ru
Feedback
عشاق به معشوق نرسیده💔

عشاق به معشوق نرسیده💔

Открыть в Telegram

ایدی مدیر انتقادی یا پیشنهادی داشتین👇👇👇 @Khosha_didar_ma_dar_khab نه خواب راحتی دارم نه مایلم به بیداری‌...🖤 از وقتی برآورده نشدی آرزویی نکردم...💔

Больше
1 308
Подписчики
Нет данных24 часа
-37 дней
-1130 день

Загрузка данных...

Привлечение подписчиков
июль '26
июль '26
+3
в 0 каналах
июнь '26
+6
в 0 каналах
Get PRO
май '26
+5
в 0 каналах
Get PRO
апрель '260
в 0 каналах
Get PRO
март '260
в 0 каналах
Get PRO
февраль '26
+3
в 0 каналах
Get PRO
январь '26
+2
в 0 каналах
Get PRO
декабрь '25
+15
в 0 каналах
Get PRO
ноябрь '25
+14
в 0 каналах
Get PRO
октябрь '25
+10
в 0 каналах
Get PRO
сентябрь '25
+10
в 0 каналах
Get PRO
август '25
+4
в 0 каналах
Get PRO
июль '25
+3
в 0 каналах
Get PRO
июнь '25
+2
в 0 каналах
Get PRO
май '25
+15
в 0 каналах
Get PRO
апрель '25
+10
в 0 каналах
Get PRO
март '25
+7
в 0 каналах
Get PRO
февраль '25
+11
в 0 каналах
Get PRO
январь '25
+22
в 1 каналах
Get PRO
декабрь '24
+29
в 0 каналах
Get PRO
ноябрь '24
+18
в 0 каналах
Get PRO
октябрь '24
+15
в 0 каналах
Get PRO
сентябрь '24
+20
в 1 каналах
Get PRO
август '24
+23
в 2 каналах
Get PRO
июль '24
+22
в 0 каналах
Get PRO
июнь '24
+5
в 0 каналах
Get PRO
май '24
+23
в 2 каналах
Get PRO
апрель '24
+6
в 2 каналах
Get PRO
март '24
+13
в 0 каналах
Get PRO
февраль '24
+12
в 0 каналах
Get PRO
январь '24
+6 214
в 0 каналах
Get PRO
декабрь '23
+2
в 0 каналах
Get PRO
ноябрь '230
в 1 каналах
Get PRO
октябрь '230
в 0 каналах
Get PRO
сентябрь '230
в 0 каналах
Get PRO
август '23
+10 353
в 0 каналах
Get PRO
июль '23
+9 951
в 0 каналах
Get PRO
июнь '23
+16
в 0 каналах
Get PRO
май '23
+14
в 0 каналах
Get PRO
апрель '23
+4
в 0 каналах
Get PRO
март '23
+4 998
в 0 каналах
Get PRO
февраль '23
+4 850
в 0 каналах
Get PRO
январь '23
+11 876
в 0 каналах
Get PRO
декабрь '22
+19
в 0 каналах
Get PRO
ноябрь '22
+16
в 0 каналах
Get PRO
октябрь '22
+6
в 0 каналах
Get PRO
сентябрь '22
+1 707
в 0 каналах
Get PRO
август '22
+21
в 0 каналах
Get PRO
июль '22
+1 541
в 0 каналах
Get PRO
июнь '22
+956
в 0 каналах
Get PRO
май '22
+26
в 0 каналах
Get PRO
апрель '22
+10
в 0 каналах
Get PRO
март '22
+11
в 0 каналах
Get PRO
февраль '22
+20
в 0 каналах
Get PRO
январь '22
+29
в 0 каналах
Get PRO
декабрь '21
+24
в 0 каналах
Get PRO
ноябрь '21
+18
в 0 каналах
Get PRO
октябрь '21
+9
в 0 каналах
Get PRO
сентябрь '21
+22
в 0 каналах
Get PRO
август '21
+6
в 0 каналах
Get PRO
июль '210
