ch
Feedback

不要被骗子欺骗!Telemetrio 会找到并标记这些频道 👉 如果想查看标记,请订阅 👈

Gooshe

Gooshe

前往频道在 Telegram

گوشه وب‌سایتی‌ست که از سال ۱۳۹۱ چند نفر در آن از موسیقی، فیلم، کتاب، نقاشی و شکم می‌نویسند و «پادکست هنر با گوشه» را (در یوتیوب) می‌سازند. ©بازنشر مطالب فقط با ذکر و تگ منبع: @gooshe https://linktr.ee/gooshe تماس با گوشه: ✉ gooshe.net[at]gmail[dot]com

显示更多

📈 Telegram 频道 Gooshe 的分析概览

频道 Gooshe (@gooshe) 波斯语 语言赛道中的 是活跃参与者。目前社区聚集了 15 882 名订阅者,在 电影 类别中位列第 17 324,并在 伊朗 地区排名第 20 818 位。

📊 受众指标与增长动态

自 невідомо 创建以来,项目保持高速增长,吸引了 15 882 名订阅者。

根据 08 十月, 2026 的最新数据,频道保持稳定运转。过去 30 天订阅人数变化为 -62,过去 24 小时变化为 0,整体触达仍然可观。

  • 认证状态: 未认证
  • 互动率 (ER): 平均受众互动率为 22.96%。内容发布后 24 小时内通常能获得 6.85% 的反应,占订阅者总量。
  • 帖子覆盖: 每篇帖子平均可获得 3 648 次浏览,首日通常累积 1 089 次浏览。
  • 互动与反馈: 受众积极参与,单帖平均反应数为 59。
  • 主题关注点: 内容集中在 سینما, کاساوتیس, ژاپن, فیلم, گوشه 等核心主题上。

📝 描述与内容策略

作者将该频道定位为表达主观观点的平台:
“گوشه وب‌سایتی‌ست که از سال ۱۳۹۱ چند نفر در آن از موسیقی، فیلم، کتاب، نقاشی و شکم می‌نویسند و «پادکست هنر با گوشه» را (در یوتیوب) می‌سازند. ©بازنشر مطالب فقط با ذکر و تگ منبع: @gooshe https://linktr.ee/gooshe تماس با گوشه: ✉ gooshe.net[at]gmail[dot]...”

凭借高频更新(最新数据采集于 09 十月, 2026),频道始终保持新鲜度与高覆盖。分析显示受众积极互动,使其成为 电影 类别中的关键影响点。

15 882
订阅者
无数据24 小时
-197 天
-6230 天
帖子存档
Gooshe
15 882
فردا در بهار شكوفه‌هایی از شعر و شرافت بر درخت پيوند «ما» آزادی گل خواهد كرد #ابراهیم_منصفی (۱۳۷۶_۱۳۲۴) شاعر، نویسنده، نوازند
فردا در بهار شكوفه‌هایی از شعر و شرافت بر درخت پيوند «ما» آزادی گل خواهد كرد #ابراهیم_منصفی (۱۳۷۶_۱۳۲۴) شاعر، نویسنده، نوازنده، خواننده @gooshe

Gooshe
15 882
آیا خوشحالید؟ از ویژگی‌های عجیب #ژان_روش، انسان‌شناس فرانسوی این بود که فیلمساز و فیلمنامه‌نویس هم بود، اهل هنر و ادبیات بود و شیفته کشف زندگی از دید هنری؛ فعالیت‌هایی که روش مطالعاتی او را در جهان، خاص و ویژه می‌کرد. فیلم #مستند وقایع تابستانی که او همراه با #ادگار_مورین ساخت، آغاز سینمای حقیقت‌جو و سبک وقایع‌نگاری در سینما بود؛ نگاه او به انسان، زندگی، جامعه، روزمرگی،مرگ و مطالعاتش در زمینه انسان‌شناسی و سفرها و کنکاش و تلاشش برای یافتن گوشه‌ هایی از حقیقت‌ در سبک سینمایی‌اش بسیار اثرگذار بود. به خاطر همین است که مستند «وقایع تابستانی» (۱۹۶۱) او را  یکی از بهترین مستندهای ساخته شده‌ درباره زندگی، شادی، روزمرگی و کار می‌دانند و در فهرست ۱۰۰۱ فیلمی قرار گرفته که باید قبل از مرگ دید. 🎬 Chronicle of a Summer (1961), Jean Rouch (1917—2004) and Edgar Morin (1921—2026) @gooshe بخشی از مستند: ببخشید، آیا شما خوشحالید؟

