uz
Feedback
نِگیلدا

نِگیلدا

Kanalga Telegram’da o‘tish

چرک‌نویسِ یه آدم معمولی با حال غیرمعمول. پرا‌یوت: https://t.me/+82uhHMbSGO1lNjI0

Ko'proq ko'rsatish
1 519
Obunachilar
-824 soatlar
+237 kunlar
+11030 kunlar
Postlar arxiv
اینجا زودشم، دیره.

و این جان‌ها و جوان‌های رفته و عزیز، جبران نمی‌شوند حتی به گریه‌های عمیق ... حتی به گریه‌های مدام ... 🖤

حال بد نیکو نگردد چونکه آدمی‌زاد غم است.

توی زندگیم همیشه منتظر بودم؛ منتظر فردا، اردو، مسافرت، منتظر اومدن فامیلای مورد علاقم به خونمون، منتظر پوشیدن قراری که توش لباس مورد علاقمو ببینم، منتظر زنگ آخر مدرسه، منتظر تعطیلات، منتظر تولدم، منتظر اینکه یه نفر یه خبر خوب برام بیاره، منتظر پیام کسی که دلم می‌خواست، منتظر جوونه زدن گل موردعلاقم، منتظر رشد کردن موهام، منتظر شادی، منتظر اولین بارون پاییز، منتظر تموم شدن روزای سخت، منتظر برگشتن آدمایی که رفته بودن، منتظر اینکه یه آرزو بالاخره برآورده بشه، منتظر یه روز خوب، منتظر شادی، منتظر تو. نمی‌دونستم چیزهای خوب رو همیشه باید انتظار بکشی. انقدر انتظار می‌کشی که پیر می‌شی، و این حجم از انتظار برای یه آدمک طفلکی واقعا چیز دردناکیه.

«آخر قصه‌ی من نزدیکه. این منم از همه‌جا وا مانده، از همه مردم دنیا رانده، رانده و خسته و تنها مانده. ای خدا، ای خدا، ای خداا.»

پوست انسان از چیه؟ انقدر پوست‌کلفت آخه مگه می‌شه؟ تو باید از اینهمه درد الان پودر می‌شدی بدبخت. از رو برو.

چیپس فلفلیییییی.mp32.50 MB

هنوز بند دلمی، نذار پاره بشه.

حالا بعضی‌ها هم این وسط به روحیه‌ی لطیف و گوگولی‌شون برمی‌خوره لفت می‌دن. ببخشید که نمی‌تونم براتون از امید بگم و انگیزه بدم وقتی وجود خارجی نداره.

«اما چه باید گفت از انسان نمایانی که ننگ نام انسانند درنده خویانی که هم دندان گرگانند آنان که عشق و مهربانی را در دست‌های کور کین کشتند آنان که انسان بودن خود را در پای دین کشتند.»

Repost from _selenophile
امیدوارم اگر خدایی هم آن بالا هست، به جز آمار برداری از ویسکی خوردن و گوشتِ خوک خوردنِ من، حواسش به چیزهای مهم تر دیگری نیز باشد.

گلوم درد می‌کنه، بغض خونی دارم.

من یکی که کل چیزهایی که داشتم رو دونه‌دونه دارم از دست می‌دم. باورهامو، ایمانم به هرچیزی که فکر کنی رو، معنای چیزهایی که یک روزی با چنگ و دندون ازشون محافظت می‌کردمو، تعصبم روی خیلی چیزایی که براشون جون می‌دادمو، دیگه نمی‌دونم چی درسته چی غلط، دیگه نمی‌دونم یه انسان رو وقتی دونه‌دونه باورها و ستون و پایه‌هاش رو ازش بگیری و بشکنی چی ازش می‌مونه. دیگه واقعا نمی‌دونم.

Repost from N/a
حرفام میان تا نوک انگشتام و جون میدن تا کلمه بشن. جون میدن تا جمع بشن یه جا و سطر بشن. جون میدن تا گفته بشن.

Repost from N/a
الان به معنای واقعی فقط دلم یه بغل امن میخواست که از افکارم و فشار روحی بهش پناه ببرم.

Repost from a
درستکار بودن را خوب می دانند اما اگر هدف اصلی شما کسب و حفظ قدرت است. این ریزه کاری ها را رها کنید.

Repost from N/a
دلم یه جمله امیدوار کننده میخواد.

عدالت فقط یه کلمه بود که انسان‌ها برای پوشوندن کثافت‌کاریاشون‌ اختراعش کردن. وگرنه نه وجود داشت، نه هیچ معنایی تو هیچ‌کجای زندگی و بشریت میتونست داشته باشه. حداقل اینجا که اثری ازش نیست. هرجا حرف از عدالت زده می‌شه یه گند بزرگی پشتشه که با اسم عدل و عدالت پوشیده شده.

عدالت فقط یه کلمه بود که انسان‌ها برای پوشوندن کثافت‌کاریاشون‌ اختراعش کردن. وگرنه نه وجود داشت، نه هیچ معنایی تو هیچ‌کجای زندگی و بشریت میتونست داشته باشه. حداقل اینجا که اثری ازش نیست. هرجا حرف از عدالت زده می‌شه یه گند بزرگی پشتشه که با اسم عدل و عدالت پوشیده شده.

شما، خدای آسمونای ما رو هم کشتید.