uk
Feedback
تو نمی‌میری ژوزه🐎

تو نمی‌میری ژوزه🐎

Відкрити в Telegram

در میانه‌ی سوگ از بهترین راویان جهان حتی اگر یه نفر از ما باقی‌ بمونه، اون یه نفر وظیفه‌شه راوی بمونه.

Показати більше
2 814
Підписники
+924 години
-27 днів
-4730 днів
Архів дописів
Repost from پنجره‌‌
زندگی به ترس‌های ما محل نمی‌گذارد. #نسیم_مرعشی، آذرباد

Repost from N/a
- فکر کنم یکی از بدترین کارایی که در حق خودمون می‌کنیم اینه که انقدر دنبال بهترین انتخاب می‌گردیم که آخرش هیچ انتخابی نمی‌کنیم . بعضی چیزا فقط وقتی شروع می‌شن که بالاخره یه قدم برداریم .

Repost from N/a
آدم وقتی واقعاً بزرگ می‌شه که بتونه بگه «اشتباه کردم» بدون اینکه بخواد تقصیرش رو گردن شرایط بندازه.

Repost from یاس بنفش
منم یک حریر کم‌تحملم که نمیدونم زندگی چه فکری راجبم کرده که اینطوری می‌کنه.

راست میگه. بارها خوندن متن‌های قدیمی‌ای که اینجا نوشتم و چرخیدن تو خاطرات و افکار اون سال‌هام باعث شد که نخوام اینجا رو پاک کنم.

کانال داشتن هم جالبه‌ها. یهو میری می‌بینی چندسال پیش این موقع چیکار می‌کردی و کجا بودی.

Repost from N/a
به موقع رها کردن خیلی مهمه؛ بیخودی چنگ نزنید به چیزی.

درود به پاییز، عطر کیک سیب و دارچین، غم موسیقی‌های پاییزی، قهوه و لباس‌های گرم. به به.

Repost from N/a
Every answer leads to more questions.

پشت سر هم نمیذارم کانالاتونو که سر حوصله دیده بشن و فقط نخوام کانالاتونو شر کنم.🦋

دایرکت نفرستید برام. گم میشه.

می‌خوام کانالاتونو پیدا کنم. می‌خواید یه پست از اینجا فوروراد کنید، می‌خواید همین پیامو بفرستید. بهم سرنخ بدید، بیام خونه‌هاتون.

تمام شد و سنگینی این کتاب تا همیشه روی قلبم می‌مونه.

سمیر با عصبانیت سرش را تکان می‌دهد و می‌گوید: «بی‌فایده‌ست، می‌دونین. اونها سلاح دارن ولی به تعداد کافی سرباز ندارن؛ ما نیروی انسانی داریم ولی اسلحه نداریم. یه بن بست کامله. مشکل این تحریم تسلیحاتی لعنتیه. غربی‌ها پیش خودشون چه فکری کردن وقتی بوسنی رو به عنوان یه کشور مستقل به رسمیت شناختن ولی اجازه ندادن از خودمون دفاع کنیم؟ ما هیچ‌وقت نمی‌تونیم از زیر سلطه‌ی اونها بیرون بیایم.» پروانه‌های سیاه پریسیلا موریس

عصر سه‌شنبه. ایستاده اما مشوش.
عصر سه‌شنبه. ایستاده اما مشوش.

همچنان ظهر سه‌شنبه. اون دست با آستین صورتی هم خود دیگر‌مه که سعی داره بهم دلداری بده.
همچنان ظهر سه‌شنبه. اون دست با آستین صورتی هم خود دیگر‌مه که سعی داره بهم دلداری بده.

سه‌شنبه ظهر. تلاشمو کردم بلند بشم، می‌بینید که! نمیشه.
سه‌شنبه ظهر. تلاشمو کردم بلند بشم، می‌بینید که! نمیشه.

Voilà qui je suis...

«زندگی سخت است و مردم ترسناک و من هیچ راهی برای فرار نمی‌شناسم جز راهی که مرا به سوی قلب تو ببرد.» ‏- رضوی عاشور؛ فارسیِ سعید هلیچی.

صبح سه‌شنبه. با خودت فکر‌ می‌کنی که دیگه فکر نکنی.
صبح سه‌شنبه. با خودت فکر‌ می‌کنی که دیگه فکر نکنی.