Gooshe
15 882
اپرا برای آزادی #بتهوون ۲۲۰ سال پیش، اپرایی نوشت درباره ایستادگی انسان در برابر قدرت سیاسی که به استبداد تبدیل شده. #فیدلیو (Fidelio, Op. 72) تنها اپرای کامل و نهایی‌شده‌ لودویگ فان بتهوون است؛ درواقع یکی از سیاسی‌ترین و اخلاقی‌ترین آثار او درباره‌ آزادی، ایستادگی، استبداد، زندانیان سیاسی، وفاداری، شجاعت و امکان رهایی انسان؛ فلورستان(Florestan)، مردی که علیه حاکم مستبد ایستاده، مدت‌هاست در سیاه‌چالی مخفی و ترسناک زندانی شده و همسرش، لئونوره (Leonore)، برای پیدا کردن و نجات او، در قالب و ظاهر مردی به نام فیدلیو در زندان به‌عنوان دستیار زندانبان، مشغول کار می‌شود. بتهوون بیش از ۲۰۰ سال پیش در اثر هنری خودش نشان داد که آزادی و حقیقت را نمی‌توان برای همیشه در تاریکی و زنجیر و بند زندانی کرد و این را با تصویری که چند سال بعد در سمفونی نهم ساخت به اوج رساند: گذر از رنج و تاریکی به سوی آزادی و شادی. ویدیو: یکی از بهترین اجراهای #اپرا فیدلیو، سال ۱۹۷۸، به رهبری #لئونارد_برنستاین - Ludwig van Beethoven's only opera, Fidelio, Op. 72, recording and live production conducted by Leonard Bernstein with the Vienna Philharmonic (Wiener Philharmoniker) and the Vienna State Opera Chorus (Wiener Staatsopernchor), 1978. @gooshe

Gooshe
15 882
جلال ستاری: باید کارهایی در ایران می‌کردم که به درد بقیه کشورها بخورد
- چه شد که اینجا ماندید در حالیکه در سوئیس و فرانسه موفقیت و موقعیت داشتید و به راحتی کار گیرتان می‌آمد و می‌توانستید انتخاب کنید که زندگی راحتی آن طرف داشته باشید؟ - جلال ستاری: دلم رضا نمی‌داد. دلم می‌خواست کارایی برای اینجا بکنم که به درد اونجایی ها بخوره و کارایی که اونجا می‌کردم باید به اینجا هم می‌خورد.‌ این بود که برگشتم ایران و دیگه نرفتم.
ویدیو: دقیقه ۲۴... گفت وگو با #جلال_ستاری، اسطوره‌شناس، مترجم، پژوهشگر و نویسنده @gooshe