в 0 каналах
Get PRO
июнь '21
+3
в 0 каналах
Get PRO
май '21
+1 866
в 0 каналах
Дата
Привлечение подписчиков
Упоминания
Каналы
15 июля0
14 июля0
13 июля+1
12 июля0
11 июля0
10 июля0
09 июля0
08 июля0
07 июля0
06 июля0
05 июля0
04 июля+2
03 июля0
02 июля0
01 июля0
Посты канала
غمگین که باشی... جهان همان جهان است؛ آسمان همان رنگ را دارد و خیابان‌ها همان مسیرها را می‌روند، اما درونِ من چیزی از حرکت می‌ایستد؛ انگار اندوهِ تو، راهش را تا قلبِ من هم پیدا می‌کند. و این روزها، میانِ تمامِ شلوغیِ جهان، بیشتر از هر چیز به سنگینیِ غمی فکر می‌کنم که در دلِ تو نشسته است 🖤💔🖤 @roya5445

2
ڪاش مانند پرنده‌ها بالی داشتم برای مهاجرت بہ جایی ڪہ دیگر نہ یاد تو باشد و نہ دلتنگی واسہ تو... 🖤💔🖤 @roya5445
7
3
دوباره می سرایمت تو را که شاعرانه ای بهانه می کند دلم تورا که بی بهانه ای همیشه چشم های تو دلیل شعرهای من میان این همه غزل فقط تو عاشقانه ای خدا تو را نیافرید مگر برای قلب من که از تبار صبحی و زلال صادقانه ای بخند خنده های تو بهانه ی ترانه هاست دلیل هر سکوتی و شروع هر ترانه ای تو ضربدر دل منی و حاصل شما غزل همیشه جذر تو منم تویی که بی کرانه ای نهاد بی گزاره ای اگر چه بی خبر ولی رسیدی و برای من همیشه جاودانه ای 🖤💔🖤 @roya5445
6
4
یه وقتایی عشق تموم نمی‌شه… فقط ساکت می‌شه، میره یه گوشه‌ی دل، می‌مونه اون‌جا، بی‌صدا ولی زنده… مثل یه نفسِ نیمه‌جون، مثل یه لبخند توی عکس قدیمی. می‌دونی؟ من هنوزم هر شب بهت فکر می‌کنم. به اون روزا، به اون خنده‌ها، به اون “دوستت دارم”هایی که گفتی و باورشون کردم. هنوزم یه گوشه‌ی دلم برای تو می‌تپه، آروم، ولی واقعی. تو رفتی، اما عجیبه، هنوز هر بار اسمِ “عشق” میاد، ذهنم فقط سمتِ تو می‌ره. هیچ‌کس بعد تو “تو” نشد… هیچ‌کس نتونست جای خالیتو پُر کنه. گاهی وقتا، یه آهنگ که پخش می‌شه، یه بوی آشنا، یه خیابونِ تکراری… همه چی منو پرت می‌کنه به “ما”. به همون لحظه‌هایی که ساده بودن، ولی قشنگ‌تر از هر رویایی. دلم برات تنگ شده… برای حرف زدن‌هامون تا نصفه‌شب، برای اون “مواظب خودت باش” گفتن‌هات، برای خنده‌هات که دلِ منو گرم می‌کرد. حالا فقط سکوت مونده، و منی که هنوزم، تو رو بین هزار تا آدمِ بی‌ربط دنبالت می‌گردم. می‌گن آدم باید فراموش کنه، اما من نمی‌تونم… چون بعضیا فراموش‌کردنی نیستن، مثل خودِ “تو”. مثل اون عشقِ عجیبی که حتی بعدِ تموم شدن، هنوز زنده‌ست. نمی‌خوام برگردی، نمی‌خوام توضیح بدی… فقط بدون، هنوزم وقتی اسم عشق میاد، قلبم بی‌اختیار یاد تو می‌افته. تو رفتی… ولی من هنوز، همونم. همون که با شنیدنِ صدات لبخند می‌زد، و با رفتنت شکست، ولی هنوز دوستت داره… بی‌ادعا، بی‌صدا، اما تا همیشه. 🖤💔🖤 @roya5445
6
5
