uz
Feedback

Firibgarlarga uchmang! Telemetrio bunday kanallarni topadi va belgilaydi 👉 Belgini ko‘rmoqchi bo‘lsangiz, obuna bo‘ling

Walking with the wind.

Walking with the wind.

Kanalga Telegram’da o‘tish

Too weird to live, too rare to die. @charonmoonbot 🌳

Ko'proq ko'rsatish

📈 Telegram kanali Walking with the wind. analitikasi

Walking with the wind. (@heartree) Forsiy til segmentidagi kanali faol ishtirokchi. Hozirda hamjamiyat 11 537 obunachidan iborat bo'lib, Kitoblar toifasida 3 377-o'rinni va Eron mintaqasida 28 583-o'rinni egallagan.

📊 Auditoriya ko‘rsatkichlari va dinamika

невідомо sanasidan buyon loyiha tez o‘sib, 11 537 obunachiga ega bo‘ldi.

22 Oktabr, 2026 dagi oxirgi ma’lumotlarga ko‘ra kanal barqaror faollikka ega. Oxirgi 30 kunda obunachilar soni -215 ga, so‘nggi 24 soatda esa -17 ga o‘zgardi va umumiy qamrov yuqori darajada qolmoqda.

  • Tasdiqlash holati: Tasdiqlanmagan
  • Jalb etish (ER): Auditoriya o‘rtacha 15.19% darajada jalb etiladi. Nashrdan keyingi dastlabki 24 soatda kontent odatda umumiy obunachilar sonining 6.47% ini tashkil etuvchi reaksiyalarni to‘playdi.
  • Post qamrovi: Har bir post o‘rtacha 1 754 marta ko‘riladi; birinchi sutkada odatda 747 ta ko‘rish yig‘iladi.
  • Reaksiyalar va o‘zaro ta’sir: Auditoriya faol: har bir postga o‘rtacha 0 ta reaksiya keladi.
  • Tematik yo‘nalishlar: Kontent کلمه, برف, روز, آفتاب, چیز kabi asosiy mavzularga jamlangan.

📝 Tavsif va kontent siyosati

Muallif resursni shaxsiy fikrni ifoda etish maydoni sifatida ta’riflaydi:
“Too weird to live, too rare to die. @charonmoonbot 🌳”

Yuqori yangilanish chastotasi (oxirgi ma’lumot 23 Oktabr, 2026 da olingan) sababli kanal doimo dolzarb va katta qamrovli bo‘lib qoladi. Analitika auditoriya kontent bilan faol hamkorlik qilishini, uni Kitoblar toifasidagi muhim ta’sir nuqtasiga aylantirishini ko‘rsatadi.

11 537
Obunachilar
-1724 soatlar
-1137 kun
-21530 kun
Postlar arxiv
photo content

اگه تبدیل به یه تیکه سنگ بشم باز هم منو به یاد میاری؟ باز هم من رو دوست خواهی داشت؟ باز هم به این فکر می‌کنی که گل موردعلاقه‌ام توی این فصل کدومه تا اون رو برام بیاری؟ اگه خاک بشم، اگه تبدیل به یه تکه سنگ بشم و یه روزی، درختی از خاک من تغذیه کنه و بزرگ بشه، آیا باز هم من رو به یاد میاری؟ آیا پای این درخت آب میریزی؟ برگ‌هاش رو نوازش میکنی؟ به رقص باد میون شاخه‌هاش خیره میشی؟ اگه یه روزی تبدیل به یه تیکه سنگ بشم، و رودخونه ای طغیان زده از روش عبور کنه، تیکه تیکه اش کنه و اون رو با خودش به دریا برسونه، من رو توی قلاب ماهی‌گیر پیدا خواهی کرد؟ من به این فکر میکنم که در آخر و در مرگ و زندگی تنهام. تنها چیزی که دارم اسممه. با اون به دنیا اومدم و شبیه به روحمه. معلم ها، آدم ها، دوست ها، غریبه ها، اول از همه اسمم رو می‌پرسیدن. شاید اون‌ها اسمم رو فراموش کنن ولی خودم نه. هرچیزی رو که از دست بدم، هرچیزی رو که فراموش کنم، حتی اگه هیچ‌چیزی توی این دنیا نداشته باشم، اسمم رو دارم. و شاید همین برای زندگی و مرگ کافی باشه. چون وقتی تبدیل بشم به یه تکه سنگ، اسمم قراره اونجا هم همراهم باشه و روش حک بشه. حتی اگه تو، دیگه اون رو به یاد نیاری.

