دیوانگارد
Open in Telegram
3 064
Subscribers
+324 hours
-27 days
-3430 days
Data loading in progress...
Similar Channels
Tags Cloud
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
September '26
September '26
+7
in 0 channels
August '26
+67
in 6 channels
Get PRO
July '26
+135
in 19 channels
Get PRO
June '26
+94
in 12 channels
Get PRO
May '26
+14
in 2 channels
Get PRO
April '26
+7
in 1 channels
Get PRO
March '26
+5
in 1 channels
Get PRO
February '26
+31
in 4 channels
Get PRO
January '26
+25
in 5 channels
Get PRO
December '25
+40
in 10 channels
Get PRO
November '25
+77
in 12 channels
Get PRO
October '25
+69
in 14 channels
Get PRO
September '25
+48
in 5 channels
Get PRO
August '25
+66
in 5 channels
Get PRO
July '25
+73
in 16 channels
Get PRO
June '25
+71
in 19 channels
Get PRO
May '25
+45
in 9 channels
Get PRO
April '25
+49
in 10 channels
Get PRO
March '25
+75
in 10 channels
Get PRO
February '25
+68
in 15 channels
Get PRO
January '25
+78
in 9 channels
Get PRO
December '24
+119
in 28 channels
Get PRO
November '24
+73
in 21 channels
Get PRO
October '24
+78
in 16 channels
Get PRO
September '24
+64
in 14 channels
Get PRO
August '24
+87
in 7 channels
Get PRO
July '24
+127
in 19 channels
Get PRO
June '24
+138
in 16 channels
Get PRO
May '24
+113
in 13 channels
Get PRO
April '24
+244
in 22 channels
Get PRO
March '24
+223
in 22 channels
Get PRO
February '24
+179
in 15 channels
Get PRO
January '24
+224
in 20 channels
Get PRO
December '23
+195
in 19 channels
Get PRO
November '23
+274
in 22 channels
Get PRO
October '23
+318
in 17 channels
Get PRO
September '23
+180
in 0 channels
Get PRO
August '23
+107
in 0 channels
Get PRO
July '23
+342
in 0 channels
Get PRO
June '23
+64
in 0 channels
Get PRO
May '23
+42
in 0 channels
Get PRO
April '23
+42
in 0 channels
Get PRO
March '23
+109
in 0 channels
Get PRO
February '23
+58
in 0 channels
Get PRO
January '23
+137
in 0 channels
Get PRO
December '22
+218
in 0 channels
Get PRO
November '22
+116
in 0 channels
Get PRO
October '22
+139
in 0 channels
Get PRO
September '22
+54
in 0 channels
Get PRO
August '22
+84
in 0 channels
Get PRO
July '22
+97
in 0 channels
Get PRO
June '22
+56
in 0 channels
Get PRO
May '22
+90
in 0 channels
Get PRO
April '22
+401
in 0 channels
Get PRO
March '22
+139
in 0 channels
Get PRO
February '22
+85
in 0 channels
Get PRO
January '22
+99
in 0 channels
Get PRO
December '21
+110
in 0 channels
Get PRO
November '21
+89
in 0 channels
Get PRO
October '21
+67
in 0 channels
Get PRO
September '21
+61
in 0 channels
Get PRO
August '21
+86
in 0 channels
Get PRO
July '21
+118
in 0 channels
Get PRO
June '21
+124
in 0 channels
Get PRO
May '21
+140
in 0 channels
Get PRO
April '21
+191
in 0 channels
Get PRO
March '21
+200
in 0 channels
Get PRO
February '21
+176
in 0 channels
Get PRO
January '21
+1 155
in 0 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 04 September | 0 | |||
| 03 September | +3 | |||
| 02 September | +3 | |||
| 01 September | +1 |
Channel Posts
| 2 | ◽️
مراد نویسنده
احمد اخوت
مطلب ازاینقرار است که ظاهراً هیچ نویسندهای نویسنده به دنیا نمیآید و او با خواندن و نوشتن و به قول دوست شوخطبعی «با صرف چند هزار فنجان قهوه» ساخته میشود.
