ar
Feedback
عباس پژمان

عباس پژمان

الذهاب إلى القناة على Telegram

یادداشت‌ها و مقالاتی علمی به زبان ساده و روشن درباره‌ی مغز و تولیدات آن لینک اولین پست کانال ؛ https://t.me/apjmn/3 کانال مخصوص تئوری کوآنتوم به زبان ساده ؛ t.me/Quantum_by_Abbas_Pejman نوشته هایم در اینستاگرام ؛ Instagram.com/pejman_abbas

إظهار المزيد
3 166
المشتركون
+324 ساعات
+217 أيام
+930 أيام

جاري تحميل البيانات...

القنوات المماثلة
لا توجد بيانات
هل تواجه مشاكل؟ يرجى تحديث الصفحة أو الاتصال بمدير الدعم الخاص بنا.
الإشارات الواردة والصادرة
---
---
---
---
---
---
جذب المشتركين
يونيو '26
يونيو '26
+33
في 1 قنوات
مايو '26
+15
في 1 قنوات
Get PRO
أبريل '26
+7
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '26
+4
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '26
+70
في 2 قنوات
Get PRO
يناير '26
+24
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '25
+54
في 3 قنوات
Get PRO
نوفمبر '25
+32
في 1 قنوات
Get PRO
أكتوبر '25
+126
في 20 قنوات
Get PRO
سبتمبر '25
+46
في 1 قنوات
Get PRO
أغسطس '25
+70
في 5 قنوات
Get PRO
يوليو '25
+69
في 3 قنوات
Get PRO
يونيو '25
+22
في 2 قنوات
Get PRO
مايو '25
+38
في 1 قنوات
Get PRO
أبريل '25
+37
في 1 قنوات
Get PRO
مارس '25
+66
في 3 قنوات
Get PRO
فبراير '25
+103
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '25
+47
في 1 قنوات
Get PRO
ديسمبر '24
+37
في 3 قنوات
Get PRO
نوفمبر '24
+32
في 3 قنوات
Get PRO
أكتوبر '24
+49
في 2 قنوات
Get PRO
سبتمبر '24
+23
في 3 قنوات
Get PRO
أغسطس '24
+51
في 1 قنوات
Get PRO
يوليو '24
+45
في 2 قنوات
Get PRO
يونيو '24
+41
في 1 قنوات
Get PRO
مايو '24
+43
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '24
+45
في 3 قنوات
Get PRO
مارس '24
+39
في 1 قنوات
Get PRO
فبراير '24
+59
في 2 قنوات
Get PRO
يناير '24
+41
في 2 قنوات
Get PRO
ديسمبر '23
+36
في 8 قنوات
Get PRO
نوفمبر '23
+37
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '23
+54
في 1 قنوات
Get PRO
سبتمبر '23
+51
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '23
+40
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '23
+42
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '23
+54
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '23
+88
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '23
+79
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '23
+23
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '23
+29
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '23
+46
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '22
+50
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '22
+34
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '22
+60
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '22
+52
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '22
+53
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '22
+63
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '22
+41
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '22
+74
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '22
+92
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '22
+70
