آکادمی طرحواره درمانی ایران. دکتر عباس شفیعی| Irsta.ir
Відкрити в Telegram
روان شناس و مشاور ❎ آموزش ،اطلاع رسانی و درمان ❎هماهنگی مشاوره حضوری، تلفنی و آنلاین: 09334977299 www.irsta.ir www.instagram.com/dr.abas.shafiee Email: abas_shafiee@yahoo.com
Показати більше5 697
Підписники
+124 години
+97 днів
+830 днів
Триває завантаження даних...
Схожі канали
Хмара тегів
Вхідні та вихідні згадування
---
---
---
---
---
---
Залучення підписників
жовтень '26жовт '26
жовтень '26
+9
в 0 каналах
вересень '26
+32
в 0 каналах
Get PRO
серпень '26
+33
в 0 каналах
Get PRO
липень '26
+28
в 0 каналах
Get PRO
червень '26
+11
в 0 каналах
Get PRO
травень '26
+6
в 0 каналах
Get PRO
квітень '26
+3
в 0 каналах
Get PRO
березень '260
в 0 каналах
Get PRO
лютий '26
+10
в 0 каналах
Get PRO
січень '26
+6
в 0 каналах
Get PRO
грудень '25
+27
в 1 каналах
Get PRO
листопад '25
+27
в 1 каналах
Get PRO
жовтень '25
+25
в 1 каналах
Get PRO
вересень '25
+14
в 0 каналах
Get PRO
серпень '25
+31
в 0 каналах
Get PRO
липень '25
+33
в 1 каналах
Get PRO
червень '25
+23
в 0 каналах
Get PRO
травень '25
+30
в 0 каналах
Get PRO
квітень '25
+21
в 0 каналах
Get PRO
березень '25
+19
в 0 каналах
Get PRO
лютий '25
+29
в 163 каналах
Get PRO
січень '25
+121
в 0 каналах
Get PRO
грудень '24
+37
в 1 каналах
Get PRO
листопад '24
+71
в 1 каналах
Get PRO
жовтень '24
+39
в 0 каналах
Get PRO
вересень '24
+52
в 0 каналах
Get PRO
серпень '24
+95
в 1 каналах
Get PRO
липень '24
+95
в 0 каналах
Get PRO
червень '24
+99
в 0 каналах
Get PRO
травень '24
+106
в 1 каналах
Get PRO
квітень '24
+94
в 2 каналах
Get PRO
березень '24
+78
в 0 каналах
Get PRO
лютий '24
+91
в 0 каналах
Get PRO
січень '24
+72
в 0 каналах
Get PRO
грудень '23
+63
в 0 каналах
Get PRO
листопад '23
+47
в 1 каналах
Get PRO
жовтень '23
+52
в 1 каналах
Get PRO
вересень '23
+71
в 0 каналах
Get PRO
серпень '23
+39
в 0 каналах
Get PRO
липень '23
+48
в 0 каналах
Get PRO
червень '23
+38
в 0 каналах
Get PRO
травень '23
+34
в 0 каналах
Get PRO
квітень '23
+27
в 0 каналах
Get PRO
березень '23
+26
в 0 каналах
Get PRO
лютий '23
+30
в 0 каналах
Get PRO
січень '23
+47
в 0 каналах
Get PRO
грудень '22
+22
в 0 каналах
Get PRO
листопад '22
+48
в 0 каналах
Get PRO
жовтень '22
+25
в 0 каналах
Get PRO
вересень '22
+30
в 0 каналах
Get PRO
серпень '22
+35
в 0 каналах
Get PRO
липень '22
+29
в 0 каналах
Get PRO
червень '22
+37
в 0 каналах
Get PRO
травень '22
+49
в 0 каналах
Get PRO
квітень '22
+33
в 0 каналах
Get PRO
березень '22
+19
в 0 каналах
Get PRO
лютий '22
+37
в 0 каналах
Get PRO
січень '22
+44
в 0 каналах
Get PRO
грудень '21
+35
в 0 каналах
Get PRO
листопад '21
+40
в 0 каналах
Get PRO
жовтень '21
+39
в 0 каналах
Get PRO
вересень '21
+27
в 0 каналах
Get PRO
серпень '21
+61
в 0 каналах
Get PRO
липень '21
+48
в 0 каналах
Get PRO
червень '21
+51
в 0 каналах
Get PRO
травень '21
+29
в 0 каналах
Get PRO
квітень '21
+66
в 0 каналах
Get PRO
березень '21
+160
в 0 каналах
Get PRO
лютий '21
+141
в 0 каналах
Get PRO
січень '21
+182
в 0 каналах
Get PRO
грудень '20
+8 466
в 0 каналах
| Дата | Залучення підписників | Згадування | Канали | |
| 07 жовтня | 0 | |||
| 06 жовтня | +1 | |||
| 05 жовтня | 0 | |||
| 04 жовтня | +1 | |||
| 03 жовтня | +1 | |||
| 02 жовтня | +4 | |||
| 01 жовтня | +2 |
Дописи каналу
چطور خود واقعی را در بیمار نمایشی بیدار کنیم؟
در کتاب طرحوارهدرمانی پیشرفته برای اختلالات شخصیت
نوشته دکتر عباس شفیعی
آکادمی طرحوارهدرمانی ایران
| 2 | همسرش میگوید:
«خودش همهچیز را به دست میگیرد و بعد میگوید خسته شدهام.»
مرد در کودکی از مادر افسرده و دو خواهر کوچکترش مراقبت میکرده است.
حالا فکر کنید:
آیا همسر واقعاً مسئولیتناپذیر است، یا مرد اجازه مشارکت کافی به او نمیدهد؟
اگر مرد کنترل را کنار بگذارد، چه ترس یا هیجانی فعال میشود؟
و مهمتر:
بزرگسال سالم چگونه میتواند مراقبت کند، بدون اینکه دوباره به «والدِ» شریک زندگی خود تبدیل شود؟
آکادمی طرحوارهدرمانی ایران با مدیریت دکتر عباس شفیعی | 92 |
| 3 | پست ۱۳ از مجموعه تخصصی زوج و خانوادهدرمانی طرحوارهمحور و تلفیقی
«وقتی کودک، والدِ والدین خود میشود»
والدگونهشدن چگونه با بلوغ، مسئولیتپذیری و فداکاری اشتباه گرفته میشود؟
ساحل، دختری شانزدهساله، همراه والدینش وارد جلسه میشود.
مادر میگوید:
«از بچگی خیلی عاقل بود. وقتی حال من بد میشود، فقط او میتواند آرامم کند.»
پدر اضافه میکند:
«هم درسش عالی است، هم مراقب برادرش است. وقتی من نیستم، خانه را اداره میکند.»
درمانگر از ساحل میپرسد:
«اگر یک روز کمک نکنی چه میشود؟»
ساحل مکث میکند:
«مامان بههم میریزد، برادرم کارهایش را انجام نمیدهد و بابا عصبانی میشود. کلاً خانه بههم میریزد.»
اینجا با یک سؤال مهم روبهرو هستیم:
آیا ساحل صرفاً نوجوانی مسئولیتپذیر است، یا برای حفظ ثبات خانواده مجبور شده زودتر از موعد بزرگ شود؟
والدگونهشدن چیست؟
والدگونهشدن (Parentification) زمانی رخ میدهد که کودک یا نوجوان بهطور مزمن مسئولیتهایی را بر عهده میگیرد که از نظر هیجانی یا عملی متعلق به بزرگسالان است.
در این وضعیت، نقشها جابهجا میشوند: بهجای اینکه والد امنیت و مراقبت فراهم کند، کودک بخشی از مسئولیت حفظ خانواده یا تنظیم هیجان والد را بر عهده میگیرد.
والدگونهشدن میتواند دو شکل اصلی داشته باشد:
ابزاری: مراقبت دائمی از خواهر و برادر، اداره خانه، خرید، پختوپز، پیگیری امور والد و مسئولیتهایی فراتر از سن.
هیجانی: آرامکردن والد، شنیدن مشکلات زناشویی، محرم اسرار شدن و احساس مسئولیت برای افسردگی، اضطراب یا خشم او.
جملهای مانند:
«تو تنها کسی هستی که من را میفهمی»
ممکن است برای کودک هم لذتبخش باشد و هم بار سنگینی ایجاد کند.
هر مسئولیتی والدگونهشدن نیست
کمک کودک به خانواده لزوماً آسیبزا نیست. سؤال این است:
آیا مسئولیت متناسب با سن است؟
آیا کودک حق انتخاب دارد؟
آیا مسئولیت موقت است یا مزمن؟
آیا بزرگسالان همچنان رهبری خانواده را بر عهده دارند؟
آیا کودک میتواند بدون احساس گناه بازی کند، استراحت کند و کمک بخواهد؟
مسئله فقط میزان مسئولیت نیست؛ مسئله جابهجایی نقش و هزینه رشدی آن است.
فرمولبندی طرحوارهای ساحل
ساحل ممکن است بهتدریج باور کند:
«نیازهای دیگران مهمتر از نیازهای من است.»
«ارزش من به مفیدبودنم بستگی دارد.»
«اگر مراقب نباشم، اتفاق بدی میافتد.»
«اگر از خانواده فاصله بگیرم، خودخواه هستم.»
در چنین شرایطی، طرحوارههایی مانند ایثار، اطاعت، محرومیت هیجانی، معیارهای سختگیرانه و رهاشدگی میتوانند تقویت شوند.
کودک آسیبپذیر احساس تنهایی میکند، اما والد پرتوقع درونی میگوید:
«باید قوی باشی؛ حق نداری خسته شوی.»
بخش بیشجبرانگر ممکن است با کمالگرایی، موفقیت افراطی و کنترل ظاهر شود و محافظ جداشده بگوید:
«من مشکلی ندارم.»
وقتی کودک بزرگ میشود
والدگونهشدن ممکن است در بزرگسالی به شکل دیگری بازسازی شود.
فرد همیشه نقش نجاتدهنده میگیرد، به افراد نیازمند جذب میشود، از دریافت کمک احساس شرم میکند، نمیتواند «نه» بگوید و هنگام استراحت احساس گناه دارد.
