uz
Feedback
جریانـ

جریانـ

Kanalga Telegram’da o‘tish

♻️ جريانى براى گسترش آگاهى، مسئولیت، همبستگی و شادى همگانی با هدف مراقبت از ایران‌زمین، ایرانیان و فارسی‌زبانان در پیوند با زمین و دیگرمردمان ♻️ جریانـ | رسانهٔ فرهنگ و جامعه در «جريانـ» باشيد! جریان در اینستاگرام: https://instagram.com/jaryaann_

Ko'proq ko'rsatish
4 980
Obunachilar
-324 soatlar
-97 kunlar
+930 kunlar
Postlar arxiv
▫️روز ملی دماوند ١٣ تیر، روز ملی دماوند و جشن تیرگان روزی است که در آن شجاعت آرش و غرور دماوند یادآوری می‌شود. جشن تیرگان روز
▫️روز ملی دماوند ١٣ تیر، روز ملی دماوند و جشن تیرگان روزی است که در آن شجاعت آرش و غرور دماوند یادآوری می‌شود. جشن تیرگان روزی است که بنابر روایات آرش کمان‌گیر به بالای کوه دماوند رفته و تیر معروف خود را برای تعیین مرز ایران و توران پرتاب کرده است.  ▫️کمترین نقطه و مکانی در جهان پیدا می‌شود که بتواند هزاران سال نماد یک ملت باشد. ای دیو سپید پای در بند ای گنبد گیتی ای دماوند از سیم به سر، یکی کله‌خود ز آهن به میان یکی کمربند تا چشم بشر نبیندت روی بنهفته به ابر چهر دلبند #ملک‌الشعرای_بهار 📸 عکس‌ از مهدی نورمحمدی #دماوند #تیرگان @Jaryaann

آرش کمانگیر شعر و صدای #سیاوش_کسرایی #آرش #تیرگان #شعر_با_صدای_شاعر @Jaryaann

میرزادۀ عشقی درواقع ترجمان روح منقلب عاصی‌شدۀ ایران و تراکم و تعدد مصائب آن است. زبانش، گردنده به دشنام و نفرین است. می‌خواهد همه‌چیز را درهم بریزد و «عید خون» بر پا کند. پیشنهاد می‌کند که هرساله، سالی پنج روز کارگزاران مملکت را به محاکمۀ صحرائی بکشند و آنها را به کیفر اعدام برسانند. گویا یقین دارد که همۀ آنها مستوجب این مجازات خواهند شد. آنگاه بقیۀ سیصد‌وشصت روز را آسوده زندگی کنند. نحوۀ تفکر او حاکی از روحیۀ آنارشیستی زمان است که عادتاً برملت‌های کارد‌ به‌ استخوان‌رسیده عارض می‌گردد. ✍🏼 #محمدعلی_اسلامی_ندوشن 📚 کتاب روزها، جلد اول و دوم، نشر سرو سخنگو #میرزاده_عشقی @Jaryaann

دوازدهم تیرماه، سالروز ترور شاعر آزادی‌خواه، #میرزاده_عشقی (۲۰ آذر ۱۲۷۳ – ۱۲ تیر ۱۳۰۳)، با نام اصلی سیّدمحمّدرضا کردستانی، شاعر، روزنامه‌نگار، نویسنده و نمایش‌نامه‌نویس و مدیر نشریهٔ قرن بیستم بود. عشقی از خانواده‌ای کُردتبار بود و از جمله مهم‌ترین شاعران عصر #مشروطه به شمار می‌رود که از عنصر هویت ملی در جهت ایجاد انگیزه و آگاهی در تودهٔ مردم بهره می‌گرفت. او را خالق اولین اپرای ایرانی می‌دانند. شعرخوانی از رشید کاکاوند #شعر #وطن #ایران‌دوستی @Jaryaann

