نِگیلدا
Відкрити в Telegram
1 901
Підписники
+124 години
+17 днів
+31130 днів
Архів дописів
1 901
فکر میکنی دیگه درد نداره، چون اثری از کبودی و زخم نیست، ولی وقتی دست میذاری روش، کل وجودت آخ میشه.
1 901
دیگه نمیدونم؛ کلماتم ته کشیده، جونم ته کشیده، احساس میکنم تموم شدم ولی بازم ادامه دارم؛ یه ادامهدارِ دردناک.
1 901
Repost from ستارهای که بلعیده شد.
آدما وقتی راجع به آدم مورد علاقشون حرف میزنن، ستاره تو چشاشون برق میزنه.
1 901
Repost from ماتیلدای خسته
بهش میگم «نمیدونم قبل تو چجوری زندگی میکردم. اصلا زندگی میکردم عزیزم؟ در مورد حسم بهت، نزار قبانی نوشته بود: تولد من تویی؛ پیش از تو به یاد نمیآورم که وجود داشتهام.»
1 901
یه قانونی هست به اسم Rule of 3 Seconds یا همون قانون سه ثانیهای؛ که اگه چیزی از دستت افتاد، فقط سه ثانیه فرصت داری برداریش، تا قابل خوردن باشه. به نظرم در روابط انسانی هم میشه ازش استفاده کرد؛ البته با یکم تغییرات و تبصره. مثلا بعضی آدمها رو هم باید بهموقع برداشت؛ چون گاهی انقدر برای نگه داشتن یک نفر تعلل میکنی که بعد از مدتی دیگه حتی نمیدونی دقیقا چی رو داری حفظ میکنی.
1 901
ما حاصل یک شخصیت مستقل و دستنخورده نیستیم؛ ترکیبی از مکالمهها، برخوردها، خاطرهها و آدمهایی هستیم که هرکدوم به شکلی روی ما اثر گذاشتن و رفتن.