یه وقتایی دردات اینقدر زیاد میشن که ، از شدت بغض و فشار حالت دگرگون میشه ... از پنجره به بیرون نگاه میکنی که حالت خوب بشه،اما آسمون هم داره به حالت گریه میکنه.. دستاتو میبری زیر بارون که قطره های بارون بریزن رو دستات ،که شاید داغ این درد و آروم کنن ... شاید خنک بشه این قلب اتیش گرفته... اما حتی اونم دیگه ،آرومت نمیکنه ... میشینی کنج اتاقت و پاهاتو جمع میکنی و به آغوش میکشی ... چه مظلومانه خودتو به آغوش گرفتی ... کسی نبود با آغوشش ،تسکین دردات شه ؟؟؟ کسی نبود با بودنش، مرحم دردات بشه ؟؟ با خودت میگی بلند شو از جات ،دوباره سرپا شو... اما انگار یه چیزی تورو چسبونده به زمین و نمیذاره سرپا شی ... پرم از حسرت و خواهش ،واسه یک لحظه حال خوب و نوازش... شب که‌میشه انگار، تو آسمون قلبم یه ستاره داره میمیره... دیگه هیچ ستاره ایی تو قلبم چشمک نمیزنه ... دیگه حتی هیچ ستاره ایی، حالش خوب نیست... توقامت سیاه شب وقتی یه ستاره میمیره ،انگار میخواد بگه، خیلی دیره ،واسه رسیدن به تو، خیلی دیره ... غم، تو چشمام خونه کرده ... درد ،دلمو ویرونه کرده... دوتا چشمام هوس بارون شبونه کرده ... دیگه وقتشه از جام بلند شم و رو تختم بخوابم ... چشمام و ببندم و به توفکر کنم ... فکرت از خودت خیلی مهربونتره ،اخه هیچ شبی  تنهام نمیزاره... هیچ شبی ولم نمیکنه... تنهام نمیزاره... چشام بستست و صدای بارونِ بیرون برام شد لالایی... چه مظلومانه منتظر یکم دلخوشیم... یه جوری وانمود میکنم آرومم انگار قراره معجزه شه... چقدر پریشونم... امشب بدون تو و بودنت سر کنم ،تا صبح نمیمونم دیگه.... امشب بدون تو ،بغض بارون خفم کرده  ... به تخت همین اتاقم پناه بردم ... در قلبم صدایت میزدم دریغ از آن که در قلبم عشق تو مرده بود... لحظه ای و پس از آن،هیج پشت این پنجره شب دارد می لرزد و زمین دارد باز می ماند از چرخش پشت این پنجره، یک نامعلوم نگران من و توست.... بسه ... به خودت بیا ،تو هنوز نمردی.... تو هنوز ،درسته سخته، ولی داری نفس میکشی ... پاشو اون آدم قوی و راهش بنداز ... بخواه از خودت حال خوب و بدو ... بخواه ستاره درشتای آسمون شب و ... بلاخره پرنده آرزو هات ،پر میکشه‌‌... ‌ پرندگان همه خیس‌اند و گفتگویی از  پریدن نیست در سرزمین ما، پرندگان همه خیس‌اند در سرزمینی که عشق کاغذی است انتظار معجزه را بعید می‌دانم! 🖤💔🖤 @roya5445
4
6
کارما… همون قانون نانوشته‌ایه که دنیا باهاش تلافی می‌کنه. همون دستی‌یه که دیر یا زود، هر کاری رو برمی‌گردونه به صاحبش. می‌دونی؟ دنیا گوش داره، حافظه داره، و هر نیتی که از دلت بگذره، یه جایی ثبت می‌شه. هر اشکی که بی‌دلیل از چشم یکی دربیاد، یه روز، قطره‌قطره برمی‌گرده به اونی که باعثش شد. و هر لبخندِ بی‌منّت، یه روز توی مسیرت سبز می‌شه و تنت آرام می‌گیره. کارما انتقام نیست، عدالته. قانون بی‌قاضی و بی‌دادگاهِ این جهانه، که به وقتش، همه‌چیز رو صاف می‌کنه. اونی که بدی کرد، یه روز توی همون نقطه‌ای که خندید، گریه می‌کنه. و اونی