uz
Feedback
مدرسه مهرآیین (مصطفی مهرآیین)

مدرسه مهرآیین (مصطفی مهرآیین)

Kanalga Telegram’da o‘tish

ما فقیر شده ایم. ما از میراث انسانی یکی پس از دیگری دست برداشته ایم. (والتر بنیامین) دکترای جامعه‌شناسی | دانشگاه تربیت مدرس پژوهشگر فرهنگ، هویت و جامعه https://www.instagram.com/mostafamehraeen2025 شماره تماس: 09125010036

Ko'proq ko'rsatish

📈 Telegram kanali مدرسه مهرآیین (مصطفی مهرآیین) analitikasi

مدرسه مهرآیین (مصطفی مهرآیین) (@mostafamehraeen) Forsiy til segmentidagi kanali faol ishtirokchi. Hozirda hamjamiyat 48 490 obunachidan iborat bo'lib, Siyosat toifasida 1 245-o'rinni va Eron mintaqasida 7 153-o'rinni egallagan.

📊 Auditoriya ko‘rsatkichlari va dinamika

невідомо sanasidan buyon loyiha tez o‘sib, 48 490 obunachiga ega bo‘ldi.

21 Iyul, 2026 dagi oxirgi ma’lumotlarga ko‘ra kanal barqaror faollikka ega. Oxirgi 30 kunda obunachilar soni 3 225 ga, so‘nggi 24 soatda esa 14 ga o‘zgardi va umumiy qamrov yuqori darajada qolmoqda.

  • Tasdiqlash holati: Tasdiqlanmagan
  • Jalb etish (ER): Auditoriya o‘rtacha 41.52% darajada jalb etiladi. Nashrdan keyingi dastlabki 24 soatda kontent odatda umumiy obunachilar sonining 16.50% ini tashkil etuvchi reaksiyalarni to‘playdi.
  • Post qamrovi: Har bir post o‘rtacha 20 138 marta ko‘riladi; birinchi sutkada odatda 8 003 ta ko‘rish yig‘iladi.
  • Reaksiyalar va o‘zaro ta’sir: Auditoriya faol: har bir postga o‘rtacha 440 ta reaksiya keladi.
  • Tematik yo‘nalishlar: Kontent خلق, مهرآت, صدا, عقلانیت, جمع kabi asosiy mavzularga jamlangan.

📝 Tavsif va kontent siyosati

Muallif resursni shaxsiy fikrni ifoda etish maydoni sifatida ta’riflaydi:
ما فقیر شده ایم. ما از میراث انسانی یکی پس از دیگری دست برداشته ایم. (والتر بنیامین) دکترای جامعه‌شناسی | دانشگاه تربیت مدرس پژوهشگر فرهنگ، هویت و جامعه https://www.instagram.com/mostafamehraeen2025 شماره تماس: 09125010036

Yuqori yangilanish chastotasi (oxirgi ma’lumot 22 Iyul, 2026 da olingan) sababli kanal doimo dolzarb va katta qamrovli bo‘lib qoladi. Analitika auditoriya kontent bilan faol hamkorlik qilishini, uni Siyosat toifasidagi muhim ta’sir nuqtasiga aylantirishini ko‘rsatadi.

48 490
Obunachilar
+1424 soatlar
+727 kunlar
+3 22530 kunlar
Postlar arxiv
Repost from N/a
🔻 آکادمیِ فلسفه‌ی مارزوک تقدیم می‌کند... 🔹 درسگفتار " اندیشه سیاسی هانا آرنت" 🔸 با حضور: مصطفی مهر آیین دکترای جامعه شناسی
🔻 آکادمیِ فلسفه‌ی مارزوک تقدیم می‌کند... 🔹 درسگفتار " اندیشه سیاسی هانا آرنت" 🔸 با حضور: مصطفی مهر آیین       دکترای جامعه شناسی 🕒 زمان: پنجشنبه ۱ مردادماه، ۱۴۰۵ ساعت ۲۲ بوقت تهران در گروه آکادمی مارزوک https://t.me/+RgpoTxExbs0yOTA0 کانالِ مدرسه مهر آیین http://t.me/mostafamehraeen کانالِ آکادمی @marzockacademy اینستاگرام http://www.instagram.com/marzockacademy