در رابطه عاطفی ممکن است بگوید:
«من همه کار برای این رابطه انجام میدهم، اما هیچکس من را نمیبیند.»
چرخه آشناست:
مراقبت افراطی → بیاننکردن نیازها → عادت دیگران به دریافت مراقبت → محرومیت و خشم → مراقبت بیشتر.
از منظر دلبستگی، فرد آموخته است:
«اگر نیازمند باشم شاید کسی کنارم نباشد؛ اما اگر مفید باشم، رابطه حفظ میشود.»
از منظر ACT نیز مسئله مهربانی نیست؛ تفاوت میان مراقبت انتخابشده بر اساس ارزشها و مراقبت اجباری تحت فرمان ترس و احساس گناه است.
درمان چه میکند؟
هدف درمان این نیست که کودک مسئولیتپذیری را کنار بگذارد.
درمانگر ابتدا ساختار خانواده، وضعیت روانی والدین و منابع حمایتی را بررسی میکند. سپس مسئولیتهای بزرگسالانه بهتدریج به بزرگسالان بازگردانده میشوند.
والد میتواند به کودک بگوید:
«از همراهی تو ممنونم، اما تو مسئول حال من نیستی.»
کودک نیز باید دوباره حق داشته باشد:
دوستانش را ببیند،
استراحت کند،
اشتباه کند،
کمک بخواهد،
«نه» بگوید
و خودش نیز مراقبت دریافت کند.
⚠️ خطای بالینی پست سیزدهم: برداشتن ناگهانی همه مسئولیتها از کودک یا شرمسارکردن والدین.
هدف، بیمسئولیتکردن کودک نیست؛ هدف، بازگرداندن مرز میان مسئولیت سالم و بار بزرگسالانه است.
🧩 چالش بالینی
مردی ۳۴ ساله میگوید:
«همسرم هیچچیز را مدیریت نمیکند. من باید حواسم به داروها، کارها، قرارها و حتی رابطهاش با خانواده خودش باشد.» | 91 |
| 4 | ۱. دختر چه نقشهایی گرفته است؟
دختر چند نقش فراتر از جایگاه طبیعی یک نوجوان گرفته است:
- مراقب عاطفی مادر: مادر برای آرامشدن به او تکیه میکند.
- محرم اسرار: مادر مشکلات و ناراحتیهای مربوط به رابطه با همسرش را با او در میان میگذارد.
- تنظیمکننده هیجان: دختر احساس میکند باید مادر را آرام نگه دارد.
- مراقب خانواده: پدر از او میخواهد مراقب مادر و برادر کوچکتر باشد.
- میانجی و متحد یکی از والدین: بهتدریج وارد تعارض والدین میشود.
بنابراین دختر از جایگاه «فرزند» به سمت نقش یک بزرگسال کوچک در خانواده حرکت کرده است.
---
۲. کدام مسئولیتها متناسب با سن او نیست؟
کمک به والدین یا برادر کوچکتر در حد متناسب با سن طبیعی است؛ اما مسئولیتهایی که در این خانواده به دختر داده شده، فراتر از این حد است.
او نباید:
- مسئول آرامکردن مادر باشد.
- مسئول حل اختلاف والدین باشد.
- احساسات مادر را مدیریت کند.
- مسئول حفظ آرامش خانواده باشد.
- نقش مراقب اصلی برادر کوچکتر را داشته باشد.
- به دلیل ترس از ناراحتی مادر، زندگی اجتماعی خودش را محدود کند.
جمله «نمیتوانم از خانه بیرون بروم، شاید مامان به من نیاز داشته باشد» نشانه مهمی است که نشان میدهد مرز مسئولیتهای او با والدین بهدرستی شکل نگرفته است.
---
۳. چه نیازهایی از والدین از طریق او تأمین میشود؟
به نظر میرسد مادر از طریق دختر نیازهایی مانند:
- حمایت عاطفی
- شنیدهشدن
- آرامشدن
- کاهش تنهایی
- احساس امنیت
را دریافت میکند.
پدر نیز بخشی از مسئولیت مراقبت از مادر و برادر کوچکتر را به دختر منتقل کرده است.
در نتیجه، دختر تبدیل شده است به فردی که بهطور موقت اضطراب و فشار خانواده را تنظیم میکند.
مشکل اینجاست که آرامش کوتاهمدت والدین ممکن است به قیمت فشار روانی بیشتر بر کودک ایجاد شود.
---
۴. موفقیت و مسئولیتپذیری بالای او ممکن است چه چیزی را پنهان کند؟
موفقیت تحصیلی بهخودیخود مشکل نیست و نباید آن را نشانه آسیب بدانیم.
اما در این کیس، وقتی موفقیت تحصیلی همراه با مسئولیتپذیری افراطی، سردرد، فاصلهگرفتن از دوستان و نگرانی دائمی درباره مادر است، ممکن است بخشی از این موفقیت نقش یک راه مقابلهای را داشته باشد.
ممکن است دختر در ذهن خود به این نتیجه رسیده باشد:
««اگر من خوب، موفق و بدون مشکل باشم، فشار کمتری به خانواده وارد میشود.»»
بنابراین ظاهر یک دختر بسیار قوی و مسئولیتپذیر ممکن است در کنار خود، اضطراب، خستگی و نادیدهگرفتن نیازهای شخصی را پنهان کرده باشد.
---
۵. چه طرحوارهها و ذهنیتهایی ممکن است تقویت شوند؟
در این شرایط، چند طرحواره و باور ممکن است تقویت شوند:
ایثار:
«نیازهای دیگران از نیازهای من مهمتر است.»
رهاشدگی:
«اگر مراقب خانواده نباشم، ممکن است خانواده از هم بپاشد.»
معیارهای سختگیرانه:
«باید همیشه قوی، موفق و مسئول باشم.»
اطاعت:
«نباید کاری کنم که والدینم ناراحت شوند.»
محرومیت هیجانی:
«نیازهای من آنقدر مهم نیستند؛ من باید مراقب دیگران باشم.»
همچنین ممکن است یک باور مرکزی شکل بگیرد:
««من مسئول احساسات و حالِ والدینم هستم.»»
البته اینها فرضیههای بالینی هستند و برای تأیید آنها به ارزیابی دقیق نیاز است.
---
۶. چگونه مسئولیت را به والدین بازگردانیم، بدون اینکه دختر احساس کند خانواده را رها کرده است؟
مهمترین نکته این است که به دختر نگوییم:
««دیگر به مادرت کمک نکن.»»
زیرا ممکن است این پیام را به معنای «دیگر خانوادهات را دوست نداشته باش» برداشت کند.
باید بین محبت کردن و مسئول بودن تفاوت بگذاریم.
میتوان به او گفت:
««تو میتوانی مادرت را دوست داشته باشی و به او اهمیت بدهی، اما مسئول احساسات و مشکلات او نیستی.»»
والدین نیز باید مسئولیت خود را پس بگیرند.
برای مثال، بهجای اینکه پدر بگوید:
««مراقب مادرت باش.»»
بگوید:
««اگر مادرت ناراحت است، من خودم با او صحبت میکنم. تو لازم نیست مسئول حال او باشی.»»
و مادر نیز بهجای درد دل کردن درباره مشکلات زناشویی با دختر، حمایت مورد نیاز خود را از همسر، دوستان، خانواده یا متخصص دریافت کند.
در نهایت، باید به دختر اجازه داده شود که:
- با دوستانش وقت بگذراند.
- از خانه خارج شود.
- علایق خودش را دنبال کند.
- اشتباه کند.
- همیشه قوی نباشد.
- بدون احساس گناه زندگی نوجوانی خودش را داشته باشد.
پیام اصلی درمان میتواند این باشد:
««تو میتوانی دختر این خانواده باشی، بدون اینکه مسئول نجات این خانواده باشی.»»
هدف درمان جداکردن دختر از خانواده نیست؛ هدف این است که مسئولیت بزرگسالان به بزرگسالان برگردد و دختر دوباره در جایگاه طبیعی خود بهعنوان فرزند قرار بگیرد. | 1 |
| 5 | والد تنبیهگر میگوید:
«مشکل از خودت است؛ تو دوستداشتنی نیستی.»
اما بزرگسال سالم تلاش میکند واقعیت را بررسی کند:
«من الان احساس ناامنی میکنم؛ اما احساس من الزاماً معادل واقعیت نیست. ببینم واقعاً چه اتفاقی افتاده و چگونه میتوانم نیازم را سالم بیان کنم.»
این تفاوت، یکی از کلیدیترین نقاط درمان است.
یک سؤال مهم پیش از انتخاب شریک عاطفی
به جای اینکه فقط بپرسیم:
«چقدر جذبش شدهام؟»
بهتر است چند سؤال دیگر هم بپرسیم:
در کنار این فرد بیشتر احساس امنیت میکنم یا اضطراب و بلاتکلیفی؟
میتوانم نیازها و مرزهای خودم را بیان کنم؟
وقتی اختلافی پیش میآید، گفتوگو امکانپذیر است یا وارد چرخه تعقیب، قهر، تحقیر و فاصله میشویم؟
آیا این رابطه به نیازهای هیجانی سالم من پاسخ میدهد یا عمدتاً زخمهای قدیمیام را تحریک میکند؟
آیا برای حفظ رابطه مجبورم خودم را نادیده بگیرم؟
آیا چیزی که آن را «عشق شدید» مینامم، بخشی از آن ممکن است فعالشدن طرحواره باشد؟
هدف طرحوارهدرمانی حذف احساس و کشش نیست
قرار نیست انسان برای انتخاب شریک زندگی تبدیل به ماشین محاسبهگر شود.
هدف این است که آگاهی بین احساس و تصمیم قرار بگیرد.
یعنی بتوانیم تشخیص دهیم:
«من به این فرد کشش دارم؛ اما باید بفهمم این کشش از کجا میآید.»
گاهی کشش ما بخشی از یک ارتباط سالم است.
گاهی نیز بخشی از آن از زخمی قدیمی میآید که میخواهد داستان آشنای خود را دوباره اجرا کند.
