عشاق به معشوق نرسیده💔
Ir al canal en Telegram
ایدی مدیر انتقادی یا پیشنهادی داشتین👇👇👇 @Khosha_didar_ma_dar_khab نه خواب راحتی دارم نه مایلم به بیداری...🖤 از وقتی برآورده نشدی آرزویی نکردم...💔
Mostrar más1 311
Suscriptores
Sin datos24 horas
-27 días
-630 días
Carga de datos en curso...
Canales Similares
Nube de Etiquetas
Menciones Entrantes y Salientes
---
---
---
---
---
---
Atraer Suscriptores
julio '26
julio '26
+2
en 0 canales
junio '26
+6
en 0 canales
Get PRO
mayo '26
+5
en 0 canales
Get PRO
abril '260
en 0 canales
Get PRO
marzo '260
en 0 canales
Get PRO
febrero '26
+3
en 0 canales
Get PRO
enero '26
+2
en 0 canales
Get PRO
diciembre '25
+15
en 0 canales
Get PRO
noviembre '25
+14
en 0 canales
Get PRO
octubre '25
+10
en 0 canales
Get PRO
septiembre '25
+10
en 0 canales
Get PRO
agosto '25
+4
en 0 canales
Get PRO
julio '25
+3
en 0 canales
Get PRO
junio '25
+2
en 0 canales
Get PRO
mayo '25
+15
en 0 canales
Get PRO
abril '25
+10
en 0 canales
Get PRO
marzo '25
+7
en 0 canales
Get PRO
febrero '25
+11
en 0 canales
Get PRO
enero '25
+22
en 1 canales
Get PRO
diciembre '24
+29
en 0 canales
Get PRO
noviembre '24
+18
en 0 canales
Get PRO
octubre '24
+15
en 0 canales
Get PRO
septiembre '24
+20
en 1 canales
Get PRO
agosto '24
+23
en 2 canales
Get PRO
julio '24
+22
en 0 canales
Get PRO
junio '24
+5
en 0 canales
Get PRO
mayo '24
+23
en 2 canales
Get PRO
abril '24
+6
en 2 canales
Get PRO
marzo '24
+13
en 0 canales
Get PRO
febrero '24
+12
en 0 canales
Get PRO
enero '24
+6 214
en 0 canales
Get PRO
diciembre '23
+2
en 0 canales
Get PRO
noviembre '230
en 1 canales
Get PRO
octubre '230
en 0 canales
Get PRO
septiembre '230
en 0 canales
Get PRO
agosto '23
+10 353
en 0 canales
Get PRO
julio '23
+9 951
en 0 canales
Get PRO
junio '23
+16
en 0 canales
Get PRO
mayo '23
+14
en 0 canales
Get PRO
abril '23
+4
en 0 canales
Get PRO
marzo '23
+4 998
en 0 canales
Get PRO
febrero '23
+4 850
en 0 canales
Get PRO
enero '23
+11 876
en 0 canales
Get PRO
diciembre '22
+19
en 0 canales
Get PRO
noviembre '22
+16
en 0 canales
Get PRO
octubre '22
+6
en 0 canales
Get PRO
septiembre '22
+1 707
en 0 canales
Get PRO
agosto '22
+21
en 0 canales
Get PRO
julio '22
+1 541
en 0 canales
Get PRO
junio '22
+956
en 0 canales
Get PRO
mayo '22
+26
en 0 canales
Get PRO
abril '22
+10
en 0 canales
Get PRO
marzo '22
+11
en 0 canales
Get PRO
febrero '22
+20
en 0 canales
Get PRO
enero '22
+29
en 0 canales
Get PRO
diciembre '21
+24
en 0 canales
Get PRO
noviembre '21
+18
en 0 canales
Get PRO
octubre '21
+9
en 0 canales
Get PRO
