Gooshe
گوشه وبسایتیست که از سال ۱۳۹۱ چند نفر در آن از موسیقی، فیلم، کتاب، نقاشی و شکم مینویسند و «پادکست هنر با گوشه» را (در یوتیوب) میسازند. ©بازنشر مطالب فقط با ذکر و تگ منبع: @gooshe https://linktr.ee/gooshe تماس با گوشه: ✉ gooshe.net[at]gmail[dot]com
Показати більше📈 Аналітичний огляд Telegram-каналу Gooshe
Канал Gooshe (@gooshe) у мовному сегменті Фарсі є активним учасником. На даний момент спільнота об'єднує 15 928 підписників, посідаючи 17 434 місце в категорії Фільми та 20 628 місце у регіоні Іран.
📊 Показники аудиторії та динаміка
З моменту свого створення невідомо, проект продемонстрував стрімке зростання, зібравши аудиторію у 15 928 підписників.
За останніми даними від 17 вересня, 2026, канал демонструє стабільну активність. Хоча за останні 30 днів спостерігається зміна кількості учасників на -50, а за останні 24 години на -4, загальне охоплення залишається високим.
- Статус верифікації: Не верифікований
- Рівень залученості (ER): Середній показник залученості аудиторії становить 24.21%. Протягом перших 24 годин після публікації контент зазвичай збирає 6.34% реакцій від загальної кількості підписників.
- Охоплення публікацій: В середньому кожен допис отримує 3 857 переглядів. Протягом першої доби публікація в середньому набирає 1 010 переглядів.
- Реакції та взаємодія: Аудиторія активно підтримує контент: середня кількість реакцій на один пост – 29.
- Тематичні інтереси: Контент зосереджений навколо ключових тем, таких як سینما, کاساوتیس, ژاپن, فیلم, گوشه.
📝 Опис та контентна політика
Автор описує ресурс як майданчик для висловлення суб'єктивної думки:
“گوشه وبسایتیست که از سال ۱۳۹۱ چند نفر در آن از موسیقی، فیلم، کتاب، نقاشی و شکم مینویسند و «پادکست هنر با گوشه» را (در یوتیوب) میسازند.
©بازنشر مطالب فقط با ذکر و تگ منبع:
@gooshe
https://linktr.ee/gooshe
تماس با گوشه:
✉ gooshe.net[at]gmail[dot]...”
Завдяки високій частоті оновлень (останні дані отримано 18 вересня, 2026), канал підтримує актуальність та високий рівень охоплення публікацій. Аналітика показує, що аудиторія активно взаємодіє з контентом, що робить його важливою точкою впливу в категорії Фільми.
«تبعیدها همه شبیه یکدیگرند. ترک کردن کشور، برای هر انسانی یک گسست است. آدم وقتی کشورش را ترک میکند، فرهنگ، موسیقی و سنتهایش را در چمدان نمیگذارد بلکه همه آن چیزهایی را با خود میبرد که انسان را میسازند.»#تونی_گاتلیف (۲۰۲۶_۱۹۹۷)، فیلمنامهنویس، فیلمساز، آهنگساز و بازیگر الجزایری_فرانسوی که سفر و موسیقی برایش راهی برای حفظ آزادی و شور زندگی بود. تقریبا همه فیلمهای او نشان میداد چطور باید روح انسانها را دید و با سکوت، گوش کردن و تجربه ناشناختهها دیگران را فهمید. فیلمهای او درباره انسانهایی بود که در پی یافتن، حفظ، کشف و درک ریشهها و هویت خود در شور موسیقی هستند و فقط با عشق و درک موسیقیست که دیدن و فهمیدن یکدیگر را بدون دانستن زبان هم تجربه میکنند. برای همین بود که میگفت:
«زندگی از همهچیز مهمتر است. بقیه دیوارها، کشورها فقط پولاند. من اگر مجبور باشم بین پول و زندگی انتخاب کنم، زندگی را انتخاب میکنم.»Movie: Latcho Drom (Safe Journey) by Tony Gatlif, 1997 #tonygatlif (1948_2026) @gooshe
«آنها که دستور جنگ را میدهند زیر باران نیستند. میان گلولای نیستند. آنها در خانههای گرمشان نشستهاند. جنگ را شرورترین افراد برمیانگیزانند و شریفترین افراد اداره میکنند.»«ضد خاطرات»، نوشته #آندره_مالرو، ۱۹۶۷، ترجمه: رضا سیدحسینی و #ابوالحسن_نجفی فیلم: راههای افتخار، ساخته #استنلی _کوبریک، سال ۱۹۵۷؛ پخش این فیلم ضدجنگ در زمان خودش در چند کشور ممنوع شد. Movie: Paths of Glory, directed by Stanley Kubrick, 1957 @gooshe
«ما نمیتوانستیم آزادانه سخن بگوییم، ولی به کنایه سخنگفتن هم سخنگفتن نبود. ما از یک نوع لُکنت زبانی به نوعی لکنت فکری رسیدیم. وقتی نتوانیم به صورت منطقی و صریح و در تفاهم با دیگری با او حرف بزنیم، بعد از مدتی فکرکردن هم تابع سخنگفتن میشود و کج و معوج فکر میکنیم.»#جواد_مجابی، نویسنده، شاعر، منتقد ادبی، روزنامهنگار و طنزپردازی که پس از سال ۵۷ به زور خانهنشین شد و به جای دستکشیدن از نوشتن، خواندن و بازخوانی ادبیات کهن این سرزمین را پیشه خود کرد؛ نوشت، کاویید و هر آنچه را نتوانست بگوید، در طنز و کنایه گفت، سکوت نکرد، گفت و انتقاد کرد و نوشت و فکر کرد چگونه باید با نگفتن، گفت. @gooshe ویدیو: جواد مجابی (۱۴۰۵_۱۳۱۸)، شاعر، نویسنده، طنزپرداز و منتقد ادبی در گفتوگو با مقداد ارزنده.