که با دلِ پاک بخشید، یه روز بی‌صدا خوشبخت میشه. کارما دیر می‌رسه، اما می‌رسه… و همیشه هم دقیق می‌رسه، اون‌قدر که آدم می‌ترسه از فکرِ نیت‌های خودش. زندگی یه مدار بسته‌ست؛ دور می‌زنی و برمی‌گردی به همون چیزی که کاشتی. اگه بذرِ درد دادی، درد برمی‌گرده. اگه عشق دادی، عشق بهت می‌رسه. کارما نمی‌پرسه کی بودی، فقط نشونت میده چی کاشتی. و این، بزرگ‌ترین عدالت جهانه. پس وقتی دلت گرفت از بی‌انصافی‌ها، یادِ کارما بیفت. بدون که هیچ چیز، بی‌جواب نمی‌مونه. گاهی سکوت کن، دست از انتقام بردار، چون دنیا خودش بلده حق‌ رو پس بگیره. هر دروغی یه روز برملا میشه، هر زجری یه روز جبران میشه، و هر نیتِ پاکی یه روز به ثمر می‌رسه. کارما یعنی جهان گوش به زنگه، برای هر حرف، هر نگاه، هر عمل. یعنی هیچ کاری، گم نمی‌شه، فقط صبر می‌کنه تا زمانش برسه. و اون روز که برمی‌گرده، می‌فهمی چرا باید نیت پاک داشته باشی، چرا باید بی‌منت مهربون باشی، چرا نباید دلِ هیچ‌کسی رو بشکنی. کارما یعنی… دستِ بی‌ادعای خدا، که بدونِ فریاد، بدونِ قاضی، حق رو به صاحبش می‌رسونه. پس مراقب باش، که هر کاری، یه روز برمی‌گرده، دقیق‌تر از اون چه که فکرش رو می‌کنی. 🖤💔🖤 @roya5445
5
7
و من از دلتنگےِ تُ تمام میشوم… 🖤💔🖤 @roya5445
9
8
آیا حقِ دلِ تنگ نگاهی و آغوشی نیست...؟ 🖤💔🖤 @roya5445
10
9
سینـه ام دفتــر غمــهای فـــراوان شده است  هـرکه احـوال مــرا دیده پـریشان شده است حـال اگـر در بـه در و خانه بدوشم چه کنم ؟ خانه ای داشتم از عشق که ویران شده است آنکه پنـداشتمش مــرهــم زخــم دل خــود  خــود او درد مـرا بجــای درمان شده است  خون دل خوردم و از بس که خود آزار شدم   سایه ام از من دلخسته گریزان شده است  تـا کـه پنهان کنـم از دیـد همه ریزش اشک  شاهـد گـریـه ی من نم نم باران شده است  جنس دلها همه از سنگ هوس پشت هوس روزگاری که در آن عشق چه ارزان شده است    بیکسی درد کمی نیست که این سنگ صبور  امشب آواره ی آغــوش خیـابــان شده است  ‎‌‌‌‌ 🖤💔🖤 @roya5445
10
10
دیده را فایده آن است که دلبر بیند ور نبیند چه بود فایده بینایی را 🖤💔🖤 @roya5445
8
11
هرگز نمی‌خوانم غزل، تنها مگر با تو شور غزلهایم تویی، تنهای تنها تو خشکم، کویرم، داغ و سوزانم چو صحراها پر رمز و رازی بی‌نهایت مثل دریا تو پیوند با چشمان زیبای تو دارد دل دنیا به چشمم تیره و تاریک و... زیبا تو غیر تو دیگر دل به دلبندی نمی‌بندم "یا مرگ را برمی‌گزینم بعد از این، یا تو"* صافم، زلالم، صادقم، شفاف چون آبم من ساکت و عاشق، عزیزم! پر معما تو با چشمهایت شعر می‌خوانی برای من همگام شو با آینه، شاعر منم یا تو؟ 🖤💔🖤 @roya5445
8
12