و گاهی هر دو همزمان وجود دارند.
تغییر از جایی آغاز میشود که الگو را میبینیم
طرحوارهدرمانی نمیگوید:
«گذشته، روابط امروز تو را محکوم کرده است.»
میگوید:
«گذشته میتواند بر انتخابها، حساسیتها و واکنشهای امروز تو اثر بگذارد؛ اما وقتی این الگوها را بشناسی، امکان انتخاب آگاهانهتر افزایش پیدا میکند.»
بزرگسال سالم یاد میگیرد میان دو چیز تفاوت بگذارد:
«این فرد برای من آشناست»
و
«این رابطه برای من سالم است.»
این دو همیشه یکی نیستند.
گاهی چیزی که بسیار آشناست، فقط تکرار یک زخم قدیمی است.
و گاهی چیزی که در ابتدا کمتر آشنا و حتی کمی «غریب» به نظر میرسد، همان رابطهای است که در آن امنیت، احترام، ثبات، مرزبندی سالم، صمیمیت و پاسخگویی هیجانی بیشتری وجود دارد.
شناخت طرحوارهها قرار نیست عشق را از ما بگیرد؛ قرار است کمک کند در عشق، کمتر اسیر تکرارهای قدیمی و بیشتر قادر به انتخاب آگاهانه باشیم.
— دکتر عباس شفیعی
روانشناس و طرحوارهدرمانگر
آکادمی طرحوارهدرمانی ایران
#طرحواره_درمانی #طرحواره #روابط_عاطفی #انتخاب_همسر #زوج_درمانی #رهاشدگی #محرومیت_هیجانی #ذهنیت_ها #بزرگسال_سالم #کشش_طرحوارهای #روانشناسی_رابطه | 118 |
| 6 | چرا گاهی جذب آدمهایی میشویم که طرحوارههای ما را دوباره فعال میکنند؟
گاهی وارد رابطهای میشویم و بعد از مدتی با تعجب میگوییم:
«چرا دوباره همین اتفاق افتاد؟»
«چرا باز جذب کسی شدم که از نظر عاطفی در دسترس نیست؟»
«چرا روابط من با آدمهای متفاوت، آخرش شبیه هم میشوند؟»
«چرا کسی که در ابتدا اینقدر برایم جذاب بود، حالا همان احساسهای قدیمی را در من زنده میکند؟»
از دیدگاه طرحوارهدرمانی، پاسخ را نباید فقط در «انتخاب اشتباه شریک عاطفی» جستوجو کرد.
گاهی بخشی از پاسخ در الگوهای عمیقی است که سالها پیش شکل گرفتهاند؛ یعنی طرحوارههای ناسازگار اولیه.
آشنایی همیشه به معنای سلامت نیست
یکی از نکات مهم در انتخاب شریک عاطفی این است که:
آنچه برای ما آشناست، لزوماً آن چیزی نیست که برای ما سالم است.
فرض کنید فردی در کودکی بارها با والد یا مراقبی مواجه شده که از نظر عاطفی سرد، دور، غیرقابلپیشبینی یا کمتوجه بوده است.
ممکن است در بزرگسالی نیز بدون اینکه آگاهانه چنین تصمیمی گرفته باشد، نسبت به فردی کشش بیشتری احساس کند که بخشی از همان فضای هیجانی را بازآفرینی میکند.
نه به این دلیل که «رنج را دوست دارد»، بلکه چون سیستم روانشناختی او این الگوی رابطه را میشناسد.
اینجاست که مفهوم مهم کشش طرحوارهای مطرح میشود.
کشش طرحوارهای چیست؟
گاهی ویژگیهای یک فرد، طرحوارههای عمیق ما را فعال میکنند و همین فعالشدن میتواند با هیجان، اضطراب، اشتیاق، نیاز شدید به تأیید یا ترس از دستدادن همراه شود.
برای مثال، فردی با طرحواره رهاشدگی/بیثباتی ممکن است نسبت به کسی بسیار حساس شود که گاهی نزدیک و گاهی دور است.
فردی با طرحواره محرومیت هیجانی ممکن است جذب شریکی شود که از نظر عاطفی چندان پاسخگو نیست.
فردی با طرحواره نقص/شرم ممکن است در رابطهای بماند که مرتب احساس ناکافیبودن او را تقویت میکند.
فردی با طرحواره اطاعت ممکن است در کنار فردی سلطهگر، بهتدریج خواستهها و نیازهای خودش را کنار بگذارد.
و فردی با طرحواره ایثار ممکن است وارد رابطهای شود که در آن بیشتر نقش مراقب، نجاتدهنده و تأمینکننده نیازهای دیگری را برعهده میگیرد.
اما یک نکته بسیار مهم:
داشتن یک طرحواره به این معنا نیست که فرد حتماً چنین شریکی انتخاب خواهد کرد.
طرحوارهها سرنوشت نیستند؛ آنها گرایشها و الگوهایی هستند که میتوان آنها را شناخت و تغییر داد.
چرا این الگوها تکرار میشوند؟
در طرحوارهدرمانی معمولاً چند سازوکار را بررسی میکنیم:
۱. نیازهای هیجانی برآوردهنشده
اگر نیازهایی مانند امنیت، دلبستگی ایمن، پذیرش، توجه، اعتباربخشی، آزادی بیان هیجان یا احترام در سالهای اولیه به اندازه کافی برآورده نشده باشند، ممکن است آثار آنها در روابط بزرگسالی باقی بماند.
گاهی فرد در رابطه جدید، ناخودآگاه امیدوار است این بار داستان قدیمی پایان متفاوتی پیدا کند:
«شاید این بار بتوانم کاری کنم که دوستم داشته باشد.»
«شاید این بار ترکم نکند.»
«شاید این بار بالاخره مرا ببیند.»
اما ممکن است دقیقاً همان زخم دوباره فعال شود.
۲. آشنایی روانشناختی
ذهن انسان الزاماً فقط به دنبال «بهترین» نیست؛ گاهی به چیزی واکنش نشان میدهد که برایش قابلشناسایی است.
به همین دلیل، یک رابطه سالم و باثبات حتی ممکن است در ابتدا برای بعضی افراد کمتر هیجانانگیز به نظر برسد، درحالیکه رابطهای پر از تعقیب، فاصله، ابهام و نوسان هیجانی بسیار «پرشور» تجربه شود.
اما:
شدت هیجان، معیار سلامت رابطه نیست.
۳. سبکهای مقابلهای
وقتی طرحواره فعال میشود، معمولاً یکی از سبکهای مقابلهای نیز وارد میدان میشود:
تسلیم:
فرد وارد رابطهای میشود که همان پیام قدیمی طرحواره را تأیید میکند.
اجتناب:
از صمیمیت واقعی فاصله میگیرد تا دوباره آسیب نبیند.
جبران افراطی:
تلاش میکند درست در نقطه مقابل احساس آسیبپذیری خود رفتار کند؛ مثلاً کنترلگر، سرد، سلطهجو یا بیشازحد مستقل شود.
بنابراین گاهی مسئله فقط این نیست که چه کسی را انتخاب میکنیم؛ مهم است ببینیم:
در کنار او، خود ما به چه کسی تبدیل میشویم؟
ذهنیتها چگونه وارد رابطه میشوند؟
وقتی یک موقعیت حساس رخ میدهد، فقط طرحواره فعال نمیشود؛ ممکن است یک ذهنیت نیز کنترل رفتار را در دست بگیرد.
مثلاً شریک عاطفی چند ساعت پاسخ نمیدهد.
طرحواره رهاشدگی فعال میشود.
کودک آسیبپذیر میگوید:
«حتماً دارد مرا ترک میکند.»
کودک خشمگین میگوید:
«پس من هم نشانش میدهم!»
محافظ بیتفاوت میگوید:
«اصلاً به هیچکس احتیاج ندارم.» | 143 |
| 7 | Немає тексту... | 171 |
| 8 | 📌تکنیکهای ممنوعه و معجزه گر در درمان اختلال شخصیت نمایشی
📘 در کتاب : طرحوارهدرمانی پیشرفته برای اختلالات شخصیت
🔏 نوشته دکتر عباس شفیعی
برای خرید نسخه pdf کتاب با قیمت ۹۹۹ تومان به ما پیام بدید .
🧑🎓آکادمی طرحوارهدرمانی ایران | 1 |
| 9 | Немає тексту... | 176 |
| 10 | یک نکته بالینی مهم
هر فکر تکراری را نباید «نشخوار» نامید.
در ارزیابی بالینی باید میان پدیدههایی مانند نشخوار افسردگی، نگرانی اضطرابی، افکار وسواسی، مرور پس از رویداد در اضطراب اجتماعی، خودانتقادی، پردازش تروما و حل مسئله واقعی تمایز قائل شد.
بنابراین مداخله باید بر اساس کارکرد فکر انتخاب شود، نه صرفاً تکراریبودن آن.
جمعبندی
هدف درمان نشخوار این نیست که ذهن مراجع را ساکت کنیم.
هدف این است که مراجع یاد بگیرد تشخیص دهد:
چه زمانی دارم مسئلهای را حل میکنم و چه زمانی فقط درون مسئله میچرخم؟
و بعد بتواند از:
نشخوار → مشاهده → فهم هیجان و نیاز → تصمیم → اقدام مؤثر
حرکت کند.
در طرحوارهدرمانی یک سؤال دیگر نیز اضافه میکنیم:
«چه بخشی از من اکنون در حال حرفزدن است، چه طرحواره یا ذهنیتی فعال شده، و بزرگسال سالم من چگونه میتواند پاسخ دهد؟»
همینجا است که «فکرکردن بیشتر» جای خود را به آگاهی، پردازش هیجانی و پاسخ سالمتر میدهد.
آکادمی طرحوارهدرمانی ایران
با مدیریت دکتر عباس شفیعی
🌐 irsta.ir
Instagram: @dr.abas.shafiee | 286 |
| 11 | ۷. نشخوار را زمانبندی کنید
تلاش برای سرکوب فکر معمولاً راهحل مناسبی نیست.