Gooshe
15 882
#ایان_بری، #عکاس خبری بریتانیایی در سال ۱۹۶۰ از میان نیروهای پلیس عبور کرد تا اعتراضات شارپ‌ویل را در آفریقای جنوبی ثبت کند.
+4
#ایان_بری، #عکاس خبری بریتانیایی در سال ۱۹۶۰ از میان نیروهای پلیس عبور کرد تا اعتراضات شارپ‌ویل را در آفریقای جنوبی ثبت کند. خودش ساکن این کشور بود و مفهوم خشونت و تبعیض را درک کرده بود. هنگامی که کشتار بی‌رحمانه مردم آغاز شد، او با به خطر انداختن جانش، از مردمی که برای نجات خود می‌گریختند عکاسی کرد. این عکس‌ها به تغییر آفریقای جنوبی به شدت کمک کرد و شاهدی شد برای سندهای تاریخی در دادگاه. کشتار شارپ‌ویل در ۲۱ مارس ۱۹۶۰ رخ داد؛ زمانی که پلیس به سوی جمعیتی که در اعتراض به نظام آپارتاید و قوانین مربوط به «مجوزهای تردد» در مقابل ایستگاه پلیس در شهرک شارپ‌ویل جمع شده بودند. آن روز پلیس خشونت را به حد وحشتناکی رساند. هیچ مدرکی نمی‌توانست چنین کشتار ترسناکی را در تاریخ آفریقای جنوبی ثبت کند، جز عکس‌های ایان بری (۲۰۲۶_۱۹۳۴) که دنیا را تکان داد. او #عکاسی بود که به عنوان تنها شاهد دادگاه علیه این خشونت شهادت داد. Ian Berry (1934_ 2026) @gooshe

Gooshe
15 882
دستمزدهای خوانندگان رادیو، دهه ۱۳۴۰ زمانی که موسیقی و آواز و رادیو در این سرزمین معنا داشت: هفته گذشته مدیر کل جدید رادیو ایر
دستمزدهای خوانندگان رادیو، دهه ۱۳۴۰ زمانی که موسیقی و آواز و رادیو در این سرزمین معنا داشت: هفته گذشته مدیر کل جدید رادیو ایران، دستمزد خوانندگان رادیو را تصویب کرد، اما وقتی لیست حقوق به آنها ابلاغ شد، ایرج و گلپایگانی استعفانامه‌های خود را نوشتند. به اعتراض آنها رسیدگی شد و این دو خواننده رادیو استعفا را پس گرفتند. #دلکش: ۶۵۰۰ ریال برای اجرای چهار ترانه در ماه که دو ترانه جدید و دو ترانه از ترانه‌های قدیمی او خواهد بود. پوران: ۶۵۰۰ ریال، با همان ترتیب. الهه: ۶۵۰۰ ریال، با همان ترتیب. گلپایگانی: ۶۵۰۰ ریال، برای اجرای دو قطعه آواز در ماه. ایرج: ۶۵۰۰ ریال، برای اجرای دو قطعه آواز در ماه. #بنان: ۶۵۰۰ ریال، برای اجرای دو برنامه در ماه. #رامش، عارف، روانبخش و بهشته: برای اجرای هر ترانه جدید ۲۰۰۰ ریال. این چهار نفر در ماه فقط حق اجرای دو ترانه را دارند که دو برابر حقوق ماهانه‌شان، ۴۰۰۰ ریال، می‌شود. ویگن: برای اجرای هر ترانه ۳۰۰۰ ریال می‌گیرد و هرماه باید در رادیو اجرا کند که دو برابر حقوق ماهانه‌اش می‌شود، ۶۰۰۰ ریال. کورس سرهنگ‌زاده: ۲۵۰۰ ریال می‌گیرد و هرماه فقط یک ترانه در رادیو بدهد. @gooshe روزنامه اطلاعات

Gooshe
15 882
هنر امر متعالی مبتذل_ژیژک.pdf2.36 MB

Gooshe
15 882
مصاحبه کامل با #سلمی_الهی، فرزند #بیژن_الهی و #غزاله_علیزاده درباره پدر، آثاری که منتشر نکرد، سوختن در تنهایی و عشق و قلبی که برای شعر و ادبیات فارسی می‌تپید. @gooshe

