uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

- واحه -

- واحه -

Kanalga Telegram’da o‘tish

[ واحه ] قطعه زمینی سبز و خرم در میان صحرا. برای شنیدن؛ @vahehmp3 برای از امام خواندن؛ @dar_tamana همین.

Ko'proq ko'rsatish
774
Obunachilar
+224 soatlar
+137 kun
+4730 kun
Postlar arxiv
[ این ایده سوزندن نوشته‌هایی که رد نفسانیت روش هست رو می‌پسندم ولی حیف که این‌جا کاغذی نیست ]

- به خود از درد پیچیدن و با جمیع مویرگ‌های ذهن اندیشیدن که «اینک در این لحظه منحصر کدام راه را انتخاب باید کرد» و سرانجام انتخاب کردن و پای آن انتخاب ماندن جرئت و جسارت می‌خواهد؛ و الا انتخاب نکردن؛ دشتی از آبروی کاهوار درو کردن و شرف پوشالی را برای روزگاری دیگر پس انداز کردن که شهامت نمی‌خواهد؛ سالم و برکنار ماندن بزدلانه زیستن است؛ سالم و در قلب حادثه ماندن؛ دلیرانه ماندن است.
- سه‌دیدار | نادر ابراهیمی -

بار مرا کسی نخریده؛ تو می‌خری؟ بار مرا بخر؛ نخری گریه می‌کنم

- جان هنوز بر بدنم سنگینی می‌کند؛ همچون امانتی که باید به صاحب اصلی‌اش برگردانم اما پیدایش نمی‌کنم؛ این امانتی روی دست من مانده آقا؛ کجا رفته‌ای؟ برگرد و این جان ناقابل را از من بگیر؛ جانی که فدای تو نشود به چه درد می‌خورد؟ خودت بگو با این جنس بنجل چه کار کنم؟

آب چون نبود تیمم می‌توان کردن به خاک نیست گر زلف پریشان؛ خط ریحانی کجاست؟
آب چون نبود تیمم می‌توان کردن به خاک نیست گر زلف پریشان؛ خط ریحانی کجاست؟

- رسیدن است و جدایی درود بر نرسیدن.

همیشه سعی کنید از نسخه‌های اورجینال استفاده کنید :)

09-Shoor.mp313.49 MB

[ خدا شاید از خطاهایی که حین حرکت انجام دادیم بگذره ولی بعید می‌دونم از عمری که با نشستن و بیهوده گذروندن تلف کردیم بگذره ]

- بله آقا؛ همه چیزهای خوب نبودنت رو جار میزنن.

[ واقعاً دلِ دیدن این فیلم‌های بارونی کشوردوست رو ندارم ]

- روزمرگی‌ها نمی‌گذارند تا حساب و کتاب کنم چند وقت است که تو را ندیده‌ام؛ شب‌ها که از دنیا کنده می‌شوم به خودم می‌آیم و می‌بینم ایام دوری بیشتر از این حرف‌هاست؛ عجیب است نه؟ قبل‌ترها انگار که آدم بهتری بودم؛ هر شب جمعه دلم کربلا بود؛ کانال‌های تلویزیون را می‌گشتم تا یک پخش زنده کربلا پیدا کنم؛ درباره‌ات می‌نوشتم و دلم خوش بود که آتش فراق در دلم زبانه می‌کشد؛ اما حالا نمی‌دانم چه بر سرم آمده؛ یک‌سال بیشتر است که نیامده‌ام اما انگار نه انگار؛ چرا همه چیز عادی پیش می‌رود؟ چرا قلبم از عطش فراق از تپش نمی‌افتد؟ نه نمی‌خواهم به این فکر کنم که به دوری عادت کرده‌ام؛ خدا نکند؛ خدا نیاورد آن روزی را که دور از تو به من خوش بگذرد؛ حرام باد آن مزه دنیایی که زیر زبانم برود؛ من کاسبی بلد نیستم اما خوب می‌دانم همه این دنیا در برابر یک قطره اشک در فراق شما هیچ است؛ من اصلاً نمی‌گویم دوباره به حرم راهم بده؛ نه! اصلاً من که باشم که تعیین و تکلیف کنم؛ فقط می‌گویم نگذار که آتش زیارت در قلبم خاموش شود؛ من با همین دل‌تنگی به عالم و آدم فخر می‌فروشم؛ می‌گویم که ارباب عطش زیارت را در دلم انداخته است؛ چه سرمایه‌ای از این بهتر؟ من محتاج همین دل‌تنگی‌ام؛ دل‌تنگی همه دل‌خوشی من است؛ این دل‌خوشی را از من نگیر؛ همین.

[ می‌ترسم قبل از مردن دیگه نیام حرمت ]

- ای که روزی دو عالم همه از چادر توست.

- ۳۰۵ روز پیش به خودت جرأت دادی و دهان نجست را به کنایه علیه آقای ما باز کردی؛ آن روز با خودتان خیال می‌کردید که کار ما تمام
- ۳۰۵ روز پیش به خودت جرأت دادی و دهان نجست را به کنایه علیه آقای ما باز کردی؛ آن روز با خودتان خیال می‌کردید که کار ما تمام است؛ کودتا به راه انداختید؛ جنگ به پا کردید و امام‌مان را به شهادت رساندید اما در نهایت خودتان در آتشی که به پا کرده بودید سوختید؛ آمریکایی که روزگاری بر همه دنیا سلطه داشت حالا برای باز کردن یک آبراهه به دست‌وپا زدن افتاده است؛ امروز حقیری مثل تو میلیون‌ها دلار خرج تبلیغات انتخاباتی می‌کند اما در نهایت کرسی‌های مجلس را هم از دست می‌دهد؛ خوب تماشا کن؛ ما تسلیم نشدیم؛ ما هنوز ایستاده‌ایم و تا لحظه‌ای که خون تک‌تک شما آدم‌کش‌ها را بر زمین نریزیم آرام نمی‌گیریم؛ ما می‌مانیم و شما رفتنی هستید؛ خیال می‌کنی که این‌گونه نیست؟ زهی خیال باطل!

[ همین‌که بدونی نمی‌دونی اتفاق مثبتیه ]

- ای صبح امید یا اباعبدالله

05-Shoor.mp313.04 MB

- ما وَدَّعَكَ رَبُّكَ خدا رهات نکرده؛ ضحی ۳

[ ما رو زود به زود بطلب؛ زیادی که ازت دور باشیم مریض می‌شیم؛ دل‌مون می‌میره بدون این که بفهمیم؛ ما حواس‌مون نیست ولی تو حواست هست؛ نذار به دوری عادت بکنیم ]