گنجینهمحسنخاتمی: خودشناسیOshoسانسورنشده/فرهنگ/اقتصاد/سیاست/
Kanalga Telegram’da o‘tish
1 723
Obunachilar
-124 soatlar
Ma'lumot yo'q7 kunlar
+830 kunlar
Postlar arxiv
پشت_پرده_طوفان_های_ساختگی_و_هارپ.m4a35.17 MB
پروژه طوفانشکن دهه ۶۰، عملیات Popeye در ویتنام، سیستم یونوسفر گرمکن هارپ، ثبت صدها پتنت نظامی و مفاد حقوقی پیمان ENMOD سازمان ملل و لایحه ۵۱۷ سنای آمریکا
بلوپرینت مهار تودهها از طریق بلایای مهندسیشده و نمادشناسی ۳۳): نمودار تحلیلی و پرتره که کدهای رفتاری فجایع مائویی، لیبی و کانادا، امضای عددی و آیینی «۳۳»، چمتریلزهای شیمیایی (آلومینیوم، باریوم و استرانسیوم) و خط لوله مهار ذهنی تودهها (بحران -> ترس -> تقاضای منجی -> آیدی دیجیتال، ارز دیجیتال CBDC و قرنطینههای اقلیمی) را به تصویر میکشد
قفس کربنی: اینجاست که سیستم، بستههای نجات خود را با شروطی مهلک تحمیل میکند: پذیرش بیچونوچرای هویت دیجیتال (Digital ID)، استفاده الزامی از ارزهای دیجیتال بانک مرکزی (CBDC)، قرنطینههای اقلیمی (Climate Lockdowns)، پرداخت مالیاتهای نجات سیاره، تحریم گوشت طبیعی و اجبار به تغذیه از حشرات به جای پروتئین حیوانی [۵].
برنامهنویسی پیشدستانه (Predictive Programming): سیل مداوم فیلمها، سریالها و بازیهای فاجعهآمیز هالیوودی برای این است که ذهن نسل جدید را طوری برنامهنویسی کند که نابودی تمدنی و هرجومرج جوی را به عنوان واقعیت غیرقابلاجتناب بپذیرند تا در زمان شلیک طوفانهای مهندسیشده، هیچکس منشأ تسلیحاتی آن را زیر سوال نبرد [۷].
کالبدشکافی تفصیلی و خلاصه سند «جنگ آب و هوا: مهندسی اقلیم به عنوان اهرم مهار»
این افشاگری کالبدشناسی دقیقی از مخوفترین و پنهانترین سلاح مورد استفاده کبال ارائه میدهد؛ سلاحی خاموش که با استفاده از اتمسفر زمین، جنگ ژئوفیزیکی را تحت عنوان «تغییرات اقلیمی طبیعی و خشم طبیعت» علیه تودهها به پیش میبرد [۱، ۳]:
۱. فریب بزرگ: تغییرات اقلیمی یا مهندسی کبال؟
سلاح بدون پوکه و ردپا: سیستم برای دههها تودهها را متقاعد کرده است که هر طوفان، سیلاب، حریق یا خشکسالی، ناشی از پدیده گرمایش زمین و گناهان تودههاست [۱، ۴]. اما کالبدشکافی رویدادها نشان میدهد که این بلایای بهظاهر طبیعی، به شکلی کاملاً همزمان و هماهنگ با چرخههای سیاسی، برنامهریزیهای اقتصادی الیت و تسریع برنامههای مهار تودهها رخ میدهند [۱، ۴]. طبیعت به صورت تصادفی عمل میکند، اما کسانی که آب و هوا را کنترل میکنند، اهداف کاملاً مشخصی را هدف میگیرند [۱].
پاکسازی اراضی برای منافع تجاری (کیس مائویی): در جریان آتشسوزی ویرانگر مائویی در هاوایی، سرعت حرکت و جهت حریق از تمام الگوهای طبیعی و فیزیکی فراتر رفت [۲]. کالبدشناسی فاجعه نشان داد در حالی که کل محلههای مسکونی شهروندان عادی در عرض چند ساعت به خاکستر تبدیل شد، عمارتها و ویلاهای نجومی میلیاردرها در همان جزیره کاملاً دستنخورده باقی ماندند و بلافاصله پس از فاجعه، غولهای ساختوساز برای مصادره و تصاحب اراضی با قیمتهای ناچیز وارد میدان شدند [۲].