اگه تبدیل به یه تیکه سنگ بشم باز هم منو به یاد میاری؟ باز هم من رو دوست خواهی داشت؟ باز هم به این فکر می‌کنی که گل موردعلاقه‌ام توی این فصل کدومه تا اون رو برام بیاری؟ اگه خاک بشم، اگه تبدیل به یه تکه سنگ بشم و یه روزی، درختی از خاک من تغذیه کنه و بزرگ بشه، آیا باز هم من رو به یاد میاری؟ آیا پای این درخت آب میریزی؟ برگ‌هاش رو نوازش میکنی؟ به رقص باد میون شاخه‌هاش خیره میشی؟ اگه یه روزی تبدیل به یه تیکه سنگ بشم، و رودخونه ای طغیان زده از روش عبور کنه، تیکه تیکه اش کنه و اون رو با خودش به دریا برسونه، من رو توی قلاب ماهی‌گیر پیدا خواهی کرد؟ من به این فکر میکنم که در آخر و در مرگ و زندگی تنهام. تنها چیزی که دارم اسممه. با اون به دنیا اومدم و شبیه به روحمه. معلم ها، آدم ها، دوست ها، غریبه ها، اول از همه اسمم رو می‌پرسیدن. شاید اون‌ها اسمم رو فراموش کنن ولی خودم نه. هرچیزی رو که از دست بدم، هرچیزی رو که فراموش کنم، حتی اگه هیچ‌چیزی توی این دنیا نداشته باشم، اسمم رو دارم. و شاید همین برای زندگی و مرگ کافی باشه. چون وقتی تبدیل بشم به یه تکه سنگ، اسمم قراره اونجا هم همراهم باشه و روش حک بشه حتی اگه تو، دیگه اون رو به یاد نیاری.

اگه تبدیل به یه تیکه سنگ بشم باز هم منو به یاد میاری؟ باز هم من رو دوست خواهی داشت؟ باز هم به این فکر می‌کنی که گل موردعلاقه‌ام توی این فصل کدومه تا اون رو برام بیاری؟ اگه خاک بشم، اگه تبدیل به یه تکه سنگ بشم و یه روزی، درختی از خاک من تغذیه کنه و بزرگ بشه، آیا باز هم من رو به یاد میاری؟ آیا پای این درخت آب میریزی؟ برگ‌هاش رو نوازش میکنی؟ به رقص باد میون شاخه‌هاش خیره میشی؟ اگه یه روزی تبدیل به یه تیکه سنگ بشم، و رودخونه ای طغیان زده از روش عبور کنه، تیکه تیکه اش کنه و اون رو با خودش به دریا برسونه، من رو توی قلاب ماهی‌گیر پیدا خواهی کرد؟ من به این فکر میکنم که در آخر و در مرگ و زندگی تنهام. تنها چیزی که دارم اسممه. با اون به دنیا اومدم و شبیه به روحمه. معلم ها، آدم ها، دوست ها، غریبه ها، اول از همه اسمم رو می‌پرسیدن. شاید اون‌ها اسمم رو فراموش کنن ولی خودم نه. هرچیزی رو که از دست بدم، هرچیزی رو که فراموش کنم، حتی اگه هیچ‌چیزی توی این دنیا نداشته باشم، اسمم رو دارم. و شاید همین برای زندگی و مرگ کافی باشه. چون وقتی تبدیل بشم به یه تکه سنگ، اسمم قراره اونجا هم همراهم باشه و روش حک بشه حتی اگه تو اون رو به یاد نیاری.

اگه تبدیل به یه تیکه سنگ بشم باز هم منو به یاد میاری؟ باز هم من رو دوست خواهی داشت؟ باز هم به این فکر می‌کنی که گل موردعلاقه‌ام توی این فصل کدومه تا اون رو برام بیاری؟ اگه خاک بشم، اگه تبدیل به یه تکه سنگ بشم و یه روزی، درختی از خاک من تغذیه کنه و بزرگ بشه، آیا باز هم من رو به یاد میاری؟ آیا پای این درخت آب میریزی؟ برگ‌هاش رو نوازش میکنی؟ به رقص باد میون شاخه‌هاش خیره میشی؟ اگه یه روزی تبدیل به یه تیکه سنگ بشم، و رودخونه ای طغیان زده از روش عبور کنه، تیکه تیکه اش کنه و اون رو با خودش به دریا برسونه، من رو توی قلاب ماهی‌گیر پیدا خواهی کرد؟ من به این فکر میکنم که در آخر و در مرگ و زندگی تنهام. تنها چیزی که دارم اسممه. با اون به دنیا اومدم و شبیه به روحمه. معلم ها، آدم ها، دوست ها، غریبه ها، اول از همه اسمم رو می‌پرسیدن. شاید اون‌ها اسمم رو فراموش کنن ولی خودم نه. هرچیزی رو که از دست بدم، هرچیزی رو که فراموش کنم، حتی اگه هیچ‌چیزی توی این دنیا نداشته باشم، اسمم رو دارم. و شاید همین برای زندگی و مرگ کافی باشه. چون اوقتی تبدیل بشم به یه تکه سنگ، اسمم قراره اونجا هم همراهم باشه و روش حک بشه.

