uk
Feedback

Не попадись на ботовода! Telemetrio знаходить і позначає такі канали мітками 👉 Хочеш бачити мітку, оформляй підписку 👈

جریانـ

جریانـ

Відкрити в Telegram

♻️ جريانى براى گسترش آگاهى، مسئولیت، همبستگی و شادى همگانی با هدف مراقبت از ایران‌زمین، ایرانیان و فارسی‌زبانان در پیوند با زمین و دیگرمردمان ♻️ جریانـ | رسانهٔ فرهنگ و جامعه در «جريانـ» باشيد! جریان در اینستاگرام: https://instagram.com/jaryaann_

Показати більше
5 061
Підписники
Немає даних24 години
+27 днів
+930 днів
Архів дописів
بیستم مهرماه، روز بزرگداشت حافظ 🎶 ساز و آواز بیات اصفهان، آلبوم «جان عشاق» 📜 غزل: #حافظ 🎤 آواز: #محمدرضا_شجریان (۱ مهر ۱۳۱۹ – ۱۷ مهر ۱۳۹۹) 🎹 پیانو: #جواد_معروفی 🔗 فرهنگستان زبان و ادب فارسی ⬅️ نسخهٔ کامل آواز #موسیقی @Jaryaann

کاربر جوانی به نام آوینا در ایکس از سایر کاربران پرسیده است:
بچه ها اگه یک بار گل بکشیم معتاد می‌شیم؟
و کاربر دیگری که سال‌ها تجربه اعتیاد داشته در رشتویی (رشته‌توئیتی) به او پاسخ زیر را داده است که خواندنش برای جوانان سودمند و ضروری است:
آفرین که این پرسش را مطرح کردی. تو به‌عنوان انسانی سالم و کنجکاو، این حق ذاتی را داری که دربارهٔ هر موضوعی که به ذهنت می‌رسد، سؤال کنی. من به‌عنوان کسی که بهترین دوران زندگی‌اش در اعتیاد سوخت و توانست به‌سختی از آن دوره رهایی یابد، به تو پاسخ می‌دهم: خیر. هیچ‌کس با یک‌بار مصرف مواد مخدر دچار اعتیاد نمی‌شود. اعتیاد فرایندی است که به‌تدریج در انسان شکل می‌گیرد. پس چرا اغلب افراد با همان یک‌بار مصرف، در دام اعتیاد گرفتار می‌شوند؟ شما با یک‌بار مصرف، ترست از مواد از بین می‌رود. مواد ذاتاً چیز بدی نیست و مصرف آن احساس آرامش و نوعی سرخوشی وصف‌ناپذیر می‌دهد ولی این آرامش و سرخوشی کاذب است و به‌زودی جای خود را به اضطراب و عوارض دیگر می‌دهد. شما چون یک‌بار این لذت را تجربه کرده‌ای، دوست داری دوباره آن را تکرار کنی. در واقع پیش خودت می‌گویی: «من یک‌بار مصرف کردم و معتاد نشدم. پس آن‌هایی که می‌گویند با یک‌بار مصرف معتاد می‌شوی، اطلاعات غلط می‌دهند.» سپس با خودت می‌وگویی «من دختری تحصیل‌کرده و از خانواده‌ای محترم هستم؛ کسانی که معتاد می‌شوند از طبقهٔ فرودست و آدم‌های بی‌خودی هستند.» اما این افکار، ناشی از فکر تو نیستند؛ مواد است که برایت تصمیم می‌گیرد. از این جا به بعد، دیگر هیچ چیزی دست تو نیست و ذهن به‌هر شیوه‌ای تلاش می‌کند مصرف مجدد را توجیه کند. بدن انسان نیز به‌گونه‌ای است که پس از مدتی، به همان مقدار قبلی پاسخ نمی‌دهد و برای رسیدن به همان حال خوشایند، ناچار می‌شوی دوز مصرف را افزایش دهی. ناگهان به خود می‌آیی و می‌بینی تا خرخره در باتلاق مواد فرو رفته‌ای. مصرف مواد مخدر هیچ اعتباری جز تباهی و نکبت به ارمغان نمی‌آورد. تمام آن معتادان کارتن‌خواب گوشهٔ خیابان‌ها، روزی مانند من و تو بوده‌اند؛ دارای خانواده، عزت و احترام، کسب‌وکار مناسب و جایگاه اجتماعی درخور. هیچ معتادی از شکم مادرش معتاد به دنیا نیامده است. امیدوارم زندگی شاد و سالمی داشته باشی.
#اعتیاد @Jaryaann

