Gooshe
گوشه وبسایتیست که از سال ۱۳۹۱ چند نفر در آن از موسیقی، فیلم، کتاب، نقاشی و شکم مینویسند و «پادکست هنر با گوشه» را (در یوتیوب) میسازند. ©بازنشر مطالب فقط با ذکر و تگ منبع: @gooshe https://linktr.ee/gooshe تماس با گوشه: ✉ gooshe.net[at]gmail[dot]com
Показати більше📈 Аналітичний огляд Telegram-каналу Gooshe
Канал Gooshe (@gooshe) у мовному сегменті Фарсі є активним учасником. На даний момент спільнота об'єднує 15 909 підписників, посідаючи 17 405 місце в категорії Фільми та 20 738 місце у регіоні Іран.
📊 Показники аудиторії та динаміка
З моменту свого створення невідомо, проект продемонстрував стрімке зростання, зібравши аудиторію у 15 909 підписників.
За останніми даними від 30 вересня, 2026, канал демонструє стабільну активність. Хоча за останні 30 днів спостерігається зміна кількості учасників на -51, а за останні 24 години на -3, загальне охоплення залишається високим.
- Статус верифікації: Не верифікований
- Рівень залученості (ER): Середній показник залученості аудиторії становить 22.77%. Протягом перших 24 годин після публікації контент зазвичай збирає 7.85% реакцій від загальної кількості підписників.
- Охоплення публікацій: В середньому кожен допис отримує 3 622 переглядів. Протягом першої доби публікація в середньому набирає 1 248 переглядів.
- Реакції та взаємодія: Аудиторія активно підтримує контент: середня кількість реакцій на один пост – 69.
- Тематичні інтереси: Контент зосереджений навколо ключових тем, таких як سینما, کاساوتیس, ژاپن, فیلم, گوشه.
📝 Опис та контентна політика
Автор описує ресурс як майданчик для висловлення суб'єктивної думки:
“گوشه وبسایتیست که از سال ۱۳۹۱ چند نفر در آن از موسیقی، فیلم، کتاب، نقاشی و شکم مینویسند و «پادکست هنر با گوشه» را (در یوتیوب) میسازند.
©بازنشر مطالب فقط با ذکر و تگ منبع:
@gooshe
https://linktr.ee/gooshe
تماس با گوشه:
✉ gooshe.net[at]gmail[dot]...”
Завдяки високій частоті оновлень (останні дані отримано 01 жовтня, 2026), канал підтримує актуальність та високий рівень охоплення публікацій. Аналітика показує, що аудиторія активно взаємодіє з контентом, що робить його важливою точкою впливу в категорії Фільми.
Триває завантаження даних...
| Дата | Залучення підписників | Згадування | Канали | |
| 01 жовтня | +2 |
| 2 | بیژن الهی: نفسم بند آمده از سیاهی اینها
_ پدر شما بعد از انقلاب از نظر سیاسی چطور فکر میکرد؟
- از خونه درنمیاومد. میگفت همهجا خاکستریه. نفسم بند مییاد از سیاهی اینها.
این مملکت، این مُلک، این ایران، این سرزمین چقدر جا دارد برای این اندازه هنرمند و شاعر و نویسنده خانهنشینِ داغ بر دلِ جفادیده و زخمخورده و دلشکسته که زیر خاک گوشهوکنارش در آغوش بگیرد؟
ویدیو: گفتوگو با #سلمی_الهی، خواننده موسیقی کلاسیک و فرزند #بیژن_الهی (۱۳۸۹-۱۳۲۴)، شاعر، مترجم، نقاش و پژوهشگر ادبیات و #غزاله_علیزاده (۱۳۷۵-۱۳۲۷)، نویسنده؛ دختری که داغ پدر و مادر را بر دل دارد و سوختن و ساختن هر دو را پس از سال ۵۷ لمس کرده؛ سکوت و سکون، سرما و ترس و احساس خفقان و خفگی هر دو را دیده و میگوید چطور پدر، از پیشگامان شعر مدرن فارسی و مترجم چیرهدست و مسلط، خلاق، جستوجوگر و ژرف تن به مرگ داد، غمزده در سرزمین خودش، در زمانهای که نمیخواست به حذف و سانسور و دروغ و ریا تن دهد.