«انقلابِ من در خود» که تا امروز بخش بسیار مهمی از زندگیام بوده، کاملا درباره کشف مرگ است. سرنوشت من این است که برای مرثیه شخصیِ خودم هنر بیافرینم؛ هنری که به مرگ معنا میبخشد و زیباییِ رنگها و فضا را در سکوتِ گامهای مرگ دنبال میکند.#یایویی_کوساما (۲۰۲۶_۱۹۲۹) مجسمهساز، نقاش، نویسنده، طراح مد و هنرمند نوگرا Yayoi Kusama (Kusama Yayoi) 1929 –2026 @gooshe
حکومتی طاهر است که از تأیید مردم برخوردار باشد. حکومت هیچ حقی به جز حقی که من به او واگذار کردهام بر جان و مال من ندارد. من از قوانین غیرانسانی آن سرباز میزنم، در ظلم مشارکت نمیکنم و به نام اخلاق در برابر قانون میایستم، حتی اگر اعتراض من شکست بخورد یا هیچ تغییر فوری به وجود نیاورم.»@gooshe
«من به ضرورت تاریخی انقلاب کوبا و اهداف بلندمدت آن باور دارم.»حدود دوسال و نیم بعد از این اظهارنظر بود که او در کشور خودش، آمریکا به زندگیاش پایان داد ولی در کنار تمام آثار، نوشتهها، مصاحبهها، فیلمنامهها و فیلمهایش این عکسها هم باقی ماند. نویسندهای که رسما از رهبری خودکامه دفاع نکرد اما کنارش ایستاد، با او عکس گرفت و به او جام قهرمانی را داد که به نام خودش، به نام نویسنده بزرگ و معتبر و مشهور آمریکایی بود. @gooshe عکسهای این مراسم...درباره فرسته قبلی...
«تئاتر و رمان اگر نباشد، فرهنگ هیچ معنایی ندارد. فرهنگ وقتی جان میگیرد که رمان منتشر شود و تئاتر اجرا شود و سینما باشد. من تئاتر را پایه زنده فرهنگ یک سرزمین میدانم.»میهندوستی را باید از آنهایی آموخت که عمرشان را صرف ساختن و آبادانی فرهنگ این سرزمین کردهاند، آنهایی که در سکوت و بیشعار و بیادعا، فرهنگ ایران را نگه داشتهاند و از چنگ دشمن ضدفرهنگ و ضدزیبایی در بردهاند با مِهر جاری در تار و پودشان به این سرزمین. آنها که میخواستند ایرانی بمانند و جهانی شوند و برای رسیدن به این ایده جنگیدهاند؛ جنگی که در آن پیر و گسسته و خسته هم شدهاند اما حافظه فرهنگی یک سرزمین ظلمت دیده را زنده نگه داشتهاند. ویدیو: #جلال_ستاری (۱۴۰۰-۱۳۱۰)، اسطورهشناس، نویسنده، مترجم و پژوهشگر در زمینه ادبیات و تئاتر و اسطوره و تاریخ که پس از سالها تحصیل خارج از ایران، با کارنامهای درخشان در هنر و فرهنگ، بعد از انقلاب با تحقیر از مقام مشاور وزیر فرهنگ و هنر اخراج شد، اما دست از نوشتن، پژوهش، ترجمه و پاسداری از فرهنگ و هنر این دیار برنداشت. بیش از صد جلد کتاب او در شش دهه شاید نشان میدهد، چطور اسطورهها میتوانند درباره ترسها، آرزوها و ناخودآگاه فرهنگی و تاریخی ملتی باشند که مدام خود را تکرار میکند و در رنج روزگاری ستمزده و تاریک دستوپا میزند، برای تغییر میجنگد، انتظار میکشد، میمیرد یا کشته میشود و دوباره از دل مرگ و نیستی و ظلم و تاریکی، امید و خرد و زیبایی میرویاند. @gooshe ویدیو: از کانال یوتیوب فرهنگ؛ گفتوگوی جلال ستاری با جمشید کیانفر و افشین داورپناه.