بنابر این نویسندگی نه پدر و مادرزادی بلکه ساختهشدنی است. باید خود نویسنده، کس یا اشخاصی او را بسازند.
بسیاری اوقات این شخص راهنما، یا مُراد اتفاقی و پیشبینینشده پیدایَش میشود، دستت را میگیرد، راهنماییهایی میکند و تو را میسازد. هرگز از یاد نمیبرم پاییز سال ۱۳۴۳ را که کلاس هشتم دبیرستان بودم و زنگ دوم انشا داشتیم.
صبح روز دوشنبه در کلاس باز شد و آقای قدبلند شیکپوشی، کراواتزده و کیف به دست وارد کلاس شد و خودش را معرفی کرد: «محمد حقوقی دبیر دو درستان، فارسی و انشا، هستم.» تا آن زمان سابقه نداشت معلمی خودش را معرفی کند. اسم او را شنیده بودم و میدانستم شاعر است و شعر نو میگوید.
هرگز آن جلسه و شادی دیدن او را در کلاس از یاد نمیبرم. واقعاً بخت با من یار بود که او دبیرمان شد. کس دیگری میآمد ممکن بود به راه دیگری بروم و اصلاً در خط ادبیات نیفتم! آقای حقوقی در همان جلسۀ اول گفت در این کلاس همه باید بنویسند و انشا یکی از مهمترین درسهاست چون یکی از راههای زنده ماندن نوشتن است...
📌 متن کامل در وبسایت جهان کتاب:
B2n.ir/et1105
#مجله_جهان_کتاب
#احمد_اخوت
#نوشتن
#مراد_نویسنده
@jahaneketabpub | 110 |
| 3 | بعد، یه روز که دیگه عقلرس شده بودم توضیح داد برام چهطور تو دنیا چیزی مثل زندگیکردن، زندهبودن نیس، اینکه بدونی واقعاً زندهای. ترس باعث میشه احساس زندهبودن کنی ولی اگه از چیزایی که میترسی مجبور به انجامشون بشی فقط زندهای. گفت حتی بهتره احساس ترس بکنی تا مرگ. وقتی اینا رو برام میگفت هنوز احساس ترس میکرد. حالا دیگه اون احساسو نداره و فقط زندهس.
این یازدهتا/ ویلیام فاکنر/ ترجمۀ احمد اخوت/ نشر ماهی. | 79 |
| 4 | بعد، یه روز که دیگه عقلرس شده بودم توضیح داد برام چهطور تو دنیا چیزی مثل زندگیکردن، زندهبودن نیس، اینکه بدونی واقعاً زندهای. ترس باعث میشه احساس زندهبودن کنی ولی اگه از چیزایی که میترسی مجبور به انجامشون بشی فقط زندهای. گفت حتی بهتره احساس ترس بکنی تا مرگ. وقتی اینا رو برام میگفت هنوز احساس ترس میکرد. حالا دیگه اون احساسو نداره و فقط زنده است.
این یازدهتا/ ویلیام فاکنر/ ترجمۀ احمد اخوت/ نشر ماهی. | 3 |
| 5 | لوییس اومد پیشم و گفت تو رودخونه شنا کرده.
گفتم: «با این مارا و چیزای خطرناک تو رودخونه نترسیدی شنا کردی؟»
اونم در جوابم گفت: «چرا ترسیدم. به همین خاطر این کارو کردهم».
من هم پرسیدم: «خب، پس چرا این کارو کردی؟»
اونم جوابم داد: «وقتی میترسی کاریو انجام بدی میدونی زندهای؛ ولی اگه به خاطر ترس کایو بکنی کارت تمومه و مُردی.»
