می‌شود.   بنابر این نویسندگی نه پدر و مادرزادی بلکه ساخته‌شدنی است. باید خود نویسنده، کس یا اشخاصی او را بسازند.   بسیاری اوقات این شخص راهنما، یا مُراد اتفاقی و پیش‌بینی‌نشده پیدایَش می‌شود، دستت را می‌گیرد، راهنمایی‌هایی می‌کند و تو را می‌سازد. هرگز از یاد نمی‌برم پاییز سال ۱۳۴۳ را که کلاس هشتم دبیرستان بودم و زنگ دوم انشا داشتیم.   صبح روز دوشنبه در کلاس باز شد و آقای قدبلند شیک‌پوشی، کراوات‌زده و کیف به دست وارد کلاس شد و خودش را معرفی کرد: «محمد حقوقی دبیر دو درستان، فارسی و انشا، هستم.» تا آن زمان سابقه نداشت معلمی خودش را معرفی کند. اسم او را شنیده بودم و می‌دانستم شاعر است و شعر نو می‌گوید.   هرگز آن جلسه و شادی دیدن او را در کلاس از یاد نمی‌برم. واقعاً بخت با من یار بود که او دبیرمان شد. کس دیگری می‌آمد ممکن بود به راه دیگری بروم و اصلاً در خط ادبیات نیفتم! آقای حقوقی در همان جلسۀ اول گفت در این کلاس همه باید بنویسند و انشا یکی از مهم‌ترین درس‌هاست چون یکی از راه‌های زنده ماندن نوشتن است...   📌 متن کامل در وب‌سایت جهان کتاب: B2n.ir/et1105 #مجله‌_جهان_کتاب #احمد‌_اخوت #نوشتن #مراد‌_‌نویسنده @jahaneketabpub

2
بعد، یه روز که دیگه عقل‌رس شده بودم توضیح داد برام چه‌طور تو دنیا چیزی مثل زندگی‌کردن، زنده‌بودن نیس، اینکه بدونی واقعاً زنده‌ای. ترس باعث میشه احساس زنده‌بودن کنی ولی اگه از چیزایی که می‌ترسی مجبور به انجامشون بشی فقط زنده‌ای. گفت حتی بهتره احساس ترس بکنی تا مرگ. وقتی اینا رو برام می‌گفت هنوز احساس ترس می‌کرد. حالا دیگه اون احساسو نداره و فقط زنده‌س. این یازده‌تا/ ویلیام فاکنر/ ترجمۀ احمد اخوت/ نشر ماهی.
79
3
بعد، یه روز که دیگه عقل‌رس شده بودم توضیح داد برام چه‌طور تو دنیا چیزی مثل زندگی‌کردن، زنده‌بودن نیس، اینکه بدونی واقعاً زنده‌ای. ترس باعث میشه احساس زنده‌بودن کنی ولی اگه از چیزایی که می‌ترسی مجبور به انجامشون بشی فقط زنده‌ای. گفت حتی بهتره احساس ترس بکنی تا مرگ. وقتی اینا رو برام می‌گفت هنوز احساس ترس می‌کرد. حالا دیگه اون احساسو نداره و فقط زنده است. این یازده‌تا/ ویلیام فاکنر/ ترجمۀ احمد اخوت/ نشر ماهی.
3
4
لوییس اومد پیشم و گفت تو رودخونه شنا کرده. گفتم: «با این مارا و چیزای خطرناک تو رودخونه نترسیدی شنا کردی؟» اونم در جوابم گفت: «چرا ترسیدم. به همین خاطر این کارو کرده‌م». من هم پرسیدم: «خب، پس چرا این کارو کردی؟» اونم جوابم داد: «وقتی می‌ترسی کاریو انجام بدی می‌دونی زنده‌ای؛ ولی اگه به خاطر ترس کایو بکنی کارت تمومه و مُردی.» این یازده‌تا/ ویلیام فاکنر/ ترجمۀ احمد اخوت/ نشر ماهی.