Gooshe
15 882
بیژن الهی: نفسم بند آمده از سیاهی این‌ها
_ پدر شما بعد از انقلاب از نظر سیاسی چطور فکر می‌کرد؟ - از خونه درنمی‌اومد. می‌گفت همه‌جا خاکستریه. نفسم بند می‌یاد از سیاهی اینها.
این مملکت، این مُلک، این ایران، این سرزمین چقدر جا دارد برای این اندازه هنرمند و شاعر و نویسنده خانه‌نشینِ داغ بر دلِ جفادیده و زخم‌خورده و دل‌شکسته که زیر خاک‌ گوشه‌وکنارش در آغوش بگیرد؟ ویدیو: گفت‌وگو با #سلمی_الهی، خواننده موسیقی کلاسیک و فرزند #بیژن_الهی (۱۳۸۹-۱۳۲۴)، شاعر، مترجم، نقاش و پژوهشگر ادبیات و #غزاله_علیزاده (۱۳۷۵-۱۳۲۷)، نویسنده؛ دختری که داغ پدر و مادر را بر دل دارد و سوختن و ساختن هر دو را پس از سال ۵۷ لمس کرده؛ سکوت و سکون، سرما و ترس و احساس خفقان و خفگی هر دو را دیده و می‌گوید چطور پدر، از پیشگامان شعر مدرن فارسی و مترجم چیره‌دست و مسلط، خلاق، جست‌وجوگر و ژرف تن به مرگ داد، غمزده در سرزمین خودش، در زمانه‌ای که نمی‌خواست به حذف و سانسور و دروغ و ریا تن دهد. ویدیو: بخشی از مصاحبه مصطفی خلجی با سلمی الهی، کانال یوتیوب روایتی دیگر @gooshe

Gooshe
15 882
سفر چرا کنم، چرا سفر کنم؟ من که می‌توانم سرگردان باشم سال‌ها حوالی‌ خانه‌ام بیژن الهی (۱۳۸۹_۱۳۲۴) عکس: #بیژن_الهی، شاعر، مترج
سفر چرا کنم، چرا سفر کنم؟ من که می‌توانم سرگردان باشم سال‌ها حوالی‌ خانه‌ام
بیژن الهی (۱۳۸۹_۱۳۲۴)
عکس: #بیژن_الهی، شاعر، مترجم و نقاش در کنار همسر و دخترش؛ #غزاله_علیزاده، نویسنده و #سلمی_الهی، خواننده موسیقی کلاسیک @gooshe

Gooshe
15 882
دهکده کوچک شیرین من #چکسلواکی سوسیالیستی دهه‌ ۱۹۸۰، تعاونی روستا، ساختارهای اداری، تصمیم‌های سازمانی و رابطه‌های فردی با سیستم که آدم و روحیه را نابود می‌کند؛ روستایی کوچک، دور از قبل و قال شهر، مردمی که به هم اعتماد دارند و دست همدیگر را می‌گیرند، زندگی آرام، حماقت‌های انسانی و بوروکراسی روزمره‌ای که نظام کمونیستی ساخته و رابطه سالم و آرام آدم‌ها را خراب می‌کند...  فیلم «دهکده کوچکِ شیرین من» را #ییرژی_منزل (از فیلمسازان مهم #سینمای_موج_نوی_چکسلواکی) سال ۱۹۸۵ ساخت، استعاره از کشورش، وقتی ساختارهای اقتصادی و اجتماعی سرزمنش زیر نظام کمونیستی شوروی تباه شده بود. 🎬 My Sweet Little Village (Czech: Vesničko má středisková) Jiří Menzel, 1985. @gooshe

Gooshe
15 882
فیلم کامل باز هم سیب داری، ساخته بایرام فضلی، سال ۱۳۸۵ که ده‌سال توقیف بود و به صورت محدود نمایش داده شد و دوباره توقیف شد. @gooshe