بهجای جنگیدن با فکر، میتوان از تکنیک زمان مشخص برای نشخوار/نگرانی استفاده کرد.
وقتی فکر ظاهر شد:
«متوجه شدم. لازم نیست همین الان آن را حل کنم. ساعت ۷ به آن برمیگردم.»
سپس در زمان تعیینشده، فرد میتواند موضوع را بررسی کند.
هدف این تمرین «ممنوعکردن فکر» نیست؛ بلکه آموزش این مهارت است:
هر فکری که وارد ذهن من میشود، الزاماً دستور فوری برای ادامه فکرکردن نیست.
۸. توجه را از ذهن به زمان حال برگردانید
نشخوار معمولاً فرد را از تجربه اکنون جدا میکند.
در اینجا تکنیکهای توجهآگاهی میتوانند مفید باشند:
«الان چه چیزی میبینی؟»
«سه صدایی که میشنوی چیست؟»
«کدام قسمت بدنت بیشترین تنش را دارد؟»
«پاهایت را روی زمین احساس کن.»
هدف حذف فکر نیست.
فرد میآموزد:
«فکر در ذهن من حضور دارد، اما مجبور نیستم وارد آن شوم.»
این نقطه، پلی میان مداخلات CBT و ACT است.
۹. با فکر نجنگید؛ از آن فاصله بگیرید
در ACT میتوان از گسلش شناختی (Cognitive Defusion) استفاده کرد.
بهجای:
«من شکستخوردهام.»
بگوییم:
«من دارم فکرِ "من شکستخوردهام" را تجربه میکنم.»
یا:
«ذهن من دوباره داستان شکست را شروع کرده است.»
تفاوت کوچک است، اما مهم:
فکر = رویداد ذهنی
نه الزاماً:
فکر = واقعیت
۱۰. پاسخ جایگزین برای لحظه شروع نشخوار بسازید
یکی از مهمترین کارها این است که مراجع دقیقاً بداند هنگام شروع چرخه چه کند.
ابتدا نشانه را مشخص کنید:
«از کجا میفهمی دوباره وارد نشخوار شدهای؟»
مثلاً:
«وقتی متوجه میشوم برای سومین بار همان مکالمه را مرور میکنم.»
سپس پاسخ جایگزین طراحی کنید:
«الان ذهنم دوباره وارد چرخه مرور شده است. اول مشخص میکنم مسئلهای قابل حل وجود دارد یا نه. اگر وجود دارد، یک اقدام مشخص انتخاب میکنم؛ اگر نه، توجه خودم را به فعالیت فعلی برمیگردانم.»
این پاسخ باید در جلسه تمرین شود، نه اینکه فقط درباره آن صحبت شود.
۱۱. تکنیک مهم طرحوارهدرمانی: بپرسید «چه چیزی فعال شده است؟»
در طرحوارهدرمانی یک قدم عمیقتر میرویم.
گاهی نشخوار فقط یک عادت شناختی نیست؛ محرکی، یک طرحواره یا ذهنیت را فعال کرده است.
مثلاً فرد پس از پاسخندادن همسرش ساعتها فکر میکند:
«چرا جواب نداد؟»
«نکند کسی دیگر وارد زندگیاش شده؟»
«چرا همیشه این اتفاق برای من میافتد؟»
در سطح شناختی، نشخوار میبینیم.
اما در سطح طرحوارهای ممکن است رهاشدگی/بیثباتی فعال شده باشد.
یا بعد از یک اشتباه کوچک:
«چرا این اشتباه را کردم؟»
«چطور ممکن است اینقدر احمق باشم؟»
«حتماً همه فهمیدند من بیعرضهام.»
ممکن است پای نقص/شرم، شکست یا معیارهای سختگیرانه در میان باشد.
پس سؤال فقط این نیست:
«چطور نشخوار را متوقف کنیم؟»
سؤال عمیقتر این است:
«این نشخوار از کدام درد هیجانی محافظت میکند یا کدام طرحواره را زنده نگه میدارد؟»
۱۲. ذهنیت پشت نشخوار را پیدا کنید
گاهی صدای نشخوار، صدای والد تنبیهگر است:
«چرا این کار را کردی؟»
«باز خراب کردی.»
«همیشه همین هستی.»
گاهی والد پرتوقع است:
«باید بهتر عمل میکردی.»
«نباید هیچ اشتباهی میکردی.»
و گاهی نشخوار بخشی از یک راهبرد مقابلهای برای دورشدن از احساسات دردناک است؛ فرد ساعتها «فکر» میکند تا مجبور نباشد مستقیماً غم، شرم، ترس، خشم یا تنهایی را تجربه کند.
اینجا درمانگر نباید صرفاً با محتوای تکتک فکرها مناظره کند.
گاهی باید بپرسد:
«اگر برای لحظهای فکرکردن را متوقف کنی، زیر این همه فکر چه احساسی وجود دارد؟»
این سؤال میتواند مسیر جلسه را کاملاً تغییر دهد.
۱۳. از نشخوار به نیاز هیجانی برسید
در طرحوارهدرمانی میتوان مسیر زیر را دنبال کرد:
محرک → طرحواره → ذهنیت → هیجان → نیاز → پاسخ بزرگسال سالم
مثلاً:
همسر دیر جواب میدهد
↓
طرحواره رهاشدگی فعال میشود
↓
کودک آسیبپذیر
↓
ترس و تنهایی
↓
نیاز به امنیت، ثبات و اطمینانبخشی
↓
پاسخ بزرگسال سالم
بهجای ساعتها تحلیل:
«چرا جواب نداد؟»
فرد یاد میگیرد بگوید:
«الان بخش آسیبپذیر من ترسیده است. ترس من واقعی است، اما ترس الزاماً اثبات نمیکند که قرار است رها شوم. باید واقعیت را بررسی کنم و به نیازم به شیوه سالم پاسخ بدهم.»
این دیگر صرفاً «توقف فکر» نیست؛ تغییر رابطه فرد با تجربه درونی خودش است.
یک پروتکل کوتاه برای لحظه شروع نشخوار
وقتی متوجه شدید وارد چرخه شدهاید، این ۷ سؤال را از خودتان بپرسید:
محرک چه بود؟
الان دقیقاً چه فکری را تکرار میکنم؟
چه احساسی زیر این فکر وجود دارد؟
آیا اطلاعات جدیدی تولید میکنم یا همان مطالب را مرور میکنم؟
آیا مسئلهای وجود دارد که همین حالا بتوانم برای آن کاری انجام دهم؟
اگر بله، کوچکترین اقدام مؤثر چیست؟
اگر نه، آیا میتوانم اجازه دهم فکر حضور داشته باشد و توجه خود را به اکنون و یک فعالیت ارزشمند برگردانم؟ | 219 |
| 12 | حتماً دکتر. برای تلگرام بهتر است از سطح «۴ تکنیک» فراتر برویم و یک پست آموزشی بسازیم که هم برای درمانگر کاربرد داشته باشد و هم مخاطب عمومی بتواند از آن استفاده کند.
نشخوار فکری؛ وقتی فکرکردن دیگر حل مسئله نیست
گاهی مراجع میگوید:
«تمام شب داشتم به اتفاقی که افتاد فکر میکردم.»
«صد بار مکالمهمان را در ذهنم مرور کردم.»
«مدام فکر میکنم چرا این کار را کردم.»
«هرچه بیشتر فکر میکنم، کمتر به نتیجه میرسم.»
در ظاهر، فرد دارد برای فهمیدن یا حل یک مشکل تلاش میکند؛ اما در واقع ممکن است وارد چرخه نشخوار فکری (Rumination) شده باشد.
نشخوار فکری صرفاً «زیاد فکر کردن» نیست. مسئله اصلی این است که فکرها تکراری، چرخشی و کمثمر میشوند و بهجای آنکه فرد را به فهم تازه، تصمیم یا اقدام مؤثر برسانند، او را دوباره به همان نقطه قبلی برمیگردانند.
بنابراین هدف درمان این نیست که به مراجع بگوییم:
❌ «فکر نکن.»
❌ «مثبت فکر کن.»
❌ «بیخیالش شو.»
❌ «ذهنت را منحرف کن.»
بلکه باید کمک کنیم فرد متوجه ورود به چرخه نشخوار شود، کارکرد آن را بشناسد و از پردازش تکراری به پردازش سازنده و اقدام مؤثر حرکت کند.
۱. اول مشخص کنید: این فکر حل مسئله است یا نشخوار؟
یکی از مهمترین مداخلات، کمک به مراجع برای تشخیص تفاوت میان حل مسئله (Problem Solving) و نشخوار فکری است.
از او بپرسید:
«این فکرها معمولاً چه زمانی شروع میشوند؟»
«در چند دقیقه گذشته به اطلاعات تازهای رسیدی یا همان مطالب قبلی را دوباره مرور کردی؟»
«این فکرکردن تو را به تصمیم یا اقدام مشخصی رسانده است؟»
«بعد از این همه فکرکردن، مسئله برایت روشنتر شده یا فقط خستهتر و آشفتهتر شدهای؟»
یک معیار عملی:
اگر فکرکردن مکرراً به همان نقطه بازمیگردد و خروجی آن فهم تازه، تصمیم یا اقدام نیست، احتمالاً با نشخوار مواجهیم نه حل مسئله.
۲. از «چرا؟»های کلی به «چه اتفاقی افتاد؟» بروید
نشخوار اغلب با پرسشهای کلی و انتزاعی تغذیه میشود:
«چرا من همیشه همینطورم؟»
«چرا هیچوقت رابطههای من درست نمیشود؟»
«چرا من نمیتوانم مثل بقیه باشم؟»
این پرسشها ممکن است فرد را به خودانتقادی و تعمیمهای گسترده ببرند.
درمانگر میتواند پردازش را عینیتر کند:
«آخرین باری که این اتفاق افتاد دقیقاً چه زمانی بود؟»
«چه اتفاقی افتاد؟»
«قبل از تغییر حالتت چه چیزی شنیدی یا دیدی؟»
«آن لحظه چه فکری از ذهنت گذشت؟»
«چه احساسی داشتی؟»
«چه کاری انجام دادی؟»
هدف این نیست که مراجع کمتر فکر کند؛ هدف این است که از تفکر کلی و تکراری به پردازش مشخص، زمینهمند و قابل بررسی حرکت کند.