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '22
+52
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '22
+65
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '21
+39
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '21
+44
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '21
+33
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '21
+58
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '21
+85
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '21
+43
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '21
+87
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '21
+93
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '21
+192
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '21
+69
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '21
+54
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '21
+50
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '20
+3 091
في 0 قنوات
التاريخ
نمو المشتركين
الإشارات
القنوات
17 يونيو+1
16 يونيو+3
15 يونيو0
14 يونيو+1
13 يونيو+2
12 يونيو+11
11 يونيو+8
10 يونيو+3
09 يونيو+1
08 يونيو0
07 يونيو0
06 يونيو0
05 يونيو0
04 يونيو+1
03 يونيو+2
02 يونيو0
01 يونيو0
منشورات القناة
یاس‏ها و رُزها [۱] آه ای ماهِ شکوفایی، ماهِ دگردیسی ماه می‌ای که بی‌ابر بود و ژوئنی که خنجر خورد هیچ‌گاه فراموشم نخواهد شد آن یاس‌ها یا آن رُزها یا گل‌هایی که بهاران در چین‌های لباسش نگه داشت   هیچ‌گاه فراموشم نخواهد شد آن توهّم مصیبت‌بار مشایعین، گریه‌ها، جمعیت، خورشید تانک‌هایی با بارهای عشق، هدیه‌هایی از بلژیک هوایی که می‌لرزد، جاده با آن وزوز زنبورها حسی شتابناک از پیروزی که پیش از جنگ داری بوسه‌ای که از خون خبر می‌دهد با قرمزی‌اش و آن‌هایی که قرار است ایستاده بمیرند در برجک‌ها گرداگردشان یاس‌های بنفش که جمعیتی سرمست می‌ریزد   هیچ‌گاه فراموشم نخواهد شد باغ‌های فرانسه که به کتاب‌های دعا در قرن‌هایی می‌مانند که گذشته و رفته‌اند یا دردسرهای شامگاهان، معمای سکوت گل‌هایی که در طول راه‌های طی شده رسته‌اند یا آن انکارِ گل‌ها بادِ وحشت را و سربازهایی را که می‌گذرند بر بال ترس دوچرخه‌های هذیانی را، توپ های طعنه‌زن را، کَمپِرهای قلابی با جامه‌های رقت‌بار را   اما نمی‌دانم چرا این طوفان تصویرها مرا همیشه به یک نقطه‌ی توقف بازمی‌گرداند ‏همیشه برم می‌گرداند به سنت-مارت، یک تیمسار، شاخه‌های سیاه،[۲] ویلایی نُرماندی در لبه‌ی جنگل همه چیز ساکت، دشمن در حال استراحت در سایه آن شب به ما گفته‌اند پاریس تسلیم شده است هیچ‌گاه فراموشم نخواهد شد یاس‌ها، یا رُزها و نه آن دو عشق که از دستشان داده‌ایم [۳]   ای دسته‌گل‌های روز اول، یاس‌ها، یاس‌های فلاندر ای لطافت سایه‌ای که مرگ‏ گونه‌هایت را سرخاب می‌زند و شما دسته‌گل‌های عقب‌نشینی، گل‌های لطیف، رنگ آتش‌سوزی در دوردست، گل‌های سرخ آنژو[۴]   لوئی آراگون   ۱- آراگون این شعر را در سال ۱۹۴۰ در فردای شکست فرانسه از آلمان و  تسلیم پاریس سرود. م. ۲- شاخه‌های سیاه، در متن فرانسه‌ی شعر، یک معنی دیگر هم می‌دهد: نغمه‌های سیاه پرندگان. م. ۳- دو عشق، منظورش فرانسه و پاریس است. آن زمان آهنگ مشهوری بوده است که فرانسوی‌ها می‌خوانده‌اند. ترجیع‌بندش این بوده: دو تا عشق دارم من / یکی سرزمینم / دیگری پاریس. م. ۴- آنژو، ناحیه‌ی غربی فرانسه. م.

