+آگاهـــــی
Kanalga Telegram’da o‘tish
کتاب تنها معلمی است که مارا بدون چوب و تازیانه تنبیه میکند _پارگراف کتاب _شعر _فلسفه کانال دیگه ما: @Eudaaimonia
Ko'proq ko'rsatish536
Obunachilar
Ma'lumot yo'q24 soatlar
+27 kunlar
+830 kunlar
Postlar arxiv
536
يكى از چيزهايى كه فقرا بيش از همه كم دارند، پهناى باند(ذهنى) است. چالش هماهنگ كردن دخل و خرج باعث مىشود آنها از اين منبع حياتى كمتر برخوردار باشند. اين كمبود از نوع روانشناختى نيست. استرس يا تغذيهى ناكافى بهجا مانده از دوران كودكى مغز را از رشد باز مىدارد. همين طور فقر باعث نمىشود پهناى باند ذهن، براى هميشه آسيب ببيند. آنچه باعث كاهش پهناى باند شده بارِ شناختىِ امروز براى برآمدن از پسِ مخارج است: زمانى كه درآمد افزايش يابد، ظرفيت شناختى نيز افزايش خواهد يافت.
#فقر_احمق_مى_كند
#سندهيل_مولاينيتن #الدار_شفير
536
فروید میگوید جبر زمان بالاخره مذهب و اعتقادات مذهبی را از بین میبرد
#مقدمهای_بر_روانشناسی_فروید
#ادوارد_اروین
536
امّى يا دانشمند
وضعيتِ علمىِ حضرت محمد(ص) تا قبل از پيامبرى، در چند حالت، متصور است:
١- سواد خواندن و نوشتن نداشتند؛ و سواد علمى در حد فهم مفاهيم غير روزمره را نيز نداشتند.
٢- خواندن مىدانستند؛ ولى سواد نوشتن نداشتند؛ و نيز سواد علمى در حد فهم مفاهيم غير روزمره را نداشتند.
٣ و ٤- همان موارد بالا، ولى سواد علمى براى فهم مفاهيم غير روزمره را داشتهاند.
٥- سواد خواندن و نوشتن داشتند؛ ولى سواد علمى در حد فهم مفاهيم غير روزمره را نداشتند.
٦- هم سواد خواندن و نوشتن داشتهاند؛ و هم سواد علمى در حد فهم مفاهيم غير روزمره را داشتند
پذيرش هر كدام از موارد بالا، رويكردهاى خاص و نيز سؤالات خاصى را پيرامون پيامبر(ص)، وحى و نبوت ايشان، پيشروى دانشمندان، جهت بررسى و مناقشه خواهد گذاشت. مثلاً اگر پيامبر(ص) همانند كربلايى كاظم ساروقى باشد (يعنى از نوع مورد اول) فقط "طوطى" خواهد بود؛ و قدرت فهم آيات و نيز تفسير و تبيين كلام وحى را نخواهد داشت
اينكه گفته مىشود پيامبر(ص) امّى بودهاند، دقيقاً به چه معناست؟ آيا توانايى فهم "مفاهيم خاص" قرآن را داشتهاند؟ يعنى آيا ايشان قبل از پيامبرى "دانشمند" بودهاند؟
536
اهانت به نام و پرچم اسرائیل
استادان و عالمان پیر، که امروز بیشترشان از میان ما رفتهاند، موضوعی الهیاتی-اخلاقی را همواره به مخاطبانشان گوشزد میکردند تحت عنوان «اثر تکوینی» یا «اثر وضعیِ» اعمال. من، به بیان خودم، اینگونه تعریفش میکنم: اثر تکوینی اثری است که در نتیجهٔ عمل انسان پدید میشود و باورهای آدمی تأثیری در اصلِ نتیجه ندارد، هرچند که در شدت و ضعفِ آن اثرگذار است. مثلاً غذایی که والدین از راه دزدی به دست آوده باشند روی سرنوشت فرزند اثر میگذارد، فارغ از اینکه پدر و مادر به تأثیر لقمه بر سرنوشت فرزندشان باور داشته باشند یا نه. یا مثال مثبت بزنم: شخص خداناباوری که در شب قدر بیدار و متوجه باشد از برکات معنوی آن شب برخوردار میشود بیآنکه به اینگونه موضوعات باور قلبی داشته باشد. البته که باور داشتن یا نداشتن در شدت و ضعف یا زیاد و کم شدنِ اثرگذاریها نقش دارد.