۲. کدهای بیولوژیک چمتریلز و پاشش شیمیایی در آسمان
ماتریس ابری مصنوعی: نوارهای سفید متقاطعی که در آسمان کشیده میشوند و به جای ناپدید شدن فوری، ساعتها در هوا باقی مانده و تبدیل به یک blanket (پتو) ضخیم خاکستری میشوند، دنباله موتور جت (Contrails) نیستند [۳، ۴].
معجون چمتریلز{کِمتریلز =دنبالههای شیمیایی}: اینها چمتریلز (Chemtrails) یا مسیرهای شیمیایی مهندسی اقلیم هستند که به طور روزانه اتمسفر را با ذرات نانومتری آلومینیوم، باریوم و استرانسیوم بمباران میکنند تا ضمن بازتاب نور خورشید و مهار دمایی، رسانایی پلاسمایی جو را برای ارسال فرکانسهای ارتعاشی مهار اتمسفری مهیا سازند [۴].
۳. زبان پنهان کبال: امضا و آیین عدد ۳۳
زبان آیینی فراماسونری و نخبگان: برای کارترها و نخبگان جهانی، اعداد صرفاً سنجه محاسباتی نیستند، بلکه یک زبان نمادین و آیینی به شمار میروند [۳].
ردپای ۳۳ در بلایا: تکرار عجیب و غیرعادی این عدد در فجایع اقلیمی بزرگ، امضای رسمی مهندسی اتمسفر است؛ نمونههای بالینی ثبتشده شامل تخریب همزمان ۳۳ بخش و منطقه در جریان یک طوفان بزرگ فدرال، آواره شدن دقیقاً ۳۳ میلیون انسان در جریان سیلاب مخرب پاکستان، و زبانه کشیدن همزمان ۳۳ حریق جنگلی بزرگ در ایالتهای مختلف است [۳].
۴. کالبدشناسی تاریخچه نظامی تسلیحات اقلیمی
پروژه طوفانشکن (Project Stormfury): تلاشهای رسمی ایالات متحده در دهه ۱۹۶۰ برای دستکاری و هدایت فیزیکی طوفانهای بزرگ دریایی [۲].
عملیات پاپآی (Operation Popeye): مستندترین جنگ اقلیمی تاریخ در جریان جنگ ویتنام، که ارتش آمریکا با پاشش مداوم ذرات نقره در ابرها، فصل مونسون و بارندگیهای سیلآسا را به طور مصنوعی تمدید کرد تا راههای تدارکاتی ویتکنگها کاملاً در گلولای غرق و مسدود شود [۲].
پروژه هارپ (HAARP) در آلاسکا: گرمکننده عظیم لایه یونوسفر زمین که توانایی تغییر قطبنما و بردارهای فشاری اتمسفر را در مقیاسهای قارهای و سیارهای داراست [۲].
اسناد و قوانین رسمی: صدها پتنت ثبتشده در حوزه اصلاح آبوهوا، تصویب طرح ۵۱۷ مجلس سنای آمریکا در سال ۲۰۰۵ برای تشکیل کمیته ملی مشاوره دستکاری اقلیم، و تدوین پیمان ENMOD سازمان ملل متحد در دهه ۱۹۷۰ که ارتشها را از بهکارگیری تکنولوژیهای دستکاری اتمسفر به عنوان سلاحهای جنگی منع کرده است (قانونی که وجود و کارایی بینقص این سلاحها را اثبات میسازد) [۵، ۶].
اعترافات رسمی در خاورمیانه و آسیا: گزارشهای مکرر از بارورسازی ابرها در دوبی، اعتراف رسمی چین به پاکسازی و مهندسی آبوهوای پکن قبل از المپیک، و مانور عربستان سعودی بر روی فناوریهای ایجاد باران، نشان میدهد که لایه ضخیم انکار رسانههای جمعی در حال فروپاشی است [۶].