۳. سؤال طلایی: «این فکر قرار است به چه کاری منجر شود؟»
وقتی مراجع مدت زیادی درباره مسئلهای فکر میکند، بپرسید:
«اگر این فکرکردن مفید باشد، در پایان باید به چه تصمیم یا اقدامی منجر شود؟»
اگر پاسخ مشخصی وجود دارد، آن را تبدیل به یک اقدام کنید.
مثلاً:
«باید با همسرم درباره آن موضوع صحبت کنم.»
پس مرحله بعدی دیگر ۳ ساعت فکرکردن نیست؛ باید مشخص شود:
چه زمانی؟
درباره چه چیزی؟
با چه جملهای؟
با چه درخواستی؟
اما اگر مراجع میگوید:
«هیچ کاری نمیتوانم بکنم؛ فقط دوباره اتفاق را مرور میکنم.»
احتمالاً وارد چرخه نشخوار شده است.
۴. حلقه نشخوار را روی کاغذ بیاورید
نشخوار در ذهن مبهم و بیانتها به نظر میرسد. آن را مکتوب کنید:
محرک → فکر → هیجان → نشخوار → پیامد → نشخوار بیشتر
مثلاً:
پیام همسرم دیر پاسخ داده شد
⬅ «حتماً دیگر برایش مهم نیستم»
⬅ اضطراب و غم
⬅ مرور رفتارهای چند هفته اخیر
⬅ افزایش اضطراب
⬅ جستوجوی شواهد بیشتر
⬅ فعالشدن دوباره همان فکر
وقتی چرخه دیده شود، مراجع بهتر متوجه میشود که مسئله فقط محتوای فکر نیست؛ فرایند فکرکردن نیز بخشی از مشکل شده است.
۵. بین «واقعیت» و «تفسیر» فاصله ایجاد کنید
از مراجع بخواهید دو ستون ایجاد کند:
آنچه واقعاً میدانم | آنچه ذهنم تفسیر میکند
مثلاً:
واقعیت: «پیامم سه ساعت بیپاسخ مانده است.»
تفسیر: «دیگر دوستم ندارد.»
واقعیت: «مدیرم از بخشی از کارم انتقاد کرد.»
تفسیر: «من بیکفایتم و احتمالاً اخراجم میکند.»
این تمرین مخصوصاً زمانی مهم است که نشخوار با ذهنخوانی، فاجعهسازی، تعمیم افراطی یا شخصیسازی همراه شده باشد.
۶. هزینه و فایده نشخوار را بررسی کنید
نشخوار معمولاً کاملاً بیمنطق نیست. اغلب برای فرد کارکردی ذهنی دارد.
ممکن است فرد باور داشته باشد:
«اگر بیشتر فکر کنم، بالاخره جواب را پیدا میکنم.»
«اگر همه جزئیات را مرور کنم، دوباره اشتباه نمیکنم.»
«اگر بفهمم چرا این اتفاق افتاد، آرام میشوم.»
بنابراین بپرسید:
«نشخوار قرار است چه کمکی به تو بکند؟»
و بعد:
«واقعاً این کار را میکند؟»
دو ستون بنویسید:
فایدههای کوتاهمدت نشخوار
در برابر
هزینههای بلندمدت نشخوار
این کار باورهای مثبت درباره نشخوار را آشکار میکند. | 140 |
| 13 | ۱۰ جمله پر تکرار مراجعان و طرحواره پنهان پشت هر کدام
آکادمی طرحوارهدرمانی ایران | 163 |
| 14 | برخی از ترس، انتقام، اجتناب یا کنترل میآیند.
کارکرد مرز باید بررسی شود.
خطای دوم: تجویز قطع رابطه با خانواده مبدأ
نزدیکی با خانواده مبدأ الزاماً ناسالم نیست.
در فرهنگهای جمعگرا، روابط خانوادگی گسترده میتواند منبع مهم حمایت باشد.
مسئله اصلی میزان تماس نیست؛ بلکه کیفیت مرز، رضایت زوج، توزیع قدرت و اثر رابطه بر زیرسیستم زوجی است.
خطای سوم: متقارندیدن تمام تعارضها
در کنترل اجباری، خشونت یا سوءاستفاده، نمیتوان از فرد آسیبدیده خواست فقط «مرزش را بهتر بیان کند».
مسئولیت آسیب باید در جای درست قرار گیرد.
خطای چهارم: تبدیل مرز به تکنیک کلامی
جمله زیبا، بدون توان اجرای پیامد، مرز نیست.
مرز باید به رفتار قابل مشاهده تبدیل شود.
خطای پنجم: نادیدهگرفتن طرحوارههای پشت مرز
گاهی فرد میداند چه باید بگوید، اما طرحواره اطاعت، رهاشدگی یا تأییدطلبی اجازه اجرای آن را نمیدهد.
در اینجا آموزش جمله کافی نیست؛ باید با ترس و ذهنیت فعال نیز کار کرد.
تمرین عملی: نقشه مرزهای خانواده
هر یک از زوجین چهار حوزه را انتخاب کند:
حریم اطلاعات و تلفن همراه،
خانوادههای مبدأ،
پول و تصمیمهای مالی،
تربیت و انضباط فرزندان.
برای هر حوزه بنویسد:
۱. وضعیت فعلی مرز چیست: آشفته، خشک یا روشن؟
۲. من دقیقاً از چه چیزی ناراحت یا نگرانم؟
۳. کدام نیاز من در خطر است؟
۴. کدام طرحواره یا ذهنیت فعال میشود؟
۵. درخواست مشخص من چیست؟
۶. اگر توافق رعایت نشود، اقدام مسئولانه و قابل اجرای من چیست؟
این تمرین باید ابتدا برای موضوعی با شدت پایین یا متوسط انجام شود؛ نه در موقعیت خشونت، تهدید یا بحران شدید.
🧩 چالش بالینی پست یازدهم
دختری شانزدهساله هر شب تا دیروقت با تلفن همراهش مشغول است.
مادر بدون اطلاع او پیامهایش را بررسی میکند و میگوید:
«من مادرش هستم و برای امنیتش حق دارم همهچیز را بدانم.»
پدر مخفیانه به دختر میگوید:
«رمزت را عوض کن؛ مادرت زیادی کنترلگر است.»
دختر بیشتر به پدر نزدیک شده و مشکلاتش را از مادر پنهان میکند.
مادر میگوید:
«شما دوتایی علیه من متحد شدهاید.»
پدر پاسخ میدهد:
«تو با کنترلگری خودت ما را مجبور کردهای.»
اکنون فرمولبندی کنید:
۱. مرز حریم خصوصی نوجوان کجا باید قرار گیرد؟
۲. تفاوت نظارت والدینی با کنترل اضطرابی چیست؟
۳. در مادر کدام ترس، طرحواره و ذهنیت ممکن است فعال شده باشد؟
۴. پدر با حمایت مخفیانه از دختر، چه ائتلافی ایجاد کرده است؟
۵. رفتار پدر چه اثری بر اقتدار و همکاری زیرسیستم والدینی میگذارد؟
۶. نوجوان چگونه وارد تعارض زناشویی والدین شده است؟
۷. درمانگر چگونه امنیت واقعی نوجوان را ارزیابی میکند، بدون اینکه حریم او را کاملاً حذف کند؟
۸. نخستین مداخله باید با نوجوان باشد، با مادر، با پدر یا با زیرسیستم والدینی؟ چرا؟
🌱 جامعه تخصصی زوج و خانوادهدرمانی طرحوارهمحور و تلفیقی
مرز سالم یعنی:
نزدیک باشم، بدون اینکه در تو حل شوم.
کمک بگیرم، بدون اینکه قدرت تصمیمگیری را واگذار کنم.
«نه» بگویم، بدون اینکه تو را تحقیر کنم.
حریم داشته باشم، بدون اینکه فریبکاری کنم.
از رابطه محافظت کنم، بدون اینکه دیگری را زندانی کنم.
و اجازه ندهم کودکان، والدین یا اطرافیان به سربازان جنگ زناشویی تبدیل شوند.
گروه واتساپ زوج و خانوادهدرمانی طرحوارهمحور و تلفیقی | 177 |
| 15 | اطلاعات، زمان، بدن، رابطه جنسی، تلفن همراه، پول، تربیت فرزند یا خانواده مبدأ؟
۲. چه کسی درباره این حوزه حق تصمیمگیری دارد؟
۳. چه واقعیتی اتفاق افتاده و هر فرد چه معنایی به آن داده است؟
۴. مرز پیشنهادی از کدام نیاز محافظت میکند؟
۵. کدام طرحواره یا ذهنیت در نحوه بیان مرز دخالت کرده است؟
۶. اثر این مرز بر رابطه و کل سیستم خانواده چیست؟
بدون پاسخ به این سؤالها، ممکن است درمانگر کنترل را مرزبندی بنامد یا مرزبندی را خودخواهی تلقی کند.
عینک EFT چه چیزی میبیند؟
از منظر EFT، تعارض مرزی اغلب فقط درباره قانون نیست.
در زیر آن، پرسشهای دلبستگی قرار دارند.
سارا در عمق تجربهاش شاید میپرسد:
«آیا رابطه ما برای تو اولویت دارد؟»
«آیا وقتی کسی وارد حریم ما میشود، از پیوندمان محافظت میکنی؟»
فرهاد شاید در عمق تجربهاش میپرسد:
«آیا برای دوستداشتن تو باید خانوادهام را از دست بدهم؟»
«آیا در این رابطه حق استقلال و انتخاب دارم؟»
وقتی این ترسها دیده نشوند، زن با اولتیماتوم اعتراض میکند و مرد با دفاع و فاصله پاسخ میدهد.
عینک CBT چه چیزی میبیند؟
CBT باورها و تفسیرهای پشت رفتار را بررسی میکند:
«همسر خوب نباید هیچ چیزی را از شریکش خصوصی نگه دارد.»