septiembre '21
+22
en 0 canales
Get PRO
agosto '21
+6
en 0 canales
Get PRO
julio '210
en 0 canales
Get PRO
junio '21
+3
en 0 canales
Get PRO
mayo '21
+1 866
en 0 canales
| Fecha | Crecimiento de Suscriptores | Menciones | Canales | |
| 08 julio | 0 | |||
| 07 julio | 0 | |||
| 06 julio | 0 | |||
| 05 julio | 0 | |||
| 04 julio | +2 | |||
| 03 julio | 0 | |||
| 02 julio | 0 | |||
| 01 julio | 0 |
Publicaciones del Canal
عشق یعنی اینکه او حال تو را عالی کند
تو بخندی او همَ از این حال تو حالی کند
فرش قرمز رفت از مد،عشق یعنی اینکه او
کوچه های شهرتان را یک به یک قالی کند
عشق یعنی تو بگویی عاشق کربن شدی
او ریاضی را برایت شیمی آلی کند
عشق یعنی سرزمین قلبتان را او شبی
بی اجازه چون فلسطين خاک اشغالی کند
عشق یعنی تو بگویی خنده کن وقت سفر
او کنارت اشک ریزان باز خوشحالی کند
اینکه هر کس میرسد رنجت دهد دشوار نیست
درد یعنی اینکه او پشت تو را خالی کند
درد یعنی او برای دیدن لبخند تو
تو نفهمی او تمام روز حمالی کند
درد یعنی اینکه احساس تو را همسطح با
ثروت اجدادیش یا قدرت مالی کند
درد یعنی اینکه در اوج جوانی بی تو او
بگذرد از عمر خود فکر میانسالی کند!
🖤💔🖤
@roya5445
| 2 | منم و یک دل درمانده که دیوانه ی توست
و خیالی که پَریش از رُخ مستانه ی توست
اين همه قافيه كز خاطرِ من ميگذرد
حاصل مستی ام از یادِ چو میخانه ی توست
من به دنبالِ تو از میکده ها رد شده ام
این دل افسونِ شرابی ست كه در خانه ی توست
سر سودازده در پیچ و خمِ زلفِ خیال
روز و شب منتظرِ تکیه گهِ شانه ی توست
من هزار و یکمین قصه ی شب را گفتم
باز این شب زده، بیدار ز افسانه ی توست
تو به اشعارِ من آن گنجِ نهان از ازلی
و دلم بس که خرابت شده، ویرانه ی توست
کعبه ی عشقی و من دورِ سرت میچرخم
قبله گاه غزلم، روی چو بتخانه ی توست
شاعری دستِ طمع سوی تو کرده ست دراز
و امیدش به نگاهِ خوش و شاهانه ی
تویی آن شمعِ شب افروز من و هر غزلم
که به دورت دلِ پرپر شده ، پروانه توست?
🖤💔🖤
@roya5445 | 4 |
| 3 | من ڪہ دیوانہ و شیداے توام میفهمی؟
عاشقِ صورت ِ زیباے توام میفهمی؟
یارِ شیرین و فرحبخشِ دلم میباشی؟
من فقط غرقِ تماشاے توام میفهمی؟
زندہ با یادِ توام همنفسِ جان و تنم!
ڪشتهے چشمِ فریباے توام میفهمی؟
بے تو این زندگیام مثلِ جهنم شده است
باز هم سخت بہ سوداے توام میفهمی؟
خندهے ناز تو امروز مرا خوش تب ساخت
عاشقِ خندهے لبهاے توام میفهمی؟
تو مرا از در و دروازهے خود میرانی
من ڪہ سرگرمِ سراپاے توام میفهمی؟
گفته بودے ڪہ تو سرخیِ دو رخسارِ منی
من همان سرخیِ سیماے توام میفهمی؟
🖤💔🖤
@roya5445 | 4 |
| 4 | مـرا دردیست اندر دل ڪه درمان نیستش یارا…
🖤💔🖤
@roya5445 | 9 |
| 5 | 🍁 شعر 🍁
کنار هم غزل خوردیم و با خودکار رقصیدیم
هوا رفتیم و مثل ابرِ در شلوار رقصیدیم
هوا بد بود... روی چشم هامان دود پاشیدند
هوا تاریک شد، در آتشِ سیگار رقصیدیم
به ما گفتند:ممنوع است، ممنوع است، ممنوع است!