شما اونور ایستاده بودی بین طرفدارا میگفتی ، میخندیدی ... دلبرونه . ما هم این ور تک و تنها تکیه داده به دیوار با خود میخوندیم ؛ “ تو را نادیدن ما غم نباشد که در خیلت به از ما کم نباشد “ نگاه هم میکردی مارو یه گه گاهی ... ولی آدم که دلش گیر باشه همش با خودش میگه نه ، اتفاقی بود ... اشتباه شد . همینجوری بود ... نه ، اصلن نه ! میدونی میخام چی بگم جانا ؟ میخام بگم دل که ببازی ... تمومه ! درد و دوات میشه یکی . نگات نکنه درد میگیره کل بدنت و میخای بمیری ... نگات که کنه ولو چند ثانیه یهو انگار تریاک چایی نبات و داده باشن دستت مثه چی آروم میشی ... خلاصه که شما اون دست ایستاده بودی ما این دست ! قلبم شده بود دو قسمت ... عین سرم ! عین کل بدنم ! نصف میگفت برو سلام کن ، بگو بخند ... نصف می گفت نه ؛ بزار یار آید که آمدنش خوش است . این و همین الان خودم گفتم ؛ بزار یار آید که آمدنش خوش است ... بدم نشد . باید یه کم بالا پایینش کرد ، قشنگش کرد ، عین شما خوش رنگ ، دلبرونه کادو پیچش کرد آورد گذاشت دم در خونتون زنگ زد در رفت ... در رفت همون اطراف پشت درختی ، دیواری ، دری پنهونی نگاه کرد میای برمیداریش ، باز میکنی ، میخونیش ... از اون خنده دلبرونه خوشگلا میکنی میری . جانا شما نیومدی ... ما هم این غرور لعنتی نزاشت بیایم . قول ! قول که شب برسم خونه داد بیداد میکنم غلط کرده یه بار دیگه شما باشی بخاد ادا دراره ... غرور و میگم . یه لنگه پا ایستادیم تا شما رفتی ، ما هم رفتیم . چه رفتنی ؟ ما رفتیم ولی موندیم ! یعنی میخام بگم جسم و روح جدا شد وانگهی روح موند اونجا که شما مدت ها ایستاده بودی از عطر حضورتون نفس کشید ... جسم راه افتاد ، رفت قدم زنون خیابون های شهر و متر کرد . 🖤💔🖤 @roya5445
9
13
تا اینجا خدا بوده، ازینجا به بعدم هست... 🖤💔🖤 @roya5445
9
14
من هزارتا برنامه داشتم... قرار بود عاشق شم، قرار بود پیر شم، قرار بود یک روز صبح کنارِ پنجره‌ای که بوی زندگی می‌دهد چای بنوشم و به چین‌های آرامِ صورتم لبخند بزنم. قرار بود دل ببندم، نه این‌طور که دل گم کنم در راهروهای سردِ انتظار. من هزارتا برنامه داشتم… برای روزهایی که هنوز نیامده بودند، برای خنده‌هایی که هنوز متولد نشده بودند، برای آغوشی که قرار بود پناهگاهِ خستگی‌هایم باشد. قرار بود دستِ کسی را بگیرم و با او از کوچه‌های ساده‌ی دنیا رد شوم، بی‌آنکه ترسِ رفتن از پشتِ سرم نفس بکشد. اما زندگی، بی‌خبر از تمامِ قرارهایم از کنارم عبور کرد. عشق، درست وقتی که باید می‌آمد ساعتش را جا گذاشت و هیچ‌ وقت به موقع نرسید .. من هزارتا برنامه داشتم برای پیر شدن… نه این‌طور که هر شب چند سال از روحم کم شود و هر صبح با قلبی کهنه‌تر بیدار شوم. قرار بود موهایم کنارِ کسی سفید شود که اسمم را آرام و مطمئن صدا می‌زند، نه کنارِ سکوتی که حتی صدایم را هم پس نمی‌دهد. من قرار بود در خاطراتِ کسی جا داشته باشم، نه اینکه خودم تمامِ خاطراتِ خودم باشم. ببین… من حتی برای غم‌هایم هم برنامه نداشتم. قرار نبود این‌قدر زود با دلتنگی هم‌خانه شوم، قرار نبود شب‌ها بلندتر از رؤیاهایم باشند. کسی