- واحه -
Відкрити в Telegram
[ واحه ] قطعه زمینی سبز و خرم در میان صحرا. برای شنیدن؛ @vahehmp3 برای از امام خواندن؛ @dar_tamana برای تبادل کلمات؛ @vaheh_bot همین.
Показати більше675
Підписники
-124 години
Немає даних7 днів
-130 днів
Архів дописів
675
- میل به اشتراکگذاری؛ تکتک اعمال ما را غرضورزانه کرده است؛ از کافه و رستورانی که میرویم تا ملاقاتهای روزمرهای که با دوستانمان داریم؛ باشگاه و تفریحات و سفر هم که جزو ثابت این ماجراست؛ این میل با ما کاری کرده است که همه چیز را نه برای آنچه لازم است و نه حتی برای آنچه نیاز داریم بلکه برای مصرف خارجی بخواهیم؛ مصرف خارجی یعنی آنچه مخاطبان ما میپسندند و تصویری که از خود به آنها ارائه دادهایم؛ ما برای نشاندادن چیزی که نیستیم زیستی متفاوت را انتخاب میکنیم و در این مسیر هر روز از خودمان دورتر میشویم؛ آفت این زیست تنها یقه فعالیتهای روزمره و مرسوم را نمیگیرد بلکه مستقیماً اعمال و افکار و عقاید ما را تحت الشعاع قرار میدهد؛ انسانی که میل به تظاهر دارد رو به سطحیشدن میآورد و این یعنی برشی از کتاب خواندن برای انتشار نه درک معنا؛ رفتن به زیارت برای تولید محتوا نه طهارت نفس؛ رفتن به هیأت برای نمایش نه عزاداری؛ همه و همه از جایی نشأت میگیرد که چشمهایی را از چشم خدا برایمان پررنگتر کرده است؛ اینها همه از آفات زیست مجازی است؛ باید مراقبت کرد تا آلوده نشد؛ وگرنه موج این فضا ما را با خود خواهد برد؛ همین.
675
- هر که مقربتر است مرگ آگاهتر است؛ مرگ آگاهی یعنی که انسان همواره نسبت به این معنا که مرگی محتوم را پیش رو دارد آگاه باشد و با این آگاهی زیست کند و هرگز از آن غفلت نیابد.
- سیدمرتضیآوینی -
675
- هر که مقرب تر است مرگ آگاه تر است؛ مرگ آگاهی یعنی که انسان همواره نسبت به این معنا که مرگی محتوم را پیش رو دارد آگاه باشد و با این آگاهی زیست کند و هرگز از آن غفلت نیابد.
- سیدمرتضیآوینی -
675
- شهرهای جدید به گونهای توسعه پیدا میکنند که قبرستان در حاشیه شهر قرار میگیرد؛ انگار که برای شهروند جدید دیدن و شنیدن و لمس کردن مرگ همنوعان مانع لذت هرچه بیشتر از دنیا میشود پس چه بهتر که غفلت در اینجا هم تکمیل شود و انسان در طول سالیان عمر خود یکبار هم پایش به قبرستان باز نشود؛ مبادا لحظهای به خود بیاید و از این روزمرگی و زندگی منفعتمحور رها شود و با سوالات بنیادین مواجه شود؛ باید بپذیریم که این ماهیت دنیای امروز است که با همه وجود سعی در نگهداشتن ما در غفلت دارد؛ اگر میخواهیم زنده بمانیم و یا حتی زنده شویم چارهای جز شکستن نظمهای مرسوم و خروج از قفسی که ما را از پرواز منع کرده است نداریم؛ تذکره لازمه زیستن در این دنیا است و همین است که انسان را بیدار نگه میدارد؛ به یاد مرگ باشیم که مرگآگاهی غنیمت است؛ همین.
675
- من نمیدانم این فیلم متعلق به چه تاریخی است؛ اما به گمانم آن شب فلسفه بارش باران فرود قطرههای آب برای رسیدن به کف نعلین شما بوده باشد؛ خوش به حال باران؛ به آن چتری که در دست گرفته بودید؛ به درختها و شمشادهای حیاط؛ به هر کسی که ثانیهای با شما مجاور بوده است؛ و خوش به حال ما؛ که در روزگاری زندگی کردیم که شما نفس میکشیدید؛ همین.
675
[ به قولی تو بساط دنیا خریدار اصلی خداست؛ ولی ما به این چکهای بیمحل آدمها دلخوش کردیم! ]
675
[ کارهای خوب مثل صفر میمونن و اخلاص مثل عدد قبل از این صفرها؛ بدون اخلاص میشیم صفرهای متعددِ بیفایده ]
675
- بوی تعفن نوکری اجانب را با هزار مَن عطر هم نمیشود پنهان کرد.