Gooshe
15 882
انسان‌های فقیر در سرزمینی بهره‌مند در زمانه‌ای نامعلوم، زیر سلطه بی‌دادگرانی سرمی‌کنند به نام داسداران؛‌ مردانی سیاه‌پوش و خون‌ریزِ داس به دست که همه سرزمین را می‌گردند تا ببینند آنجا که باید همه خواب باشند، چه کسی بیدار است؟ آنجا که همه باید گرسنه باشند، چه کسی سیر است، آنجا که باید جنگ باشد چه کسی در پی صلح است، آنجا که باید فقر از سر و رویت ببارد، چه کسی تنگدست نیست و آنجا که باید غم باشد، چه کسی به دنبال شادی‌ست. #داسداران هر سرکشی را که بیابند به جرم اغتشاشگری به زنجیر می‌کشند و اعدام‌ می‌کنند؛ زنده تا گردن زیر خاک تا زجرکش‌شدن زیر آفتاب. تنها کسی که جلوی آنها می‌ایستد، ساده‌لوحِ زودباور شکم‌‌پرستِ و پُرخوری‌ست که با تکه‌ای نان می‌تواند نافرمان شود و با وعده‌‌ای، قهرمان، همراه با زنی که برخلاف او از آبادی غارت‌شده فرار کرده تا به آبادانی جایی دیگر کمک کند، کودکان را نجات دهد و خلاف خواسته داسداران زندگی کند. 🎬 باز هم سیب داری؟ ساخته بایرام فضلی، سال ۱۳۸۵ توقیف شد و ۱۰سال بعد بی‌سروصدا و کوتاه اکران شد، اما مسئولان و سیاستمداران، آن را سیاسی و توهین به خود و انقلاب دانستند و دوباره توقیف کردند. @gooshe

Gooshe
15 882
Repost from Gooshe
«آوازهایی که مادرم به من آموخت،  دیربازی‌ است که ناپدید شده‌اند، اشک‌های او اما هرگز پلک‌هاش را ترک نکردند  اینک من به کودکانم، نغمه‌های موزون را  از دل آن اشک‌ها می‌آموزم،  از گنجینه یادمان‌ها و خاطره‌هایی که سرازیر می‌شوند»
🎬 اجرایی از «آوازهایی که مادرم به من آموخت» آهنگساز: آنتونین دِوُوژاک (دوورژاک)، ترانه: آدولف هِیدوک آواز: ماری-آن ایزمایلووف (مانسا ایزمایلووا)، خواننده متزوسوپرانو #اپرا، اهل اسلوونی.  @gooshe - Songs My Mother Taught Me - Antonín Dvořák  - Marie-Anne Izmajlov (Manca Izmajlova) ⬅️ درباره اپرا، موسیقی، نقاشی و سینما...

Gooshe
15 882
نام اعظم الاهی «نان» است از دیدگاه #عطار، عارف و شاعر ایرانی تا زمانی که جان انسان در خطر و مواجهه با گرسنگی و فقر و تنگدستی
نام اعظم الاهی «نان» است از دیدگاه #عطار، عارف و شاعر ایرانی تا زمانی که جان انسان در خطر و مواجهه با گرسنگی و فقر و تنگدستی باشد، نماز و مسجد معنایی ندارد و نان مایه و بنیاد بقاست.
سائلی پرسید از آن شوریده‌حال گفت: «اگر نام مِهین ذوالجلال می‌شناسی بازگوی ای مرد نیک» گفت: «نان است این بنتوان گفت لیک» مرد گفتش: احمقی و بی‌قرار کِی بوَد نام مِهین «نان»، شرم دار گفت: در قحط نِشابور ای عجب می‌گذشتم گرسنه چِل روز و شب نه شنودم هیچ جا بانگ نماز نه دری بر هیچ مسجد بود باز من بدانستم که «نان» نام مِهینست نقطه جمعیت و بنیاد دینست از پی نان نیستت چون سگ قرار حق چو رزقت می‌دهد تو حق گزار
#عطار_نیشابوری، مصیبتنامه، تصحیح: محمدرضا شفیعی کدکنی * نام مِهین، اسم اعظم: نام مقدس الهی که به اعتقاد عارفان اگر کسی آن را بداند و بخواند و بر زبان آورد، درهای بهشت بر او باز می‌شود و به مقصود می‌رسد. ☆ الاهی: الهی * تصویر: محل دفن عطار نیشابوری از بزرگ‌ترین عارفان و شاعران ایران و جهان در نیشابور که به عمد و خواسته مسئولان در این سال‌ها از اتاقک کوچک و گرم و تنگ و بی‌امکانات فراتر نمی‌رود و آبادانی‌اش را باید خیال کرد. @gooshe