🎶 این اجرای خلاقانه و دیدنی از آهنگ #باخ که ویدئوی آن به تازگی با استقبال بسیار زیادی در فضای مجازی مواجه شده از گروه‌ کر به رهبری سحر انزلی و بخشی از پروژه‌ی #موسیقی «صدا در گذر زمان» است که ۱۶ آبان ۱۴۰۴ با همکاری بنیاد الف در موزه‌ی هنرهای معاصر تهران برگزار شد و بعداً به شکل کنسرتی به نام «شب باخ» در تالار رودکی روی صحنه رفت. 🎥 بهروز حاتم 🔗 منبع #موزه_هنرهای_معاصر #زنان_ایرانی @Jaryaann

Repost from جریانـ
➿ قلم‌فرسایان نگاهی گذرا به زندگی شخصی و ادبی استاد #محمدرضا_شفیعی_کدکنی که نوزدهم مهرماه زادروز اوست. تهیه‌کننده و کارگردان: داریوش سربلند تحقیق و نگارش متن: اردلان جنتی #مستند @Jaryaann

✨ پدری به نام «احمد بهمنی» اهل #شیراز با همرسانی این ویدئو از خودش و دو دخترش روی موتور، به مناسبت روز جهانی دختر، از تصمیم گروهی‌شان برای تخصیص هدیهٔ آن‌ها برای روز دختر به درمان یک بیمار می‌گوید و آرزو می‌کند مردم در فضای مجازی به‌جای تفاخر به مصرف‌گرایی به چنین کارهایی تفاخر کنند. #پدر #خرده‌روایت‌هایی_از_سویه‌های_روشن_مردم_ایران @Jaryaann

▫️ ۱۹ مهرماه، زادروز دکتر #محمدرضا_شفیعی_کدکنی بخشی از سخنرانی او در رویداد «ایران را چرا باید دوست داشت؟» (مراسمی در ۱۶ مهرماه ۱۴۰۵ به مناسبت صدسالگی #ایرج_افشار و به یاد او) در اشاره به گسترهٔ #ایران_فرهنگی و بخشی از شعر «گوَن» سرودهٔ او (با تخلّصِ م. سرشک) را با صدای خود او می‌شنویم. با آرزوی عمر پرثمر و با عزت برای استاد! 🔗 ایرانشناسی ⬅️ نسخهٔ کامل سخنرانی استاد در آن رویداد #ایران‌دوستی #شعر_با_صدای_شاعر @Jaryaann

نوعی فقر وجود دارد که کمتر کسی درباره‌اش سخن می‌گوید: آدم‌هایی که بزرگ شده‌اند، بدون آنکه شنا بلد باشند، دوچرخه‌سواری کرده باشند، سفر رفته باشند، زبانی آموخته باشند یا سازی نواخته باشند. نه به این دلیل که اشتیاقی نداشته‌اند، بلکه چون تمام توان‌شان صرف این می‌شده که از مرحلهٔ بقا عبور کنند... 🔗 منبع #فقر @Jaryaann

💡 کاربر کانادایی با نام «Derick|دِریک» که شیفتهٔ فرهنگ ایرانی است در پاسخ به این پرسش که چرا در میان این‌همه زبان فارسی می‌آموزی، نوشته است: «سؤال خیلی خوبی بود که باعث شد فکر کنم! » و پاسخی اندیشیدنی و آموختنی می‌دهد که شایسته است ایرانیان هم آن را بشنوند و از او بیاموزند. او جذابیت زبان فارسی را در پیشینه و تاریخی بودن آن و تاب‌آوری‌اش با وجود تمام تهدیدات در طول تاریخ می‌داند. این یکی از دلایلی است که اهمیت پاسبانی از زبان فارسی را به ما یادآوری می‌کند. 🔗 من دِریک‌‌ام 🔺 پی‌نوشت: ۱. این کاربر از سپتامبر ۲۰۲۲ برای نمایش علاقهٔ خود به فرهنگ ایرانی برگهٔ اینستاگرامی manderickam را راه انداخته و این نخستین فرستهٔ او است. ۲. به کار بردن Farsi در انگلیسی برای فارسی، غلط مصطلحی در این سال‌ها،‌ به‌ویژه در میان ایرانیان نومهاجر است که اگرچه نیت خوبی پشت آن است (این‌که غربی‌ها زبان ما را همان‌گونه که ما خود می‌نامیم بنامند) اما در واقع پیوند فارسی را با ریشه‌های ارزشمند و دو هزار و پانصدسالهٔ ادبی خود (Persian literature) در منابع لاتین و انگلیسی قطع می‌کند. #پاس_پارسی #صادرات_فرهنگی @Jaryaann

