ar
Feedback
عشاق به معشوق نرسیده💔

عشاق به معشوق نرسیده💔

الذهاب إلى القناة على Telegram

ایدی مدیر انتقادی یا پیشنهادی داشتین👇👇👇 @Khosha_didar_ma_dar_khab نه خواب راحتی دارم نه مایلم به بیداری‌...🖤 از وقتی برآورده نشدی آرزویی نکردم...💔

إظهار المزيد
1 280
المشتركون
+124 ساعات
+37 أيام
-930 أيام

جاري تحميل البيانات...

سحابة العلامات
لا توجد بيانات
هل تواجه مشاكل؟ يرجى تحديث الصفحة أو الاتصال بمدير الدعم الخاص بنا.
الإشارات الواردة والصادرة
---
---
---
---
---
---
جذب المشتركين
أكتوبر '26
أكتوبر '260
في 0 قنوات
سبتمبر '26
+7
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '26
+5
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '26
+4
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '26
+6
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '26
+5
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '260
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '260
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '26
+3
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '26
+2
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '25
+15
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '25
+14
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '25
+10
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '25
+10
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '25
+4
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '25
+3
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '25
+2
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '25
+15
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '25
+10
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '25
+7
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '25
+11
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '25
+22
في 1 قنوات
Get PRO
ديسمبر '24
+29
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '24
+18
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '24
+15
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '24
+20
في 1 قنوات
Get PRO
أغسطس '24
+23
في 2 قنوات
Get PRO
يوليو '24
+22
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '24
+5
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '24
+23
في 2 قنوات
Get PRO
أبريل '24
+6
في 2 قنوات
Get PRO
مارس '24
+13
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '24
+12
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '24
+6 214
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '23
+2
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '230
في 1 قنوات
Get PRO
أكتوبر '230
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '230
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '23
+10 353
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '23
+9 951
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '23
+16
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '23
+14
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '23
+4
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '23
+4 998
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '23
+4 850
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '23
+11 876
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '22
+19
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '22
+16
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '22
+6
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '22
+1 707
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '22
+21
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '22
+1 541
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '22
+956
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '22
+26
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '22
+10
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '22
+11
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '22
+20
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '22
+29
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '21
+24
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '21
+18
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '21
+9
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '21
+22
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '21
+6
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '210
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '21
+3
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '21
+1 866
في 0 قنوات
التاريخ
نمو المشتركين
الإشارات
القنوات
01 أكتوبر0
منشورات القناة
از غم خبری نبود اگر عشق نبود دل بود ولی چه سود اگر عشق نبود؟ بی‌رنگ‌تر از نقطه‌ی موهومی بود این دایره‌ی کبود اگر عشق نبود از آینه‌ها غبار خاموشی را عکس چه کسی زدود اگر عشق نبود؟ در سینه‌ی هر سنگ، دلی در تپش است از این همه دل چه سود اگر عشق نبود؟ بی‌عشق دلم جز گره‌ای کور چه بود؟ دل چشم نمی‌گشود اگر عشق نبود از دست تو در این همه سرگردانی تکلیف دلم چه بود اگر عشق نبود؟ 🖤💔🖤 @roya5445