2
در فرار از دی و بهمن مدتی است شروع کرده‌ام بعضی از کتاب‌هایی را که اول بار در سال‌های اول دانشکده خوانده بودم یک بار دیگر می‌خوانم. در آن سال‌ها، که سال‌های پایانی دههٔ پنجاه بودند، نه فقط خود دانشگاه دنیای جدیدی بود که با آن آشنا می‌شدم، آشنایی با نویسندگان بزرگ دنیا و آثارشان هم واقعاً دنیای دیگری بود که کم کم کشفش می‌کردم. آن سال‌ها دانشگاه و کتابفروشی‌های جلوی آن کم کم در هم ادغام شدند و دنیای جدیدی ساختند که هنوز هم که هنوز است گاه‌به‌گاهی آرزوی برگشتن به آن را می‌کنم. در آن دوران بود که مخصوصاً با جویس و اسکات فیتزجرالد آشنا شدم. اگر از این‌ها اسم می‌برم به خاطر این است که تأثیری که جادوی این‌ها در آن سال‌ها بر من گذاشت از هر تأثیری قوی‌تر بود. اما این بار که شروع کردم دوباره آن‌ها را خواندن چیزی نزدیک پنجاه سال از آن اولین آشنایی‌ام با آن‌ها می‌گذشت! این است که فکر می‌کردم بعد از گذشت این همه سال آن جادو هم باید دیگر از تأثیر افتاده باشد، یا تغییر ماهیت داده باشد. در واقع فقط برای پناه بردن به خود آن دوران بود که زمستان گذشته شروع کردم دوباره جویس و فیتزجرالد را خواندن، نه برای تجربهٔ دوبارهٔ آن جادو. برای فرار از دی و بهمن بود. اما با کمال حیرت دیدم آن جادو نه فقط از تأثیر نیفتاده است بلکه حتی با شدت بیشتری عمل کرد. شاید به‌خاطر یاد آوردن دوران خوشبختی در دوران بدبختی بود که این بار با چنان شدتی تأثیر کرد. یا شاید هم ذهنم بود که این بار چنان آشوب‌زده بود که آن جادو را بهتر می‌توانست جذب کند. هر چه بود هنوز هم از تأثیرش بیرون نیامده‌ام. ۲۰ خرداد ۱۴۰۵ @apjmn
927
3
مردگان آه، ای مردگان! ای مردگان! ما شما را با نوری می‌شناسیم که از چشمان سرد و درخشانتان می‌تابد، هرچند که خود مانند انسان‌ها
مردگان آه، ای مردگان! ای مردگان! ما شما را با نوری می‌شناسیم که از چشمان سرد و درخشانتان می‌تابد، هرچند که خود مانند انسان‌های زنده حرکت می‌کنید! مردگان! چرا در آن دش ت‌ها و دریاهای دوردست که فقط مو رها و مرغان دریایی آن‌ها را می‌شناسند، منزل‌های خود را این گونه رها می‌کنید تا به جایی بازگردید که تمام آن چشم‌ها که آنجا برایتان گریستند، و قلب‌هایی که برایتان ناله کردند، اکنون دیگر مانند چشم‌ها و قلب‌های خودتان مرده هستند! [مردگان:] درست است، درست است، ما سایه‌هایی سرد و کم‌رنگ هستیم؛ و خوش‌رویان و زیبایانی که در زمین دوستشان داشتیم همگی رفته‌اند، اما در همین حال هم که مرده‌ایم، نفس‌های زنده آن دشت‌ها و گل‌هایی که قبلاً بر آن‌ها می‌گذشتیم همچنان برایمان شیرین هستند. این است که پیش از آنکه برف هکلان بیاید و ما را در خود منعقد کند، می‌آییم مدتی آن نفس را بچشیم تا فکر کنیم که دوباره زنده شده‌ایم. تامس مور [شاعر قرن نوزدهم انگلیس] ترجمه: عباس پژمان [هکلان آتشفشانی در ایسلند است.]
1 269
4
مردگان آه، ای مردگان! ای مردگان! ما شما را با نوری می‌شناسیم که از چشمان سرد و درخشانتان می‌تابد، هرچند که خود مانند انسان‌ها
مردگان آه، ای مردگان! ای مردگان! ما شما را با نوری می‌شناسیم که از چشمان سرد و درخشانتان می‌تابد، هرچند که خود مانند انسان‌های زنده حرکت می‌کنید! مردگان! چرا در آن دشت‌ها و دریاهای دوردست که فقط مو رها و مرغان دریایی آن‌ها را می‌شناسند، منزل‌های خود را این گونه رها می‌کنید تا به جایی بازگردید که تمام آن چشم‌ها که آنجا برایتان گریستند، و قلب‌هایی که برایتان ناله کردند، اکنون دیگر مانند چشم‌ها و قلب‌های خودتان مرده هستند! [مردگان:] درست است، درست است، ما سایه‌هایی سرد و کم‌رنگ هستیم؛ و خوش‌رویان و زیبایانی که در زمین دوستشان داشتیم همگی رفته‌اند، اما در همین حال هم که مرده‌ایم، نفس‌های زنده آن دشت‌ها و گل‌هایی که قبلاً بر آن‌ها می‌گذشتیم همچنان برایمان شیرین هستند. این است که پیش از آنکه برف هکلان بیاید و ما را در خود منعقد کند، می‌آییم مدتی آن نفس را بچشیم تا فکر کنیم که دوباره زنده شده‌ایم. تامس مور [شاعر قرن نوزدهم انگلیس] ترجمه: عباس پژمان [هکلان آتشفشانی در ایسلند است.]