SYML - I Was Stone.mp38.73 MB

این‌بار که به آهنگ Let down از ریدیوهد گوش دادم و به اون پارتی رسیدم که تام‌یورک میگه One day I'm gonna grow wings یاد فیلم Dead poets society افتادم. به این فکر کردم که من یه روزی قراره کدوم یکی از این دو مدل بال رو در بیارم؟ بال‌هایی مثل نیل یا مثل تام؟

این‌بار که به آهنگ Letdown از ریدیوهد گوش دادم و به اون پارتی رسیدم که تام‌یورک میگه One day I'm gonna grow wings یاد فیلم Dead poets society افتادم. به این فکر کردم که من یه روزی قراره کدوم یکی از این دو مدل بال رو در بیارم؟ بال‌هایی مثل نیل یا مثل تام؟

روزهایم مرا ویران می‌کنند. در عمرم آب می‌شوم تا پیمانه را پر کنم. — روزها در راه، شاهرخ مسکوب

توی این هشت سال چهار بار اسم اینجا تغییر کرد. راحین Gekko Dr. Onion's lonely hearts club band Walking with the wind انگار هر چهارتاشون چهار تا ارای مختلف از من بودن، فقط نمی‌دونم چرا هرچقدر جلوتر می‌رفت، بیشتر به تنهاترین شب دنیا شبیه میشدم. تا آخرش شدم تک درخت کیارستمی، تا آخرش با باد یکی شدم. Walking with the wind and Gone, gone, gone with the wind.

توی این هشت سال چهار بار اسم اینجا تغییر کرد. راحین Gekko Dr. Onion's lonely hearts club band Walking with the wind انگار هر چهارتاشون چهار تا ارای مختلف از من بودن، فقط نمی‌دونم چرا هرچقدر جلوتر می‌رفت، بیشتر به تاریک ترین و تنهاترین شب دنیا شبیه میشدم و شدم.

جالبه، حتی نمی‌دونستم امروز هشتمین سالگرد اینجاست. فقط قبلش یهویی دلم خواست اینبار شما برام چیزی بفرستید، هرچیزی. احتمالا این حس از اعماقِ قلب اینجا اومده.

جالبه، حتی نمی‌دونستم امروز هشتمین سالگرد اینجاست. فقط دلم خواست اینبار شما برام چیزی بفرستید، هرچیزی. احتمالا این حس از اعماقِ قلب اینجا اومده.

این هم از طرف من به شما.

Fontaines D.C. - Where Is Gone.mp312.22 MB

I hope that years after I’m gone, those who never knew Aida will find this place and know that someone once emerged from the earth and was laid to rest here. Someone who came from Pluto, suffered as much as Jupiter could hold, and longed to become one with the Moon.

Whether no one ever sees it or thousands do, this place has existed simply for me to be. And I’m grateful to everyone who has found their way here and left me a piece of their heart. It’s such a strange, beautiful thing, really. Eight years. A lifetime. So much has changed, I have, and so has this place. But something has always remained, quietly rooted in my heart. As long as I breathe, and even long after I’m gone, a piece of me will remain here, forever.

October 15, 2018, eight years ago today, I made this little corner of the world. I can hardly believe all that these eight years have carried me through. I used to write about this day, about this place, but I can't anymore.(Even writing in another language, because speaking in my mother tongue feels too painful. Maybe this is a kind of escape, a profound one.) All I know is that somewhere in this world, my traces exist, preserved here, forever.A place where, over these eight years, I have died and lived a thousand times over, in silence and in words. And yet, this little corner of the world, this one small place, has been entirely, wholly, mine.

Just send me something. I can’t talk or reply right now. I just want something from you to read, watch, or listen to, if you’d like. @charonmoonbot