171
5
روزی فکر کرد گرچه هنوز جواب اصلی را پیدا نکرده ولی یکی از دلایلش را فهمیده است. در کلاس روان‌شناسی بود. متوجه شد سیخ نشسته و با اشتیاق به حرف‌های استاد گوش می‌دهد. او درباره‌ی زنان حرف می‌زد، به‌طور مشخص در مورد دخترهای جوان. صحبتش درباره‌ی آن مرحله‌ی عجیب و مرموز بود که دختران جوان مدتی در زندگی‌شان با آن روبه‌رو می‌شوند. «نقطه‌ای کور. مثل خلبان‌ها که در مانور هوایی می‌خواهند به‌سرعت بچرخند اما دقیقاً نمی‌بینند کجا می‌روند. چشمانشان به هرچه می‌افتد به نظرشان نه خوب می‌آید و نه شیطانی و همیشه یکی از این دو را انتخاب می‌کنند. آن‌ها احتمالاً میل بیشتری به شر دارند تا نیکی زیرا این شرارت شر است که حقیقت دارد نه نیکی که عاری از هر حقیقت است. زمانی می‌رسد که آن‌ها خود قربانی شرارتشان می‌شوند.» این یازده‌تا/ ویلیام فاکنر/ ترجمۀ احمد اخوت/ نشر ماهی.
138
6
یازده‌ ساله بودم که آموختم انسان قربانی سرنوشت و اتفاق نیست، بلکه بیش‌ از هر چیز اسیر هوس‌های خویشتن است. و گاه اگر احتیاط نکند، فدای هواهای دوستانش. این یازده‌تا/ ویلیام فاکنر/ ترجمۀ احمد اخوت/ نشر ماهی.
172
7
آقای ارنست گفت: «شاید؛ بهترین کلمه تو زبان ما. از همه بهتر. زندگی ما آدم‌ها با همین می‌گذره: شاید. روزی که قبل از انجام کار بگی "حتماً" را به حساب بهترین روزت نگذار. فقط بعد از انجام کار می‌شه بگی "حتماً". کسی از قبل نمی‌دونه چی پیش میاد.» این یازده‌تا/ ویلیام فاکنر/ ترجمۀ احمد اخوت/ نشر ماهی.
208
8
آقای ارنست گفت: «شاید؛ بهترین کلمه تو زبان ما. از همه بهتر. زندگی ما آدم‌ها با همین می‌گذره: شاید. روزی که قبل از انجام کار بگی "حتماً را به حساب بهترین روزت نگذار. فقط بعد از انجام کار می‌شه بگی "حتماً". کسی از قبل نمی‌دونه چی پیش میاد.» این یازده‌تا/ ویلیام فاکنر/ ترجمۀ احمد اخوت/ نشر ماهی.
1
9
Miley Cyrus Used To Be Young.mp3
208
10
این روزا زندگی مثل یه ماهی از تو دستم لیز می‌خوره.
264
11
اجازه بدید پز بدم بهتون
67
12
من واقعاً خیلی جاها مدیون مهسام :))) مهسا همیشه یه چیزایی کشف می‌کنه و بهم معرفی می‌کنه که بعداً می‌بینم چقدر برام جالب و مهم بودن. مثلاً کسی که منو با دنیای وبلاگ‌نویسی و روزانه‌نویسی آشنا کرد، مهسا بود. کسی که همیشه منو هل داده سمت کتاب خوندن، باز هم مهسا بوده :))) چه توی گروه کتاب‌خوانی خودمون، چه گروهی که تازه زده، چه با معرفی اپ «به‌خوان» بهم. همین چند وقت پیش هم اپ Slowly که بهم معرفی کرد باعث شده تا الان یه دوست ترکیه‌ای و یه دوست هندی پیدا کنم و باهاشون انگلیسی نامه‌نگاری کنم :))) خلاصه که خدا از این مهساها سر راهتون قرار بده ایشالا :)))) ❤️
68
13
چشمی که تر نشه چجوری می‌خواد بدرخشه؟
422
14
دلم می‌خواست بفهمم چرا انقدر دوستش دارم، ترس از دست دادن او و میل بودن با او، از چه نشئت می‌گیرد. شنل پاره/ نینا بربروا/ ترجمۀ فاطمه ولیانی/ نشر ماهی.
410
15
و تو ساعت‌ها به جوابی فکر می‌کنی که وجود نداره.
460
16
امیدوارم بین کاری که دوست داری و فکر می‌کنی می‌تونی انجام بدی و کاری که انجام میدی تفاوتی نباشه.