نگفته بود که بعضی از «قرار بود»ها هیچ‌وقت «شد» نمی‌شوند، و بعضی از آدم‌ها فقط در حدِ آرزو به دنیا می‌آیند. من هزارتا برنامه داشتم… برای دوست داشته شدن، برای باور شدن، برای ماندن. اما حالا نشسته‌ام میانِ انبوهی از فرداهایی که هیچ‌وقت نیامدند، و با خودم فکر می‌کنم: چقدر زود آدم می‌تواند بدون اینکه پیر شود، پیر شود… چقدر آرام می‌شود از رؤیاها عقب ماند، و چقدر بی‌صدا می‌شود از زندگی جا ماند. من هزارتا برنامه داشتم، و حالا تنها برنامه‌ام این است که شب‌ها نامِ امید را آهسته صدا بزنم و وانمود کنم هنوز همه‌چیز دیر نشده است. 🖤💔🖤 @roya5445
10
15
جوانی‌ام را در جاده‌ای جا گذاشتم که هیچ تابلوئی نامش را نمی‌دانست… فقط می‌دانم از همان اول چیزی در مسیر کم بود انگار زندگی یک تکه از مرا پیش از رسیدنم برداشته بود من می‌رفتم اما به کجا؟ هیچ‌وقت نفهمیدم هر پیچِ جاده یک «نشد» بود هر سرازیری یک سقوط آرام که کسی صدایش را نشنید من می‌خندیدم اما خنده‌هایم مثل چراغی بود که روغنش رو به تمام شدن است کم‌کم فهمیدم آدم‌ها فقط پیر نمی‌شوند بعضی‌ها در همان آغاز راه فرسوده می‌شوند بی‌آنکه موهایشان سفید شود بی‌آنکه زمان اجازه بدهد روزگار آرام و بی‌رحم چیزهایی را از من گرفت که حتی فرصت سوگواری‌شان را هم نداد آرزوهایم یکی‌یکی از دستم افتادند مثل برگ‌هایی که هیچ بهاری برایشان برنگشت عشق‌هایم نیمه‌جان ماندند در حد یک نگاه یک سکوت یک حسرتِ ادامه‌دار و من هر بار که زمین خوردم فقط بلند شدم برای این‌که دوباره بفهمم باز هم چیزی از من کم شده است تا رسیدم به جایی که دیگر چیزی برای از دست دادن نمانده بود جز خودم پدر… مادر… آن‌ها را زیاد به یاد می‌آورم چشم‌هایی که در سکوت تمام عمرشان را خرج من کردند بی‌آنکه بدانند فرزندشان نه در حادثه‌ای بزرگ بلکه در هزار زخم کوچک آهسته تمام می‌شود و من حالا که برمی‌گردم به پشت سر جوانی‌ام را می‌بینم نشسته کنار جاده خمیده خسته غریبه انگار او هم دیگر مرا نمی‌شناسد صدایش می‌زنم اما جوابم را نمی‌دهد فقط نگاه می‌کند نگاهی که می‌گوید: «دیر آمدی… من خیلی وقت است رفته‌ام…» و من می‌فهمم بعضی چیزها نه گم می‌شوند نه دزدیده فقط تمام می‌شوند… در سکوت در بی‌کسی در عبور آرامِ روزگار… و ما با دست‌هایی خالی از کنار خودمان رد می‌شویم بی‌آنکه بفهمیم عمر همین لحظه بود که دیگر برنمی‌گردد… 🖤💔🖤 @roya5445
8
16
‍ هوای روی تو دارم نمی‌گذارندم مگر به کوی تو این ابرها ببارندم مرا که مست توام این خمار خواهد کشت نگاه کن که به دست که می‌سپارندم مگر در این شب دیر انتظارِ عاشق‌کُش به وعده‌های وصال تو زنده دارندم غمم نمی‌خورد ایام و جای رنجش نیست هزار شکر که بی غم نمی‌گذارندم سری به سینه فرو برده‌ام مگر روزی چو گنج گم‌شده زین کنج غم برآرندم... 🖤💔🖤 @roya5445
8
17
