fa
Feedback
عباس پژمان

عباس پژمان

رفتن به کانال در Telegram

یادداشت‌ها و مقالاتی علمی به زبان ساده و روشن درباره‌ی مغز و تولیدات آن لینک اولین پست کانال ؛ https://t.me/apjmn/3 کانال مخصوص تئوری کوآنتوم به زبان ساده ؛ t.me/Quantum_by_Abbas_Pejman نوشته هایم در اینستاگرام ؛ Instagram.com/pejman_abbas

نمایش بیشتر
3 145
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-67 روز
-1330 روز

در حال بارگیری داده...

کانال‌های مشابه
هیچ داده‌ای
مشکلی وجود دارد؟ لطفاً صفحه را تازه کنید یا با مدیر پشتیبانی ما تماس بگیرید.
اشارات ورودی و خروجی
---
---
---
---
---
---
جذب مشترکین
ژوئن '26
ژوئن '26
+8
در 0 کانال‌ها
مه '26
+15
در 1 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '26
+7
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '26
+4
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '26
+70
در 2 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '26
+24
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '25
+54
در 3 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '25
+32
در 1 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '25
+126
در 20 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '25
+46
در 1 کانال‌ها
Get PRO
اوت '25
+70
در 5 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '25
+69
در 3 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '25
+22
در 2 کانال‌ها
Get PRO
مه '25
+38
در 1 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '25
+37
در 1 کانال‌ها
Get PRO
مارس '25
+66
در 3 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '25
+103
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '25
+47
در 1 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '24
+37
در 3 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '24
+32
در 3 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '24
+49
در 2 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '24
+23
در 3 کانال‌ها
Get PRO
اوت '24
+51
در 1 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '24
+45
در 2 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '24
+41
در 1 کانال‌ها
Get PRO
مه '24
+43
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '24
+45
در 3 کانال‌ها
Get PRO
مارس '24
+39
در 1 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '24
+59
در 2 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '24
+41
در 2 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '23
+36
در 8 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '23
+37
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '23
+54
در 1 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '23
+51
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '23
+40
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '23
+42
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '23
+54
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '23
+88
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '23
+79
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '23
+23
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '23
+29
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '23
+46
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '22
+50
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '22
+34
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '22
+60
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '22
+52
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '22
+53
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '22
+63
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '22
+41
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '22
+74
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '22
+92
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '22
+70
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '22
+52
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '22
+65
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '21
+39
در 0 کانال‌ها
Get PRO
نوامبر '21
+44
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اکتبر '21
+33
در 0 کانال‌ها
Get PRO
سپتامبر '21
+58
در 0 کانال‌ها
Get PRO
اوت '21
+85
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئیه '21
+43
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژوئن '21
+87
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مه '21
+93
در 0 کانال‌ها
Get PRO
آوریل '21
+192
در 0 کانال‌ها
Get PRO
مارس '21
+69
در 0 کانال‌ها
Get PRO
فوریه '21
+54
در 0 کانال‌ها
Get PRO
ژانویه '21
+50
در 0 کانال‌ها
Get PRO
دسامبر '20
+3 091
در 0 کانال‌ها
تاریخ
رشد مشترکین
اشارات
کانال‌ها
11 ژوئن+1
10 ژوئن+3
09 ژوئن+1
08 ژوئن0
07 ژوئن0
06 ژوئن0
05 ژوئن0
04 ژوئن+1
03 ژوئن+2
02 ژوئن0
01 ژوئن0
پست‌های کانال
در فرار از دی و بهمن مدتی است شروع کرده‌ام بعضی از کتاب‌هایی را که اول بار در سال‌های اول دانشکده خوانده بودم یک بار دیگر می‌خوانم. در آن سال‌ها، که سال‌های پایانی دههٔ پنجاه بودند، نه فقط خود دانشگاه دنیای جدیدی بود که با آن آشنا می‌شدم، آشنایی با نویسندگان بزرگ دنیا و آثارشان هم واقعاً دنیای دیگری بود که کم کم کشفش می‌کردم. آن سال‌ها دانشگاه و کتابفروشی‌های جلوی آن کم کم در هم ادغام شدند و دنیای جدیدی ساختند که هنوز هم که هنوز است گاه‌به‌گاهی آرزوی برگشتن به آن را می‌کنم. در آن دوران بود که مخصوصاً با جویس و اسکات فیتزجرالد آشنا شدم. اگر از این‌ها اسم می‌برم به خاطر این است که تأثیری که جادوی این‌ها در آن سال‌ها بر من گذاشت از هر تأثیری قوی‌تر بود. اما این بار که شروع کردم دوباره آن‌ها را خواندن چیزی نزدیک پنجاه سال از آن اولین آشنایی‌ام با آن‌ها می‌گذشت! این است که فکر می‌کردم بعد از گذشت این همه سال آن جادو هم باید دیگر از تأثیر افتاده باشد، یا تغییر ماهیت داده باشد. در واقع فقط برای پناه بردن به خود آن دوران بود که زمستان گذشته شروع کردم دوباره جویس و فیتزجرالد را خواندن، نه برای تجربهٔ دوبارهٔ آن جادو. برای فرار از دی و بهمن بود. اما با کمال حیرت دیدم آن جادو نه فقط از تأثیر نیفتاده است بلکه حتی با شدت بیشتری عمل کرد. شاید به‌خاطر یاد آوردن دوران خوشبختی در دوران بدبختی بود که این بار با چنان شدتی تأثیر کرد. یا شاید هم ذهنم بود که این بار چنان آشوب‌زده بود که آن جادو را بهتر می‌توانست جذب کند. هر چه بود هنوز هم از تأثیرش بیرون نیامده‌ام. ۲۰ خرداد ۱۴۰۵ @apjmn