ویدیو: بخشی از مصاحبه مصطفی خلجی با سلمی الهی، کانال یوتیوب روایتی دیگر
@gooshe | 1 556 |
| 3 | سفر چرا کنم، چرا سفر کنم؟
من که میتوانم سرگردان باشم
سالها حوالی خانهام
بیژن الهی (۱۳۸۹_۱۳۲۴)
عکس: #بیژن_الهی، شاعر، مترجم و نقاش در کنار همسر و دخترش؛ #غزاله_علیزاده، نویسنده و #سلمی_الهی، خواننده موسیقی کلاسیک
@gooshe | 1 740 |
| 4 | دهکده کوچک شیرین من
#چکسلواکی سوسیالیستی دهه ۱۹۸۰، تعاونی روستا، ساختارهای اداری، تصمیمهای سازمانی و رابطههای فردی با سیستم که آدم و روحیه را نابود میکند؛ روستایی کوچک، دور از قبل و قال شهر، مردمی که به هم اعتماد دارند و دست همدیگر را میگیرند، زندگی آرام، حماقتهای انسانی و بوروکراسی روزمرهای که نظام کمونیستی ساخته و رابطه سالم و آرام آدمها را خراب میکند...
فیلم «دهکده کوچکِ شیرین من» را #ییرژی_منزل (از فیلمسازان مهم #سینمای_موج_نوی_چکسلواکی) سال ۱۹۸۵ ساخت، استعاره از کشورش، وقتی ساختارهای اقتصادی و اجتماعی سرزمنش زیر نظام کمونیستی شوروی تباه شده بود.
🎬 My Sweet Little Village (Czech: Vesničko má středisková) Jiří Menzel, 1985.
@gooshe | 2 095 |
| 5 | فیلم کامل باز هم سیب داری، ساخته بایرام فضلی، سال ۱۳۸۵ که دهسال توقیف بود و به صورت محدود نمایش داده شد و دوباره توقیف شد.
@gooshe | 2 967 |
| 6 | انسانهای فقیر در سرزمینی بهرهمند در زمانهای نامعلوم، زیر سلطه بیدادگرانی سرمیکنند به نام داسداران؛ مردانی سیاهپوش و خونریزِ داس به دست که همه سرزمین را میگردند تا ببینند آنجا که باید همه خواب باشند، چه کسی بیدار است؟ آنجا که همه باید گرسنه باشند، چه کسی سیر است، آنجا که باید جنگ باشد چه کسی در پی صلح است، آنجا که باید فقر از سر و رویت ببارد، چه کسی تنگدست نیست و آنجا که باید غم باشد، چه کسی به دنبال شادیست.
#داسداران هر سرکشی را که بیابند به جرم اغتشاشگری به زنجیر میکشند و اعدام میکنند؛ زنده تا گردن زیر خاک تا زجرکششدن زیر آفتاب.
تنها کسی که جلوی آنها میایستد، سادهلوحِ زودباور شکمپرستِ و پُرخوریست که با تکهای نان میتواند نافرمان شود و با وعدهای، قهرمان، همراه با زنی که برخلاف او از آبادی غارتشده فرار کرده تا به آبادانی جایی دیگر کمک کند، کودکان را نجات دهد و خلاف خواسته داسداران زندگی کند.
🎬 باز هم سیب داری؟ ساخته بایرام فضلی، سال ۱۳۸۵ توقیف شد و ۱۰سال بعد بیسروصدا و کوتاه اکران شد، اما مسئولان و سیاستمداران، آن را سیاسی و توهین به خود و انقلاب دانستند و دوباره توقیف کردند.
@gooshe | 3 085 |
| 7 | «آوازهایی که مادرم به من آموخت،
دیربازی است که ناپدید شدهاند،
اشکهای او اما هرگز پلکهاش را ترک نکردند
اینک من به کودکانم،
نغمههای موزون را
از دل آن اشکها میآموزم،
از گنجینه یادمانها و خاطرههایی که سرازیر میشوند»
🎬 اجرایی از «آوازهایی که مادرم به من آموخت»
آهنگساز: آنتونین دِوُوژاک (دوورژاک)،
ترانه: آدولف هِیدوک
آواز: ماری-آن ایزمایلووف (مانسا ایزمایلووا)، خواننده متزوسوپرانو #اپرا، اهل اسلوونی.
