Gooshe
گوشه وبسایتیست که از سال ۱۳۹۱ چند نفر در آن از موسیقی، فیلم، کتاب، نقاشی و شکم مینویسند و «پادکست هنر با گوشه» را (در یوتیوب) میسازند. ©بازنشر مطالب فقط با ذکر و تگ منبع: @gooshe https://linktr.ee/gooshe تماس با گوشه: ✉ gooshe.net[at]gmail[dot]com
显示更多📈 Telegram 频道 Gooshe 的分析概览
频道 Gooshe (@gooshe) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 15 961 名订阅者,在 电影 类别中位列第 17 642,并在 伊朗 地区排名第 20 529 位。
📊 受众指标与增长动态
自 невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 15 961 名订阅者。
根据 27 八月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 -44,过去 24 小时变化为 -6,整体触达仍然可观。
- 认证状态: 未认证
- 互动率 (ER): 平均受众互动率为 22.27%。内容发布后 24 小时内通常能获得 6.23% 的反应,占订阅者总量。
- 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 3 555 次浏览,首日通常累积 994 次浏览。
- 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 42。
- 主题关注点: 内容集中在 سینما, کاساوتیس, ژاپن, فیلم, گوشه 等核心主题上。
📝 描述与内容策略
作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
“گوشه وبسایتیست که از سال ۱۳۹۱ چند نفر در آن از موسیقی، فیلم، کتاب، نقاشی و شکم مینویسند و «پادکست هنر با گوشه» را (در یوتیوب) میسازند.
©بازنشر مطالب فقط با ذکر و تگ منبع:
@gooshe
https://linktr.ee/gooshe
تماس با گوشه:
✉ gooshe.net[at]gmail[dot]...”
凭借高频更新(最新数据采集于 29 八月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 电影 类别中的关键影响点。
«انقلابِ من در خود» که تا امروز بخش بسیار مهمی از زندگیام بوده، کاملا درباره کشف مرگ است. سرنوشت من این است که برای مرثیه شخصیِ خودم هنر بیافرینم؛ هنری که به مرگ معنا میبخشد و زیباییِ رنگها و فضا را در سکوتِ گامهای مرگ دنبال میکند.#یایویی_کوساما (۲۰۲۶_۱۹۲۹) مجسمهساز، نقاش، نویسنده، طراح مد و هنرمند نوگرا Yayoi Kusama (Kusama Yayoi) 1929 –2026 @gooshe
حکومتی طاهر است که از تأیید مردم برخوردار باشد. حکومت هیچ حقی به جز حقی که من به او واگذار کردهام بر جان و مال من ندارد. من از قوانین غیرانسانی آن سرباز میزنم، در ظلم مشارکت نمیکنم و به نام اخلاق در برابر قانون میایستم، حتی اگر اعتراض من شکست بخورد یا هیچ تغییر فوری به وجود نیاورم.»@gooshe
«من به ضرورت تاریخی انقلاب کوبا و اهداف بلندمدت آن باور دارم.»حدود دوسال و نیم بعد از این اظهارنظر بود که او در کشور خودش، آمریکا به زندگیاش پایان داد ولی در کنار تمام آثار، نوشتهها، مصاحبهها، فیلمنامهها و فیلمهایش این عکسها هم باقی ماند. نویسندهای که رسما از رهبری خودکامه دفاع نکرد اما کنارش ایستاد، با او عکس گرفت و به او جام قهرمانی را داد که به نام خودش، به نام نویسنده بزرگ و معتبر و مشهور آمریکایی بود. @gooshe عکسهای این مراسم...درباره فرسته قبلی...