داشتم تبلیغ تور یک هتل را می‌دیدم؛ هتل هم از قضا در کویری در ایران بود. پیشنهادش بد نبود، تصاویرش هم وسوسه‌کننده بود و داشتم با علاقه نگاه می‌کردم که ناگهان متوجه شدم دیگر چندان حواسم به خود هتل نیست. بیشتر انرژی ذهنی‌ام صرف ترجمه هم‌زمان حرف‌های گوینده شده بود؛ از فارسی به فارسی. هر چند ثانیه یک کلمه انگلیسی از راه می‌رسید. «آوت‌دور» داشت. کمی فکر کردم و فهمیدم منظور همان حیاط و فضای بیرونی است. بعد رسیدیم به «لیوینگ‌روم»؛ همان اتاق نشیمن خودمان که ظاهراً اگر اسمش را فارسی بگویی بخشی از کیفیتش را از دست می‌دهد. بعد «پنل» آمد؛ پنلی برای تنظیم گرما و سرما. البته این یکی دست‌کم یک ابزار مشخص بود، اما باز هم نحوه گفتنش جوری بود که انگار اگر می‌گفتند «کنترل دمای اتاق»، شأن تکنولوژیک هتل پایین می‌آمد. کمی بعد هم «سویمینگ‌پول» ظاهر شد. استخر دیگر ظاهراً به‌تنهایی جواب نمی‌داد؛ آب همان آب بود، اما حتماً باید در «سویمینگ‌پول» شنا می‌کردیم، نه در استخر. اینجا دیگر برایم موضوع از چند واژه انگلیسی فراتر رفت. با خودم فکر کردم چه اتفاقی افتاده که حیاط دیگر نمی‌تواند حیاط باشد؟ چه زمانی اتاق نشیمن به «لیوینگ‌روم» ارتقا پیدا کرده و استخر برای حفظ شأن خود نیازمند عنوان «سویمینگ‌پول» شده است؟ شاید اگر می‌گفتند «هتل حیاط، اتاق نشیمن و استخر دارد»، زیادی معمولی به نظر می‌رسید. ولی وقتی همه اینها به آوت‌دور و لیوینگ‌روم و سویمینگ‌پول تبدیل می‌شوند، آدم احساس می‌کند شاید برای ورود به هتل هم باید از بخش مهاجرت عبور کند. کم‌کم به نظرم رسید که این کلمات خودشان بخشی از امکانات هتل‌اند. هر واژه انگلیسی انگار یک ستاره دیگر به مجموعه اضافه می‌کند. حیاط، حیاط است؛ ولی آوت‌دور لابد چهارستاره است. نشیمن اگر نشیمن باشد، جایی است که آدم می‌نشیند؛ اما اگر لیوینگ‌روم شود، احتمالاً باید روی مبلش شیک‌تر بنشینی. استخر هم تا وقتی استخر است، آدم در آن شنا می‌کند؛ وقتی سویمینگ‌پول شد، شنا هم باید کمی اینترنشنال‌تر باشد. حتی تنظیم دمای اتاق هم اگر با «پنل» انجام شود، انگار دیگر صرفاً گرم و سردکردن نیست؛ بخشی از یک تجربه مدرن است. مسئله البته مخالفت با کلمات خارجی نیست. زبان همیشه وام می‌گیرد و فارسی هم پر از واژه‌هایی است که روزگاری از زبان دیگری آمده‌اند و امروز دیگر کسی متوجه خارجی‌بودنشان نمی‌شود. چیزی که توجهم را جلب می‌کرد، استفاده نمایشی از انگلیسی دقیقاً در جاهایی بود که هیچ نیاز ارتباطی جدی به آن وجود نداشت. «سویمینگ‌پول» هیچ اطلاعات بیشتری از «استخر» نمی‌دهد و «لیوینگ‌روم» هم اتاق دیگری پشت اتاق نشیمن پنهان نکرده است. خود انگلیسی‌بودن واژه است که قرار است یک معنای اضافه تولید کند. آن معنای اضافه هم چندان پنهان نیست: مدرن‌بودن، لوکس‌بودن، جهانی‌بودن و کمی هم فاصله‌گرفتن از امر معمولی. تبلیغ فقط یک اتاق و استخر نمی‌فروشد؛ یک تصویر از زندگی می‌فروشد. «نشیمن» متعلق به خانه است، اما «لیوینگ‌روم» متعلق به کاتالوگ. «حیاط» ممکن است آدم را یاد خانه مادربزرگ، باغچه و تخت چوبی بیندازد؛ ولی «آوت‌دور» جایی است که باید در آن قهوه دستت باشد، عینک آفتابی زده باشی و ترجیحاً کسی همان لحظه از تو عکس بگیرد. استخر هم جایی است که بچه‌ها در آن آب‌بازی می‌کنند؛ «سویمینگ‌پول» لابد جایی است که باید حوله سفید، صندلی آفتاب‌گیر و یک لیوان رنگی هم در قاب باشد. 🔗 حسین قتیب #پاس_پارسی #وضعیت_امروز_جامعه_ما @Jaryaann