فایل صوتی کامل سخنرانی در جلسه بحث و گفتگو درباره فیلم " روزنه امید" که بصورت آنلاین در پلتفرم گوگل میت و توسط کانون نگرش نو برگزار شد.این بحث دارای سه بخش مجزا است: اندکی توضیح درباره روش خوانش فیلم، اندکی شرح خود فیلم و در نهایت اصل بحث که مربوط به پاسخ گفتن به این پرسش است که " چرا توضیح مناسبات میان زنان و مردان در زندگی خانوادگی سخت و پیچیده است؟"در پاسخ به این پرسش کوشیده ام نشان دهم روانکاوی خوان داوید نازیو، شاگرد برجسته لکان، چه پاسخی برای این پرسش دارد.

شرح کوتاه اندیشه لویناس در خصوص نسبت ما با دیگری و دیگران.‌‌‌‌‌..... http://t.me/mostafamehraeen

من هیچوقت زندانی نبوده ام! ۱. من هیچ وقت زندان نبودم که الان آزاد باشم.من همیشه آزاد بودم و هستم.در هشت روز اول زندان، قبل از بمباران اوین که بعد از آن من وارد یک جمع نود و سه نفره زندانی امنیتی شدم، با وجود اینکه در سلول بودم و یک موکت خشک بود و چشم بند و تحقیر و گرما، من بهترین و آزادترین روزهای زندگیم را تجربه کردم.یا در درون خود بودم و به همه آنچه می دانستم فکر میکردم و لذت میبردم و یا گاه با محمود، زندانی افغانستانی که در سلول با من بود حرف میزدم: پسری اهل هرات که فقط دلتنگ خانواده اش بود و نیازش به دیدن دعای من، منو وادار میکرد ساعتها بنشینم و برایش دعا کنم.این بهترین روزهای زندگی من بود: سلول برای کسی که همواره در زندگیش با درون خود زیسته است، بهترین فضای جهان است.سلول همچون درگاه درویشان بود که میشد در آن چله نشینی کرد. ۲. بدترین لحظه های زندان برای من بمباران زندان و اجبار به زیستن با یک جمع نود و سه نفره در سه اتاق نسبتا بزرگ و یک راهرو باریک بود.اگر چه از اینکه مایه امید همه بودم و هر خسته ای که کم میاورد با کلماتم آرامش میگرفت خوشحال بودم، خودم در رنج و عذاب بودم چون سکوتم را از دست داده بودم.بااینحال آن چندین روز زندان بودن در بند جمعی برای من تجربه عملی امید بخشیدن به همه بود: خوشحال بودم که بودنم باعث قوت قلب بقیه بچه ها است. ۳.رفتن دوباره اما به سلول سه نفره در قم حال مرا بهتر کرد.سلول بودنش را دوست داشتم چون خلوتر بود و میتونستم بیشتر با خودم خلوت کنم، اگرچه دزوارهای سلول تیره و تار بود و نور زیادی که به این دیوارها میخورد چشم مرا نابود کرد.باز من بودم و درون خودم و گاه بیرون امدن از خود و امید دادن به دو یار دیگر.بنابراین، من هیچوقت زندان نبوده ام که آزاد شوم: زندان برای من چون اتاق چله نشینی بود برای بهتر فهمیدن خود و دیگران. ۴. من هیچوقت شاغل نبوده ام که الان بیکار باشم.اول اینکه در هر کجا بوده ام فقط پروژه فکری خودم را دنبال کرده ام.دوم اینکه همواره کار بهانه دوستی من با دانشحویانم بوده که حالا همه آنها به نوعی دستگیر من هستند: من زندکی خود را مدیون دانشجویان و مخاطبانم هستم.بنابراین، تنها لطف کسی که مرا ظاهرا بیکار کرده این است که به من وقت بیشتری داده به خودم برسم. ۵. من هیچ وقت سیاسی نبوده ام که حالا به زبان عده ای از ترس، غیر سیاسی شده باشم. من برعکس همواره بدین معنا که ذهنم تنها گرفتار ایجاد پیوند بین افراد جامعه و ممکن کردن همبستگی اجتماعی اخلاقی بوده است، سیاسی ترین افراد بوده ام و هستم: سیاست برای من حکومت و حتی نقد حکومت نیست.سیاست برای من وسعت بخشیدن به وجود انسانها برای تجربه بیشتر خود، دیگری و جهان است.من سیاسی ام چون هدفی جز ایجاد شک و تردید و تحول اخلاقی در انسانها ندارم و این نهایت سیاست در معنای امروزین آن است. ۵. من هیچوقت پولدار نبوده ام که اکنون از کمبود پول بمیرم.به زبان دوستی که همواره معتقد بود ناخودآگاه من بدلیل تجربه فقر در دوران کودکی بر بی پولی استوار است، من همیشه پولی که دارم را زود خرج میکنم تا زود بی پول شم و به زندگی بدون پول بیندیشم.بنابراین، کسی با بی پول کردن من قادر به در هم شکستن من نیست چون ناخودآگاه من با بی پولی من احساس شادی دارد. ۶. من هیچ تعلقی به این جهان ندارم که مرا از مرگ بترسانند.مرگ تنها نیروی شجاعت بخش در زندگی من است: اندیشیدن به مرگ یعنی کسب شجاعت زیستن.چون میدانم روزی میمرم و اصول موجودی رو به مرگم، مرگ را انتظار نمیکشم، مرگ را دائم احساس میکنم. بنابراین، در این احساس دائمی مرگ هرگز نمی توانم احساس کنم که زندانی بوده ام یا هستم و باید آزاد شوم: من در همه حال آزادم، یک انسان آزاد بی اعتنا به شغل، به پول، به قدرت، به جهل آدمیان، و به مرگ.با همین دلیل تنها چیزی که می تواند در اینجا جهان مرا شاد کند اندیشیدن به عشق، دیگری، ادبیات، هنر، روایت، ایمان، اخلاق، امید و عدالت است.