این یازدهتا/ ویلیام فاکنر/ ترجمۀ احمد اخوت/ نشر ماهی. | 207 |
| 6 | روزی فکر کرد گرچه هنوز جواب اصلی را پیدا نکرده ولی یکی از دلایلش را فهمیده است. در کلاس روانشناسی بود. متوجه شد سیخ نشسته و با اشتیاق به حرفهای استاد گوش میدهد. او دربارهی زنان حرف میزد، بهطور مشخص در مورد دخترهای جوان. صحبتش دربارهی آن مرحلهی عجیب و مرموز بود که دختران جوان مدتی در زندگیشان با آن روبهرو میشوند. «نقطهای کور. مثل خلبانها که در مانور هوایی میخواهند بهسرعت بچرخند اما دقیقاً نمیبینند کجا میروند. چشمانشان به هرچه میافتد به نظرشان نه خوب میآید و نه شیطانی و همیشه یکی از این دو را انتخاب میکنند. آنها احتمالاً میل بیشتری به شر دارند تا نیکی زیرا این شرارت شر است که حقیقت دارد نه نیکی که عاری از هر حقیقت است. زمانی میرسد که آنها خود قربانی شرارتشان میشوند.»
این یازدهتا/ ویلیام فاکنر/ ترجمۀ احمد اخوت/ نشر ماهی. | 171 |
| 7 | یازده ساله بودم که آموختم انسان قربانی سرنوشت و اتفاق نیست، بلکه بیش از هر چیز اسیر هوسهای خویشتن است. و گاه اگر احتیاط نکند، فدای هواهای دوستانش.
این یازدهتا/ ویلیام فاکنر/ ترجمۀ احمد اخوت/ نشر ماهی. | 203 |
| 8 | آقای ارنست گفت: «شاید؛ بهترین کلمه تو زبان ما. از همه بهتر. زندگی ما آدمها با همین میگذره: شاید. روزی که قبل از انجام کار بگی "حتماً" را به حساب بهترین روزت نگذار. فقط بعد از انجام کار میشه بگی "حتماً". کسی از قبل نمیدونه چی پیش میاد.»
این یازدهتا/ ویلیام فاکنر/ ترجمۀ احمد اخوت/ نشر ماهی. | 232 |
| 9 | آقای ارنست گفت: «شاید؛ بهترین کلمه تو زبان ما. از همه بهتر. زندگی ما آدمها با همین میگذره: شاید. روزی که قبل از انجام کار بگی "حتماً را به حساب بهترین روزت نگذار. فقط بعد از انجام کار میشه بگی "حتماً". کسی از قبل نمیدونه چی پیش میاد.»
این یازدهتا/ ویلیام فاکنر/ ترجمۀ احمد اخوت/ نشر ماهی. | 1 |
| 10 | Miley Cyrus Used To Be Young.mp3 | 230 |
| 11 | این روزا زندگی مثل یه ماهی از تو دستم لیز میخوره. | 268 |
| 12 | اجازه بدید پز بدم بهتون | 67 |
| 13 | من واقعاً خیلی جاها مدیون مهسام :)))
مهسا همیشه یه چیزایی کشف میکنه و بهم معرفی میکنه که بعداً میبینم چقدر برام جالب و مهم بودن.
مثلاً کسی که منو با دنیای وبلاگنویسی و روزانهنویسی آشنا کرد، مهسا بود.
کسی که همیشه منو هل داده سمت کتاب خوندن، باز هم مهسا بوده :)))
چه توی گروه کتابخوانی خودمون، چه گروهی که تازه زده، چه با معرفی اپ «بهخوان» بهم.
همین چند وقت پیش هم اپ Slowly که بهم معرفی کرد باعث شده تا الان یه دوست ترکیهای و یه دوست هندی پیدا کنم و باهاشون انگلیسی نامهنگاری کنم :)))
خلاصه که خدا از این مهساها سر راهتون قرار بده ایشالا :)))) ❤️ | 68 |
| 14 | چشمی که تر نشه چجوری میخواد بدرخشه؟ | 438 |
| 15 | دلم میخواست بفهمم چرا انقدر دوستش دارم، ترس از دست دادن او و میل بودن با او، از چه نشئت میگیرد.