روایتی از یک #رابطه همراه با #عشق، #مرگ، #فقدان و #امید با این توضیح: بعضی داستان‌ها هرگز روایت نمی‌شوند. نه از آن رو که اهمیتی ندارند، بلکه چون هیچ‌کس هرگز نپرسیده است. ما به صداهایی گوش می‌سپاریم که هرگز شنیده نشده‌اند. 🔗 رادیو صداهای ناشنیده #مردم_ایران @Jaryaann

▫️به یاد استاد #ایرج_افشار (۱۶ مهر ۱۳۰۴ - ۱۸ اسفند ۱۳۸۹) پژوهشگر فرهنگ، تاریخ ایران و ادبیات فارسی، نویسنده و استاد دانشگاه این ویدئوی کوتاه را #علا_محسنی در سال ۱۳۹۱ برای برنامه «تماشا» ساخته است. 🔗 برگهٔ فیسبوک علا محسنی 🗓 امروز زادروز ایرج افشار است. @Jaryaann

ایران در طی این سال‌ها در المپیادهای ریاضی و کامپیوتر (انفورماتیک)، مدال‌های طلای بیشتری از مجموعِ همه کشورهای مسلمان جهان دا
ایران در طی این سال‌ها در المپیادهای ریاضی و کامپیوتر (انفورماتیک)، مدال‌های طلای بیشتری از مجموعِ همه کشورهای مسلمان جهان دارد. در هر دو مورد، از همه کشورهای آسیایی، به‌جز چین و کرهٔ جنوبی، بهتر عمل کرده است. در المپیادهای ریاضی، از ژاپن بهتر بوده است ولی در المپیادهای کامپیوتر، ژاپن عملکرد بهتری داشته است. ایران با بودجهٔ آموزشی‌ای معادل یک‌سی‌وپنجم بودجهٔ آموزشی آلمان، در المپیادهای ریاضی تقریباً هم‌سطح این کشور بوده و در المپیادهای کامپیوتر به مراتب بهتر از آن عمل کرده است. 🔗 منبع چند روز پیش نیز ایران برای سومین سال متوالی قهرمان المپیاد جهانی نجوم و اخترفیزیک شد. #تیم_ملی المپیاد نجوم و اخترفیزیک ایران با کسب ۵ نشان طلا به مقام قهرمانی جهان دست یافت. این رقابت‌ها با حضور نمایندگان ۶۶ کشور در شهر هانوی، پایتخت ویتنام برگزار شد. 🔗 منبع #دانشمندان_ایرانی @Jaryaann

▫️۱۵ مهرماه زادروز #سهراب_سپهری است. یادش گرامی باد. 🔗 باغ‌ کتاب تهران #شعر @Jaryaann

📖 آخرین اثر فلسفی #هانا_آرنت پروژه‌ای سه‌بخشی بود به نام حیات ذهن. متأسفانه آرنت پس از انتشار دو بخش تفکر و اراده درگذشت و موفق نشد بخش سوم، با عنوان داوری، را به سرانجام برساند. همان‌طور که از این عناوین برمی‌آید، آرنت اثرش را طوری طراحی کرده بود که کمابیش با سه نقد ایمانوئل کانت هم‌راستا باشد. در واقع هم‌زمان با شروع  کارش روی حیات ذهن، درس‌هایی دربارۀ «فلسفۀ سیاسی کانت» ارائه داد و نقد داوری #کانت را به‌عنوان متن اصلی‌اش برگزید. این کتاب یادداشت‌های آرنت برای این درس‌ها را همراه با دیگر نوشته‌های او دربارۀ مسئلۀ داوری گردهم آورده و سرنخ‌های مهمی دربارۀ مسیر احتمالی تفکر آرنت در این زمینه ارائه می‌دهد. 📖 درس‌گفتارهایی در باب فلسفۀ سیاسی کانت ✍🏼 هانا آرنت 📝 ترجمۀ مریم خدادادی چاپ اول: تابستان ۱۴۰۵ | #نشر_بیدگل #سیاست 🔗 نشر بیدگل #محذوفان @Jaryaann