«اگر نه بگویم، آدم خودخواهی هستم.»
«اگر همسرم با خانوادهاش صمیمی باشد، یعنی من اولویت ندارم.»
«اگر کسی برای تلفنش مرز بگذارد، حتماً چیزی را پنهان میکند.»
«احترام به والدین یعنی هیچوقت نباید با آنها مخالفت کرد.»
این باورها باید با واقعیت، فرهنگ، توافق زوج و پیامدهای رفتاری سنجیده شوند.
عینک ACT چه چیزی اضافه میکند؟
گاهی فرد میداند مرز سالم چیست، اما توان تحمل هیجانهای همراه آن را ندارد.
فرهاد شاید بداند باید به مادرش بگوید:
«جزئیات رابطهمان خصوصی است.»
اما نمیتواند احساس گناه، اضطراب و ترس از ناراحتشدن مادر را تحمل کند.
سارا نیز ممکن است بداند که تهدید به قطع رابطه سازنده نیست، اما نمیتواند اضطراب ناشی از نامطمئنبودن را تحمل کند.
ACT کمک میکند فرد بپرسد:
«میخواهم در این رابطه نماینده کدام ارزش باشم؟»
وفاداری؟
احترام؟
صمیمیت؟
استقلال؟
مسئولیت؟
و سپس حاضر شود ناراحتی کوتاهمدت مرزبندی را برای حفاظت از ارزشهای بلندمدت تحمل کند.
مداخله درمانگر با سارا و فرهاد
درمانگر ابتدا به سارا کمک میکند نیازش را از راهبرد کنترلگرانه جدا کند.
درمانگر:
«شما واقعاً نمیخواهید فرهاد مادرش را از دست بدهد. میخواهید مطمئن شوید رابطه زوجی شما حریم و اولویت دارد. درست است؟»
سارا بعد از کمی سکوت میگوید:
«بله. میخواهم احساس کنم ما یک خانوادهایم، نه اینکه من همیشه نفر سوم باشم.»
سپس درمانگر به فرهاد کمک میکند دفاع را کاهش دهد:
«وقتی سارا میگوید مسائل خصوصی را منتقل نکنید، آیا الزاماً میگوید مادرتان را ترک کنید؟ یا ممکن است از شما بخواهد از حریم رابطهتان محافظت کنید؟»
فرهاد میگوید:
«شاید. ولی نمیدانم وقتی بههم میریزم با چه کسی حرف بزنم.»
این جمله نقطه مهمی است.
اکنون بهجای جنگ بر سر مادر، یک نیاز واقعی دیده میشود:
نیاز فرهاد به حمایت و تنظیم هیجانی.
درمانگر میتواند به زوج کمک کند توافق کنند:
فرهاد میتواند درباره احساس کلی خود با فردی امن صحبت کند؛
اما جزئیات محرمانه، تحقیرآمیز یا خصوصی سارا را بدون رضایت او منتقل نکند؛
از مادرش نخواهد میانجی یا قاضی رابطه شود؛
و برای مسائل حساس از درمانگر، دوست بیطرف یا منبع حمایتی مورد توافق استفاده کند.
فرهاد نیز میتواند به مادرش بگوید:
«من از حمایتت ممنونم، اما اختلافهای زناشویی ما باید میان خودمان و درمانگرمان حل شود. لطفاً درباره مطالبی که از من میشنوی با سارا تماس نگیر.»
این جمله بیاحترامی به مادر نیست.
این اقدام، محافظت از مرز زیرسیستم زوجی است.
وقتی فرزند وارد تعارض میشود
فرض کنیم پسر دهساله خانواده، تماس مادربزرگ با مادر را شنیده و به سارا میگوید:
«بابا تقصیری ندارد؛ مامانبزرگ هم گفت تو زیادی سخت میگیری.»
اینجا مسئله دیگر فقط تعارض زوجی نیست.
کودک وارد ائتلاف بزرگسالان شده است.
ممکن است سارا برای دفاع از خودش، جزئیات بیشتری برای فرزند توضیح دهد:
«تو نمیدانی پدرت و خانوادهاش با من چه کردهاند.»
این پاسخ، کودک را بیشتر وارد تعارض میکند.
مداخله ذهنیت بزرگسال سالم میتواند چنین باشد:
«این مسئله مربوط به بزرگسالان است و تو مسئول حلکردن یا انتخابکردن میان ما نیستی. پدر و مادرت هر دو تو را دوست دارند و خودمان برای حل اختلاف کمک میگیریم.»
مرزبندی سالم فقط میان زن و شوهر نیست.
گاهی مهمترین مرز، خارجکردن کودک از میدان جنگ والدین است.
خطاهای رایج درمانگر در کار با مرزها
خطای اول: تحسین هر «نه» بهعنوان مرزبندی
برخی «نه»ها سالماند. | 140 |
| 16 | «آیا فرهاد حق دارد با مادرش صحبت کند؟»
سؤال دقیقتر این است:
«فرهاد درباره چه چیزی، با چه هدفی، تا چه اندازه و با چه پیامدی صحبت میکند؟»
اگر فقط بگوید:
«این روزها در رابطهمان تحت فشارم و نیاز دارم کسی من را بشنود»،
با حالتی که پیامها، رازها، ضعفها و جزئیات خصوصی همسرش را منتقل کند، یکسان نیست.
همچنین باید دید مادر پس از شنیدن این اطلاعات چه میکند.
آیا فقط فرزندش را میشنود؟
آیا او را به مسئولیتپذیری دعوت میکند؟
یا با سارا تماس میگیرد، او را سرزنش میکند و وارد ائتلاف با پسرش میشود؟
مرز را فقط از روی نیت نمیسنجیم.
اثر رفتار بر ساختار خانواده نیز اهمیت دارد.
فرمولبندی طرحوارهای سارا
رفتار فرهاد ممکن است برای سارا این معنا را داشته باشد:
«من همسر اصلی او نیستم.»
«در این خانواده همیشه یک نفر از بیرون بین ماست.»
«او در نهایت مادرش را به من ترجیح میدهد.»
«حریم من برایش ارزشی ندارد.»
در زیر خشم سارا ممکن است هیجانهایی مانند:
ترس از کنار گذاشتهشدن،
احساس بیاهمیتبودن،
شرم،
تنهایی،
و بیاعتمادی وجود داشته باشد.
ممکن است حساسیتهای مرتبط با طرحوارههای رهاشدگی، محرومیت هیجانی، بیاعتمادی یا نقص و شرم فعال شده باشند.
کودک آسیبپذیر میترسد که انتخاب نشود.
کودک خشمگین اعتراض میکند.
و بخش بیشجبرانگر میگوید:
«یا من یا مادرت.»
هدف این بخش، ایجاد امنیت است؛ اما راهبردش میتواند نتیجه معکوس ایجاد کند.
فرمولبندی طرحوارهای فرهاد
درخواست سارا ممکن است برای فرهاد چنین معنا شود:
«او میخواهد من را کنترل کند.»
«برای حفظ ازدواجم باید خانوادهام را کنار بگذارم.»
«اگر تسلیم شوم، دیگر هیچ اختیاری ندارم.»
«من دوباره میان دو طرف گرفتار شدهام.»
ممکن است در فرهاد طرحوارههایی مانند اطاعت، تأییدطلبی، وابستگی، محرومیت هیجانی یا گرفتارشدگی فعال شده باشند.
کودک آسیبپذیر از طردشدن توسط مادر یا همسر میترسد.
بخش تسلیمشده نمیتواند مستقیماً به مادر مرز بدهد.
محافظ جداشده از گفتوگو با همسر خارج میشود.
و بخش بیشجبرانگر برای اثبات استقلال میگوید:
«هر چیزی را بخواهم برای مادرم تعریف میکنم.»
اکنون چرخه کاملتر میشود:
افشای مسائل خصوصی برای مادر
← احساس ناامنی و کنار گذاشتهشدن سارا
← اعتراض، کنترل و اولتیماتوم
← احساس گرفتارشدن و کنترلشدن فرهاد
← دفاع، فاصلهگیری و نزدیکی بیشتر به مادر
← افزایش بیاعتمادی سارا
← اعتراض شدیدتر
این چرخه فقط میان زن و شوهر نیست.
عضو سومی نیز وارد سیستم شده است.
مرزبندی با کنترل چه تفاوتی دارد؟
کنترل میگوید:
«تو باید آنگونه که من میخواهم رفتار کنی.»
مرز میگوید:
«من مشخص میکنم در برابر یک رفتار، چه چیزی را میپذیرم و خودم چه اقدامی انجام میدهم.»
کنترل، اختیار دیگری را هدف میگیرد.
مرز، مسئولیت خود را روشن میکند.
برای مثال:
کنترل:
«تو دیگر حق نداری مادرت را ببینی.»
مرز:
«من با رابطه تو و مادرت مشکلی ندارم؛ اما رضایت نمیدهم جزئیات خصوصی رابطهمان بدون توافق من منتقل شود.»
تهدید:
«اگر دوباره برای مادرت تعریف کنی، کاری میکنم خانوادهات را از دست بدهی.»
مرز:
«اگر مسائل خصوصی ما دوباره بدون توافق منتقل شود، من تا زمانی که درباره محرمانگی به توافق عملی نرسیدهایم، از مطرحکردن موضوعات حساس خودداری میکنم و لازم است این مسئله را در درمان جدیتر بررسی کنیم.»
تنبیه:
«چون حرفهای ما را گفتهای، یک هفته با تو صحبت نمیکنم تا بفهمی چه کار کردهای.»
مرز:
«الان بسیار فعال و عصبانیام و نمیتوانم گفتوگوی سازندهای داشته باشم. به یک ساعت مکث نیاز دارم و ساعت هشت برای ادامه گفتوگو برمیگردم.»
مرز سالم، ابزار انتقام نیست.
آیا هر اولتیماتومی ناسالم است؟
خیر.
درمانگر نباید فقط با شنیدن ساختار «اگر... آنگاه...» نتیجه بگیرد که فرد تهدید میکند.