Gooshe
15 882
اینها مادران جوانان شیلی هستند که به دنبال استخوان‌های فرزندان‌شان در دل بیابان با بیلچه و دست و پنچه می‌گردند. جوانانشان را
+3
اینها مادران جوانان شیلی هستند که به دنبال استخوان‌های فرزندان‌شان در دل بیابان با بیلچه و دست و پنچه می‌گردند. جوانانشان را #پینوشه دیکتاتور #شیلی سر به نیست کرده، بدون اینکه اجازه دهد خانواده‌ها بدانند کجا دفن شده‌اند، چطور کشته شده‌اند و اصلا چرا جواب اعتراض و خواسته و ایده‌های آزادی‌خواهانه آنها، سربه نیست شدن و اعدام بوده. #پاتریسیو_گوسمان (۲۰۲۶_۱۹۴۱) فیلمسازی که این مادران را به دنیا معرفی کرد، بارها گفته بود:
پینوشه، دیکتاتوری، نظام سیاسی ترسناک شیلی این مملکت را نابود کرد. ما و گذشته و آینده ما را تباه کرد ولی مادران ما تبدیل شدند به باستان‌شناسانِ حافظه‌ سیاسی و اجازه ندادند فراموش کنیم چه ظلم و بی‌دادی را گذرانده‌ایم؛ به یادآوردن، روایت و یادآوری کردن است که حافظه‌ جمعی یک سرزمین را حفاظت می‌کند.
پاتریسیو گوسمان _که چند روز پیش درگذشت_ از معدود فیلمسازان و مستندسازان شیلیایی بود که تمام زندگی‌اش را صرف ساختن #مستند و وقایع‌نگاری درباره نظام تمامیت‌خواه شیلی و پس از آن نظام‌های فاسد بعدی کرد و وضعیت کشورش را به مردم جهان نشان داد. * Patricio Guzmán (1941_ 2026) @gooshe

Gooshe
15 882
اینها مادران جوانان شیلی هستند که به دنبال استخوان‌های فرزندان‌شان در دل بیابان با بیلچه و دست و پنچه می‌گردند. جوانانشان را #پینوشه دیکتاتور #شیلی سر به نیست کرده، بدون اینکه اجازه دهد خانواده‌ها بدانند کجا دفن شده‌اند، چطور کشته شده‌اند و اصلا چرا جواب اعتراض و خواسته و ایده‌های آزادی‌خواهانه آنها، سربه نیست شدن و اعدام بوده. #پاتریسیو_گوسمان (۲۰۲۶_۱۹۴۱) فیلمسازی که این مادران را به دنیا معرفی کرد، بارها گفته بود:
پینوشه، دیکتاتوری، نظام سیاسی ترسناک شیلی این مملکت را نابود کرد. ما و گذشته و آینده ما را تباه کرد ولی مادران ما تبدیل شدند به باستان‌شناسانِ حافظه‌ سیاسی و اجازه ندادند فراموش کنیم چه ظلم و بی‌دادی را گذرانده‌ایم؛ به یادآوردن، روایت و یادآوری کردن است که حافظه‌ جمعی یک سرزمین را حفاظت می‌کند.
پاتریسیو گوسمان _که چند روز پیش درگذشت_ از معدود فیلمسازان و مستندسازان شیلیایی بود که تمام زندگی‌اش را صرف ساختن #مستند و وقایع‌نگاری درباره نظام تمامیت‌خواه شیلی و پس از آن نظام‌های فاسد بعدی کرد و وضعیت کشورش را به مردم جهان نشان داد. * Patricio Guzmán (1941_ 2026). @gooshe