@gooshe
- Songs My Mother Taught Me
- Antonín Dvořák
- Marie-Anne Izmajlov (Manca Izmajlova)
⬅️ درباره اپرا، موسیقی، نقاشی و سینما... | 2 437 |
| 8 | نام اعظم الاهی «نان» است
از دیدگاه #عطار، عارف و شاعر ایرانی تا زمانی که جان انسان در خطر و مواجهه با گرسنگی و فقر و تنگدستی باشد، نماز و مسجد معنایی ندارد و نان مایه و بنیاد بقاست.
سائلی پرسید از آن شوریدهحال
گفت: «اگر نام مِهین ذوالجلال
میشناسی بازگوی ای مرد نیک»
گفت: «نان است این بنتوان گفت لیک»
مرد گفتش: احمقی و بیقرار
کِی بوَد نام مِهین «نان»، شرم دار
گفت: در قحط نِشابور ای عجب
میگذشتم گرسنه چِل روز و شب
نه شنودم هیچ جا بانگ نماز
نه دری بر هیچ مسجد بود باز
من بدانستم که «نان» نام مِهینست
نقطه جمعیت و بنیاد دینست
از پی نان نیستت چون سگ قرار
حق چو رزقت میدهد تو حق گزار
#عطار_نیشابوری، مصیبتنامه، تصحیح: محمدرضا شفیعی کدکنی
* نام مِهین، اسم اعظم: نام مقدس الهی که به اعتقاد عارفان اگر کسی آن را بداند و بخواند و بر زبان آورد، درهای بهشت بر او باز میشود و به مقصود میرسد.
☆ الاهی: الهی
* تصویر: محل دفن عطار نیشابوری از بزرگترین عارفان و شاعران ایران و جهان در نیشابور که به عمد و خواسته مسئولان در این سالها از اتاقک کوچک و گرم و تنگ و بیامکانات فراتر نمیرود و آبادانیاش را باید خیال کرد.
@gooshe | 3 283 |
| 9 | اینها مادران جوانان شیلی هستند که به دنبال استخوانهای فرزندانشان در دل بیابان با بیلچه و دست و پنچه میگردند.
جوانانشان را #پینوشه دیکتاتور #شیلی سر به نیست کرده، بدون اینکه اجازه دهد خانوادهها بدانند کجا دفن شدهاند، چطور کشته شدهاند و اصلا چرا جواب اعتراض و خواسته و ایدههای آزادیخواهانه آنها، سربه نیست شدن و اعدام بوده.
#پاتریسیو_گوسمان (۲۰۲۶_۱۹۴۱) فیلمسازی که این مادران را به دنیا معرفی کرد، بارها گفته بود:
پینوشه، دیکتاتوری، نظام سیاسی ترسناک شیلی این مملکت را نابود کرد. ما و گذشته و آینده ما را تباه کرد ولی مادران ما تبدیل شدند به باستانشناسانِ حافظه سیاسی و اجازه ندادند فراموش کنیم چه ظلم و بیدادی را گذراندهایم؛ به یادآوردن، روایت و یادآوری کردن است که حافظه جمعی یک سرزمین را حفاظت میکند.
پاتریسیو گوسمان _که چند روز پیش درگذشت_ از معدود فیلمسازان و مستندسازان شیلیایی بود که تمام زندگیاش را صرف ساختن #مستند و وقایعنگاری درباره نظام تمامیتخواه شیلی و پس از آن نظامهای فاسد بعدی کرد و وضعیت کشورش را به مردم جهان نشان داد.
* Patricio Guzmán (1941_ 2026)
@gooshe | 4 343 |
| 10 | اینها مادران جوانان شیلی هستند که به دنبال استخوانهای فرزندانشان در دل بیابان با بیلچه و دست و پنچه میگردند.
جوانانشان را #پینوشه دیکتاتور #شیلی سر به نیست کرده، بدون اینکه اجازه دهد خانوادهها بدانند کجا دفن شدهاند، چطور کشته شدهاند و اصلا چرا جواب اعتراض و خواسته و ایدههای آزادیخواهانه آنها، سربه نیست شدن و اعدام بوده.
#پاتریسیو_گوسمان (۲۰۲۶_۱۹۴۱) فیلمسازی که این مادران را به دنیا معرفی کرد، بارها گفته بود:
پینوشه، دیکتاتوری، نظام سیاسی ترسناک شیلی این مملکت را نابود کرد. ما و گذشته و آینده ما را تباه کرد ولی مادران ما تبدیل شدند به باستانشناسانِ حافظه سیاسی و اجازه ندادند فراموش کنیم چه ظلم و بیدادی را گذراندهایم؛ به یادآوردن، روایت و یادآوری کردن است که حافظه جمعی یک سرزمین را حفاظت میکند.