به ما گفتند ممنوع است... با اصرار رقصیدیم!
زمین خوردیم و روی خاک، صدها پا عقب رفتیم
زمین خوردیم و در تاریخ صدها بار رقصیدیم
فعولن فع...تَتَن تن...فاعلاتُن...دُم تکان دادیم
عقب رفتیم و دراین بحرِ ناهموار رقصیدیم
تکان خوردیم در نُت های قرمز رنگِ یاسایی
مغول خندید... روی دامن اُترار رقصیدیم
بخارا شعله می شد، خونِ نیشابور نی می زد
عقب رفتیم و روی نیزه ی تاتار رقصیدیم
عقب رفتیم: اسکندر میان صور، دف می زد
عقب رفتیم و بین آتش و دیوار رقصیدیم
عقب رفتیم: ما را قِرمَطی خواندند، افتادیم...
خلیفه سکه می انداخت، در دربار رقصیدیم
خلیفه دست می زد... ماعجم بودیم، کم بودیم
کنارِ دجله روی خنجر مختار رقصیدیم
غذا خوردیم و با محمودِ افغان آشتی کردیم
به حکم باد روی پرچمِ افشار رقصیدیم
دوباره چشم های لطفعلی خان را درآوردیم
ته فنجان، میان قهوه ی قاجار رقصیدیم
به ما گفتند: مفعولن! به ما گفتند: مفعولن!
و ما هربار افتادیم...
ما هربار رقصیدیم...
جلو رفتیم ... تن هامان میان تُنگ جا می شد
پریدیم و نوک منقارِ ماهیخوار رقصیدیم
برای شادمانیِ فلان سلطان غزل خواندیم!
برای میهمانیِ فلان سردار رقصیدیم!
طناب سربه داران را تکان دادیم با لبخند
کلاغانی شدیم و روی چوب دار رقصیدیم
مترسک های غمگینی شدیم و درکنارِ هم
برای شادی چشمانِ گندمزار رقصیدیم...
🖤💔🖤
@roya5445 | 9 |
| 6 | 💯 دکلمه 💯
از اینکه تنهات میذارم متاسفم
اما یادت نره حرفامو
همیشه زخماتو بپوشون
از چشم معشوق ، رفیق، همسایه، خواهر، برادر
چرا که هروقت بخوان دست رو زخمات میذارن
هروقت بخوان با همون زخما تورو از پا در میارن
یادت نره، هرشب بهت شب بخیر میگم و
بدون شب بخیرم هیچ وقت یادم نمیاد که خوابت بُرده باشه
یادمه وقتایی که نبودم، هر وقت بهت زنگ میزدم میگفتم چیکار میکنی
میگفتی عکستو گرفتم جلومو دارم باهات حرف میزنم
وقتی حرفام تموم میشه، عکستو میزنم زیر بغلمو قلت میزنم رو تشک و
سرمو میذارم رو بالشت و زار زار گریه میکنم تا گریه هامو نشنوی
میدونم باورت نمیشه اما من تورو توو نبودناتم بغل میکنم
من تورو نفس میکشم، من تورو زندگی میکنم
میون دستات هزار بار توو تنت جون میدم
ای کاش میدونستی که از میون لباسای تنت هم به تو نزدیکترم
عادت کردم، عادت کردم،...
زمان بهم دلتنگی رو از تو گواهی داد
همهی اونارو شمُردم ، ثانیه هاشو میگما!