۵. بلوپرینت مهار ذهنی و اسارت تودهها در تلههای کربنی
مهندسی روانی ترس: فجایع اقلیمی تودهها را در وضعیت همیشگی وحشت، ناامنی و هراس از دست دادن خانه و گرسنگی قفل میکنند [۵]. ذهنِ ترسان هرگز ساختارها را زیر سوال نمیبرد، بلکه التماس محافظت میکند [۵].
مهندسی طوفانها و دستکاری آب و هوا = سلاح جدید علیه انسانها
ماشین_استخراج_ثروت_چگونه_همه_را_بلعید.m4a46.70 MB
کالبدشناسی سرقت بزرگ: سرمایهداری بردهمحور و تله مسکن دولتی): یک تصویرسازی هندسی و پرتره بسیار خلوت و شکیل که با فکتهای نجومی (مانند ارزش بدنی بردهها که ۷ برابر کل ارز در گردش ایالات متحده در سال ۱۸۶۰ بود) اقتصاد بردهمحور جنوب، جریان ثروت به بانکهای والاستریت و بیمه کانکتیکات، و ترسیم اداری نقشههای ریدلاینینگ FHA در دهه ۱۹۳۰
بلوپرینت مهار: از کشتارگاه حبس تودهای تا گسترش بیابانهای مدنی): نمودار تحلیلی پرتره که اعترافات مشاوران کاخ سفید در طراحی جنگ علیه مواد مخدر، تفاوت جریمه ۱۰۰ به ۱ کرک و پودر کوکائین، برنامه ۱۰۳۳ نظامیسازی پلیس محلی، و در نهایت مهاجرت بیابانهای مدنی (بیابان غذایی، بهداشتی و بانکی) از محلههای سیاهپوستنشین به شهرهای صنعتی کارگران سفیدپوست
فرمول مهندسی نابرابر ۱۰۰ به ۱: در تداوم این مسیر، سیستم قضایی برای ۵ گرم ماده مخدر «کرک» (که به عنوان مخدر ارزانقیمت سیاهپوستان معرفی میشد) همان مجازات حبسی را وضع کرد که برای ۵۰۰ گرم «پودر کوکائین» (مخدر گرانقیمت سفیدپوستان مرفه) اعمال میشد؛ یعنی یک تبعیض ساختاری با نسبت ۱۰۰ به ۱ برای یک ماده شیمیایی کاملاً همسان [۸، ۹]. این فرآیند زندانها را از مردان جوان سیاهپوست پر کرد [۹].
محرومیت ابدی از حقوق شهروندی: یک محکومیت ساده در این تله، منجر به لغو دائم حق رای، محرومیت از وامهای مسکن، مسکنهای حمایتی و مجوزهای شغلی میشود تا فقر به صورت ژنتیکی و موروثی در کالبد این خانوادهها رسوب کند [۹].
۴. بلوپرینت مهار: وقتی تفنگ به سمت همه برمیگردد
تغییر زاویه سلاح: تمدن مادی که سیستمهای کنترل، ارعاب و استخراج خود را بر روی بدنهای سیاهپوستان تست و کالیبره کرده بود، اکنون دیگر سوخت کافی از این منبع ندارد [۱۰، ۱۱]. در نتیجه، همان سلاحها و سیستمها را به سمت کل جامعه و به ویژه طبقه متوسط و فقیر سفیدپوست برگردانده است [۱۰، ۱۱]:
پلیس فاقد علت (Stop and Frisk): تفتیشهای بدنی بدون دلیل موجه که روزی در محلههای فقیرنشین آزمایش میشد، اکنون با دوربینهای مداربسته و الگوریتمهای هوش مصنوعی در تمام خیابانها اعمال میشود [۱۰].
نظامیسازی پلیس محلی (برنامه ۱۰۳۳): واگذاری تسلیحات جنگی، زرهپوشها و خودروهای ضد گلوله ارتش به کلانتریهای شهرهای کوچک، ابتدا در مناطق سیاهپوست تحت عنوان کنترل شورشها توجیه شد، اما اکنون این ادوات جنگی در شهرهای کارگری و نواحی سفیدپوست شیوعیافته به اعتیاد به مواد افیونی (Opioid crisis) گشتزنی میکنند [۱۰، ۱۱].