❓آیا می‌دانستید آیین بودایی را شاهزاده‌ای ایرانی در چین گستراند؟ در ورودی دالان واخان، در مرز شین‌جیانگ، سه سنگ‌نوشته، یادبود سه راهب بزرگ تاریخ #چین قرار دارد که نخستین آن‌ها، «آن شی‌گائو»، شاهزاده #اشکانی و مروج نظام‌مند آموزه‌های #بودا به چین است. او پس از مرگ پدرش که شاه بود، زندگی رهبانی را برگزید و پس از سال‌ها مطالعهٔ متون بودایی، در میانهٔ قرن دوم میلادی از مسیر جادهٔ ابریشم وارد چین شد و بیش از بیست سال به تبلیغ و ترجمهٔ متون فلسفی بودایی، به‌ویژه در دو زمینهٔ «ذن» (مراقبه و تمرکز ذهن) و «ابهیدرمه» (شناخت و تحلیل مفاهیم بودایی) پرداخت. او برای انتقال این مفاهیم، از واژه‌ها و اندیشه‌های چینی استفاده کرد و آموزه‌هایی مانند #مراقبه، توجه به #تنفس، «توقف و مشاهده» و پیوند میان خرد و تمرکز را در چین گستراند. شاهزادهٔ ایرانی که می‌توانست صاحب تاج‌وتخت باشد، راه دیگری برگزید و نه با شمشیر و لشکر، بلکه با اندیشه و گفت‌وگوی فرهنگی (میان ایران، هند و چین) در انتقال و گسترش یکی از بزرگ‌ترین سنت‌های معنوی در جهان نقش‌آفرین شد. ⬅️ توضیحات بیشتر 🔗 منبع اصلی #صادرات_فرهنگی #تعادل_ذهن @Jaryaann

متاسفانه تعداد کسانی که بعد از کارت کشیدن با خودشان حرف می‌زنند به شدت افزایش یافته. 🔗 روایت یک فروشنده از #وضعیت_امروز_جامعه_ما #فقر @Jaryaann

کوله و کتاب و کتونی؛ این منم. تقریباً خلاصه‌ی این دوره از زندگی من. چیزی که از جایی به بعد، دوست داشتم باشم؛ شبیه خودی که می‌
کوله و کتاب و کتونی؛ این منم. تقریباً خلاصه‌ی این دوره از زندگی من. چیزی که از جایی به بعد، دوست داشتم باشم؛ شبیه خودی که می‌خواستم؛ نه استاد دانشگاه معمول اتوکشیده؛ نه کولیِ بی‌سامانِ سرگشته. میان مسجد و میخانه، راهی؛ راه من؛ که تا حد خوبی ساختمش. شاید همین است که حس می‌کنم دارم لذت‌بخش‌ترین دوران زندگی‌ام را نفس می‌کشم. و راستش فکر نمی‌کردم این حس عمیق لذت، در ۴۵ سالگی ساخته شود با تمام ضعف‌ها، زشتی‌ها، نداشتن‌ها و نشدن‌ها؛ تمام راه‌های پیش رو؛ ناتوانی‌های منتظر؛ اما واقعاً حس خوبی‌ست. شبیه تصویر خودت بودن. پ.ن: می‌دانم که بحث تنها «خواستن» نیست؛ بحث فرصت هم است؛ از مرد بودن، تا بهره‌مندی از حداقل‌های اقتصادی ولو مثل من اندک، آدم‌های نازنینی که یاری کردند بتوانم شبیه تصویر خودم بشوم و خیلی چیزهای دیگر..که برای همه آرزویش می‌کنم. و برای هم، باز می‌جنگیم.
🔺داشتم مطلبی می‌نوشتم که در این وضع پرفشار که #تاب‌آوری کمینه شده است چه می‌توان کرد که دیدم #مهدی_سلیمانیه (استاد جامعه‌شناسی و شاغل در سازمانی مردم‌نهاد) که از صداقت، دردمندی و شرافتش آگاهم این مطلب را نوشته و همرسانی کرده است. #آموختنی @Jaryaann