برای رسیدن به تو تقویم لعنتی رو روز به روز میخونم و
خط میزنم روزهای بدون تورو
باور کن، باور کن میخوام دریای فاصله میونمونو خفه کنم
شاید که بینمون اندازهی یه تار مو فاصله رو حس نکنم
هرچند من معتقدم که عشق باید از ته دل باشه
وگرنه چشم که هردفعه یکی بهترشو میبینه
موندگاری یه رابطه میدونی کجاست ؟
اونجاست که مشتاق هم باشیم، نه محتاج هم
من دیدم تو محتاج منی، تو مشتاق من نبودی لامصب
تو مشتاق من نبودی، تو میدونستی جونم به جونت بنده
تو میدونستی بعد تو دیگه عاشق نمیشم
تو میدونستی هر شب توو تنهاییام خودمو بغل میگیرم و
تموم فضای خالی زندگیمو پر میکشم، اینارو میدونستی
خیلی چیزای دیگهم میدونستی
مثلاً همین که خیلی وقتا برات ناز میکردم، قهر میکردم
ولی هیچوقت توجهی نکردی، دلم فقط یه توجه خاص میخواست
محبتی از جنس همونی که خودم به تو دادم
ولی ندونستم هنوزم ندونستم چرا اینارو نفهمیدی
بارها بهت گفتم دلم رفتاری رو میخواد که معلوم کنه دلتنگمی
دوسم داری، بارها بهت تاکید کردم روی حباب خاطره نمیتونم بسازم
هر وقت میومدم پیشت قبلش کلی حرف داشتم برا گفتن
گلی ذوق داشتم برا اینکه حرفامو میخوای بشنوی
کلی عجله برای رسیدن به تو
ولی نمیدونم چرا اون روز که داشتم با کلی ذوق و شوق میومدم
تا برات حرفامو بزنم و تو بشنوی، وقتی به تو رسیدم تو رفته بودی
نمیدونم چراها ولی ، از همه اون چیزا فقط رفتنت توو ذهنم مونده به نام تو چرا
تو نمیدونی، یا میدونستی و نخواستی بفهمی
انقد دوست دارم که خودمم نمیدونم چرا انقد دوست دارم
هربار که میپرسم از خودم چقدر
به خودم میگم شاید قد یه دریا
بعد میگم وایسا حساب موجاشو نگه دار
پاییز از کجا میدونه هربار چندتا برگ از دستش در میره
ابرا چه میدونن چندتا قطره باریدن
خورشید مگه یادش میمونه چند بار طلوع کرده
من چطور میتونم بگم تورو چقدر دوست دارم
چرا نفهمیدی اینارو
تو شاید نتونی ناز منو بکشی آره
شاید نتونی مثل بقیه دلبری کنی برام
یا شاید اصلاً نمیتونی معنی دوست دارمو بفهمی
اما من آدمی ام که دوست دارم لامصب
من دوست دارم...
دوست دارم به حرف نیستش که آروم جونم
به عمل کردنه
یه بار نشد تو خودتو به من ثابت کنی
اگه دوست دارم به حرف بود که تا دلت بخواد
میون این همه جماعت عاشق وجود داره
روزی هزار بار از هزار نوع زبون دوست دارمو دارم میشنوم
وقتی به عمل که میرسه خیلی ازون آدمایی که جمله دوست دارمو بهم گفتن
همشون جا میزنن...
تو چرا ؟
تو چرا جا زدی ؟
تو که دیدی دنیامو به پات گذاشتم
تو چرا ؟ تو چرا بی معرفت...
🖤💔🖤
@roya5445 | 9 |
| 7 | دوستت دارم
هر چقدر ڪہ دور باشی
هر قدر هم ڪہ نبینمت،
سالها هم ڪہ بگذرد
از لحظہ هایم
از خیالهای بے قرارم
بیرون نمے روی
دوست داشتنت عمیق تر از آنست ڪہ گمان میڪردم
رفتہ است درون استخوانم
میان قلبم
اویختہ شدہ بہ چشمهایم
سنجاق شدہ بہ خاطرہ هایم
صدایت جا ماندہ در گوشهایم صدایت
مے پیچد هرثانیہ در سرم..