باید کارکرد جمله را بررسی کند.
برای مثال، فردی که میگوید:
«اگر خشونت تکرار شود، برای حفظ ایمنی خودم و فرزندانم از خانه خارج میشوم»،
در حال کنترل همسر نیست.
او پیامد محافظتی و ضروری رفتار آسیبزا را بیان میکند.
بنابراین تفاوت مرز و تهدید فقط در واژهها نیست.
باید دید:
هدف جمله محافظت است یا مجازات؟
رفتار موردنظر چقدر آسیبزا است؟
پیامد اعلامشده متناسب است یا انتقامجویانه؟
فرد درباره اقدام خودش صحبت میکند یا میخواهد دیگری را مجبور کند؟
قدرت میان دو نفر چگونه توزیع شده است؟
و آیا امکان واقعی مذاکره وجود دارد؟
در خشونت، کنترل اجباری، اجبار جنسی، تهدید یا خطر آسیب، اولویت با ایمنی است؛ نه آموزش گفتوگوی بهتر.
مکث بالینی
پیش از آنکه درمانگر از زوج بخواهد «مرز سالم» بسازند، باید شش سؤال بپرسد:
۱. موضوع دقیق مرز چیست؟ | 97 |
| 17 | Worked for 1m 41s
پست ۱۱ از مجموعه تخصصی زوج و خانوادهدرمانی طرحوارهمحور و تلفیقی
«مرز سالم یا تهدید پنهان؟»
چگونه در رابطه مرز بگذاریم، بدون اینکه مرزبندی را به کنترل، تنبیه، اولتیماتوم یا قطع ارتباط تبدیل کنیم؟
زن و شوهری وارد جلسه میشوند.
سارا ۳۶ ساله و فرهاد ۴۰ سالهاند، دوازده سال است ازدواج کردهاند و دو فرزند دارند.
سارا میگوید:
«هر بار دعوا میکنیم، تمام حرفهای خصوصی ما را برای مادرش تعریف میکند. بعد مادرش به من زنگ میزند و نصیحتم میکند یا غیرمستقیم میگوید پسرش را اذیت نکنم.»
فرهاد پاسخ میدهد:
«مادرم تنها کسی است که میتوانم با او حرف بزنم. مگر مشورتکردن با مادر جرم است؟»
سارا میگوید:
«مشورت نیست. تو مادرت را وارد زندگی ما میکنی و بعد دوتایی مقابل من قرار میگیرید.»
فرهاد رو به درمانگر میکند:
«ایشان میخواهد رابطهام را با خانوادهام قطع کنم.»
سارا با خشم پاسخ میدهد:
«بله! وقتی نمیتوانی حد نگه داری، یا من یا مادرت.»
فرهاد عقب مینشیند و میگوید:
«دیدید؟ میخواهد من را کنترل کند.»
در ظاهر، اختلاف درباره رابطه مرد با مادرش است.
اما درمانگر باید چند سؤال عمیقتر بپرسد:
مرز واقعی این خانواده کجا شکسته شده است؟
آیا درخواست سارا، مرزبندی است یا تهدید؟
آیا صحبتکردن فرهاد با مادرش نشانه نیاز طبیعی به حمایت است یا نوعی ائتلاف علیه همسر؟
کدام طرحوارهها و ذهنیتها فعال شدهاند؟
و مهمتر از همه:
چگونه میتوان بدون قطع رابطه با خانواده مبدأ، از حریم زیرسیستم زوجی محافظت کرد؟
مرز در رابطه دقیقاً چیست؟
مرز، دیوار نیست.
مرز به معنای سردشدن، قطع ارتباط، رازداری بیمارگونه یا محرومکردن دیگری از صمیمیت نیست.
مرز مجموعهای از قواعد آشکار و پنهان است که مشخص میکند:
چه کسی به کدام بخش از زندگی ما دسترسی دارد؟
چه اطلاعاتی خصوصی است؟
چه کسی درباره چه موضوعی تصمیم میگیرد؟
مسئولیت هر فرد چیست؟
نزدیکی تا کجا سالم است؟
و از کجا به بعد، نزدیکی به مداخله، تجاوز به حریم یا کنترل تبدیل میشود؟
در یک خانواده سالم، مرزها نه کاملاً بستهاند و نه کاملاً باز.
مرز سالم، روشن و درعینحال انعطافپذیر است.
اعضای خانواده میتوانند به یکدیگر نزدیک شوند، کمک بگیرند و حمایت کنند؛ اما هویت، مسئولیت، حریم و قدرت تصمیمگیری یکدیگر را تصاحب نمیکنند.
سه وضعیت اصلی مرزها
۱. مرزهای آشفته و درهمتنیده
در این وضعیت، حریمها مشخص نیست.
والدین در همه تصمیمهای زوج جوان دخالت میکنند.
یکی از زوجین جزئیات خصوصی رابطه را بدون رضایت همسر برای خانواده مبدأ تعریف میکند.
کودک از مشکلات جنسی، مالی یا عاطفی والدین باخبر میشود.
یکی از والدین، فرزند را محرم اسرار و متحد خود علیه همسر قرار میدهد.
در چنین خانوادهای ممکن است نزدیکی زیادی وجود داشته باشد؛ اما استقلال و امنیت روانی کم است.
۲. مرزهای خشک و نفوذناپذیر
در این وضعیت، فرد برای محافظت از خودش تقریباً همه راههای ارتباطی را میبندد.
میگوید:
«زندگی من به هیچکس ارتباطی ندارد.»
احساساتش را بیان نمیکند.
از کمکگرفتن پرهیز میکند.
با اولین اختلاف، ارتباط را قطع میکند.
یا به نام مرزبندی، همسر و خانواده را برای روزها یا هفتهها در سکوت نگه میدارد.
این مرز درواقع بیشتر شبیه دیوار است.
۳. مرزهای روشن و انعطافپذیر
در این وضعیت، فرد میتواند نزدیک باشد، بدون اینکه خودش را گم کند.
میتواند کمک بگیرد، بدون اینکه اختیار تصمیمگیری را واگذار کند.
میتواند «نه» بگوید، بدون اینکه دیگری را تحقیر کند.
میتواند اطلاعاتی را خصوصی نگه دارد، بدون اینکه وارد پنهانکاری فریبکارانه شود.
و میتواند اختلاف را در زیرسیستم مناسب نگه دارد.
زیرسیستم مناسب یعنی چه؟
در نگاه ساختاری، خانواده از زیرسیستمهای مختلفی تشکیل شده است:
زیرسیستم زوجی،
زیرسیستم والدینی،
زیرسیستم فرزندان،
و ارتباط خانواده هستهای با خانوادههای مبدأ.
هر زیرسیستم به مرزهای مشخصی نیاز دارد.
برای مثال:
اختلاف زناشویی باید تا حد امکان در زیرسیستم زوجی بررسی شود.
کودک نباید داور، پیامرسان، جاسوس یا درمانگر والدین باشد.
پدربزرگ و مادربزرگ میتوانند حمایتکننده باشند؛ اما نباید جای والدین تصمیم بگیرند.
و یکی از زوجین نباید برای افزایش قدرت خود، با خانواده مبدأ یا فرزند ائتلافی علیه همسر تشکیل دهد.
بازگردیم به سارا و فرهاد
فرهاد میگوید:
«من فقط نیاز دارم با کسی حرف بزنم.»
این نیاز میتواند واقعی و مشروع باشد.
اما نیاز مشروع، هر راهبردی را مشروع نمیکند.
ممکن است فرهاد حق داشته باشد حمایت عاطفی دریافت کند؛ اما جزئیات گفتوگوی خصوصی زوج متعلق به او بهتنهایی نیست.
بخشی از این اطلاعات به سارا و به حریم مشترک رابطه مربوط است.
بنابراین سؤال فقط این نیست که: | 119 |
| 18 | پست ۱۰ از مجموعه تخصصی زوج و خانوادهدرمانی طرحوارهمحور و تلفیقی
🧠 «ذهنیت بزرگسال سالم در زوجدرمانی دقیقاً چیست؟»
بزرگسال سالم یعنی همیشه آرامبودن، کوتاهآمدن یا تحمل رفتار آسیبزا؟ خیر.
بزرگسال سالم هم ممکن است عصبانی، آزرده، نگران یا حتی بیاعتماد شود؛ مرز بگذارد، درخواست تغییر کند و در شرایطی درباره ادامه رابطه تصمیم بگیرد.
تفاوت اصلی در این نیست که چه احساسی داریم؛ بلکه در این است که با احساس خود چه میکنیم.
یک مثال زوجی
مرد چند بار بدون اطلاع، دیر به خانه آمده است.
زن:
«اصلاً نمیشود روی تو حساب کرد! پس برو و دیگر برنگرد.»
مرد:
«باز شروع کردی؟ مجبور نیستم برای هر دقیقه زندگیام به تو گزارش بدهم.»
زن ممکن است در سطح عمیقتر تجربه کند:
دیرآمدن همسر ← «من مهم نیستم» ← ترس و تنهایی ← کودک آسیبپذیر ← کودک خشمگین/بیشجبرانگر ← حمله و تهدید.
مرد نیز ممکن است تجربه کند:
اعتراض شدید همسر ← «هر کاری کنم کافی نیست» ← شرم و درماندگی ← کودک آسیبپذیر ← محافظ جداشده ← دفاع و قطع ارتباط.
🔴 اما یک نکته بسیار مهم:
فعالشدن طرحواره زن به این معنا نیست که رفتار مرد مشکلی ندارد.
طرحواره، رفتار را توضیح میدهد؛ اما رفتار آسیبزا را توجیه نمیکند.
دیرآمدن مکرر و اطلاعندادن میتواند واقعاً نقض توافق رابطه باشد؛ همانطور که تحقیر و تهدید نیز پاسخ سالمی به آن نیست.
🌱 بزرگسال سالم چه میکند؟
بزرگسال سالم سه وظیفه مهم دارد:
۱. از کودک آسیبپذیر مراقبت میکند:
«میفهمم ترسیدهای و احساس میکنی مهم نیستی.»