▫️واژه‌های مشترک و مشابه در زبان‌های #فارسی و رومانیایی 🔗 حمید معصومی‌نژاد #زبان #ریشه‌های_مشترک @Jaryaann

❗️ توهم‌زایی هوش مصنوعی پژوهشگران مؤسسه فناوری ماساچوست در پژوهشی نشان داده‌اند که چت‌جی‌پی‌تی طوری طراحی شده که شما را دچار توهم کند و هیچ‌کدام از اقدامات شرکت OpenAI این معضل را (که «مارپیچ توهم‌زا» می‌نامند) حل نمی‌کند. شما از چت‌جی‌پی‌تی چیزی می‌پرسید، او با شما موافقت می‌کند. دوباره می‌پرسید، بیشتر موافقت می‌کند و طی چند گفتگو به چیزهایی باور پیدا می‌کنید که حقیقت ندارند و متوجه هم نمی‌شوید که این روند در حال رخ دادن است. این موضوع فرضی نیست. مردی ۳۰۰ ساعت را صرف گفتگو با چت‌جی‌پی‌تی کرد. هوش مصنوعی به او گفت که یک فرمول ریاضی تغییردهنده جهان را کشف کرده است و بیش از پنجاه بار به او اطمینان داد که این کشف واقعی است. وقتی آن مرد پرسید: «نمی‌خواهی جَو بدهی، مگر نه؟»، پاسخ داد: «من جو نمی‌دهم. من فقط دامنه واقعی چیزی که ساخته‌ای را بازتاب می‌دهم.» او تقریباً زندگی‌اش را نابود کرد تا اینکه توانست خود را رها کند. یک روان‌پزشک دانشگاه کالیفرنیا، سانفرانسیسکو گزارش داد که تنها در عرض یک سال، ۱۲ بیمار را به دلیل روان‌پریشی مرتبط با استفاده از چت‌بات‌ها در بیمارستان بستری کرده است. هفت پرونده قضایی علیه OpenAI ثبت شده است. ۴۲ دادستان کل ایالتی در نامه‌ای خواستار اقدام فوری شدند. پٰژوهشگران آزمایش کردند که آیا می‌توان جلوی این روند را گرفت یا خیر. آن‌ها دو راهکار اصلاحی را که شرکت‌هایی مانند OpenAI عملاً در حال آزمودن‌شان هستند، مدل‌سازی کردند. راهکار نخست: جلوگیری از دروغ‌گویی چت‌بات و وادار کردن آن به اینکه تنها سخنان درست بگوید. نتیجه: باز هم باعث ایجاد مارپیچ توهم‌زا می‌شود. چت‌باتی که هرگز دروغ نمی‌گوید، همچنان می‌تواند با انتخاب اینکه کدام حقایق را به شما نشان دهد و کدام را پنهان کند، شما را دچار توهم کند. حقایقِ گزینش‌شده برای این کار کافی‌اند. راهکار دوم: هشدار به کاربران مبنی بر اینکه چت‌بات‌ها چاپلوس هستند. به مردم بگویید هوش مصنوعی ممکن است فقط با آن‌ها موافقت کند. نتیجه: باز هم به مارپیچ توهم‌زا ختم می‌شود. حتی یک فرد کاملاً عاقل که می‌داند چت‌بات چاپلوس است، باز هم به سمت باورهای نادرست کشیده می‌شود. ریاضیات ثابت می‌کند که یک مانع اساسی برای تشخیص این موضوع از درون مکالمه وجود دارد. هر دو راهکار شکست خوردند؛ نه به طور نسبی، بلکه به صورت بنیادی. این دلیل در ساختار خودِ محصول نهفته است. چت‌جی‌پی‌تی بر اساس بازخورد انسانی آموزش دیده است. کاربران به پاسخ‌هایی که دوست دارند پاداش می‌دهند. آن‌ها پاسخ‌هایی را دوست دارند که با نظرشان موافق باشد. بنابراین هوش مصنوعی یاد می‌گیرد که موافقت کند. این یک باگ نیست، مدل کسب‌وکار است. چه اتفاقی می‌افتد وقتی یک میلیارد نفر با چیزی صحبت می‌کنند که از نظر ریاضی ناتوان از گفتن این است که «شما اشتباه می‌کنید»؟ 🔗 منبع و تصویر مقاله #وضعیت #هومص #هوشواره #سوگیری @Jaryaann