«تئاتر و رمان اگر نباشد، فرهنگ هیچ معنایی ندارد. فرهنگ وقتی جان میگیرد که رمان منتشر شود و تئاتر اجرا شود و سینما باشد. من تئاتر را پایه زنده فرهنگ یک سرزمین میدانم.»میهندوستی را باید از آنهایی آموخت که عمرشان را صرف ساختن و آبادانی فرهنگ این سرزمین کردهاند، آنهایی که در سکوت و بیشعار و بیادعا، فرهنگ ایران را نگه داشتهاند و از چنگ دشمن ضدفرهنگ و ضدزیبایی در بردهاند با مِهر جاری در تار و پودشان به این سرزمین. آنها که میخواستند ایرانی بمانند و جهانی شوند و برای رسیدن به این ایده جنگیدهاند؛ جنگی که در آن پیر و گسسته و خسته هم شدهاند اما حافظه فرهنگی یک سرزمین ظلمت دیده را زنده نگه داشتهاند. ویدیو: #جلال_ستاری (۱۴۰۰-۱۳۱۰)، اسطورهشناس، نویسنده، مترجم و پژوهشگر در زمینه ادبیات و تئاتر و اسطوره و تاریخ که پس از سالها تحصیل خارج از ایران، با کارنامهای درخشان در هنر و فرهنگ، بعد از انقلاب با تحقیر از مقام مشاور وزیر فرهنگ و هنر اخراج شد، اما دست از نوشتن، پژوهش، ترجمه و پاسداری از فرهنگ و هنر این دیار برنداشت. بیش از صد جلد کتاب او در شش دهه شاید نشان میدهد، چطور اسطورهها میتوانند درباره ترسها، آرزوها و ناخودآگاه فرهنگی و تاریخی ملتی باشند که مدام خود را تکرار میکند و در رنج روزگاری ستمزده و تاریک دستوپا میزند، برای تغییر میجنگد، انتظار میکشد، میمیرد یا کشته میشود و دوباره از دل مرگ و نیستی و ظلم و تاریکی، امید و خرد و زیبایی میرویاند. @gooshe ویدیو: از کانال یوتیوب فرهنگ؛ گفتوگوی جلال ستاری با جمشید کیانفر و افشین داورپناه.
«بهتر است سقراطی ناراضی باشی تا خوکی راضی؛ بهتر است انسانی ناراضی باشی تا ابلهی راضی.»شاید این سخنِ جان استوارت میل، فیلسوف و نظریهپرداز اخلاقگرای بریتانیایی در قرن نوزدهم، چکیده زندگی امروز ما باشد. ما حقیقتاً پناه دیگری نداریم جز اینکه در حساسترین شرایط، مهمترین سرمایه درونیمان یعنی عقل و وجدان اخلاقی را داور انتخابهایمان قرار دهیم. ما دستاویز دیگری جز این دو نداریم وقتی زیر سلطه نظامی اقتدارگرا روز را شب میکنیم. نظامی که برای دوام خود به درجههایی متنوع از همکاری، سکوت، سازگاری، خودفریبی، همدستی و همکاری نیاز دارد: همه پیشنیازهایی که میتواند انسانی عادی را به شریک و همدستی پرشروشور با شر و سیاهی تبدیل کند؛ انسانی حتی رقیق و شفاف که آرامآرام ظلم و ظلمت با صدها توجیه برایش مقدس میشود و چیزی ندارد بگوید جز «مأمورم و معذور». همان لحظهای که به خوکی راضی تبدیل میشوی و در پی لذت و منفعت شخصی، همدستی با جنایتکارها و خون ریزها، خیرخواهانه و بردن انسانها به بهشت با تیغ ایدئولوژی، وظیفه میشود. @gooshe فیلم: مردهسوز، ساخته #یورای_هرتز، ۱۹۶۷؛ درباره مدیر کوره جسدسوزی در #پراگ در اواخر دهه ۳۰ میلادی که عاشق شغلش، یعنی سوزاندن جسدهاست؛ انسانی عادی، مؤدب و خانوادهدوست که با سازشهای کوچک با حزب نازی به همدست بزرگ و ترسناک شر تبدیل میشود، با دهها توجیه اخلاقی برای آرامش خودش. شخصیتی که به تدریج میفهمد، وسواسهای شخصی و درونیاتش با ایدئولوژی روزگار سازگارند. وسواس او درباره رهایی انسان از رنج و کاستن درد و دشواری زندگی آدمها، کم کم با ایدههای نازی درباره پاکسازی و خالص شدن نژاد پیوند