پاتریسیو گوسمان _که چند روز پیش درگذشت_ از معدود فیلمسازان و مستندسازان شیلیایی بود که تمام زندگیاش را صرف ساختن #مستند و وقایعنگاری درباره نظام تمامیتخواه شیلی و پس از آن نظامهای فاسد بعدی کرد و وضعیت کشورش را به مردم جهان نشان داد.
* Patricio Guzmán (1941_ 2026).
@gooshe | 1 |
| 11 | ولی ای کاش رفتن دختری غریب در این سرزمین، تنها راه رهایی نبود. کاش غریب نمیرفت. کاش این قتل، این کشتار، این خونها، این چشمها و این جوانان پرپرشده، تنها راه نبود به سوی این رهایی، به سوی این مقاومت روزمره برای داشتن زندگی معمولی.
کاش این گردانندگان ناتوانِ بیلیاقت، این اندازه غریبه نبودند با ما، وگرنه ما که غریب نیستیم، ما که غریبه نبودهایم؛ ایران، تنها خانهایست که ما داریم.
✍️#گوشه
@gooshe
#مهسا_امينی | 3 453 |
| 12 | غریبه دیوانه
استفان، جوان پاریسی، در اوج سرمای زمستان سر از ایستگاهی در بخارست درمیآورد. دلیل سفرش ترانه عجیبی است که زنی کولی به نام نورا لوکا خوانده. ترانهای که استفان را مسخ کرده و آنقدر در جانش نشسته که آن را برای هر کسی که میبیند پخش میکند، شاید بتواند آن خواننده را پیدا کند، اما به جای پیدا کردن آن زن، با فرهنگ، زندگی، عشق، رقص، زندگی در لحظه و دم را غنیمت شمردن، آشنا میشود.
پایتخت #رومانی، توقفگاهی موقت است و جستوجوی وسواسگونه استفان او را به قلب سرزمینی ناآشنا میرساند و در میان مردمی خشن، زخمخورده و بیپیرایه؛ لائوتاریها «موسیقیدانان کولی» گم میشود.
این داستان یکی از فیلمهای سهگانه #تونی_گاتلیف (۲۰۲۶_۱۹۴۸) است، فیلمساز الجزایری_فرانسوی که همه زندگیاش درباره شور موسیقی، گم گشتگی انسان، ریشههای انسان، بیرحمی مرزها، مهاجرت و کنده شدن از سرزمین خود، فیلم ساخت.
فیلم: غریبه دیوانه، تونی گاتلیف، ۱۹۹۷
Movie: The Crazy Stranger (Gadjo dilo) by Tony Gatlif, 1997
@gooshe | 3 388 |
| 13 | «تبعیدها همه شبیه یکدیگرند. ترک کردن کشور، برای هر انسانی یک گسست است. آدم وقتی کشورش را ترک میکند، فرهنگ، موسیقی و سنتهایش را در چمدان نمیگذارد بلکه همه آن چیزهایی را با خود میبرد که انسان را میسازند.»
#تونی_گاتلیف (۲۰۲۶_۱۹۹۷)، فیلمنامهنویس، فیلمساز، آهنگساز و بازیگر الجزایری_فرانسوی که سفر و موسیقی برایش راهی برای حفظ آزادی و شور زندگی بود.
تقریبا همه فیلمهای او نشان میداد چطور باید روح انسانها را دید و با سکوت، گوش کردن و تجربه ناشناختهها دیگران را فهمید.
فیلمهای او درباره انسانهایی بود که در پی یافتن، حفظ، کشف و درک ریشهها و هویت خود در شور موسیقی هستند و فقط با عشق و درک موسیقیست که دیدن و فهمیدن یکدیگر را بدون دانستن زبان هم تجربه میکنند.
برای همین بود که میگفت:
«زندگی از همهچیز مهمتر است. بقیه دیوارها، کشورها فقط پولاند. من اگر مجبور باشم بین پول و زندگی انتخاب کنم، زندگی را انتخاب میکنم.»