فوتبال؛ یکی از آخرین پناهگاه‌های سرمایه اجتماعی 💠 هشتم آذر ۱۳۷۶، ورزشگاه ملبورن: ایران دو گل از استرالیا عقب بود. کمتر کسی باور داشت رؤیای حضور در جام جهانی، پس از بیست سال، محقق شود. اما این اتفاق رقم خورد و میلیون‌ها ایرانی تا نیمه‌های شب به خیابان‌ها آمدند. آن شب، تفاوت‌های قومی، مذهبی، سیاسی و طبقاتی برای ساعاتی رنگ باختند. شادی مردم فقط به خاطر صعود یک تیم فوتبال نبود؛ جامعه ایران، تجربه‌ای مشترک را زندگی می‌کرد. اما امروز، پس از حذف تیم ملی از جام جهانی و واکنش‌های متفاوت جامعه، این پرسش پیش روی ما قرار گرفته است: آیا چیزی فراتر از یک ناکامی ورزشی در حال رخ دادن است؟ فوتبال تنها یک ورزش نیست؛ یکی از معدود بسترهای اجتماعی است که می‌تواند احساس تعلق و #سرمایه_اجتماعی را بازتولید کند. هنگامی که حتی این ظرفیت نیز تضعیف می‌شود، مسئله فقط فوتبال نیست؛ بلکه نشانه‌ای از فرسایش سلامت اجتماعی جامعه است. 💠 نخست؛ فوتبال چگونه سرمایه اجتماعی می‌آفریند؟ رابرت پاتنام، از برجسته‌ترین پژوهشگران این حوزه، سرمایه اجتماعی را نیرویی می‌داند که مردم را به یکدیگر نزدیک می‌کند، اعتماد و همکاری را افزایش می‌دهد و احساس تعلق به یک سرنوشت مشترک را شکل می‌بخشد. جامعه‌ای که از این سرمایه برخوردار باشد، در بحران‌ها منسجم‌تر عمل می‌کند و اختلاف‌هایش را آسان‌تر پشت سر می‌گذارد. از این منظر، فوتبال فقط نود دقیقه رقابت نیست و هر پیروزی یا شکستی در آن، می‌تواند میلیون‌ها نفر را در یک تجربه مشترک شریک کند. شب ملبورن، تنها یک خاطره فوتبالی نیست؛ بخشی از حافظه جمعی ایرانیان است؛ لحظه‌ای که بسیاری احساس کردند عضو یک «ما»ی بزرگ‌تر هستند. 💠 دوم؛ وقتی حافظه مشترک کم‌رنگ می‌شود. برای من، تلخ‌ترین خاطره فوتبال، حذف این روزهای تیم ملی نیست. چهار سال پیش، دور قبلی جام جهانی با وقایع اجتماعی پس از مرگ مهسا امینی همزمان شد. در آن زمان پس از شکست سنگین شش بر دو برابر انگلیس، بخشی از جامعه از این شکست خوشحال و بخشی دیگر اندوهگین بود. آن روز، بیش از نتیجه مسابقه، شکاف عمیقی که در میان ما شکل گرفته بود مرا آزرد. همان روز عیان شد که دیگر فوتبال نیز نمی‌تواند مانند گذشته همه ما را، حتی برای نود دقیقه، زیر یک پرچم گرد آورد. 💠 سلامت اجتماعی به کیفیت رابطه مردم با یکدیگر و با جامعه مربوط می‌شود؛ به میزان اعتماد، احساس تعلق، مشارکت و امید. هنگامی که این پیوندها تضعیف شوند، حتی رویدادهایی که زمانی میلیون‌ها نفر را کنار هم قرار می‌دادند، بخشی از قدرت خود را از دست می‌دهند. از این منظر، فوتبال علت این وضعیت نیست؛ آئینه‌ای است که آن را بازتاب می‌دهد. 💠 سوم؛ اگر پناهگاه نیز امن نباشد... مهم‌ترین پرسش امروز این نیست که چرا تیم ملی حذف شد؛ بلکه این است که اگر یکی از آخرین پناهگاه‌های سرمایه اجتماعی نیز دیگر نتواند احساس «ما بودن» را زنده کند، جامعه ایرانی این احساس را از کجا دوباره خواهد آموخت؟ بیست و نه سال از شب ملبورن گذشته است. نسلی تازه آمده که آن شب را ندیده است، اما پرسش همچنان باقی است: آیا هنوز رویدادی وجود دارد که بتواند ایرانیان را، با همه تفاوت‌هایشان، برای ساعتی در کنار یکدیگر نگه دارد؟ 💠 سرمایه اجتماعی آن روزی دیده می‌شود که یک گل، میلیون‌ها نفر را همزمان از جا بلند کند؛ و آن روزی از دست می‌رود که حتی شادی و اندوه نیز دیگر میان ما مشترک نباشد. 💠 سطرهایی از فروغ فرخزاد در ذهنم تداعی می‌شود: «دلم گرفته است... به ایوان می‌روم و انگشتانم را بر پوست کشیدهٔ شب می‌کشم... چراغ‌های رابطه تاریک‌اند...» شاید امروز، بیش از آنکه نگران حذف تیم ملی باشیم، باید نگران خاموش شدن همین «چراغ‌های رابطه» باشیم. زیرا اگر بتوان این چراغ‌ها را دوباره روشن کرد، شاید روزی خاطره‌ای شبیه ملبورن نیز تکرار شود؛ نه فقط در ورزشگاه، بلکه در متن جامعه. ✍🏼 پیمان سلامتی استاد پزشکی اجتماعی دانشگاه علوم پزشکی تهران 🔗 http://t.me/PaymanSalamati #جام_جهانی #تیم_ملی_ایران @Jaryaann