«هزار گل اگرم هست،هر هزار تویی گل اند اگر همه اینان، همه بهار تویی» چشیده ام ز لبانت عسل، عسل بانو که بهترین عسل و شهد کوهسار تویی به دل امید تو دارم گل همیشه بهار امید این دل عاشق به روزگار تویی تو سایه سار دل بی قرار هر غزلی قصیده و غزل و شعر انتظار تویی زبان خود به سخن باز کرده ای احسنت ولی کنون به دیارم فقط بهار تویی طلوع مهری و امید دیدنت دارم چرا که جلوه گر از پشت هر غبار تویی تو اعتبار تمام کتاب شعر منی برای قافیه ی شعر من،مدار تویی مرا امید وصال گل بهارم نیست گل امید بهارم تویی، هزار تویی منم به راه نشسته، کجاست فصل بهار؟؟! بیا که مژده ی عشقی بیا، بهار تویی دچار طبع لطیفت منم عزیز دلم مرا چنین به دل افتاده یار غار تویی 🖤💔🖤 @roya5445
10
18
‌ حق من بود که باشى و نگاهم بکنى که به هر ثانيه با عشق دعايم بکنى حق من بود که از نم نم باران بهشت خوشه اى عشق بچينى و صدايم بکنى حق من بود بمانى و در اندوه غروب سپرم باشى و با عشق تو رامم بکنى حق من بود که در منزل تو جاى شوم نه که در خلوت کوچه تو سلامم بکنى حق من بود که آغوش تو جايم بشود نه که در معرکه ى عشق وداعم بکنى حق من بود چو آهو تو اسيرم باشى نه که با وسوسه اى طعمه ى دامم بکنى حق من بود بهار دل من باشى تو نه که در فصل خزان بر سر دارم بکنى حق من بود تو باشى همه ى دلخوشيم تو نماندى که مرا مست و خرابم بکنی 🖤💔🖤 @roya5445
9
19
ای ساحل آرامش سرچشمه‌ی آغازم در حسرت دیدارت با عشق تو می‌سازم با یاد دو چشم تو پر نور شود شامم از عشق نگاه تو در خلوت خود تازم تو پرتو خورشیدی دلگرمی هر روزی بر پنجره‌ی چشمت اوج من و پروازم سرگشته‌ی کوی تو هم پای بیابانها می‌مانم و می‌مانم در راه دل و سازم در پرده‌ی تنهایی صد راز نهان دارم مجنون توام جانا گویم به تو از رازم آن تار تو یادم داد آواز شنیدن را آوای تو می‌آورد از شوق به آوازم 🖤💔🖤 @roya5445
9
20
صدایم ڪن در این باران، صدا را دوست میدارم تو باشے عاشقے در این هوا را دوست میدارم چہ حالے میدهد با تو شراب و شعر و موسیقی نمے دانے چہ بیحد این فضا را دوست میدارم سرآمد در بلا هستے، بڪش رویِ سرم دستی بلا بالایِ من! با تو، بلا را دوست میدارم طبیعے هست اگر چون بید، مجنونت شوم لیلا! منم دیوانہ و دیوانہ ها را دوست میدارم بہ فرهنگِ لغت، دلدادہ خیلے سادہ یعنے من منِ عاشق از این رو دهخدا را دوست میدارم دلم را قرصِ ماهِ نسخہ یِ خوش خط و خالت ڪن ڪہ با هر بوسہ قانونِ شفا را دوست میدارم اگرچہ بے نیاز از نازِ هر نقش و نگارے تو بہ دستانِ تو گلبرگِ حنا را دوست میدارم خزر چشمِ قزل آلا لبِ جنگل پریشانم! شمالے! با تو این جغرافیا را دوست میدارم دل آرایے و زیبایے و رعنایے و غوغایی بہ توصیفِ تو رقصِ واژہ ها را دوست میدارم عوض شد قصہ و این بار "شاعــــر" دمِ رفتن بہ "مرجان" گفت با بغضش: شما را دوست میدارم خدا را حافظت ڪردم ڪہ سرشار از غزل باشی از آن روزے ڪہ نقشت زد خدا را دوست میدارم 🖤💔🖤 @roya5445
12