465
17
گریه‌ام گاهی بر اسبی می‌نشیند که راه را بلد نیست. غلامرضا بروسان
454
18
پسر چقدر اینستاگرام چرکه.
586
19
از وقتی که جنگ شروع شد و اینترنت قطع شد دیگه ننوشتم. تصمیم داشتم دیگه هم ننویسم. حتی می‌خواستم وقتی اینترنت وصل شد بیام و اینجا رو هم حذف کنم. تا اینکه انبار نفت رو زدن‌. انگار همۀ مدت قبل از اونو توی بُهت بودم و حالا شوک تازه‌ای از راه رسیده که تونست منو از شوک قبلی دربیاره. بین گزینه‌های فوق‌العاده و بی‌پایانی که داشتیم، تصمیم گرفتم شعبۀ داخلی کانالمو توی بله بزنم. فقط برای اینکه دوباره چند کلمه بنویسم و به واسطۀ نوشتن، راه نفس‌کشیدنم باز شه یه‌کم. از درست کردن دفتر برنامه‌ریزیم گفتم. کاری که هرسال با شروع سال جدید انجام میدم. یه‌جوری که انگار وسط جنگ نبودیم و هر لحظه صدای انفجار نمی‌شنیدم. یه جوری که انگار امسالم یه سال معمولی دیگه بود. فقط دفتر برنامه‌ریزی نبود. باید کم‌کم زندگی عادیمو پس می‌کردم. باید به زندگی توی جنگ عادت می‌کردم. خیلی وقت بود که کتاب نخونده بودم. می‌دونستم که تو اون شرایط تنهایی از پسش برنمیام. گروه کتابخونیمون توی تلگرام بود و حتی به همۀ بچه‌هایی که تو اون گروه بودن دسترسی نداشتم. پس یه جدیدش رو ساختم. آدرسشو هم گذاشتم توی کانال بله. برای اون چندتا آدم قشنگی که اونجا هم همراهن بودن. توی اون روزای سخت توی کانالم -برعکس اینجا- از هر دری حرف می‌زدیم، خیلی اتفاقی از ری‌اکشن 🌷 به عنوان حرف ناجوری استفاده شد که موجبات شادی همه‌امون رو فراهم کرد؛ پس اسم گروه کتابخونیمون رو گذاشتیم «باشگاه کتابخوانی رز صورتی» و اینجوری بود که سفر ما، نرم‌تر و هیجان‌انگیزتر از همیشه و دوباره به دنیای کتاب‌ها شروع شد. تصمیم گرفتیم با کتابای کم‌حجم شروع کنیم، کتابایی که زود و راحت تموم بشن و سرخوشی به پایان رسوندنشون به ادامۀ مسیر ترغیبمون کنه. پس هفته‌ای یه کتاب کوتاه رو با هم انتخاب می‌کردیم و از روی رودروایسی مجبور می‌شدیم بخونیم و تمومشون کنیم؛ البته اون وسطا لذت هم می‌بردیم. این حرکت حتی بعد از وصل شدن اینترنت هم ادامه پیدا کرد و حالا ما توی هفتۀ ۲۱م و کتاب ۲۱میم. باورتون میشه؟ ما تا حالا ۲۰تا کتاب با همدیگه خوندیم! البته گروه اصلی همچنان توی بله است ولی نسخه تلگرامیشو هم ساختیم و کانالی که تازه چند روزه برای آرشیو کردن برنامه و یادداشت‌هامون از کتاباییه که تا حالا خوندیم و بعد از این قراره بخونیم. القصه، امروز تازه یکشنبه است و کتاب این هفته هم کلا ۸۰ صفحه است. همۀ اینا رو گفتم که بگم شما هم اگه بخواید می‌تونید به ما بپیوندید و بعد از این با ما همراه باشید: https://t.me/pinkrosebookclub
589
20
این‌که قصه‌ها از کجا می‌آیند احتمالاً از ساحت زیستی، تجربه‌های زندگی، از خواندن‌ها، چشم و گوش تیزداشتن و لذت نوشتن می‌آیند، و این که خدا باید دوستت داشته باشد. قصه‌ها از کجا می‌آیند: فیلمنامه‌نویسی و زندگی/ اصغر عبدالهی/ نشر اطراف.
382