نقشه میراث جهانی ۲۰۲۵-۲۰۲۶ World-Heritage-Map-2026 بر اساس اعلام #یونسکو، این نقشه که به تازگی منتشر شده است، دیواری بزرگ است
نقشه میراث جهانی ۲۰۲۵-۲۰۲۶ World-Heritage-Map-2026 بر اساس اعلام #یونسکو، این نقشه که به تازگی منتشر شده است، دیواری بزرگ است که تمامی ۱۲۴۸ اثر ثبت‌شده در فهرست میراث‌جهانی را دربر می‌گیرد و با استفاده از تصاویر منتخب از سایت‌های فرهنگی و طبیعی جهان، نمایی جامع از پراکندگی جغرافیایی #میراث جهانی ارائه می‌دهد. این نقشه علاوه بر نمایش مکان آثار، اطلاعات کلیدی مربوط به کشورهای دارای آثار ثبت‌شده و آمارهای مرتبط با میراث‌جهانی را نیز در اختیار کاربران قرار می‌دهد. این نقشه به‌عنوان یکی از ابزارهای آموزشی و پژوهشی مهم در حوزه حفاظت از میراث فرهنگی و طبیعی شناخته می‌شود و هرساله با به‌روزرسانی فهرست جهانی، نسخه جدید آن منتشر می‌شود. ⬅️ دسترسی به نقشه 🔗 صبح فرهنگ #میراث_فرهنگی @Jaryaann

⭕️ ما چهل میلیون خلافکار 💬 ما بیش از هر چیز به یک «قرارداد اجتماعی» فراگیر نیاز داریم؛ قراردادی که تنوع جامعه را به رسمیت بشناسد و امکان مشارکت واقعی شهروندان را فراهم کند. 👤 گفت‌وگو با دکتر #مقصود_فراستخواه عضو هیئت علمی موسسه پژوهش و برنامه‌ریزی آموزش عالی دیدن نسخهٔ کامل: ⬅️ در آپارات ⬅️ در یوتیوب 🔗 تلویزیون شریف #قانون #شهروندی #ایران_برای_همه_ایرانیان @Jaryaann

