𝐄𝐜𝐨𝐥𝐢𝐧𝐞
Закритий канал
3 234
Підписники
-724 години
-337 днів
-14830 день
Архів дописів
3 234
ولی من معتقدم آدم نباید فراموش کنه که چطوری باهاش رفتار کردن، تو چه موقعیتی قرارش دادن و چه حرفایی رو بهش زدن، مخصوصا تو شرایطی که تحمل زندگی خیلی سخت بود و اونا سختتَرش کردن…
3 234
کادوی تولد هیچکسی رو یه ماه زودتر نخرید
شاید توی اون یه ماه، اونی که سوپرایز میشه شما باشید!
3 234
صبح که بیدار میشویم،
از شبِ قبل که خوابیدهایم فقیرتریم…
نه قمار کردهایم، نه شب دزد به ما زده است،
نه حتی کار اقتصادی انجام دادهایم؛
ما فقط خواب بودیم…
3 234
سالها بعد درمورد ما خواهند نوشت:
مردمانی بیتصمیم در حاشیهی جهانِ خویش، که گران زندگی میکردند اما ارزان میمردند…
3 234
Repost from N/a
کیستممن؟
چهمیدانم!
نپرسازمننشان؛
مُردهایلرزانمیاناجتماعزندگان..!
3 234
ما نه از مرگ میترسیم و نه از جنگ!
ما از “ماندن” بیپایان در انفرادی وطنی میترسیم که نگهبانانش هم زبان ما هستند اما زبان ما را نمیفهمند…
3 234
ما دوام آوردیم، عجیب دوام آوردیم.
اما فرق بود میان دوام آوردن ما و آدمهای دیگر.
فرق بود میان رسیدن ما و رسیدن آدمهای دیگر.
که جایی که آنان راه میرفتند، ما میدویدیم،
جایی که آنها میدویدند، ما سینه خیز میرفتیم.
آنان برای رشد و رفاه میجنگیدند و ما برای بقا،
تمام مردم جهان زندگی میکردند
و ما، فقط داشتیم زنده میماندیم.
3 234
اگر از آسمان باران آزادی میبارید؛
بعضی بردگان را میدیدم که با خود چتر حمل میکردند.
افلاطون
3 234
اگر آن سالها بیشتر میفهمیدم،
هرگز در راه برگشت از مدرسه نمیدویدم.
زیر باران سرد پاییزی خودم را در کوچهها پنهان نمیکردم،
میگذاشتم برگ ها بر روی کیف کودکانهام فروافتند،
نمیگذاشتم خلوتیِ کوچههای سرد مرا بترساند…
اگر آن سالها میفهمیدم؛
در راه مدرسه به جای غصهی مشقهای نانوشته،
پاییز را نفس میکشیدم.
اگر آن سالها میفهمیدم…
3 234
حس میکردم که این دنیا برای من نبود؛
برای یک دسته آدمهای بیحیا، پررو، گدامنش، نامرد و چشم و دل گرسنه بود…
صادقهدایت
3 234
کاش پیرتر بودیم، مثل ریشهها
یا جوانتر، مثل شاخهها
اینجا که ما ایستادهایم، فقط تبر میخورد…
Вже доступно! Дослідження Telegram за 2025 — головні інсайти року 
