ar
Feedback
نِگیلدا

نِگیلدا

الذهاب إلى القناة على Telegram

چرک‌نویسِ یه آدم معمولی با حال غیرمعمول.

إظهار المزيد
1 339
المشتركون
+1324 ساعات
+127 أيام
+4430 أيام
أرشيف المشاركات
Repost from سُها
گِله دارم من از همه چیز.

Repost from Anna
بیا از دلم در بیار که نخوام خودم از دلم درت بیارم.

onedam – dar dele bandar.mp33.26 MB

photo content
+2

دو دست دارم و هزار جای شکسته. نمی‌دانم دستم را به کدام یک از زخم‌هایم بگیرم عزیزم.

همیشه حق با دختریه که طرفدار برزیله.

جوری بهم میگن ول کن بابا. انقدر سخت نگیر انگار من مشکل و دودستی چسبیدم میگم تورو ناموست نرو.

گل و کتاب و قهوه خریدن برام مساویه با fall in love

Repost from N/a
چگونه از لبخند بگویم، وقتی خیابان‌های شهر بویِ غم می‌دهند؟

دیگه نمی‌تونم به این بغض بگم نشکن.

Repost from نارنگی
کسایی که گربه دارن نصف زندگیو بردن:)

طفلکی‌ترین زمان من وقتیه که؛ چیزی که توقع شنیدنش رو ندارم، می‌شنوم.

آدم خوب توی رابطه‌، توقعاتتون رو، روزبه‌روز بالاتر می‌بره، اما آدم سمی توی رابطه، هرچی بیشتر می‌گذره، کم‌توقعی و قانع بودن رو براتون عادی‌سازی می‌کنه.

https://t.me/iRoChatBot?start=sec-fdaiijacja طبق عادت؛ دلم گرفته بیاید حرف بزنیم. «توی بات جواب می‌دم»

دست این زندگی جوری برام رو شده، که تا یه خوشی بهم چشمک می‌زنه، خودمو برای غصه‌خوردنِ بعدش آماده می‌کنم.

کارم از پناه بردن به آدم‌ها گذشته، الان بیشتر به این فکر می‌کنم کدوم کنج اتاقم برای غصه خوردن و گریه کردن دنج‌تره.

مگه قرار نبود نور از میون همین زخم‌ها وارد بشه؟ پس چرا هرچی شکافته‌تر شد، تاریکی بیشتر و من هی غرق‌تر شدم؟

Repost from ندانستم
این پیام رو فور نکنید توی چنلتون تا با توجه به وایبی که ازش نمی‌گیرم نظری ندم و کلا نه فوری رفته باشه و نه فوری اومده باشه.

ی تیکه از بیسکوییتم افتاد تو چای. یاد خودم افتادم. سریع قاشق و انداختم تو لیوان تا نجاتش بدم. تا بیشتر از این غرق نشه. تا ته نشین نشه. قاشق خورد بهش. تکه تکه شد. له شد. پودر شد و در اخر ته نشین. مثل خودم بود. همین.

«دیگه نمی‌تونم به این بغضه بگم نشکن، نشکن، نشکن..»