«اسرائیل»، آنگونه که میدانید، نام دیگرِ حضرت یعقوب است. بنیاسرائیل یعنی فرزندان یعقوب. اسرائیل حاوی لفظ خداوند است. واژهٔ el در زبان عبری به معنای خداست و همریشه است با کلمهٔ «الله». متأسفانه، بسیار میبینم که رسانهها یا افراد حامی جمهوری اسلامی این کلمه را بهصورت «اسقاطیل» مینویسند. یا روی کلمهٔ اسرائیل خط میکشند. فرض کنید با نامهای اسلامی بعضی مجموعهها، مثلاً قرارگاه خاتمالانبیا، همین رفتارها صورت پذیرد. فرقی نمیکند برای کدام دین و مذهب باشد؛ اثر تکوینی دارد.
بهجز نام اسرائیل، پرچم کشور اسرائیل نیز، چه خوشمان بیاید چه خوشمان نیاید، دارای نشان حضرت داوود است. این ستارهٔ بسیار کهن نمادی است با کارکرد معنوی که بر اهلش پوشیده نیست، همچنانکه نماد صلیب برای کارهای روشن (white) و صلیبِ برعکس برای کارهای سیاه (black) به کار میرود. این موضوع مختص به پرچم اسرائیل نیست؛ پرچم فعلیِ ایران دارای نمادهای «الله» و «لا اله الا الله» و «الله اکبر» یا پرچم عربستان نیز حاوی کلمات «لا اله الا الله محمد رسول الله» است. همانطور که اشاره کردم، باور شما به این کشورها یا نمادها تأثیری در اصل اثرگذاری این نمادها ندارد. بنابراین، حتی فرقی نمیکند شما مخالف سرسخت حکومتها یا سیاستهای کشورهای نامبرده باشید، یا موافق آنها؛ آتش زدن یا زیرپاگذاشتن یا اهانت به این پرچمها اثر تکوینی دارد.
نقل میکنند که علامه طباطبایی اوپانیشادها را پس از مطالعه میبوسید و در قفسهٔ کتابخانه میگذاشت. یا پایش را مقابل کتب مقدس ادیان دراز نمیکرد، همانگونه که با قرآن محترمانه برخورد میکرد.
📎نگویید که آمریکاییها نیز پیش از انقلاب ۵۷، در یک برنامهٔ تلویزیونی، پرچم ملی شیروخورشید را آتش زدند. آنها بکنند. آیا تفاوتهایی میان ملتی با قدمت بالای ۲۵۰۰ سال با ملتی با گذشتهٔ کمتر از ۲۵۰ سال میبینید؟ اگر پاسخ مثبت است، نشان دهید. وگرنه چه در تهران باشیم و پرچم اسرائیل را آتش بزنیم و چه در لسآنجلس زندگی کرده باشیم و پرچم جمهوری اسلامی را زیر پا بگذاریم، در اصلِ ماجرا تفاوت چندانی نکردهایم
#سجاد_سرگلی
536
شبیهسازی نمیتواند واقعیت را نشان دهد؛ چرا که هیچگاه امر شبیهسازی شده نمیتواند متناسب با واقع باشد.
به صورت ایدئولوژیک، این پندار وجود دارد که عروسک باربی، گزینههای ممکن و متعدّد زندگی را برای دختربچههایی شبیهسازی میکنند که آنها را میخرند. بنابراین، فرد میتواند باربی غواص، باربی عروس، باربی پرستار و مانند آن را خریداری نماید. اما البته در واقعیت، هیچ زنی هیچ شباهتی به باربی ندارد. باربی، هیچ زن واقعیای را شبیهسازی نمیکند. در عوض، هزاران هزار دختربچه، اکنون به دور و اطراف میروند و تلاش میکنند تا عروسک باربی مورد علاقهی خود را که گاهی نتایج اسفناکی داشته است، شبیهسازی کنند. آنها، زنان شبیهسازی شدهای را شبیهسازی میکنند که خودشان، شبیهسازیهایی بدون ارجاع به واقعیت هستند. دختربچههای ما به شبیهسازیهای سطح سوم تبدیل میشوند
#ژان_بودریاد
536
کافکای گیاهخوار از نخستین دیدارش با فلیسه، مجذوبِ بازوانِ عضلانی، و پُرخونِ او میشود و از دندانهای بزرگِ گوشتخوارش برانگیخته میشود؛ فلیسه احساسِ خطر میکند و به او اطمینان میدهد که کمخوراک است. اما کافکا بعد از تأملِ زیاد دربارهی فلیسه، تصمیم به نوشتن، نوشتنِ تعدادِ زیادی نامه به او میگیرد.