Gooshe
15 882
ولی ای کاش رفتن دختری غریب در این سرزمین، تنها راه رهایی نبود. کاش غریب نمی‌رفت. کاش این قتل، این کشتار، این خون‌ها، این چشم‌
ولی ای کاش رفتن دختری غریب در این سرزمین، تنها راه رهایی نبود. کاش غریب نمی‌رفت. کاش این قتل، این کشتار، این خون‌ها، این چشم‌ها و این جوانان پرپرشده، تنها راه نبود به سوی این رهایی، به سوی این مقاومت روزمره برای داشتن زندگی معمولی. کاش این گردانندگان ناتوانِ بی‌لیاقت، این اندازه غریبه نبودند با ما، وگرنه ما که غریب نیستیم، ما که غریبه نبوده‌ایم؛ ایران، تنها خانه‌ای‌ست که ما داریم. ✍️#گوشه @gooshe #مهسا_امينی

Gooshe
15 882
غریبه دیوانه استفان، جوان پاریسی، در اوج سرمای زمستان سر از ایستگاهی در بخارست درمی‌آورد. دلیل سفرش ترانه عجیبی است که زنی کولی به نام نورا لوکا خوانده. ترانه‌ای که استفان را مسخ کرده و آنقدر در جانش نشسته که آن را برای هر کسی که می‌بیند پخش می‌کند، شاید بتواند آن خواننده را پیدا کند، اما به جای پیدا کردن آن زن، با فرهنگ، زندگی، عشق، رقص، زندگی در لحظه و دم را غنیمت شمردن، آشنا می‌شود. پایتخت #رومانی، توقفگاهی موقت است و جست‌وجوی وسواس‌گونه استفان او را به قلب سرزمینی ناآشنا می‌رساند و در میان مردمی خشن، زخم‌خورده و بی‌پیرایه؛ لائوتاری‌ها «موسیقی‌دانان کولی» گم می‌شود. این داستان یکی از فیلم‌های سه‌گانه #تونی_گاتلیف (۲۰۲۶_۱۹۴۸) است، فیلمساز الجزایری_فرانسوی که همه زندگی‌اش درباره شور موسیقی، گم گشتگی انسان، ریشه‌های انسان، بی‌رحمی مرزها، مهاجرت و کنده شدن از سرزمین خود، فیلم ساخت. فیلم: غریبه دیوانه، تونی گاتلیف، ۱۹۹۷ Movie: The Crazy Stranger (Gadjo dilo) by Tony Gatlif, 1997 @gooshe

Gooshe
15 882
«تبعیدها همه شبیه یکدیگرند. ترک کردن کشور، برای هر انسانی یک گسست است. آدم وقتی کشورش را ترک می‌کند، فرهنگ، موسیقی و سنت‌هایش را در چمدان نمی‌گذارد بلکه همه‌ آن چیزهایی را با خود می‌برد که انسان را می‌سازند.»
#تونی_گاتلیف (۲۰۲۶_۱۹۹۷)، فیلمنامه‌نویس، فیلمساز، آهنگساز و بازیگر الجزایری_فرانسوی که سفر و موسیقی برایش راهی برای حفظ آزادی و شور زندگی بود. تقریبا همه فیلم‌های او نشان می‌داد چطور باید روح انسان‌ها را دید و با سکوت، گوش کردن و تجربه ناشناخته‌ها دیگران را فهمید. فیلم‌های او درباره انسان‌‌هایی بود که در پی یافتن، حفظ، کشف و درک ریشه‌ها و هویت خود در شور موسیقی هستند و فقط با عشق و درک موسیقی‌ست که دیدن و فهمیدن یکدیگر را بدون دانستن زبان هم تجربه می‌کنند. برای همین بود که می‌گفت:
«زندگی از همه‌چیز مهم‌تر است. بقیه دیوارها، کشورها فقط پول‌اند. من اگر مجبور باشم بین پول و زندگی انتخاب کنم، زندگی را انتخاب می‌کنم.»
Movie: Latcho Drom (Safe Journey) by Tony Gatlif, 1997 #tonygatlif (1948_2026) @gooshe