Movie: Latcho Drom (Safe Journey) by Tony Gatlif, 1997
#tonygatlif (1948_2026)
@gooshe | 3 168 |
| 14 | «آنها که دستور جنگ را میدهند زیر باران نیستند. میان گلولای نیستند. آنها در خانههای گرمشان نشستهاند.
جنگ را شرورترین افراد برمیانگیزانند و شریفترین افراد اداره میکنند.»
«ضد خاطرات»، نوشته #آندره_مالرو، ۱۹۶۷، ترجمه: رضا سیدحسینی و #ابوالحسن_نجفی
فیلم: راههای افتخار، ساخته #استنلی _کوبریک، سال ۱۹۵۷؛ پخش این فیلم ضدجنگ در زمان خودش در چند کشور ممنوع شد.
Movie: Paths of Glory, directed by Stanley Kubrick, 1957
@gooshe | 3 907 |
| 15 | .
«ما نمیتوانستیم آزادانه سخن بگوییم، ولی به کنایه سخنگفتن هم سخنگفتن نبود. ما از یک نوع لُکنت زبانی به نوعی لکنت فکری رسیدیم. وقتی نتوانیم به صورت منطقی و صریح و در تفاهم با دیگری با او حرف بزنیم، بعد از مدتی فکرکردن هم تابع سخنگفتن میشود و کج و معوج فکر میکنیم.»
#جواد_مجابی، نویسنده، شاعر، منتقد ادبی، روزنامهنگار و طنزپردازی که پس از سال ۵۷ به زور خانهنشین شد و به جای دستکشیدن از نوشتن، خواندن و بازخوانی ادبیات کهن این سرزمین را پیشه خود کرد؛ نوشت، کاویید و هر آنچه را نتوانست بگوید، در طنز و کنایه گفت، سکوت نکرد، گفت و انتقاد کرد و نوشت و فکر کرد چگونه باید با نگفتن، گفت.
@gooshe
ویدیو: جواد مجابی (۱۴۰۵_۱۳۱۸)، شاعر، نویسنده، طنزپرداز و منتقد ادبی در گفتوگو با مقداد ارزنده. | 3 847 |
| 16 | 🎬 فیلم کامل دنبالهرو (همرنگ جماعت) ساخته #برناردو_برتولوچی در سال ۱۹۷۰...
این فیلم یکی از آثار بسیار مهم در تاریخ سینمای جهان با فیلمبرداری مدرن و شهرتی جهانی در طراحی، معماری و دکور برای بازسازی فضای ایتالیای فاشیستی پر از خفقان دهه ۱۹۳۰ است و در بسیاری از فهرستهای سینمایی در میان صد فیلم مطرح جهان قرار دارد.
🎬 The Conformist, written and directed by Bernardo Bertolucci, 1970, based on the 1951 novel by Alberto Moravia.
@gooshe | 3 718 |
| 17 | من فقط وظیفهام را انجام دادم
مارچلو، کارمند معمولی ایتالیاییست که نه آرمان سیاسی دارد، نه اعتقاد سرسختانهای و نه تعهدی به کسی. تمام همّ و غمّ او، تمام دردش به تفکری ساده گره خورده؛ معمولیبودن.
او از متفاوت بودن میترسد. از داشتن فکر، کنش فردی یا تصمیمگیری فراریست. میخواهد همان کاری را بکند که بقیه میکنند؛ ازدواج، شغل خوب، کار اداریِ آیندهدار، وجدانی خاموش و کلهای بیفکر و بیایده.
در ایتالیای دهه ۳۰ میلادی، ایتالیای فاشیستی، در نظام زیر سلطه موسولینی، او بهترین گزینه برای فاشیستشدن است. آدمی که نمیخواهد خودش تصمیم بگیرد، نمیخواهد خودش را بپذیرد، به دنبال دستور است، نه نمیگوید، با رنجهای کودکی و خاطراتش زندگی میکند، میخواهد شبیه بقیه باشد، مطیع و آماده اجرای دستور است بیچون و چرا، هیچ فلسفه شخصی و تفکر فردی ندارد، از تنهایی و جدایی از جمع میترسد و وانهاده و وامانده است، بهترین انتخاب نظامی فاشیستیست تا از او فردی همرنگ و همفکر و هماهنگ بسازد، فریباش دهد، جذباش کند، به جای او فکر کند و از او مثل خمیر، موجودی بسازد، سازشگر، اطاعتکننده و دنبالهرو. نظامی که عادیبودن را مساوی با اطاعت میداند، به سادگی می تواند کسانی را جذب کند که میگویند: من فقط کاری را میکنم که همه میکنند. من فقط وظیفهام را انجام میدهم، حتی وقتی آدم میکشم.