۲. برای ذهنیتهای ناکارآمد حد میگذارد:
«حق داری عصبانی باشی؛ اما حق نداری تحقیر یا تهدید کنی.»
۳. واقعیت رابطه را بررسی میکند:
آیا واقعاً توافقی نقض شده؟
آیا همسر مسئولیت میپذیرد؟
آیا تغییر رفتاری وجود دارد؟
آیا رابطه امن و قابل ترمیم است؟
بنابراین بزرگسال سالم به معنای کوتاهآمدن نیست.
کوتاهآمدن ممکن است بگوید:
«چیزی نمیگویم تا ترکم نکند.»
اما بزرگسال سالم میگوید:
«رابطه برایم مهم است؛ خودم هم برای خودم مهم هستم.»
مرز سالم یا تهدید؟
تهدید میگوید:
«کاری میکنم بترسی تا تغییر کنی.»
مرز سالم میگوید:
«من نمیتوانم رفتار تو را کنترل کنم؛ اما میتوانم مشخص کنم در برابر آن چه خواهم کرد.»
پس بزرگسال سالم ممکن است محکم و حتی عصبانی باشد، اما تلاش میکند تحقیر نکند، مسئولیت رفتار خودش را بپذیرد و نیاز و مرزش را روشن بیان کند.
⚠️ خطای بالینی مهم
درمانگر نباید برای ساکتکردن فرد آسیبدیده بگوید:
«این فقط طرحواره توست.»
«کودک خشمگینت را کنترل کن.»
«از بزرگسال سالمت استفاده کن.»
در روابط همراه با خشونت، سوءاستفاده، خیانت مکرر یا کنترل اجباری، بزرگسال سالم ممکن است فرد را به مرزبندی، حمایتگرفتن، برنامهریزی ایمنی یا فاصلهگرفتن هدایت کند.
🧩 تمرین پنجمرحلهای
پس از یک تعارض از خود بپرسید:
۱. واقعیت قابل مشاهده چه بود؟
۲. کودک آسیبپذیر من چه احساسی داشت؟
۳. کدام ذهنیت ناکارآمد فعال شد؟
۴. نیاز واقعی من چه بود؟
۵. بزرگسال سالم من اکنون چه میتواند بگوید یا انجام دهد؟
🧩 چالش بالینی
زن میگوید:
«این سومین بار است جزئیات دعوای ما را برای مادرت تعریف میکنی.»
مرد:
«او مادر من است؛ فقط مشورت میکنم.»
زن:
«پس یا من یا مادرت!»
بهنظر شما:
آیا جمله زن مرز سالم، تهدید یا واکنش ناشی از فعالشدن ذهنیتهاست؟
مرد چگونه میتواند بدون قطع رابطه با مادر، از حریم زیرسیستم زوجی محافظت کند؟
🌱 جامعه تخصصی زوج و خانوادهدرمانی طرحوارهمحور و تلفیقی
بزرگسال سالم نه بیاحساس است، نه همیشه آرام و نه مطیع.
میتواند همزمان بگوید:
«احساست را میفهمم»
و
«این رفتار را نمیپذیرم.»
پست ۱۱:
«مرز سالم یا تهدید پنهان؟»
چگونه مرز بگذاریم، بدون اینکه مرزبندی به کنترل، تنبیه، اولتیماتوم یا قطع ارتباط تبدیل شود؟ | 206 |
| 19 | Немає тексту... | 279 |
| 20 | راهبردهای رفتاری در طرحوارهدرمانی
برای فهم راهبردهای رفتاری، ابتدا باید یک اصل مهم را بدانیم:
هدف راهبردهای رفتاری این است که تغییراتی که در سطح شناخت و هیجان ایجاد شدهاند، به تغییر واقعی در زندگی مراجع تبدیل شوند.
یعنی کافی نیست مراجع فقط بفهمد «من طرحواره رهاشدگی دارم» یا متوجه شود رفتارهایش از کجا آمدهاند. در نهایت باید بتواند در موقعیت واقعی، رفتار متفاوتی انجام دهد.
مثلاً فردی با طرحواره رهاشدگی ممکن است وقتی شریک عاطفیاش کمی فاصله میگیرد، مضطرب شود، مرتب تماس بگیرد، پیامهای متعدد بفرستد، کنترل کند یا خشمگین شود.
درمانگر کمک میکند این زنجیره را بشناسد:
فاصله گرفتن همسر ← فعالشدن طرحواره رهاشدگی ← ترس و اضطراب ← میل به کنترل و چسبیدن ← رفتارهای افراطی
سپس باید بهتدریج پاسخ سالمتری ایجاد شود:
فاصله گرفتن همسر ← تشخیص فعالشدن طرحواره ← تحمل هیجان ← بررسی واقعیت ← بیان سالم نیاز ← رفتار بزرگسال سالم
۱. ابتدا سبک مقابلهای را پیدا میکنیم
در طرحوارهدرمانی معمولاً سه سبک مقابلهای اصلی داریم:
تسلیم:
فرد بهگونهای رفتار میکند که گویی طرحواره کاملاً درست است.
مثلاً فردی با طرحواره نقص/شرم ممکن است وارد رابطهای شود که در آن مرتب تحقیر میشود و همچنان در رابطه باقی بماند.
اجتناب:
فرد از موقعیتهایی که ممکن است طرحواره را فعال کنند فاصله میگیرد.
مثلاً فرد دارای طرحواره شکست ممکن است اصلاً برای ارتقای شغلی اقدام نکند تا با احتمال شکست روبهرو نشود.
جبران افراطی:
فرد ظاهراً برخلاف طرحواره عمل میکند، اما همچنان رفتار او تحت کنترل همان طرحواره است.
مثلاً فرد دارای نقص/شرم ممکن است دائماً تلاش کند از دیگران برتر باشد و کوچکترین انتقاد را تحمل نکند.
پس:
طرحواره ← سبک مقابلهای ← رفتار ناسازگار ← پیامد منفی ← تقویت مجدد طرحواره
این چرخه یکی از مهمترین چیزهایی است که دانشجوی طرحوارهدرمانی باید یاد بگیرد.
۲. رفتارهای تداومبخش طرحواره را پیدا میکنیم
درمانگر باید بپرسد:
«مراجع چه کاری انجام میدهد که باعث میشود طرحوارهاش همچنان زنده بماند؟»
مثلاً فردی با طرحواره محرومیت هیجانی ممکن است همیشه افراد سرد و غیرقابلدسترس را برای رابطه انتخاب کند.
سپس میگوید:
«دیدی؟ هیچکس نیازهای عاطفی من را درک نمیکند.»
در حالی که انتخابهای رفتاری خود فرد نیز در تداوم این چرخه نقش دارند.
یعنی:
محرومیت هیجانی ← انتخاب شریک عاطفی سرد ← دریافت محبت ناکافی ← احساس محرومیت ← تقویت محرومیت هیجانی
۳. مزایا و معایب رفتار قدیمی را بررسی میکنیم
رفتار ناسازگار معمولاً بیدلیل ایجاد نشده است.
ممکن است زمانی نقش محافظتی داشته باشد.
مثلاً اجتناب از صمیمیت ممکن است:
در کوتاهمدت ← اضطراب را کاهش دهد.
اما:
در بلندمدت ← تنهایی و محرومیت هیجانی را افزایش دهد.
بنابراین درمانگر رفتار را صرفاً «بد» یا «غلط» معرفی نمیکند، بلکه کمک میکند مراجع بفهمد:
این رفتار زمانی چه کمکی به من کرده است؟
و:
امروز چه هزینهای برای من دارد؟
۴. الگوشکنی رفتاری انجام میدهیم
یکی از مهمترین بخشهای طرحوارهدرمانی الگوشکنی رفتاری است.
یعنی مراجع یاد میگیرد در موقعیتهایی که قبلاً بهصورت خودکار رفتار طرحوارهای انجام میداد، پاسخ متفاوتی انتخاب کند.
مثلاً:
جواب ندادن همسر به پیام ← فعالشدن رهاشدگی ← اضطراب ← میل به تماسهای مکرر
رفتار قدیمی:
اضطراب ← ده تماس و پیام ← اعتراض یا کنترل ← درگیری رابطهای
رفتار جدید:
اضطراب ← تشخیص طرحواره ← تنظیم هیجان ← بررسی شواهد ← یک پیام مناسب ← ادامه فعالیت روزانه
هدف این نیست که مراجع اضطراب نداشته باشد.
هدف این است که:
با وجود اضطراب، رفتار سالمتری انتخاب کند.
۵. رفتار جدید را در جلسه تمرین میکنیم
گاهی مراجع میداند چه کاری باید انجام دهد، اما نمیتواند آن را اجرا کند.
اینجاست که نقشآفرینی اهمیت پیدا میکند.
مثلاً مراجع دارای طرحواره اطاعت میگوید:
«من اصلاً نمیتوانم به دیگران نه بگویم.»
درمانگر نقش طرف مقابل را بازی میکند و مراجع تمرین میکند:
«میفهمم که این موضوع برای شما مهم است، اما من این بار نمیتوانم این مسئولیت را قبول کنم.»
تمرین چند بار تکرار میشود تا رفتار جدید برای مراجع قابلاجرا شود.
۶. جرأتمندی و مرزبندی را آموزش میدهیم
در بسیاری از مراجعان، رفتار سالم شامل یادگیری مواردی مانند:
بیان نیازها، نه گفتن، درخواست کردن، بیان ناراحتی، دفاع از حقوق شخصی و تعیین مرز است.
اما یک اشتباه مهم وجود دارد:
جرأتمندی برای همه مراجعان یک نسخه واحد ندارد.
مثلاً:
فرد دارای اطاعت ← باید بیشتر «نه گفتن» را تمرین کند.
فرد دارای ایثار ← باید توجه به نیازهای خودش را تمرین کند.
فرد دارای استحقاق ← ممکن است برعکس، نیازمند پذیرش محدودیت و احترام بیشتر به حقوق دیگران باشد.
🧑🎓آکادمی طرحوارهدرمانی ایران | 262 |