نامههایش به میلِنا، این حکایتی دیگر است. در اینجا بیشتر با نوعِ عشق مبادیِ آداب روبهروییم، با تصوری بعید از زناشوئی. کافکا بسیار آموخته است، بسیار تجربه کرده است، همانطور که خود میگوید در میلِنا یک فرشتهی مرگ وجود دارد. میلِنا بیش از آنکه گیرندهی نامه باشد، همدست (در نوشتن) آن است. کافکا برای او از لعنتِ نامهها، پیوندِ ضروریشان با یک شبح سخن میگوید که همهی بوسههایی را که در طی سفرش برای او فرستاده میشود، مینوشد. کافکا دو رشته نوآوریهای فنی را از هم متمایز میکند: آنهایی که با غلبه بر فاصله و آوردنِ مردم در کنارِ هم (قطار، ماشین، هواپیما) به تقویتِ ارتباطِ طبیعی تمایل دارند و آنهایی که نمایانگرِ انتقامِ خونآشامانهی شبحیاند که در آن "عنصرِ شبحآسای میانِ مردم" اعاده میشود
#ژیل_دلوز #فلیکس_گاتاری
#کافکا_به_سوی_ادبیات_اقلیت
536
عبارت «روزگار خوش گذشته» به آن معنی نیست که اتفاقات بد در گذشته کمتر رخ می دادند، فقط معنی اش این است که خوشبختانه مردم به آسانی آن اتفاقات را از یاد برده اند. بدیهی است که این برداشت مورد قبول عموم نیست. مثلا من خودم را آدمی می دانم که ترجیح می دهد وقایع بد رابه یاد بیاورد و اگر زمان حال در نظر من به اندازه ی گذشته ترسناک نبود، حتی ممکن بود از گذشته به عنوان «روزگار غمبار گذشته» یاد کنم. آن قدر بدبختی و مصیبت، چهره های بی تفاوت و بی رحم، کارهای غیر انسانی را به یاد می آورم که برای من حافظه در حکم روشنایی خیره کننده ای است که موزه ی نکبت بار شرمساری را روشن می کند..
#ارنستو_ساباتو
#تونل
536
#گاهنوشت
مواردی از نقاط ضعف و نقص انسان
۱_ او باید روزی سه مرتبه (هر ۷_۸ ساعت) شکمش را پرکند. همین برای او مستلزم گذاشتن وقت برای پیدا و درست کردن غذاست.
۲_ باید روزی هشت ساعت بخوابد. در طول ۲۴ ساعت، و با توجه به دیگر مشاغل انسان، این ساعت خواب زیاد است
۳_ دربرابر اتفاقات جهان پیرامونش، آسیب پذیر و زودرنج است. مانند شنیدن حرف تند و متلک، رنج و درد حیوانات و دیگران، محیط زیستش، بیماری و..
۴_ نامحدود بودن تولید مثلش. با این خطرکه منابع، غذا، آب، انرژی، وسعت زمین و... محدود و گاهی کمیاب میشن
با پیشرفت علمی انسان و افزایش شاید چندبرابری طول عمر و سلامت تن، این خطر چندبرابر میشه
۵_ طولانی بودن عمر است. چه دلیلی دارد تا ۷۰ یا ۹۰ سالگی عمر کنیم؟ ما هرچه که در دنیا لازم است ببنیم و بشنویم و تجربه کنیم را تا ۴۰ یا ۵۰ سالگی دریافت میکنیم
اضافه عمر تا ۸۰ سالگی آنهم همراه با مریضی به چه دردی میخورد؟
۶_میزان زیادی شرور بودن است، یک انسان قابلیت انجام شکنجه و قتل و آزار دیگران را دارد. چه لزومی دارد انسان اینحد شرور باشد؟
۷_ ناپایداری احساسات
به نحوی که مثلاً اگر من از کسی چندبار بی محلی یا جواب سربالا ببینم، احساس قبلی من نسبت به آن شخص دگرگون میشود و شاید ازاو متنفر شوم. ناپایداری احساس موجب میشود هم خود هم دیگران آسیب ببینند. من همسایهای در محل کارم دارم که وقتی خانومی با او کمی راحت یا بقول خودمان خودمانی صحبت میکند، این شخص احساس اولیهاش ازبین میرود و احساس دیگری به اودست میدهد
به خودمان که نگاه کنیم، همهمان همچین ریزش و تغییر احساسات بیجای داریم
۸_ عدم تناسب عقل، با قوا و استقامت ذهنی و بدنی
انسان بیش از اندازه باهوش و طراح و خلاق است، اما از لحاظ روانی و بدنی اسیب پذیر است
شیر دندان و پنجه تیزی دارد و عقلی درحد کمین کردن و شکار، پنگوئن استقامت بدنی بالایی دربرابر سرما دارد و عقلی درهمین حد..
