𝐄𝐜𝐨𝐥𝐢𝐧𝐞
Canal cerrado
3 247
Suscriptores
-324 horas
-347 días
-14730 días
Archivo de publicaciones
3 247
کادوی تولد هیچکسی رو یه ماه زودتر نخرید
شاید توی اون یه ماه، اونی که سوپرایز میشه شما باشید!
3 247
صبح که بیدار میشویم،
از شبِ قبل که خوابیدهایم فقیرتریم…
نه قمار کردهایم، نه شب دزد به ما زده است،
نه حتی کار اقتصادی انجام دادهایم؛
ما فقط خواب بودیم…
3 247
سالها بعد درمورد ما خواهند نوشت:
مردمانی بیتصمیم در حاشیهی جهانِ خویش، که گران زندگی میکردند اما ارزان میمردند…
3 247
Repost from N/a
کیستممن؟
چهمیدانم!
نپرسازمننشان؛
مُردهایلرزانمیاناجتماعزندگان..!
3 247
ما نه از مرگ میترسیم و نه از جنگ!
ما از “ماندن” بیپایان در انفرادی وطنی میترسیم که نگهبانانش هم زبان ما هستند اما زبان ما را نمیفهمند…
3 247
ما دوام آوردیم، عجیب دوام آوردیم.
اما فرق بود میان دوام آوردن ما و آدمهای دیگر.
فرق بود میان رسیدن ما و رسیدن آدمهای دیگر.
که جایی که آنان راه میرفتند، ما میدویدیم،
جایی که آنها میدویدند، ما سینه خیز میرفتیم.
آنان برای رشد و رفاه میجنگیدند و ما برای بقا،
تمام مردم جهان زندگی میکردند
و ما، فقط داشتیم زنده میماندیم.
3 247
اگر از آسمان باران آزادی میبارید؛
بعضی بردگان را میدیدم که با خود چتر حمل میکردند.
افلاطون
3 247
اگر آن سالها بیشتر میفهمیدم،
هرگز در راه برگشت از مدرسه نمیدویدم.
زیر باران سرد پاییزی خودم را در کوچهها پنهان نمیکردم،
میگذاشتم برگ ها بر روی کیف کودکانهام فروافتند،
نمیگذاشتم خلوتیِ کوچههای سرد مرا بترساند…
اگر آن سالها میفهمیدم؛
در راه مدرسه به جای غصهی مشقهای نانوشته،
پاییز را نفس میکشیدم.
اگر آن سالها میفهمیدم…
3 247
حس میکردم که این دنیا برای من نبود؛
برای یک دسته آدمهای بیحیا، پررو، گدامنش، نامرد و چشم و دل گرسنه بود…
صادقهدایت
3 247
کاش پیرتر بودیم، مثل ریشهها
یا جوانتر، مثل شاخهها
اینجا که ما ایستادهایم، فقط تبر میخورد…
¡Ya disponible! Investigación de Telegram 2025 — los principales insights del año 