خیالے نیست
اگر نیستی
اگر ندارمت،
دوست ڪه دارَمَت !
همین ڪافییست...
🖤💔🖤
@roya5445 | 13 |
| 8 | تا نگاهت با نگاهم حرفها دارد بمان
تا زعاشق شورو مستی می شود پیدا بمان
من چراغانی کنم صحن وسرای بی کسی
تا چراغی خلوتم را روشنا دارد بمان
می نشینم بر سر راه عبورت هر کجا
تا نشان از بی نشانی دارد این صحرا بمان
تاروپودم در ره عشقت نمایان می شود
تا هنوزم یک نفس در تن بجا ماند بمان
دوست دارم چون پرستو غربتم را سردهی
تا که مرغ بیدل از غربت رسد جانا بمان
عاشقی افتاده در بند نگاهت مانده ام
تا نگاهت با نگاهم حرفها دارد بمان
🖤💔🖤
@roya5445 | 13 |
| 9 | مارو باش رو چه درختی اسم مون و جا می ذاریم ؛ مارو باش !
قسمتی جز اون دو چشم نا مسلمون که نداریم ؛ ما رو باش !
تشنه موندیم ولی مشت آب نااهل و نخواستیم سر ظهر
گفتی از جنس نظر کرده ابریم و می باریم ؛ ماروباش !
چشم خشکیده داره به ناودون کوچه حسادت می کنه
ما به این بغض سمج گفته بودیم ابر بهاریم ؛ ما رو باش !
پاکی تو رونق یه دریا ماهی رو شکسته توی تور
دریا گفته که ما صیادیم و غافل که شکاریم ؛ مارو باش !
به هوای تو چراغ حرمت رفیق و کشتیم نارفیق
چون برای حجله مون می خواستی مهتاب رو بیاریم ؛ مارو باش !
به هواداری تو ؛ شیشه ی می خونه را با سنگ شکستیم، نارفیق
سنگ و شیشه اگه دشمن ؛ من و تو که مونده گاریم ؛ ماروباش !
غزل کوچه ی ما قلندرای پیر عاشق که اینه
فکر تازه عاشق پیاده باش ما که سواریم ؛ ماروباش !
اینارو باش !
🖤💔🖤
@roya5445 | 13 |
| 10 | میخوای رد شم ازت،اما نمیشه
حوالی نگاهت جاده ای نیست
مث میدون مین میمونه چشمات
گذشتن از تو کارساده ای نیست
نمیتونم برم ،بعدش ببینم
که پر میشه تمومِ جای خالیم
من از دستای تو چیزی نمی خوام
بجز پر کردن دستای خالیم
نذار حالا که دلگرمم به دستات
بسوزم از غمت،خاکستری شم
پره زخمم از این تقدیر و باید
تو آغوشت یه مدت بستری شم
به جز تو از کسی چیزی نگفتم
شکستن های من پای کسی نیست
به غیر از تو که بی تاب نگاتم
جنونم سهم چشمای کسی نیست
میخواستم عاشقت باشم،ولی نه
نتونستم ،نشد ،جرات نکردم
قسم خوردم بری میمیرم اما
یه عمره رفتی و فرصت نکردم
چشات مال یکی دیگه ست و دیگه
با قلب خسته ی من را«ه» نمیان
بلندن این شبای بی تو بودن
شبا یک لحظه هم کوتا«ه» نمیان
گمم کردی و توی شهر چشمات
یه عالم کوچه ی بن بست داری
دارم می میرم و دست خودم نیست
تو توی کشتن من دست داری...