میخورد. بیعدالتی را برای خودش توجیه میکند. زبان رسمی قدرت وارد زبان روزمرهاش میشود. منفعت شخصی باعث می شود ظلم و ستم را ببیند اما در حقیقت نبیند. توجیه اخلاقی میتراشد و با سازشهای کوچک، به هیولایی خونخوار و بیرحم تبدیل میشود که میتواند تکتک اعضای خانواده خودش را هم قربانی نظامی اقتدارگرا کند که از او همکاری و شراکت میخواهد. مردهسوز، یکی از مهمترین آثار #موج_نوی_سینمای_چکسلواکی بود زیر سایه ظلمت نظام #کمونیستی #شوروی که بیعدالتی و ظلمت و زور و ستم را روزمره کرده بود. فیلم توقیف شد و صحنه آخر آن حذف شد، چون سران حزب فهمیده بودند جای آنها با حزب نازی در فیلم عوض شده است. Movie: The Cremator, Juraj herz, 1969, based on a novel by Ladislav Fuks. درباره #موج_نوی_سینمای_چکسلواکی و فیلمسازانی که با خفقان و نظام سیاسی #کمونیسم با فیلم ساختن مبارزه میکردند، اینجا در کانال یوتیوب گوشه ببینید. @gooshe
- آقا ببخشید.. ما جنگزدهٔ آبادانی هستیم. اینم بچهٔ داداش ماست. یک پیکان مدل پایین داشت ازش دزدیدن. با این ماشینه مسافرکشی هم میکرد. گفتیم بیایم از شما پرسوجو کنیم. - برو خجالت بکش... - ناسلامتی ما غریبیم ها... - یک غریب ماشینشو گم میکنه مییاد لای این اوراقا پیدا میکنه، بیمعرفت؟ - نگو بیمعرفت... - آقا ما جنگزدهٔ آبادانیم. غریبیم.. گفتیم بیایم شاید اینجا بهتر باشه... - دردتون چیه؟ - درد ما بیکسیه... همین...فیلم: آبادانیها، ساخته #کیانوش_عیاری، ۱۳۷۱؛ داستان مردی ساده، صالح و درستکار که خانه و کاشانه و زندگیاش را در #آبادان از دستداده و هفت سال است با خانواده در تهران خاکستری و بیروح به عنوان «جنگزده» به سختی روزگار میگذراند. او تنها داراییاش را هم از دست میدهد؛ تنها کورسوی امیدش در این دربهدری و خانه به دوشی، پیکان مستعمل و فرسودهای که به سرقت میرود و او بیپناهتر و بیچارهتر میشود در این پایتخت بیرحمِ دردمندِ موشکزده، پر از فقر و هراس، پر از طرار و گوشبُر که برای زندهماندن هر کاری میکنند. @gooshe ✔️ کانال یوتیوب گوشه ✔️ اینستاگرام گوشه
«هنرمند باید سر جایش محکم بایستد. بعضیها اینطور نیستند، هزار تا سوراخ دعا دارند، این است که یکباره تهنشست میکنند. بعضیها هم حرفی ندارند و *پوزیسیون قدیس را میگیرند (ژست آدم بیطرف) و معتقد میشوند که هرکس باید کار خودش را بکند. اینطور نیست، هرکس برای خودش کار نمیکند. تو وقتی با بقال سر گذر دعوا داری، با نقاش هم دعوا داری. آدمی، برخورد میکنی. توی زندگی هرکس باید مسأله انتخاب مطرح باشد نه قبول. برای من همیشه اینطور بوده. وقتی انتخاب مطرح شد تو خودبهخود پوزیسیون (موضع) میگیری، پوزیسیون که گرفتی جنگ درمیگیرد، جنگ که شد زندگیست، باید بجنگی. پوسیدهترین قرارداد یک مغز پوسیده این حرف است که زندگی کن، بگذار زندگی کنند، همچین چیزی امکان ندارد.»#بهمن_محصص (۱۳۸۹_۱۳۰۹)، نقاش، مجسمهساز و مترجم پیشرو که تمام زندگیاش جنگ بود با خرافه، سنتهای پوسیده و دوری گزینی از هنرمندان سازشگر با نظام و تفکر تمامیتخواه. از گفتوگوی او با مجله آرش، سال ۱۳۴۳ @gooshe *پوزیسیون (Position) به معنای موضع، جایگاه یا موقعیتی است که فرد از نظر فکری، اخلاقی، سیاسی یا اجتماعی در برابر جهان یا مسائل زندگی اختیار میکند.