2
مردگان آه، ای مردگان! ای مردگان! ما شما را با نوری می‌شناسیم که از چشمان سرد و درخشانتان می‌تابد، هرچند که خود مانند انسان‌ها
مردگان آه، ای مردگان! ای مردگان! ما شما را با نوری می‌شناسیم که از چشمان سرد و درخشانتان می‌تابد، هرچند که خود مانند انسان‌های زنده حرکت می‌کنید! مردگان! چرا در آن دش ت‌ها و دریاهای دوردست که فقط مو رها و مرغان دریایی آن‌ها را می‌شناسند، منزل‌های خود را این گونه رها می‌کنید تا به جایی بازگردید که تمام آن چشم‌ها که آنجا برایتان گریستند، و قلب‌هایی که برایتان ناله کردند، اکنون دیگر مانند چشم‌ها و قلب‌های خودتان مرده هستند! [مردگان:] درست است، درست است، ما سایه‌هایی سرد و کم‌رنگ هستیم؛ و خوش‌رویان و زیبایانی که در زمین دوستشان داشتیم همگی رفته‌اند، اما در همین حال هم که مرده‌ایم، نفس‌های زنده آن دشت‌ها و گل‌هایی که قبلاً بر آن‌ها می‌گذشتیم همچنان برایمان شیرین هستند. این است که پیش از آنکه برف هکلان بیاید و ما را در خود منعقد کند، می‌آییم مدتی آن نفس را بچشیم تا فکر کنیم که دوباره زنده شده‌ایم. تامس مور [شاعر قرن نوزدهم انگلیس] ترجمه: عباس پژمان [هکلان آتشفشانی در ایسلند است.]
958
3
مردگان آه، ای مردگان! ای مردگان! ما شما را با نوری می‌شناسیم که از چشمان سرد و درخشانتان می‌تابد، هرچند که خود مانند انسان‌ها
مردگان آه، ای مردگان! ای مردگان! ما شما را با نوری می‌شناسیم که از چشمان سرد و درخشانتان می‌تابد، هرچند که خود مانند انسان‌های زنده حرکت می‌کنید! مردگان! چرا در آن دشت‌ها و دریاهای دوردست که فقط مو رها و مرغان دریایی آن‌ها را می‌شناسند، منزل‌های خود را این گونه رها می‌کنید تا به جایی بازگردید که تمام آن چشم‌ها که آنجا برایتان گریستند، و قلب‌هایی که برایتان ناله کردند، اکنون دیگر مانند چشم‌ها و قلب‌های خودتان مرده هستند! [مردگان:] درست است، درست است، ما سایه‌هایی سرد و کم‌رنگ هستیم؛ و خوش‌رویان و زیبایانی که در زمین دوستشان داشتیم همگی رفته‌اند، اما در همین حال هم که مرده‌ایم، نفس‌های زنده آن دشت‌ها و گل‌هایی که قبلاً بر آن‌ها می‌گذشتیم همچنان برایمان شیرین هستند. این است که پیش از آنکه برف هکلان بیاید و ما را در خود منعقد کند، می‌آییم مدتی آن نفس را بچشیم تا فکر کنیم که دوباره زنده شده‌ایم. تامس مور [شاعر قرن نوزدهم انگلیس] ترجمه: عباس پژمان [هکلان آتشفشانی در ایسلند است.]
1
4
مردگان آه، ای مردگان! ای مردگان! ما شما را با نوری می‌شناسیم که از چشمان سرد و درخشانتان می‌تابد، هرچند که خود مانند انسان‌های زنده حرکت می‌کنید! مردگان! چرا در آن دشت‌ها و دریاهای دوردست که فقط مو رها و مرغان دریایی آن‌ها را می‌شناسند، منزل‌های خود را این گونه رها می‌کنید تا به جایی بازگردید که تمام آن چشم‌ها که آنجا برایتان گریستند، و قلب‌هایی که برایتان ناله کردند، اکنون دیگر مانند چشم‌ها و قلب‌های خودتان مرده هستند! [مردگان:] درست است، درست است، ما