میل مارچلو به عادیبودن او را به سمت #فاشیسم میبرد، اما این هم مانند بقیه نظامهای تمامیتخواه، پایههایش با شکست و اعدام و مرگ رهبرش، #موسولینی فرو میریزد.
بعد از این سقوط است که مارچلو تازه میفهد اتفاقا در چنین نظامهایی برای نجات خود، برای نجات وطن و برای نجات آیندگان باید دگراندیش بود، باید از تمامیتخواهان فاصله گرفت و باید فردیت داشت. در چنین حکومتهایی تنها بودن، عادی نبودن، معمولینشدن و دنبالهرو نبودن، خودش مبارزه سیاسیست.
@gooshe
🎬 فیلم: دنبالهرو (همرنگ با جماعت)، ساخته #برناردو_برتولوچی، سال ۱۹۷۰، بر اساس رمان دنبالهرو، نوشته #آلبرتو_موراویا؛ صحنهای که اعلام میشود موسولینی سقوط کرده و مردم در خیابانها به دنبال فاشیستها میگردند تا انتقام سالها خفقان، قتل، سانسور، فقر و استبداد را بگیرند.
Movie: The Conformist, written and directed by Bernardo Bertolucci, based on the 1951 novel by Alberto Moravia.
@gooshe
#سینمای_ایتالیا | 3 626 |
| 18 | فیلم کامل کوتاه At Land، ساخته #مایا_درن، سال ۱۹۴۴.
- At Land, written, directed by, and starring Maya Deren, 1944
@gooshe | 3 781 |
| 19 | مایا دِرِن از نخستین زنان کارگردان سینمای آمریکا بود. او فیلمنامههایش را هم مینوشت و معمولا خودش در فیلمهایش بازی میکرد.
سال ۱۹۴۴ #مایا_درن فیلم کوتاه صامت At Land را ساخت درباره زنی که موجهای اقیانوس او را به ساحل میبرند و او سفری خیالگونه را آغاز میکند که پیوسته تغییر شکل میدهد و از او انسانی تازه میسازد.
زن در سفر خیالانگیز خودش در حالی که روی میز ضیافت شام پیش میرود با نسخههای دیگری از خودش روبهرو میشود.
مایا درن گفته این فیلم درباره تلاش برای حفظ هویت شخصی و فردیت خودش در دنیای مردانه سینما بوده است.
* At Land, written, directed by, and starring Maya Deren, 1944
@gooshe | 3 572 |
| 20 | همدستی شهرت و شرارت
وقتی خبرهای نظامهای تمامیتخواه جهانی میشود، آنها دنبال کسانی میگردند تا اعتبار جهانی بگیرند و خود را توجیه کنند.
کسانی که نقطهضعف دارند؛ افراطیاند یا با پول رام میشوند، اصول اخلاقی ندارند، تعصب نسبت به مَسلکی کورشان کرده یا کارشان روزمرهسازی شر است، بهترین انتخاب هستند:
#هیتلر، دوک و دوشِس وینزر را به آلمان نازی دعوت کرد و #فیدل_کاسترو، رهبر کوبا، گابریل گارسیا مارکز نویسنده کلمبیایی را به عنوان همفکر در کنار خود نشاند. در کره شمالی، کیم جونگ اون، ستاره سابق بسکتبال آمریکا، دنیس رادمن را کنار خود گذاشت و #استالین، نویسندهها و متفکران چپگرای جهان را به شوروی دعوت میکرد؛ از جرج برنارد شاو تا ژان پل سارتر.
بیشتر نظامهایی که اعتبار را با این روشها میخرند، سرآسیمه میخواهند سیاست شرورِ غیرانسانی خود را در جهان باورپذیر کنند و از خود چهرهای معتبر و قربانی رسانهها بسازند.
اما معمولاً رودست میخورند؛این چهرههای جذب شده، معمولا تقلبیاند یا وعدهای تهی گرفتهاند یا شر دامن خودشان را هم میگیرد یا کمی بعد سرخورده شده و همسویی با این نظامها را مایه ننگ زندگی خود میخوانند.
@gooshe | 6 933 |