2
تا کی کشم جفای تو؟ این نیز بگذرد بسیار شد بلای تو، این نیز بگذرد عمرم گذشت و یک نفسم بیشتر نماند خوش باش کز جفای تو، این نیز بگذرد آیی و بگذری به من و باز ننگری ای جان من فدای تو، این نیز بگذرد هر کس رسید از تو به مقصود و این گدا محروم از عطای تو، این نیز بگذرد ای دوست، تو مرا همه دشنام می‌دهی من می‌کنم، دعای تو، این نیز بگذرد آیم به درگهت، نگذاری که بگذرم پیرامن سرای تو، این نیز بگذرد آمدم دلم به کوی تو، نومید بازگشت نشنید مرحبای تو، این نیز بگذرد بگذشت آنکه دوست همی داشتی مرا دیگر شده است رای تو، این نیز بگذرد تا کی کشد عراقی مسکین جفای تو؟ بگذشت چون جفای تو، این نیز بگذرد 🖤💔🖤 @roya5445
8
3
قلم بنویس دردم را ، هواے قلب سردم را بگــو بـــا آیـنه آرام ، دلیـــل روے زردم را قلم بنویس آهم را ، دل ِ بے تڪیه گاهم را چرا اینگونه میسوزم ، بگو با من گناهم را قلم بنویس حالم را ، شڪسته غصه بالم را به غارت برده دلتنگے ، تمام ِماه و سالم را قلم بنویس سرشتم را ،چراے سرنوشتم را مشخص ڪن بـراے من ، جهنم یـا بهشتم را قلم بنویس عذابم را ، دل از غــم ڪبابم را به هر ڪس ڪرده ام خوبے ، بدے داده جوابم را قلم بنویس رازم را ، تـو میدانے نیــازم را ڪسے جز تو نمے بیند،من و سوز و گدازم را قلم بنـویس امیـدم را ، امیـدِ نا امیـدم را ڪه در اوج جوانے و ، ببین موے سفیدم را قلم بنـویس ماتــم را ، به دل آهِ دمــادم را چرا سنگ صبور غم ، بخواند شعرِ پر غم را 🖤💔🖤 @roya5445
8
4
ناخوش شده‌ام درد تو افتاده به جانم باید  چـــه  بگویم  به  پرستار  جوانم؟ باید چه بگویم؟ تو بگو ، ها؟ چه بگویم وقتی کـــه ندارد خبــــر از درد نهانم؟ تب کرده‌ام امــا نه به تعبیر طبیبان آن تب که گل انداخته بر گونه جانم بیمـــــاری  من  عامل  بیگانـــه  ندارد عشق تو به هم ریخته اعصاب و روانم آخر چه کند با دل من علم پزشکی وقتی که به دیدار تو بسته ضربانم؟ لب بسته‌ام از هرچه سوال ست و جواب ست می ترسم  اگـــر  بـــــاز  شود  قفــل دهانـــم این گرگ پرستار به تلبیس دماسنج امشب بکشد نام تـــو از زیـر زبانــم! می‌پرسد و خاموشم و می‌پرسد و خاموش... چیزی کـه عیان‌ست چه حاجت به بیانم * 🖤💔🖤 @roya5445
8
5
🖤🥀پنجشنبه و ياد درگذشتگان😔 🌹 اَللّهُمَّ اغفِر لِلمُومِنینَ وَ المُومِنَاتِ وَ المُسلِمینَ وَ المُسلِمَاتِ اَلاَحیَاءِ مِنهُم وَ الاَموَاتِ ، تَابِع بَینَنَا وَ بَینَهُم بِالخَیراتِ اِنَّکَ مُجیبُ الدَعَوَاتِ اِنَّکَ غافِرَ الذَنبِ وَ الخَطیئَاتِ وَ اِنَّکَ عَلَی کُلِّ شَیءٍ قَدیرٌ بِحُرمَةِ الفَاتِحةِ مَعَ الصَّلَوَاتِ 🌹        🙏التماس دعا 🙏 🥀امروز پنج شنبه ای دیگر است ودلخوشند به این پنج شنبه ها عزیزان سفر کرده آنان که روزی بودند و امروز تنها خاطره اند در ذهن😔 حسرتی بزرگ بر دل ما و تصویری بر قاب شادی روح درگذشتگان فاتحه و صلوات 🥀🖤یاد عزیزان رفته بخیر🖤🥀 🖤💔🖤 @roya5445
2
6
از تو گفتم غزلی تازه که جانان منی نوش داروی دل و قلبِ پریشان منی ای همه دار و ندارِ دلِ غمدیده‌ی من باش با من که تو آغازی و پایان منی 🖤💔🖤 @roya5445
15
7
آنچه را آگاهانه از آن مى‌گريزيم، ناآگاهانه دوباره به سويش مى‌رويم. گويى روان، چيزى را كه نتوانسته بفهمد، مدام به صحنه‌ى زندگى باز مى‌گرداند تا شايد اين بار پايان ديگرى برايش بنويسد. 🖤💔🖤 @roya5445
14
8
یڪ قرار پاییزے مے خواهم تو باشے و من و خیابانے ڪہ زیر پایمان از برگ هاے زرد و سرخ فرش عشق پهن ڪردہ باشد ڪمے باران ڪمے بوے خاڪ یڪ فنجان چاے داغ و دستے ڪہ آرام در میان دستم جا بگیرد مے خواهم آن قدر نگاهم ڪنی ڪہ پاییز از حسادت چشم هایت تمام برگ هایش را بر سر من بریزد و من بہ حرمت آن نگاه تمام زمستان را عاشق بمانم 🖤💔🖤 @roya5445
14
9