1
5
مردگان آه، ای مردگان! ای مردگان! ما شما را با نوری می‌شناسیم که از چشمان سرد و درخشانتان می‌تابد، هرچند که خود مانند انسان‌های زنده حرکت می‌کنید! مردگان! چرا در آن دشت‌ها و دریاهای دوردست که فقط مو رها و مرغان دریایی آن‌ها را می‌شناسند، منزل‌های خود را این گونه رها می‌کنید تا به جایی بازگردید که تمام آن چشم‌ها که آنجا برایتان گریستند، و قلب‌هایی که برایتان ناله کردند، اکنون دیگر مانند چشم‌ها و قلب‌های خودتان مرده هستند! [مردگان:] درست است، درست است، ما سایه‌هایی سرد و کم‌رنگ هستیم؛ و خوش‌رویان و زیبایانی که در زمین دوستشان داشتیم همگی رفته‌اند، اما در همین حال هم که مرده‌ایم، نفس‌های زنده آن دشت‌ها و گل‌هایی که قبلاً بر آن‌ها می‌گذشتیم همچنان برایمان شیرین هستند. این است که پیش از آنکه برف هکلان بیاید و ما را در خود منعقد کند، می‌آییم مدتی آن نفس را بچشیم تا فکر کنیم که دوباره زنده شده‌ایم. تامس مور [شاعر قرن نوزدهم انگلیس] ترجمه: عباس پژمان [هکلان آتشفشانی در ایسلند است.]
1
6
مردگان آه، ای مردگان! ای مردگان! ما شما را با نوری می‌شناسیم که از چشمان سرد و درخشانتان می‌تابد، هرچند که خود مانند انسان‌های زنده حرکت می‌کنید! مردگان! چرا در آن دشت‌ها و دریاهای دوردست که تنها مورچه‌ها و پرنده‌های دریایی آن‌ها را می‌شناسند، مسکن‌های خود را به این گونه رها می‌کنید تا به جایی بازگردید که تمام آن چشم‌ها در آنجا برای شما گریستند، و قلب‌هایی که برای شما ناله کردند؟ آیا اکنون دیگر مانند چشم‌ها و قلب‌های خودتان مرده هستید؟ [مردگان:] درست است، درست است، ما سایه‌هایی سرد و کم‌رنگ هستیم؛ و خوش‌رویان و زیبایانی که در زمین دوستشان داشتیم همگی رفته‌اند، اما در همین حال که مرده‌ایم، نفس‌های زنده آن دشت‌ها و گل‌هایی که پیشتر بر آن‌ها می‌گذشتیم همچنان برایمان شیرین هستند. این است که پیش از آنکه برف هکلان ببارد و ما را در خود فرو برد، می‌آییم مدتی آن نفس را بچشیم تا بیاندیشیم که دوباره زنده شده‌ایم. تامس مور [شاعر قرن نوزدهم انگلیس] ترجمه: عباس پژمان [هکلان آتشفشانی در ایسلند است.] @apjmn
34
7
فقط همین به من هیچی نگو من به مرگ اعتقاد ندارم نه اینکه خبری ازش نداشته باشم اتفاقا خوب می‌شناسمش اما چشم‌هایم را بهش نخواهم
فقط همین به من هیچی نگو من به مرگ اعتقاد ندارم نه اینکه خبری ازش نداشته باشم اتفاقا خوب می‌شناسمش اما چشم‌هایم را بهش نخواهم بخشید امروز وقتی که داشتم از کنار یکی از باغ‌های محله می‌گذشتم زندگی را دیدم نشسته بود بر تَرک طلایی یک درخت لیمو و می‌تاخت و دور دست را می‌نگریست فقط همین را می‌توانم به تو بگویم یانیس ریتسوس برگردان عباس پژمان ۷ خرداد ۱۴۰۵ @apjmn
1 625
8
فقط آمدم سری بزنم پیش از هر چیز بگویم که با اینترنت پرو نیست که آمده‌ام! فقط هم آمده‌ام سری بزنم و بروم. حالا دیگر سخت است هر
فقط آمدم سری بزنم پیش از هر چیز بگویم که با اینترنت پرو نیست که آمده‌ام! فقط هم آمده‌ام سری بزنم و بروم. حالا دیگر سخت است هر روز به این فضا سر زدن. خیلی غم‌انگیز است! حالا دیگر مثل بعضی زندانیان آشویتس فقط غرورمان برایمان مانده است. بیایید لااقل این را حفظ کنیم. ۳ خرداد ۱۴۰۵ بعدالتحریر- اواخر پاییز گذشته، آلبوم خاطرات که چاپ اول شد ۵۰۰ هزار تومان قیمت خورد. حالا که تجدید چاپ شده است ۷۰۰ هزار تومان قیمت خورده است!  ۴۰ ٪ تورم، برای ۵ ماه.                  https://www.instagram.com/p/DYt5SqEjg-n/?igsh=MWYxc3l1Y2FhY2RrZA==
1 583