ru
Feedback

Не попадитесь на канал ботавода! Telemetrio находит и помечает такие каналы 👉 Хотите видеть метку — оформите подписку 👈

بهشت✨🌱

بهشت✨🌱

Открыть в Telegram
403
Подписчики
Нет данных24 часа
+47 дней
+630 дней
Архив постов
✨
✨

photo content

خزان زده🍂
خزان زده🍂

Repost from TheGandomin
نزدیک به یک ساعت می‌شد که راه‌بندان بود. موتر‌ها کنار هم در سه صف طویل قرار گرفته بودند. در رده‌ی کنار جدول، کامیون لاجوردی ق
نزدیک به یک ساعت می‌شد که راه‌بندان بود. موتر‌ها کنار هم در سه صف طویل قرار گرفته بودند. در رده‌ی کنار جدول، کامیون لاجوردی قرار داشت و من از عقب شیشه، زل زده بودم به تصویر کلافه‌کننده‌ی آن کامیون. این طرف‌تر، خانم کهن‌سالی با دختر کوچکی نشسته بودند. در چوکی کنار راننده، پدر با یک پسر جوان نشسته بود و پهلوی آن‌ها، راننده‌ی میان‌سالی عقب فرمان جاگرفته بود. تاکسی از سه طرف دیگر، با موتر‌های شاسی‌سیاه و کورولا‌های سفید و سرخ احاطه شده بود. ادامۀ نوشته: https://gandomin.com/7235/ #تاکسی‌نویسی #گندمین #زن_و_نویسندگی #افغانستان #gandomin

🤍
🤍

photo content

یعنی ساجق

لهجه مارملی «اِلق»😊

اینه نگفتم😊

Repost from دُژَم
photo content
+3

اتاق فرحناز🎨✨
اتاق فرحناز🎨✨

به من بگو، بگو، چگونه بشنوم صدای ریزشِ هزار برگ را زِ شاخه‌ها؟ به من بگو، بگو، چگونه بشنوم صدای بارشِ ستاره را زِ ابرها؟ من از درخت زاده‌ام تو ای که گفتن‌ات وزیدن نسیم‌هاست بر درخت‌ها به من بگو، بگو، درخت را که زاده است؟ مرا ستاره زاده است تو ای که گفتن‌ات چو جوی‌بارهاست، جوی‌بارهای سرد به من بگو، بگو، ستاره را که زاده است؟ ستاره را، درخت را تو زاده‌یی تو ای که گفتن‌ات پریدنِ پرنده‌هاست به من بگو، بگو، تو را که زاده است؟ شاعر: رضا براهنی

Repost from N/a
شعر جدید این غروب غریب سرخ چطور رخنه در استخوان من کرده خشم دیوث یک یقین فلج آتشی را به جان من کرده من برای شکار آهویت می‌دوم پا و سر به هرسویت قسمت اما به جای گردن تو کوسه را در دهان من کرده غیرتم شاخ و دم در آورده از زمانی که عشق بی وقفه جای آغوش امن زن‌ها نیز ترس را مثل پوشک کودک جابه‌جا در روان من کرده من به غار فنای خود بودم در دعا و ثنای خود بودم نه غروری، نه شوکتی، نامی حامل ادعای خود بودم ناگهان روز و ماه چندم سال؟ پیک پیغام آور وحشی مثل چیتای عاشق بره هوس گوشت کرده... اما بعد! خلوتی با زنان من کرده من غریق غرور انسان و سرزمین پر از پلنگان‌ و شاعرِ شکوه‌ی خراسان و پس چرا مثل هرزگان او نیز شاخ منفور پادشاهش را از سر کنجکاوی و مستی در عمیقِ نهان من کرده با غزل‌های حافظ شیراز با دهان‌های بسته‌‌‌ی الفاظ با زبانی که مانده از پرواز هفت تیر قدیمی‌‌ام را باز از گلوله گرفته راه گلو با روان لگد شده از شرم ضامن خسته‌ی گلوی بمب با دهان جویده‌ی سرباز می‌دوم بی نشان و می‌پرسم چه کسی این همه کثافت را وارد خون و نان من کرده #احمدجاوید_انوش

photo content

‏دختر گریان روی مبل اثر پدر نودسن
‏دختر گریان روی مبل اثر پدر نودسن

اُشتُلُم یعنی سرزنش کردن و یا هم دعوا کردن.

لی‌له‌ی بیچاره ره هموتتته ناحق اُشتُلُم کرد همو مردکه روزنادیده!

لی‌له‌ی بیچاره ره هموتتته ناحق اُشتُلْم کرد همو مردکه روزنادیده!

لهجه مارملی «اُشتُلُم»😬

photo content
+1