- بر جادههای آبی سرخ | نادر ابراهیمی -
675
[ برخی از بروزاتمون که در قالب استوری منتشر میکنیم صرفاً واکنش هیجانی ما نسبت به اتفاق صورت گرفته هست که در جهت کاهش عذاب وجدان و تخلیه احساسات انجام میشه پس بهتره این کارها رو به عنوان کنش موثر و اتمام حجت با آرمانها فاکتور نکنیم ]
675
[ شما هر انسان بزرگی رو که نگاه میکنی متوجه میشی که اون سلوک و اتصال رو جز با زبان شعر نمیشه منتقل کرد؛ دلهای متصل به خدا عاشقاند و عاشقها شاعر میشوند؛ مثلا یک شعر دیگر از ایشون هست در فراق استادشون علامه طباطبایی که میفرمایند:
صبا به کوی عزیزان روضه رضوان سلام ما به حضور عزیز ما برسان لقای روی توام آن زمان که شد حاصل نمودهام به حقیقت زیارت انسان تو جان جان حسنزاده کی روی از یاد اگرچه پیکرت از دیدگان شده پنهانخلاصه که پیشنهاد میکنم کامل این شعر و دیگر شعرهای علامه رو بخونید. ]
675
سخن دارم ز استادم نخواهد رفت از یادم
که گفتا حل شود مشکل ولی آهسته آهسته
تحمل کن که سنگ بی بهایی در دل کوهی
شود لعل بسی قابل ولی آهسته آهسته
مزن از ناامیدی دم که آن طفل دبستانی
شود دانشور کامل ولی آهسته آهسته
به نور دانش و تقوا، شود گمگشتگانی را
به حق آوردن از باطل ولی آهسته آهسته
همای عشق ما را بُرده با خود در بر دلبر
ازین منزل بآن منزل ولی آهسته آهسته
که باید ناخدا کشتی در امواج دریا را
کشاند جانب ساحل ولی آهسته آهسته
بدامن دامن دُر ثمین دیدگانم شد
سرشک رحمتش نازل ولی آهسته آهسته
سحرگاهی دل آگاهی چه مینالید از حسرت
که آه از عمر بیحاصل ولی آهسته آهسته
- علامه حسنزاده آملی -
675
[ من اگر بودم؛ که الان هستم اما عمل نمیکنم؛ با خودم عهد میبستم اگر روزی گذشت و کتاب نخوندم دست به قلم نزنم؛ قلمی که به سرچشمه متصل نباشه میشه ابزار خلق کلمه بدون معنا؛ میشه در خدمت عادت؛ برای ایجاد احساس دانایی کاذب؛ مثل همین چیزهایی که من برای شما مینویسم :) ]
675
[ من از عادت میترسم؛ مخصوصا اگر خودش رو پشت عملی به ظاهر مقدس مخفی کرده باشه؛ عادت میتونه همین نوشتنهای کوتاه در اینجا باشه؛ میتونه جابجایی اصالت از محتوا به انتشار باشه نوشتن برای نوشتن باشه؛ عادت حتی میتونه مدام از عادت نوشتن باشه؛ باید رها شیم؛ چاره دیگهای نداریم؛ همین. ]
675
[ به قول این نویسندهها هدف نگارنده از نوشتن این متن دعوت به چشمپوشی از خطاها و نادیدهگرفتن غفلتها نیست؛ غرض سوزنی کوچک بود در میان هزاران جوالدوزی که در دست داریم :) ]
675
- میراث سیدعلی خامنهای نظامی انقلابی است که «امکان» بروز و ظهور مقاومت را در جای جای این عالم فراهم کرد؛ روزی در سوریه و عراق؛ روزی در لبنان و امروز در یمن و روزی دیگر در نقطه دیگری از این دنیا؛ روایت این فتوحات بدون اشاره به نقش جمهوری اسلامی اگر تحریف تاریخ نباشد قطعاً کملطفی است؛ نمیشود که هر فتح و پیروزی را با طعنه بر سر این نظام بزنیم و هر شکست و عدمالفتحی را هم بر گردنش بیاندازیم؛ ما در میانه نبردی عظیم قرار داریم که نه به تازگی آغاز شده و نه به زودی به پایان میرسد؛ فراز و نشیب؛ شکست و پیروزی طبیعت حرکتی است که از سالها قبل آغاز شده است و هنوز ادامه دارد؛ مبادا با هیجان و احساسات و بیصبری چشممان را بر حماسه عظیمی که در حال رقم خوردن است ببندیم و خودمان را از آن محروم کنیم؛ همین.
675
- اندازه ما به اندازه مسئلههای ماست؛
مسئلههای خرد و بیارزش دنیای انسان را کوچک میکنند و دنیای کوچک برای انسانی با ظرفیتهای عظیم چیزی شبیه به قفس برای پرنده است؛ دنیای امروز اما قفس را برای ما زیبنده کرده است تا فکر پرواز را از ما دور کند؛ دنیای امروز دنیای بیمسئلهها است؛ دنیای بیاولویتها؛ دنیای حواشی و هیجان و عجله؛ دنیای بیتفاوتها؛ باید قفس شکست و خود را از تعلقات دنیای امروز رها کرد؛ نه با نیت فردی که با نیت نجات همه انسانهایی که در این قفس محبوس شدهاند؛ باید بیدار شد و بیدار کرد؛ که این رسالت ما در این دنیا است؛ همین.