آیینِ فقدان از سیاووش تا حسین؛ جستاری درباره‌ی حافظه و انسان معاصر بعضی ملت‌ها خود را با پیروزی‌هایشان به یاد می‌آورند؛ بعضی با شکست‌هایی که حاضر نشده‌اند فراموش کنند. شاید ایران از دسته‌ی دوم باشد. در حافظه‌ی این سرزمین، آنچه بیش از فاتحان دوام آورده، چهره‌های ازدست‌رفته‌اند؛ کسانی که نه با قدرت، بلکه با فقدان‌شان در حافظه مانده‌اند. آنان که جهان را تغییر ندادند، اما شیوه‌ی نگاه کردن ما به جهان را دگرگون کردند. در میان این چهره‌ها، دو نام با فاصله‌ای بلند از هم، بارها به هم نزدیک شده‌اند: سیاووش و حسین. نه به این دلیل که سرنوشتی یکسان دارند، و نه به این معنا که بتوان یکی را ترجمه‌ی دیگری دانست؛ بلکه از آن‌رو که هر دو حامل پرسشی‌اند که فرهنگ ایرانی بارها به آن بازگشته است: با رنج چه باید کرد؟ باید از آن عبور کرد؟ آن را به یاد سپرد؟ یا آن را چنان زیست که از دل آن، معنایی برای ادامه دادن زاده شود؟ سیاووش صرفاً کشته نمی‌شود؛ به حافظه تبدیل می‌شود. حسین صرفاً به گذشته تعلق ندارد؛ در آیین تکرار می‌شود. و در هر دو، چیزی فراتر از مرگ باقی می‌ماند: تلاش انسان برای آنکه فقدان را به فراموشی نسپارد. این شباهت نه صرفاً روایی است و نه تاریخی؛ بلکه به شیوه‌ی زیستنِ فقدان در فرهنگ ایرانی بازمی‌گردد. #شاهرخ_مسکوب در خوانش خود از سیاووش، او را از سطح روایت پهلوانی بیرون می‌کشد و به جایگاه «صورت ناب سوگ» می‌برد. در این خوانش، سیاووش نه جنگاور است و نه قهرمان؛ او نوعی امتناع است از ورود به نظمی آلوده به خشونت. مرگ او پایان نیست، بلکه آغاز حافظه است. از همین‌جا، سیاووش از تاریخ به اسطوره منتقل می‌شود؛ جایی که حقیقت دیگر صرفاً رخداد نیست، بلکه در آیین تکرار تثبیت می‌شود. در سوی دیگر، #بهرام_بیضایی بر اهمیت صحنه، روایت و بازنمایی تأکید می‌کند. در جهان او، تاریخ خاموش نمی‌شود، بلکه در قالب نمایش، تعزیه و روایت بازمی‌گردد. اگر مسکوب سیاووش را می‌خواند، بیضایی او را اجرا می‌کند. در هر دو، سوگ نه امر فردی، بلکه سازوکار تولید حافظه‌ی جمعی است؛ حافظه‌ای که بدون تکرار فرو می‌ریزد. در این میان، حسین نیز صرفاً یک شخصیت تاریخی یا دینی نیست؛ او نیز در طول قرن‌ها به آیین تبدیل شده است. اما تفاوتی بنیادین میان این دو افق وجود دارد: در سیاووش، اسطوره از دل فاصله‌ی تاریخی شکل می‌گیرد، در حالی که در حسین، تاریخ از دل استمرار آیین زنده می‌ماند. یکی به سوی اسطوره شدن حرکت می‌کند و دیگری به سوی تاریخی شدنِ مداوم در مناسک. با این همه، هر دو بر یک اصل مشترک استوارند: سوگ شرط تداوم حافظه است. اگر سوگ قطع شود، حافظه نیز فرو می‌پاشد. اما در روزگار ما، این سازوکار دگرگون شده است. ما در جهانی زندگی می‌کنیم که در آن رنج، پیش از آنکه فهمیده شود، منتشر می‌شود؛ پیش از آنکه به روایت تبدیل شود، به تصویر بدل می‌گردد؛ و پیش از آنکه ته‌نشین شود، جای خود را به تصویر بعدی می‌دهد. در چنین وضعی، سوگ نه به #اسطوره تبدیل می‌شود و نه به آیین؛ بلکه در سطحی از دیدنِ بی‌وقفه باقی می‌ماند—دیدنی که به مکث نمی‌رسد. در گذشته، اسطوره با فاصله شکل می‌گرفت و آیین با تکرار. اما اکنون نه فاصله‌ای برای تأمل باقی مانده و نه تکراری برای تثبیت معنا. همه‌چیز در لحظه رخ می‌دهد و در همان لحظه ناپدید می‌شود. در چنین جهانی، مسئله دیگر فقدان سیاووش یا حسین نیست؛ مسئله این است که آیا هنوز توان تبدیل رنج به تجربه را داریم یا نه. زیرا آنچه در خطر است، نه صرفاً فقدان شخصیت‌های اسطوره‌ای، بلکه فروپاشی توان سوگواری است: توان مکث بر فقدان، توان نگه داشتن تصویر، توان تبدیل دیدن به فهم. از این منظر، سیاووش و حسین نه چهره‌هایی متعلق به گذشته، بلکه دو امکان متفاوت برای مواجهه با رنج‌اند: یکی امکان بی‌گناهی در جهانی آلوده، و دیگری امکان انتخاب در دل شکست. اما انسان معاصر، میان این دو امکان، در وضعیتی از شتاب و پراکندگی قرار گرفته است؛ جایی که رنج دیده می‌شود اما کمتر زیسته می‌شود. اگر سوگ را بتوان نوعی توان انسانی برای تبدیل #فقدان به #معنا دانست، آنگاه مسئله‌ی امروز ما نه فقدان سوگ، بلکه از دست رفتن امکان آن است. با این حال، هنوز در لایه‌های عمیق‌تر تجربه‌ی انسانی نیازی بنیادین باقی است: نیاز به مکث، نیاز به فهم، و نیاز به ایستادن در برابر جریان بی‌وقفه‌ی تصاویر. شاید در همین نقطه است که می‌توان بار دیگر به سیاووش و حسین بازگشت؛ نه برای تکرار گذشته، بلکه برای بازاندیشی در امکان زیستن با فقدان. #سوگ نه صرفاً یک احساس و نه صرفاً یک آیین، بلکه نوعی ایستادن است در برابر فراموشی شتاب‌زده‌ی جهان. و شاید هنوز، در میان این جهان پرتصویر، جایی برای مکث باقی مانده باشد؛ مکثی که در آن انسان بتواند دوباره با #رنج، نه به‌عنوان تصویر، بلکه به‌عنوان معنا روبه‌رو شود. ✍🏼 #افسانه_نجاتی #سیاوش #عاشورا 🔗 کنج دنج @Jaryaann