من روان درمانگر نیستم و به این حوزه ها ورود نخواهم کرد.این جلسات، صرفا معطوف به گفتگوی عام و مشاوره مبتنی بر دانش من در حوزه
من روان درمانگر نیستم و به این حوزه ها ورود نخواهم کرد.این جلسات، صرفا معطوف به گفتگوی عام و مشاوره مبتنی بر دانش من در حوزه نظریه های اجتماعی خصوصا نظریه های جامعه شناسی و روانشناسی اگزیستانسیال خواهد بود. http://t.me/mostafamehraeen

من روان درمانگر نیستم و به این حوزه ها ورود نخواهم کرد.این جلسات، صرفا معطوف به گفتگوی عام و مشاوره مبتنی بر دانش من در حوزه
من روان درمانگر نیستم و به این حوزه ها ورود نخواهم کرد.این جلسات، صرفا معطوف به گفتگوی عام و مشاوره مبتنی بر دانش من در حوزه نظریه های اجتماعی خصوصا نظریه های جامعه شناسی و روانشناسی اگزیستانسیال خواهد بود. http://t.me/mostafamehraeen

فایل صوتی کامل سخنرانی با عنوان " ارزش ادبیات یا ادبیات کجا می تواند دست ما را بگیرد" که در کافه تین در جمع پسران و دختران نوجوان ارائه شده است.ممنون از مسئولان عزیز این کافه که این فرصت را فراهم کردند من با نوجوانان این سرزمین سخن از بزرگان اندیشه عالم بگویم و آ نها را با ارزش ادبیات و هنر، خصوصا داستان و رمان آشنا کنم. http://t.me/mostafamehraeen