سایه‌هایی سرد و کم‌رنگ هستیم؛ و خوش‌رویان و زیبایانی که در زمین دوستشان داشتیم همگی رفته‌اند، اما در همین حال هم که مرده‌ایم، نفس‌های زنده آن دشت‌ها و گل‌هایی که قبلاً بر آن‌ها می‌گذشتیم همچنان برایمان شیرین هستند. این است که پیش از آنکه برف هکلان بیاید و ما را در خود منعقد کند، می‌آییم مدتی آن نفس را بچشیم تا فکر کنیم که دوباره زنده شده‌ایم. تامس مور [شاعر قرن نوزدهم انگلیس] ترجمه: عباس پژمان [هکلان آتشفشانی در ایسلند است.]
1
5
مردگان آه، ای مردگان! ای مردگان! ما شما را با نوری می‌شناسیم که از چشمان سرد و درخشانتان می‌تابد، هرچند که خود مانند انسان‌های زنده حرکت می‌کنید! مردگان! چرا در آن دشت‌ها و دریاهای دوردست که تنها مورچه‌ها و پرنده‌های دریایی آن‌ها را می‌شناسند، مسکن‌های خود را به این گونه رها می‌کنید تا به جایی بازگردید که تمام آن چشم‌ها در آنجا برای شما گریستند، و قلب‌هایی که برای شما ناله کردند؟ آیا اکنون دیگر مانند چشم‌ها و قلب‌های خودتان مرده هستید؟ [مردگان:] درست است، درست است، ما سایه‌هایی سرد و کم‌رنگ هستیم؛ و خوش‌رویان و زیبایانی که در زمین دوستشان داشتیم همگی رفته‌اند، اما در همین حال که مرده‌ایم، نفس‌های زنده آن دشت‌ها و گل‌هایی که پیشتر بر آن‌ها می‌گذشتیم همچنان برایمان شیرین هستند. این است که پیش از آنکه برف هکلان ببارد و ما را در خود فرو برد، می‌آییم مدتی آن نفس را بچشیم تا بیاندیشیم که دوباره زنده شده‌ایم. تامس مور [شاعر قرن نوزدهم انگلیس] ترجمه: عباس پژمان [هکلان آتشفشانی در ایسلند است.] @apjmn
34
6
فقط همین به من هیچی نگو من به مرگ اعتقاد ندارم نه اینکه خبری ازش نداشته باشم اتفاقا خوب می‌شناسمش اما چشم‌هایم را بهش نخواهم
فقط همین به من هیچی نگو من به مرگ اعتقاد ندارم نه اینکه خبری ازش نداشته باشم اتفاقا خوب می‌شناسمش اما چشم‌هایم را بهش نخواهم بخشید امروز وقتی که داشتم از کنار یکی از باغ‌های محله می‌گذشتم زندگی را دیدم نشسته بود بر تَرک طلایی یک درخت لیمو و می‌تاخت و دور دست را می‌نگریست فقط همین را می‌توانم به تو بگویم یانیس ریتسوس برگردان عباس پژمان ۷ خرداد ۱۴۰۵ @apjmn
1 371
7
فقط آمدم سری بزنم پیش از هر چیز بگویم که با اینترنت پرو نیست که آمده‌ام! فقط هم آمده‌ام سری بزنم و بروم. حالا دیگر سخت است هر
فقط آمدم سری بزنم پیش از هر چیز بگویم که با اینترنت پرو نیست که آمده‌ام! فقط هم آمده‌ام سری بزنم و بروم. حالا دیگر سخت است هر روز به این فضا سر زدن. خیلی غم‌انگیز است! حالا دیگر مثل بعضی زندانیان آشویتس فقط غرورمان برایمان مانده است. بیایید لااقل این را حفظ کنیم. ۳ خرداد ۱۴۰۵ بعدالتحریر- اواخر پاییز گذشته، آلبوم خاطرات که چاپ اول شد ۵۰۰ هزار تومان قیمت خورد. حالا که تجدید چاپ شده است ۷۰۰ هزار تومان قیمت خورده است!  ۴۰ ٪ تورم، برای ۵ ماه.                  https://www.instagram.com/p/DYt5SqEjg-n/?igsh=MWYxc3l1Y2FhY2RrZA==
1 440