ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك

نِگیلدا

نِگیلدا

الذهاب إلى القناة على Telegram

چرک‌نویسِ یه آدم معمولی با حال غیرمعمول.

إظهار المزيد
Buy Ad
1 901
المشتركون
+124 ساعات
+17 أيام
+31130 أيام
أرشيف المشاركات
فکر میکنی دیگه درد نداره، چون اثری از کبودی و زخم نیست، ولی وقتی دست می‌ذاری روش، کل وجودت آخ می‌شه.

دیگه نمی‌دونم؛ کلماتم ته کشیده، جونم ته کشیده، احساس می‌کنم تموم شدم ولی بازم ادامه دارم؛ یه ادامه‌دارِ دردناک.

آدما وقتی راجع به آدم مورد علاقشون حرف میزنن، ستاره تو چشاشون برق میزنه.

«مریض را به شفاخانه می‌برند؛ مرا به آغوش تو.»

‏نه عزیزم، حس‌ها تکرار نمی‌شن حتی اگر دوباره همون آدم‌ها تکرار بشن.

از آدم‌هایی که قدردانن و کوچک‌ترین چیزها هم به چشمشون میاد خوشم میاد.

Repost from N/a

Repost from کلئوپاترا
من فروغ فرخزاد نیستم. من شکم دنیا رو پاره می‌کنم و از تو دلش خوشبختی در میارم.

بهش می‌گم «نمی‌دونم قبل تو چجوری زندگی می‌کردم. اصلا زندگی می‌کردم عزیزم؟ در مورد حسم بهت، نزار قبانی نوشته بود: تولد من تویی؛ پیش از تو به یاد نمی‌آورم که وجود داشته‌ام.»

یه قانونی هست به اسم Rule of 3 Seconds یا همون قانون سه ثانیه‌ای؛ که اگه چیزی از دستت افتاد، فقط سه ثانیه فرصت داری برداریش، تا قابل خوردن باشه. به نظرم در روابط انسانی هم می‌شه ازش استفاده کرد؛ البته با یکم تغییرات و تبصره. مثلا بعضی آدم‌ها رو هم باید به‌موقع برداشت؛ چون گاهی انقدر برای نگه داشتن یک نفر تعلل می‌کنی که بعد از مدتی دیگه حتی نمی‌دونی دقیقا چی رو داری حفظ می‌کنی.

شب از دلم سر می‌رود.

دلم برات کیپ شده.

ما حاصل یک شخصیت مستقل و دست‌نخورده نیستیم؛ ترکیبی از مکالمه‌ها، برخوردها، خاطره‌ها و آدم‌هایی هستیم که هرکدوم به شکلی روی ما اثر گذاشتن و رفتن.

photo content
+1

933.mp35.37 MB

Repost from سُها
چه روزهای غم‌گینی از پهلوی من می‌گذرد.

Repost from سُها
تو لبخند بی‌دلیل من موقع انجام کارای رندومی.

Repost from سُها
چشم‌هایم را می‌بندم و تظاهر می‌کنم همه‌چیز مرتب است. من در گول زدنِ خود ماهرم.

Repost from سُها
«سلام ای رفته از دستی که می‌دانم نمی‌آیی، و می‌دانم برای من امیدی رفته بر بادی.»