🔵 #سازه‌های_آبی_شوشتر مجموعه‌ای به هم پیوسته از پل‌ها، بندها، آسیاب‌ها، آبشارها و کانال‌های بزرگ هدایت آب است با دیرینگی دوران هخامنشیان و ساسانیان که نشانی از فن‌آوری شگفت‌آور مهار آب‌ها در ایران است. مجموعه‌ای سترگ که دیولافوا آنرا «بزرگترین مجموعه صنعتی پیش از انقلاب صنعتی» و روگن آنرا «شاهکار تاریخ مهندسی» خوانده است. این گنجینه ملی ایران در روز ۲۶ ژوئن ۲۰۰۹ در فهرست میراث جهانی #یونسکو ثبت گردید؛ نمونه‌ای از پیشینهٔ تمدن ایرانی در به‌کارگیری #فناوری و مدیریت مثال‌زدنی #آب در کشور. حالا سال‌ها از ثبت این سازه‌های آبی در فهرست میراث بشری یونسکو گذشته، اما هنوز نهادهای فرهنگی از جمله آموزش و پرورش نسبت به معرفی آن بی‌اعتنا هستند و مستندی شایسته و الهام‌بخش هم از آن ساخته نشده است. 🔗 سام گیوراد #میراث #هخامنشی #ساسانی @Jaryaann