بیابانهای مدنی (Civic Deserts): سالهاست که سیاهپوستان در «بیابانهای غذایی» (نبود دسترسی به غذای تازه)، «بیابانهای بانکی» (حذف بانکهای استاندارد و جایگزینی با صرافیهای کلاهبردار نقدکننده چک با نزول بالا) و «بیابانهای بهداشتی» زندگی میکنند [۱۱]. اکنون این بیابانهای کشنده به سرعت در حال بلعیدن شهرهای صنعتی قدیمی، مناطق Rust Belt و حومههای شهرنشین سفیدپوستان کارگر در سراسر آمریکا هستند [۱۱].
نتیجهگیری تکاندهنده: امپراتوری که بر پایه غارت ثروت، خون و کار انسانها بنا شده بود، از درون دچار پوسیدگی ریشهای است [۱۳]. این سیستم استخراجی در نهایت به دلیل اتمام سوخت، شروع به جویدن و بلعیدن کالبد خود کرده است [۱۱، ۱۴]. تودههای غیرسیاهپوست امروز با وحشت به این فروپاشی مینگرند، اما برای سیاهپوستان، این تنها بازپخش تکراری تاریخ است [۱، ۲].
این تحلیل مستند و تکاندهنده، فروپاشی طبقه متوسط، ورشکستگی بانکها و سقوط نهادهای مدنی مدرن در ایالات متحده را نه به عنوان یک پدیده ناگهانی، بلکه به عنوان مهاجرت ابزارهای استخراج و سرکوب معرفی میکند؛ ابزارهایی که برای ۴۰۰ سال بر روی جامعه سیاهپوستان آزمایش، اصلاح و بهینهسازی شدند و اکنون کالبد کل جامعه را هدف قرار دادهاند [۱، ۱۴]:
۱. بردهداری سنتی به عنوان موتور محرک و زیرساخت سرمایهداری جهانی
امپراتوری بنا شده بر بدنهای دزدیده شده: پروپاگاندای رسمی ادعا میکند که عظمت اقتصادی آمریکا حاصل نوآوری، بازار آزاد و سختکوشی بوده است [۲]. اما کالبدشناسی تاریخی نشان میدهد ثروت اولیه این کشور بر پایه غارت سیستماتیک بدنها و کار سیاهپوستان مهندسی شد [۲، ۳].
پادشاهی پنبه و غلظت ثروت در جنوب: تا سال ۱۸۶۰، ایالتهای جنوبی به تنهایی ۷۵ درصد از کل عرضه پنبه جهان را تولید کرده و رگ حیاتی اقتصاد و تجارت جهانی را در دست داشتند [۳]. اگر جنوب در آن زمان یک کشور مستقل میشد، چهارمین ملت ثروتمند روی زمین به شمار میآمد [۳].
سرمایه گوشتی ۷ برابری: کالبدشناسی مالی سال ۱۸۶۰ فاش میسازد که ارزش بازار و قیمت بدنی سیاهپوستان بردهشده، ۷ برابر کل ارز کاغذی و مسکوکات در گردش ایالات متحده بود [۳]. این دارایی انسانی، ارزشی بیشتر از مجموع ارزش تمامی بانکها، راهآهنها و کارخانجات سراسر آمریکا داشت [۳].
انتقال ثروت به والاستریت و شمال: این استخراج ثروت در مرزهای جنوب متوقف نماند؛ کارخانجات نساجی ماساچوست و رودآیلند با ریسندگی این پنبه به سودهای نجومی رسیدند [۳]. بانکداران والاستریت، اوراق بهادار و باندهای مالی را با استفاده از بدنهای بردهها به عنوان وثیقه ملکی (Collateral) منتشر میکردند و شرکتهای بیمه کانکتیکات، برای بیمه کردن صاحبان برده در صورت فرار یا مرگ سیاهپوستان، قراردادهای انحصاری ثبت میکردند [۴]. تمام معماری سرمایهداری مدرن، بیمه، قوانین مالکیت و سیستم بانکی آمریکا برای محافظت از ثروت استخراجشده از بدنهای سیاهپوستان طراحی شد [۴].