شنل پاره/ نینا بربروا/ ترجمۀ فاطمه ولیانی/ نشر ماهی. | 421 |
| 16 | و تو ساعتها به جوابی فکر میکنی که وجود نداره. | 473 |
| 17 | امیدوارم بین کاری که دوست داری و فکر میکنی میتونی انجام بدی و کاری که انجام میدی تفاوتی نباشه. | 468 |
| 18 | گریهام گاهی بر اسبی مینشیند
که راه را بلد نیست.
غلامرضا بروسان | 459 |
| 19 | پسر چقدر اینستاگرام چرکه. | 603 |
| 20 | از وقتی که جنگ شروع شد و اینترنت قطع شد دیگه ننوشتم. تصمیم داشتم دیگه هم ننویسم. حتی میخواستم وقتی اینترنت وصل شد بیام و اینجا رو هم حذف کنم. تا اینکه انبار نفت رو زدن. انگار همۀ مدت قبل از اونو توی بُهت بودم و حالا شوک تازهای از راه رسیده که تونست منو از شوک قبلی دربیاره. بین گزینههای فوقالعاده و بیپایانی که داشتیم، تصمیم گرفتم شعبۀ داخلی کانالمو توی بله بزنم. فقط برای اینکه دوباره چند کلمه بنویسم و به واسطۀ نوشتن، راه نفسکشیدنم باز شه یهکم.
از درست کردن دفتر برنامهریزیم گفتم. کاری که هرسال با شروع سال جدید انجام میدم. یهجوری که انگار وسط جنگ نبودیم و هر لحظه صدای انفجار نمیشنیدم. یه جوری که انگار امسالم یه سال معمولی دیگه بود.
فقط دفتر برنامهریزی نبود. باید کمکم زندگی عادیمو پس میکردم. باید به زندگی توی جنگ عادت میکردم. خیلی وقت بود که کتاب نخونده بودم. میدونستم که تو اون شرایط تنهایی از پسش برنمیام. گروه کتابخونیمون توی تلگرام بود و حتی به همۀ بچههایی که تو اون گروه بودن دسترسی نداشتم. پس یه جدیدش رو ساختم. آدرسشو هم گذاشتم توی کانال بله. برای اون چندتا آدم قشنگی که اونجا هم همراهن بودن.
توی اون روزای سخت توی کانالم -برعکس اینجا- از هر دری حرف میزدیم، خیلی اتفاقی از ریاکشن 🌷 به عنوان حرف ناجوری استفاده شد که موجبات شادی همهامون رو فراهم کرد؛ پس اسم گروه کتابخونیمون رو گذاشتیم «باشگاه کتابخوانی رز صورتی» و اینجوری بود که سفر ما، نرمتر و هیجانانگیزتر از همیشه و دوباره به دنیای کتابها شروع شد.
تصمیم گرفتیم با کتابای کمحجم شروع کنیم، کتابایی که زود و راحت تموم بشن و سرخوشی به پایان رسوندنشون به ادامۀ مسیر ترغیبمون کنه.
پس هفتهای یه کتاب کوتاه رو با هم انتخاب میکردیم و از روی رودروایسی مجبور میشدیم بخونیم و تمومشون کنیم؛ البته اون وسطا لذت هم میبردیم.
این حرکت حتی بعد از وصل شدن اینترنت هم ادامه پیدا کرد و حالا ما توی هفتۀ ۲۱م و کتاب ۲۱میم. باورتون میشه؟ ما تا حالا ۲۰تا کتاب با همدیگه خوندیم!
البته گروه اصلی همچنان توی بله است ولی نسخه تلگرامیشو هم ساختیم و کانالی که تازه چند روزه برای آرشیو کردن برنامه و یادداشتهامون از کتاباییه که تا حالا خوندیم و بعد از این قراره بخونیم.
القصه، امروز تازه یکشنبه است و کتاب این هفته هم کلا ۸۰ صفحه است. همۀ اینا رو گفتم که بگم شما هم اگه بخواید میتونید به ما بپیوندید و بعد از این با ما همراه باشید:
https://t.me/pinkrosebookclub | 594 |
