𝐄𝐜𝐨𝐥𝐢𝐧𝐞
Открыть в Telegram
3 195
Подписчики
-724 часа
-367 дней
-14430 день
Архив постов
3 195
ای امید؛
ای نام فریب خوردهی رهایی
هیچ دروغی به پاکی تو،
ما را چنین به مسلخ فردا نکشاند.
3 195
رنج آورتر از خود رنج اين است كه چشم اندازى براى پايان رنج نيست.
انسان تا كى مى تواند در حبابى از ندانستن زندگی كند؟
تا کى در هوايى خفه كننده معلق بماند؟
3 195
سرزمینی که پخمگانش شاغل باشند و نخبگانش بیکار، صادراتش متفکر باشد و وارداتش مخدر، قبرهایش خریده شوند و مغزهایش فروخته؛
گورستان تاریخ است نه سرزمین زندگان…
3 195
کشورم بهترین سالهای زندگی و جوانیام را از من گرفت و دیگر هیچ کشوری نمیتواند آن را به من بازگرداند…
3 195
ولی من معتقدم آدم نباید فراموش کنه که چطوری باهاش رفتار کردن، تو چه موقعیتی قرارش دادن و چه حرفایی رو بهش زدن، مخصوصا تو شرایطی که تحمل زندگی خیلی سخت بود و اونا سختتَرش کردن…
3 195
کادوی تولد هیچکسی رو یه ماه زودتر نخرید
شاید توی اون یه ماه، اونی که سوپرایز میشه شما باشید!
3 195
صبح که بیدار میشویم،
از شبِ قبل که خوابیدهایم فقیرتریم…
نه قمار کردهایم، نه شب دزد به ما زده است،
نه حتی کار اقتصادی انجام دادهایم؛
ما فقط خواب بودیم…
3 195
سالها بعد درمورد ما خواهند نوشت:
مردمانی بیتصمیم در حاشیهی جهانِ خویش، که گران زندگی میکردند اما ارزان میمردند…
3 195
Repost from N/a
کیستممن؟
چهمیدانم!
نپرسازمننشان؛
مُردهایلرزانمیاناجتماعزندگان..!
3 195
ما نه از مرگ میترسیم و نه از جنگ!
ما از “ماندن” بیپایان در انفرادی وطنی میترسیم که نگهبانانش هم زبان ما هستند اما زبان ما را نمیفهمند…
3 195
ما دوام آوردیم، عجیب دوام آوردیم.
اما فرق بود میان دوام آوردن ما و آدمهای دیگر.
فرق بود میان رسیدن ما و رسیدن آدمهای دیگر.
که جایی که آنان راه میرفتند، ما میدویدیم،
جایی که آنها میدویدند، ما سینه خیز میرفتیم.
آنان برای رشد و رفاه میجنگیدند و ما برای بقا،
تمام مردم جهان زندگی میکردند
و ما، فقط داشتیم زنده میماندیم.
3 195
اگر از آسمان باران آزادی میبارید؛
بعضی بردگان را میدیدم که با خود چتر حمل میکردند.
افلاطون