متمم سیزدهم و اخراج از خانه خودساخته: با تصویب متمم سیزدهم در سال ۱۸۶۵، بردهداری قانونی به پایان رسید، اما آزادی بدون کوچکترین دارایی، زمین، ابزار یا جبران خسارت به سیاهپوستان داده شد؛ در حالی که غارتگران تمام زمینها، سرمایهها و head start (حق تقدم) موروثی خود را حفظ کردند [۴]. سازندگان اصلی تمدن حتی اجازه خوابیدن روی ایوان خانهای را که ساخته بودند، پیدا نکردند [۴].
۲. تله مسکن دولتی و مهندسی سیستماتیک شکاف ثروت (Redlining)
نقشههای مدادی نژادپرستی اداری: در دهه ۱۹۳۰، دولت فدرال با استخدام کارشناسان و نقشهکشها، آینده مالی شهرهای آمریکا را با خطکشی و مهندسی رنگها روی نقشهها رقم زد [۵]. محلههایی که سیاهپوستان در آن زندگی میکردند، بدون هیچ دلیل اقتصادی یا نرخ جرم و جنایت و صرفاً به علت نژاد، با رنگ قرمز تحت عنوان «مناطق پرخطر و بحرانی» (Hazardous) علامتگذاری شدند [۵].
تبعیض یارانهای FHA: دولت فدرال بازار مسکن را غرق در وامهای مسکن ارزانقیمت و با بهره پایین (توسط اداره مسکن فدرال FHA) کرد، اما این جریان بزرگ سرمایه را به طور کامل از مناطق قرمز (سیاهپوست) دریغ نمود [۶]. خانه در آمریکا صرفاً یک سقف نبود، بلکه بلیط ورود به مدارس باکیفیت، سرمایه اولیه راهاندازی کسبوکار و دانشگاه فرزندان بود [۶].
کدهای نژادی در سندهای مالکیت (Restrictive Covenants): شهرکها و حومه شهرها (Suburbs) به گونهای مهندسی شدند که خرید خانه در آنها برای سیاهپوستان ممنوع بود و عبارات محدودکننده نژادی به طور مستقیم در اسناد رسمی ثبت میشد [۶]. امروزه متوسط ثروت یک خانواده سفیدپوست ۱۰ برابر یک خانواده سیاهپوست است، زیرا سفیدپوستان از دههها انباشت ثروت یارانهای دولت بهرهمند شدهاند، در حالی که سیاهپوستان پشت درهای بسته ماندند [۷].
۳. کشتارگاه حبس تودهای به عنوان شکل تکاملیافته مزارع پنبه
اعتراف رسمی به طراحی جنایت بار: یکی از مشاوران ارشد کاخ سفید سالها بعد علناً اعتراف کرد: «ما نمیتوانستیم سیاهپوست بودن یا مخالفت با جنگ را غیرقانونی کنیم، بنابراین با پیوند زدن آنها به مواد مخدر (هروئین و کرک) و جرمزنی رسانهای، راهی یافتیم تا جوامع آنها را متلاشی کرده، رهبرانشان را دستگیر کنیم و شب به شب در اخبار آنها را مسموم و دیو جلوه دهیم» [۸]. هیچکس به خاطر این ترور بیولوژیکی و اجتماعی محاکمه نشد [۸].
تاریخ واقعی آمریکا ـــ آنچه که در کتابهای درسی و تاریخی نیامده.
🔴اینجا کنفرانس امنیتی–ایدئولوژیک افق نو در بیروت، چند روز قبل از کشتار آبان ۹۸ است. محفل نادر طالبزاده و مهدی نصیری، جعبهابزار فرهنگی–امنیتی رژیم ملاها برای مشروعیتبخشی به نظام!
اکنون نصیری در رکاب رضا پهلوی قرار گرفته است.
پیدا کنید پرتقال فروش بیت عظما را بیت دربار پهلوی ؟!