🖤💔🖤
@roya5445 | 10 |
| 11 | رفتن تو شروع دردم بود
درد خودکار و دفتر کاهی
گر چه تقصیر تو نبود اما
به تو هم فحش میدهم گاهی
با خودم دست در گریبانم
دلم از بعد کوچ تو مُرده
بس که درگیر قصه ات بودم
یقه ی خاطرات جِر خورده
خسته ام، خسته از نبودنهات
از همین روزهای تکراری
من کویری به پهنه ی لوتم
بر تن خسته ام نمی باری؟
رفتنت ماجرای تلخی بود
بعد کوچ تو واژه ها دردند
شعر هایم همیشه بارانی
بعد تو رخت غم به تن کردند
تُف به ذات تمام خاطره ها
زندگی بعد تو جهنم شد
تیتر روزنامه های فردا صبح
شاید این شد که"شاعری کم شد"...
🖤💔🖤
@roya5445 | 9 |
| 12 | چار چیز است که در سنگ اگر جمع شود
لعل و یاقوت شود سنگ بدان خارایی
پاکی طینت و اصل و گهر و استعداد
تربیت کردن مهر از فلک مینایی
با من این هر سه صفت هست ولی میباید
تربیت از تو که خورشید جهانآرایی
🖤💔🖤
@roya5445 | 9 |
| 13 | دشت خشکید و زمین سوخت و باران نگرفت
زندگی بعد تو بر هیچ کس آسان نگرفت
چشمم افتاد به چشم تو، ولی خیره نماند
شعله ای بود که لرزید ولی جان نگرفت
جز خودم هیچ کسی در غم تنهایی من
مثل فواره سر گریه به دامان نگرفت
دل به هر کس که رسیدیم سپردیم ولی
قصه ی عاشقی ما سر و سامان نگرفت
هر چه در تجربه ی عشق سرم خورد به سنگ
هیچ کس راه بر این رود خروشان نگرفت
مثل نوری که به سوی ابدیت جاری است
قصه ای با تو شد آغاز که پایان نگرفت
🖤💔🖤
@roya5445 | 10 |
| 14 | شادکن جان من که غمگین است
رحم کن بر دلم که مسکین است
روز اول که دیدمش گفتم
آنکه روزم سیه کند این است
روی بنمای تا نظاره کنم
کآرزوی من از جهان این است
دل بیچاره را به وصل دمی
شادمان کن که بی تو غمگین است
بی رخت دین من همه کفر است
با رخت کفر من همه دین است
گه گهی یاد کن به دشنامم
سخن تلخ از تو شیرین است
دل به تو دادم و ندانستم
که تورا کبر و ناز چندین است
کینه بگذار و دلنوازی کن
که عراقی نه در خور کین است
🖤💔🖤
@roya5445 | 8 |
| 15 | ومن
مینویسم دوباره....
نه برای تو! که
برای خودم!!
مینویسم از تو،
مینویسم از نگاهی
که تاکنون ندیدمش
اما هزاران خاطره
در قلبم دارم.
مینویسم از دستان
لمس نشده،
از خنده های حس
نشده،
از نگاه های دیده
نشده...
من تورا دارم، آن
هم در خیالم، در
قلبم!
کجا بهتر و امن تر
از قلب و خیال
آدمی سراغ داری؟
تو یگانه ی قلب
منی،..
🖤💔🖤
@roya5445 | 8 |
| 16 | چشمانم
آن دو جنگجوی ِ
زور گو با قدرت
نگاه
غلبه بر پیکر
احساسم میکنند
و برای تسخیر دل
با کودتاهایی
برق آسا و پی در پی
برای شکست این
دژ میکوشند ....