انسان دارای عقل و ذکاوت بالا، هزاران ابزار و کامپیوتر و بمب های هزار تنی و معادلات و حساب کتاب.. اما بدن و روانی که تناسبی با این حداز تجمیع هوشمندی ندارد
۹_طولانی بودن مدت بارداری و نوزادی
نه ما حاملگی خطری برای مادر و کودک دارد همچنین عملکرد مادر را محدود میکند.
نوزاد انسان برخلاف اکثر پستانداران نارستر بدنیا میآیید
نوزاد وابستگی شدید به مراقبت دارد، برخلاف بسیاری از حیوانات که بلافاصله پس از تولد میتوانند راه بروند یا از خود دفاع کنند، نوزاد انسان برای سالها به مراقبت نیاز دارد
۱۰_ یکی از نقاط ضعف انسان احتیاج همیشگی او به داشتن پدر (یا حتی تصویری ازوست)
کسی که پدرش را به هر نحوی ازدست داده، سعی میکند برای خودش پدری دست و پا کند. مثلا از همکار، فرزند، همسر یا رفیق خود
۱۱_نیاز انسان به دریافت انواع ویتامین و پروتین
کمبود یا نبود یک یا چند ویتامین اورا دچار مشکل میکند. بحدی که شخص از نبود یکی از آنها، کور یا استخوانهایش نرم شود. بدن انسان قادر به تولید اینها نیست و باید انواع ویتامین و پروتین را از غذا تامین کند.
خدا یا طبیعت، بعنوان مجری طراحی انسان، میتوانستند نیاز به این موارد را نادیده بگیرند یا حداقل اینها از سازوکار بدن تامین میشد
536
دین دقیقا دربردارندهی پستترین نیروهای انسان است؛ نیروهایی که باید آرزو کنیم از دستشان خلاص شویم
#نیچه_و_فلسفه
#ژیل_دلوز
536
میل Desire چیزی هست که از بیرون بر انسان وارد می شود و خود فرد سرمنشا آنرا نمیداند مثل معیار زیبایی یا خرید فلان چیز
#اسلاوی_ژیژک
536
وقتی در جای هستیم که اشیا آنجا، هیچ ارتباطی با ما ندارند، مارا درحالت آمادهباش دفاعی نگهمیدارد. حس بینایی، شنوایی وهمه حساهایمان را دستخوش ناراحتی و تنگنا میکند
536
دالامبر با تعجب میپرسد: «میخواهی بگویی سنگ احساس دارد؟»
و دیدرو پاسخ میدهد: «چرا که نه؟»
برای دیدرو، حساس بودن ویژگی هر مادهای است.
اما لکان چنین ایدهای را نمیپذیرد. از نظر او، آنچه اهمیت دارد «زندگی» به معنای زیستشناختی نیست بلکه ژوئیسانس است که زندگی ایجاد میکند.
هر مادهای ژوئیسانس نمیبرد. ژوئیسانس فقط آنجا پدیدار میشود که بدنی وجود داشته باشد که زبان بر آن اثر گذاشته باشد. ما با بدنی سروکار داریم که دال بر آن فرود آمده است
#سخن_گفتن_بابدن
#ژاک_الن_میلر
536
نطفهی آخرین و شرمآورترین بیعدالتی وقتی بسته میشود که فقر با زندگی بدون امید پیوند میخورد
#آلبر_کامو
#رابرت_زارتسکی