یک "سرباز" و درواقع "سربار" احمق بیشعور لمپن بیتربیت به اسم علی کریمی..... یک ایگوی فاسد بادشده توسط فوتبال پرستهای بیشعور و احمق تر از خودش.
بیماری هولناک ذهنی-جسمی ترامپ از زبان یک متخصص. نشانههای شخصیت ویرانگر و دگرآزار این جنایتکار.
بیماری هولناک ذهنی-جسمی ترامپ از زبان یک متخصص. نشانههای شخصیت ویرانگر و دگرآزار این جنایتکار.
طرفداران این جنایتکار بیشرف هم فقط به سبب همسویی بیماریهای روحی-ذهنی خودشان از این بیشرف طرفداری میکنند (از عباس جفرسون/عباس فخرآور متوهم گرفته.... تا محمد مهدویفر احمق بیشعور...... تا تمامی طرفدارانش.....)
ماجرای مذاکرات با ایران: در جریان تنشهای اخیر، ایران در طول مذاکرات تمام شروط او (کاهش غلظت اورانیوم و توقف ذخیرهسازی) را پذیرفت که میتوانست بزرگترین برد معاملهگری برای ترامپ باشد [۱۰، ۱۱]. اما غریزه تخریبگر سادیستی او بر تفکر استراتژیکش غلبه کرد و او علیرغم تسلیم شدن طرف مقابل، فرمان حمله با بمبافکنهای B2 را صادر نمود؛ زیرا بقای روانی او تنها با نابود ساختن و تماشای فیلم انفجارها ارضا میشود [۸، ۱۱، ۱۲].
بخش دوم: کالبدشکافی نشانههای بیماری و فروپاشی ذهن ترامپ
دکتر جان گاردنر وضعیت کنونی ذهن دونالد ترامپ را به یک «طوفان کامل» (Perfect Storm) تشبیه میکند که از تلاقی سه اختلال سهمگین بیولوژیکی و روانی شکل گرفته است [۳، ۵]:
۱. نارسیسیزم بدخیم (Malignant Narcissism): الگوی روانی هیتلر
این یک اختلال روانی نادر و فوقالعاده ویرانگر است که اولین بار توسط اریک فروم (روانکاو معروف گریخته از دست نازیها) برای تبیین روانشناسی آدولف هیتلر فرمولهسازی شد [۳]. راهنمای تشخیصی این بیماری که توسط دکتر اتو کرنبرگ کالبدشکافی شده، دارای چهار پایه است [۳]:
خودبزرگبینی سایکوتیک (Psychotic Grandiosity): فراتر رفتن خودشیفتگی از حد عادی و رسیدن به توهمات روانپریشانه [۴، ۶]. ترامپ علناً خود را «قدرتمندترین انسان تاریخ جهان» نامیده، خواسته تا تنگه هرمز و فرودگاهها به نام او شوند، چهره خود را روی پاسپورتها و پول ملی قرار دهند و تصاویر خود را در قامت پاپ و عیسی مسیح منتشر کرده است [۶، ۷].
سایکپاتی و بیوجدانی (Psychopathy): زیر پا گذاشتن مداوم قوانین، هنجارها، نقض آشکار حقوق دیگران و نداشتن کوچکترین اثری از وجدان یا پشیمانی [۴].
پارانویا (Paranoia): احساس مداوم مظلومنمایی و قربانی بودن، دشمنتراشی، دیوسازی و شیطانسازی از اقلیتها و هر کسی که با او مخالفت کند [۴].
دگرآزاری و سادیسم (Sadism): دریافت لذت جنسی و ارضاکننده عمیق از تحقیر، تخریب و آسیب رساندن به انسانها و بافتها [۷، ۸]. ترامپ به جای مطالعه پروندههای امنیت ملی، عاشق تماشای فیلمهای انفجار و نابودی فیزیکی اهداف است [۱۲، ۱۳].