و در پایان
پیروزی با همان
غزال زیباست
که مرا
به جنگ با خود
انداخت
و عشق را در
سینهء من شکوفا
کرد ؛
ای فرماندهء دل
این دژ ِ
ویران شده را آباد
کن
که نهایت اندوه
عشق ویرانیست
🖤💔🖤
@roya5445 | 8 |
| 17 | 🍁
راه کج بود نشد تا به ديارم برسم🕊
فال من خوب نيامد که به يارم برسم
بيقراری رسيدن رمق از پایم برد
نشد آخر سر ساعت به قرارم برسم
شهرياری پر از اندوه ثریا هستم
شايد آخر سر پيری به نگارم برسم
استخوان سوز سياهی زمستان شدهام
بلکه نوروز بیاید به بهارم برسم
عشق هر روز دلم را به کناری میبرد
عشق نگذاشت سرانجام به کارم برسم
مرگ دلبستگی آخر دنيای من است
میروم شايد روزی به مزارم برسم
🖤💔🖤
@roya5445 | 9 |
| 18 |
دلم شکستی و جانم هنوز چشم به راهت
شبی سیاهم و در آرزوی طلعت ماهت
در انتظار تو چشمم سپید گشت و غمی نیست
اگر قبول تو افتد، فدای چشم سیاهت
در انتظار تو میمیرم و در این دم آخر
دلم خوش است که دیدم به خواب گاه به گاهت
🖤💔🖤
@roya5445 | 11 |
| 19 | بعد تو هر که مرا دید گفت می گذرد
ماندهام تا که ببینم از کجا می گذری...؟!
🖤💔🖤
@roya5445 | 18 |
| 20 | نمی دانســتم چطور بایـد
رفتـار میــکردم !!
شبـی که صـدایم کرد
تا روی تخـت حـرف بزنیــم،
یـک پاکـت سیـگار کشیـد و
حرفهـایی زد که نشـان از عشـق
و دوسـت داشـتن میـداد
و خاطره هایی از گذشـته ها
عاشـقانه نــگاهم می کرد
و خیلی آهسـته دستــم را
در دسـت هایش گرفتـه
بـود و بـه آرامـی فشـار می داد
چشـم هایش پـر از اشـک بـود
که از ریختـنش ممانعـت میــکرد
حـس کردم دیـگر نمی توانـد بُغضـش
را کنتـرل کنـد و هر لحظه ممـکن
بـود اشـکهایش جـاری شـوند.
پاکـت سیـگارِ خالی
و زیـر سیـگاری اش را برداشــتم
به آشــپزخانه رفتـم
دیـگر نمی توانسـتم اشـک هایم را
نگه دارم و اجـازه دادم سـرازیـر شـوند
صـدای سـرفه هایش را از تـوی اتـاق
می شنیـدم که قلبـم را فشـرده میــکرد
لیـوان آبی برایش بـردم تا شایـد
سرفـه هایش کمتـر شـوند و مجال
نفـس کشیـدن پیـدا کنـد
لیـوان را گرفت
جرعـه ی کمـی نوشیـد
و گذاشـت روی میـز ِکنـار تخـت
بازوهایـم را با قـدرت کشیـد
به سمـت خودش و محـکم
مـرا به آغـوش کشیـد
طوری که فرصـت هیـچ واکنشی
نداشــتم .
با تمـام ضعـفی که داشـت
هنـوز دسـتانش مثل قبـل قـوی بـود
اما می لرزیـد از شـدت هیـجان
و آنقــدر محکـم مـرا فشـار می داد
که حس میکردم استخـوان هایم
میخواهند بشــکنند
با تمام وجـودش موهایم را بـو می کشید
نفس های گرمـش و خیسی اشـک هایش را احـساس کردم
یک لحظه به خود آمـدم
از او فاصـله گرفتم
تازه یـادم افتـاد مـا سالهاسـت
از هـم جــدا شـده ایم
و مـن برای مـلاقاتـش رفتـه بـودم
آخــرین باری بـود که او
با تمام وجـود و با آن
قـلب بیـمارش مـرا به آغوش کشیـد
بعـد از آن، دیگر هـرگز تــکرار نشـد
و پس از مـدت کوتاهی
در اثـر بیـماری قلبـی
آسمـانی شـد و برای همیشه
پّــر کشیـد و رفـت ...
گاهی خیلی زود
دیــر میشـود ...
🖤💔🖤
@roya5445 | 19 |