📜 «از نظر تاریخی، ما کردها تا اوائل قرن بیستم، چه در داخل و چه در خارج از ایران، از فارسی - و نه کردی - به عنوان زبان رسمی خ
📜 «از نظر تاریخی، ما کردها تا اوائل قرن بیستم، چه در داخل و چه در خارج از ایران، از فارسی - و نه کردی - به عنوان زبان رسمی خود استفاده می‌کردیم. نامه‌ای که در سال ۱۸۸۱ به زبان فارسی نوشته شده و توسط رئیس قبیله کرد منگور در استان آذربایجان غربی امروزی به رهبر کردها، شیخ عبیدالله، ارسال شده است. (تصویر از آرشیو دکتر سامان مصطفی) در واقع یک کرد برای مکاتبه با یک کرد دیگر نامه‌هایی به زبان فارسی می‌فرستاده‌است. تاریخ فرهنگی زیباست اگر آن را با قلب و ذهنی باز بخوانیم.» 🔗منبع تصویر و توضیحات: همداد اروندی‌ (کُردپژوه، اهل اربیل، کردستان عراق) #سند_تاریخی #پارسی_میراث_همه_ایرانیان @Jaryaann

✨ ایران را از یاد نبریم! گفتاری از #مصطفی_ملکیان (خرداد ۱۴۰۵) «ایران را از یاد نبریم»؛ عنوان مقاله‌ای است که زنده‌یاد استاد #محمدعلی_اسلامی_ندوشن در سال ۱۳۴۰ نوشت و بعدها در قالب یک کتاب منتشر شد؛ متنی که پس از گذشت بیش از شش دهه، همچنان خواندنی و تأمل‌برانگیز است. استاد مصطفی ملکیان از تجربه‌ی مواجهه‌ی خود با این اثر می‌گوید؛ از تأثیری که این کتاب بر او گذاشته، از نگاه اسلامی ندوشن به ایران و فرهنگ ایرانی 🔗 مجال #ایران‌دوستی @Jaryaann

وب‌‌گاه Old Maps Online بسیار جذاب است. http://oldmapsonline.org با وارد کردن سال مورد نظر خود در آن، می‌توانید وضعیت نقشه‌ی
وب‌‌گاه Old Maps Online بسیار جذاب است. http://oldmapsonline.org با وارد کردن سال مورد نظر خود در آن، می‌توانید وضعیت نقشه‌ی هر کشور را در دوره‌های مختلف تاریخی مشاهده کنید. علاوه‌بر این، قابلیت‌های دیگری نیز در این سایت وجود دارد؛ از جمله امکان مشاهده‌ی موقعیت جغرافیایی شخصیت‌های مشهور تاریخی، حاکمان هر دوره و همچنین جنگ‌هایی که در آن بازه‌ی زمانی در جریان بوده‌اند. به عنوان نمونه، تصویر پیوست‌شده، نقشه‌ی ایران و مناطق پیرامونی آن را به همراه مشاهیر دوران، در سال ۱۲۰۰ میلادی نشان می‌دهد. 🔗 منبع #نقشه #تاریخ @Jaryaann

⁨ ‌🎥 عباس کیارستمی، میراث سینمای ایران اول تیرماه، زادر‌وز #عباس_کیارستمی است. او نه تنها به عنوان یک فیلم‌ساز بر سینمای ایران تاثیر عمیق و گسترده‌ای گذاشت بلکه در سینمای جهان نیز بسیاری از بزرگان خود را متأثر از آثار و نگاه او می‌دانند. این ویدئو مروری است (به ترتیب) بر صحبت‌های زکی دمیرکوبوز، کارگردان ترکیه‌ای، اما استون، مایکل سرا، مارتین اسکورسیزی و نوری بیلگه جیلان که درباره‌ی عباس کیارستمی نکات ارزشمندی را بیان می‌کنند. #سینما #صادرات_فرهنگی 🔗 فیلمزی @Jaryaann