۲. زوال عقل پیشپیشانی-گیجگاهی (Frontotemporal Dementia - FTD)
این بیماری فیزیولوژیک شامل تحلیل رفتن و آب رفتن فیزیکی لوب پیشانی مغز است [۵]. از آنجا که لوب پیشانی ترمز اصلی کالبد برای مهار رفتارهای هنجارگریز و کنترل تکانههای غریزی است، نابودی آن ترامپ را به یک «نهاد غریزی وحشی بدون ترمز» تبدیل کرده است [۵، ۱۳]. نشانههای بالینی آن عبارتند از [۵، ۲۶]:
رفع بازدارندگی رفتاری و اجتماعی (Disinhibition): بروز رفتارهای اجتماعی به شدت نامناسب، پرخاشگری زبانی و استفاده مکرر از واژگان رکیک و ناسزا که در دوره اول ریاستجمهوری او سابقه نداشته است [۵، ۶].
انحطاط زبانی (Phenemic Paraphasia): ناتوانی در تکمیل جملات، افکار یا حتی ادای کلمات [۲۶]. او حروف اولیه یک واژه را ادا میکند اما در بیان ادامه آن کاملاً درمانده شده و کلمات را نیمهکاره رها میسازد [۲۶].
پراکندگی فکری مماس (Tangentiality): سرگردانی دائمی ذهن از موضوعی به موضوع دیگر؛ مثلاً در حین صحبت پیرامون پرونده نظامی حساس ایران، ناگهان ۵ دقیقه به طور مماس درباره کیفیت یک خودکار بیک یا ماژیک شارپی صحبت میکند [۲۶].
سیر تکرار دایره واژگان (Looping): قفل شدن ذهن بر روی چند عبارت تکراری و تکیه شدید و وسواسگونه بر صفتهای عالی مانند «عالی»، «شگفتانگیز» و «باورنکردنی» [۲۷، ۲۸].
۳. نشانههای حرکتی و کالبدشناسی سیستم اعصاب
گامبرداری با قاعده پهن (Wide-based Gate): نشانه آشکار تخریب حرکتی ناشی از FTD و احتمالاً یک سکته مغزی پنهان در حدود سال نو است که منجر به افتادگی سمت راست صورت او شده است [۲۶]. ترامپ هنگام راه رفتن روی فرش قرمز، تعادل خود را از دست داده و میلرزد؛ او به جای گام برداشتن خطی، پای راست خود را مانند یک وزنه مرده به صورت نیمدایره به سمت بیرون پرتاب میکند که کالبدش را به سمت چپ منحرف میسازد [۲۶].
۴. دروغگویی صادقانه (Confabulation): پر کردن حفرههای حافظه
افسانهسرایی مغزی: مغز آسیبدیده ترامپ برای پنهان کردن حفرههای عمیق حافظه، به طور خودکار داستانهایی تخیلی میسازد که خود او عمیقاً آنها را باور دارد (مانند روایت تفصیلی و دروغین همکلاس بودن عمویش با یونابامبر) [۲۹].
گیج شدن نسلها (Confusing Generations): تکرار مداوم این ادعا که پدرش در آلمان متولد شده است؛ در حالی که پدرش متولد برونکس نیویورک بوده و پدربزرگش متولد آلمان بوده است (یک نشانه کلاسیک و بالینی از زوال عقل) [۲۹].
بخش سوم: سناریوی خطر بزرگ و نبود گاردریلهای امنیتی
بزرگترین فاجعه تمدنی این است که فردی با این نیمرخ روانی و عصبشناختی، کارت کنترل تسلیحات هستهای را در اختیار دارد؛ در حالی که تمام فیلترهای محافظتکننده برچیده شدهاند [۵، ۹]:
کابینه بدون عقل: در دوره اول، چهرههایی مانند جان کلی (رئیس دفتر سابق White House) با خواندن کتابهای هشداردهنده درباره بیماری روانی ترامپ، او را مهار میکردند [۹]. اما در کابینه جدید، او افرادی کاملاً بیصلاحیت، سایکوتیک و بلهقربانگو مانند پیت هگست (Pete Hegseth) را منصوب کرده که تشنه خونریزی، لغو قوانین درگیری نظامی و شروع جنگ هستند [۹، ۱۴، ۲۳].