Repost from جریانـ
👤 #شهریار_عدل (۱۳۲۲ تهران - ۱۳۹۴ پاریس) باستان‌شناس، کارشناس تاریخ، هنر و معماری ایرانی و مصداق این شعر مولانا #تو_یکی_نهی_ه
👤 #شهریار_عدل (۱۳۲۲ تهران - ۱۳۹۴ پاریس) باستان‌شناس، کارشناس تاریخ، هنر و معماری ایرانی و مصداق این شعر مولانا #تو_یکی_نهی_هزاری_تو_چراغ_خود_برافروز ▪️ «پروفسور شهریار عدل به تنهایی لشکری بود برای این خاک. ثبت تخت‌جمشید، چغازنبیل و نقش‌جهان در فهرست میراث جهانی با سرمایه‌ شخصی، بنیان‌گذاری کمیته آسیای میانه در یونسکو، سامان‌دهی فیلمخانه‌ کاخ‌ گلستان و.. از اندک کارهای اوست.» سام گیوراد «شهریار عدل را از بدو تولد می‌شناختم. دوست پدرم بود. حضورش همیشگی بود ولی برای من، شهریار زمانی معنای بیشتری یافت که‌ در کاخ گلستان، نخستین حلقه‌های سینماتوگراف مظفری را یافت. او بود که این فیلم‌ها را شناسایی کرد و به همت وزارت فرهنگ فرانسه و آرشیو ملی این کشور مرمت نمود.» نادر تکمیل همایون «زمان ثبت جهانی مجموعه تخت سلیمان که نخستین مجموعه ثبت جهانی #ایران بعد از سی سال بود گفتگویی با اقای عدل داشتم و ایشان شرح کاملی از روند ثبت آن سه مجموعه در میان شورانقلابی دادند. یک مصاحبه چند ساعته هم با ایشان در آن خانه پیچ شمیران انجام دادم که هیچ وقت منتشر نشد.» فرزانه ابراهیم‌زاده عکس از صفحه‌ کامران عدل در «جریان» باشید. @Jaryaann

🎶 عزیز وهّاب‌اف، هنرمند اهل #تاجیکستان در برنامهٔ «نبض نوا»، آهنگی روی شعری از محمد ابراهیم صفا شاعر اهل #افغانستان می‌خواند
من لاله‌ی آزادم خودرویم و خود بویم در دشت مکان دارم هم‌فطرت آهویم آبم نمِ باران است فارغ ز لب جویم تنگ است محیط آنجا در باغ نمی‌رویم
🔗 منبع #موسیقی #ریشه‌های_مشترک @Jaryaann

در ادامهٔ توجه کاربران به سرو و گرایه (ترند) شدن آن در ایکس: چهار #سرو از مجموعه مرز رویش سروها مهدی مقیم‌نژاد-۲۰۱۰ 🔗 منبع #
+3
در ادامهٔ توجه کاربران به سرو و گرایه (ترند) شدن آن در ایکس: چهار #سرو از مجموعه مرز رویش سروها مهدی مقیم‌نژاد-۲۰۱۰ 🔗 منبع #عکس @Jaryaann

💠 این کاربر غیرایرانی با همرسانی این ویدئو از سفر خود به ایران در برگه اینستاگرام‌اش نوشته است:
ایران بسیار شبیه یک افسانهٔ ایرانی است: در عین حال هم جادویی است و هم هراس‌انگیز. سال‌ها پیش، در حال گشت و گذار در شیراز، رانندهٔ تاکسی مدام شعر می‌خواند. شعر چه کسی؟ البته شعر #حافظ شیرازی، بزرگ‌ترین شاعر پارسی‌گوی قرن چهاردهم. [...]
🔗 vipsaunalondon 🔺 این یکی از بروزهای #تداوم_فرهنگی در ایران و وجود نوعی فرهیختگی در دل جامعه است که پیش‌تر دکتر #داریوش_رحمانیان در این سخنرانی به آن اشاره کرده بودند. @Jaryaann

عزیز وهّاب در برنامهٔ «نبض نوا» 🔗 komroniqurbon @Jaryaann

⚪️ کاری بسیار مهم و ارزشمند با درگذشت چندی پیش علیرضا افزودی (که بخش بزرگی از زندگی‌اش را به گردآوری و حفظ آثار #کانون_پرورش_فکری کودکان و نوجوانان اختصاص داده بود)، این بیم وجود داشت که محتوای اصلی این آثار به‌زودی از دسترس خارج شود؛ اما با اقدام و مسئولیت‌پذیریِ به‌موقع مهران، اکنون می‌توانید نزدیک به ۴۰ گیگابایت از آرشیو کانون را در این سایت، به شکلی کارآمد و دسته‌بندی‌شده مشاهده کنید. https://www.kanoonarchive.org 🔗 منبع #کودکان #کار_خوب @Jaryaann

💠 نمادهای مقدس در ایران باستان ۱. نماد فَرِّ کیانی که به نماد فَرَوَهَر (به اوستایی: 𐬟𐬀𐬭𐬎𐬎𐬀𐬵𐬀𐬭𐬀) مشهور است. نشان پیکر بالداری است که در دیدگاه برخی باستان‌شناسان و ایران‌شناسان به‌نام نماد اهورامزدا معرفی شده است. نماد خورشید بالدار در فرهنگ خاورمیانه و در تمدن مصر، سوریه و آشور تاریخی طولانی دارد و نماد فروهر بازآفرینی‌ای از آن است. نماد فروهر، نماد پادشاهی کشور ایران است. نامیدن این نماد به عنوان نماد فَرَوَهَر به سدهٔ نوزدهم میلادی برمی‌گردد. #علیرضا_شاهپور_شهبازی، باستان‌شناس ایرانی در کتاب راهنمای مستند #تخت_جمشید این نماد را فر کیانی معرفی می‌کند و نام فَرَوَهَر را نامی نادرست برمی‌شمارد که به اشتباه رایج شده است. ۲. #شیر_و_خورشید از نمادهای ملی ایران است که تا پیش از انقلاب ۱۳۵۷ به‌صورت رسمی مورد استفاده بود. نشان شیر و خورشید ریشه در ستاره‌بینی دارد؛ به بیان دقیق‌تر، نمایانگر جایگاه خورشید در صورت فلکی شیر است. ۳. آذر یا آتش، ایزد آتش، نماد نظم راستین و فرزند اهورامزدا در آیین زرتشتی است و از یاوران ارته و هیشته است. او برای نیکی می‌جنگد و در اوستا از او با نام آترش نیز یاد شده است. در تقویم اوستایی روز نهم در هر ماه و ماه نهم در هر سال به نام این ایزد است که در ایران باستان هنگامی که روز نهم از ماه نهم هر سال فرا می‌رسید جشنی به نام آذرگان برپا می‌شد. در دین زرتشتی پنج آتش مینویی، پنج آتش آیینی و سه آتش اساطیری وجود دارد. آذر در نبردهایی که برای از بین بردن پلیدی انجام داده است در برابر اژی‌دهاک و اپوش قرار گرفته است و پیروز میدان بوده است. ۴. گاوِ ایوداد (به زبان اوستایی: gav-aēvō.dātā؛ به فارسی میانه: Gāw-ī ēwdād) در کیهان‌شناسی زرتشتی، نام نخستین گاو آفریده شده و یکی از شش آفرینش ازلی اهورا مزدا در جهان مادی (استومند)، و پدرِ اساطیریِ همه ستوران سودبخش است. ۵. #سیمرغ نام یک پرندهٔ اسطوره‌ای-افسانه‌ای ایرانی است. شاید بتوان سیمرغ را از مهم‌ترین موجودات در ادبیات پارسی برشمرد. دانشمندان زیادی از دیرباز به این پرنده در اساطیر ایرانی و شباهت‌های آن با مرغان دیگری همچون: شاهین، گرودای هندی، وارغن، کرشیفت، امرو و کمروی اوستایی، چمروش و کَمَک در ادبیات پهلوی، عنقای عربی، هما و ققنوس در ادب پارسی، فونیکس یونانی، انزوی اکدی و سیرنگ در ادبیات عامیانه پرداخته‌اند. او نقش مهمی در داستان‌های شاهنامه دارد. کُنام (آشیانه) او کوه اسطوره‌ای قاف است. ۶. درخت #سرو ۷. گیاه هوم 🔗 مجله اینترنتی باستان‌شناس 🔻 روی تصویر بزنید و ورق بزنید تا تمام تصاویر را با توضیحات ببینید. #اسطوره #ایران‌شناسی @Jaryaann