عشق یعنی کہ دلم بࢪاے تـو تنگ شود تپش‌‌ قلب منم بـا تـو هماهنگ شود عشق یعنے کہ من صاحب قلبت بشوم بین عقل و دل من بࢪ سࢪ تو جنگ شود عشق یعنے کہ یک ࢪوح ولے دࢪ دو بدن دل تو با دل من ساده و یک ࢪنگ شود عشق یعنے بہ کنارِ تو بہ سامان بࢪسم همہ آواز جهان باتو خوش آهنگ شود عشق یعنے تـو نبـاشے و دلم دق بکند زندگے کࢪدن من بے تو بہ من ننگ شود عشق یعنے بکشے دست نوازش بہ سࢪم هࢪ صدا دࢪ نظࢪم جز تـو بد آهنگ شود 🖤💔🖤 @roya5445
12
10
چقدر خواب ببینم که مال من شده‌ای و شاه‌بیتِ غزل‌های لال من شده‌ای چقدر خواب ببینم که بعد آن همه بغض جواب حسرت این چند سال من شده‌ای چقدر حافظ یلدانشین ورق بخورد تو ناسروده‌ترین بیت فال من شده‌ای چقدر لکنت شب گریه را مجاب کنم؟ خدا نکرده مگر بی‌خیال من شده‌ای؟ هنوز نذر شب جمعه‌های من این است که اتفاق بیفتد حلال من شده‌ای که اتفاق بیفتد کنار تو هستم برای وسعت پرواز بال من شده‌ای میان بغض و تبسم میان وحشت و عشق تو شاعرانه‌ترین احتمال من شده‌ای مرا به دوزخ بیداری‌ام نیازی نیست چقدر خواب قشنگی‌ست مال من شده‌ای 🖤💔🖤 @roya5445
11
11
با همین جان گفتنت هی جان به جانم میکنی     آخرش روزی تو رسوای جهانم میکنی! من که چشمم را به اعجاز نگاهت بسته ام    با همین لحن کلامت مهربانم میکنی! نوش دارویی که بعداز مرگ سهراب آمدی    با چه جادویی نوشتی که جوانم میکنی! سخت میگیرم به قلبی که لبالب خون شده    شعر هایت را چرا ورد زبانم میکنی! می‌ گریزم از خودم هر دم به تو رو میکنم    کفتر جلدت شوم آیا نشانم میکنی؟ همنشین گل نبودم پیش ازاینها خوب من    عاقبت ... در بین گلشن باغبانم میکنی! چتر مِهرت را گشودی بر سرم اما بگو...    تا ابد این دست هارا سایبانم میکنی..؟ 🖤💔🖤 @roya5445
9
12
باز شب آمد... آرام و بی‌سروصدا، انگار آمده باشد تمام شلوغی‌های روز را از روی شانه‌های آدم بردارد... ماه گوشه‌ی آسمان نشسته و ستاره‌ها یکی‌یکی پیدایشان می‌شود؛ انگار آسمان هم بعد از یک روز شلوغ دلش خواسته کمی خودش را مرتب کند! شب که می‌آید، خیابان‌ها آرام‌تر می‌شوند، چراغ‌ها روشن‌تر به چشم می‌آیند و دل، عجیب‌تر از همیشه یاد چیزهایی می‌افتد که در هیاهوی روز فرصتِ فکر کردن بهشان را نداشت... چه خوب است شب‌ها گاهی هیچ اتفاق خاصی نیفتد؛ فقط یک آسمان پرستاره باشد، یک فنجان چای، کمی آرامش و لبخندی که بی‌دلیل گوشه‌ی لب آدم بنشیند. باز شب آمد... و انگار دنیا برای چند ساعت دکمه‌ی «آرام‌تر» را زده است. “Night arrives, and the world quietly slows down.” «شب می‌رسد و دنیا بی‌صدا آرام‌تر می‌شود.» 🖤💔🖤 @roya5445
9
13
«صندلیِ خالی» شب که می‌آید، اول از همه دلتنگی می‌آید؛ بی‌صدا، مثل مه، مثل رد یک دست روی شیشه‌ی بخارگرفته. نامت را زیر لب می‌گویم، و اتاق نفسش را حبس می‌کند. دلتنگی یعنی هنوز برای دو نفر چای ریختن و یکی‌اش را تا صبح سرد کردن. و حسرت… حسرت آن حرف‌هاست که در گلو ماندند و پوسیدند. «دوستت دارم»‌هایی که گفتم «فردا». فردا، دروغ‌گوترین کلمه‌ی زبان ماست. آن روز که می‌شد بمانم، رفتم. آن روز که می‌شد بگویی، نگفتی. و حالا هر دو وکیلِ سکوتیم در دادگاهی که قاضی‌اش رفته است. و مرگ… با شمشیر و شکوه نیامد. آمد مثل چراغی که کسی وسط جمله‌ات خاموش می‌کند. از آن شب، خانه پر است از چیزهای نیمه‌کاره: کتابی با صفحه‌ی تاخورده، پیراهنی که هنوز بوی تو را نگه داشته، و من، که هنوز به در نگاه می‌کنم انگار قرار است کسی که رفته، برگردد. می‌دانم، گورستان جای گفت‌وگو نیست، اما من هر شب با خاک حرف می‌زنم، و خاک تنها شنونده‌ای‌ست که هیچ‌وقت وسط حرفم نمی‌پرد. دلتنگی، حسرت، مرگ… سه مهمانی که هر شب دور میز من می‌نشینند، و من، چهارمین نفرِ این میزِ سوگوار، هنوز صندلی‌ات را خالی نگه داشته‌ام. 🖤💔🖤 @roya5445
7
14
‍ شعر از هر واژه بعد از رفتنت ، بیزار شد‌ لای انگشتان من جای قلم ، سیگار شد اشک هایم قطره قطره روی دفتر می چکید بغض تلخ و آهِ سینه ، جوهر خودکار شد مثل دختر بچه ای لجباز اما بی پناه؛ در دلم افسانه ی بی منطقی تکرار شد زخم های بیشماری بر تنم افتاده است زخم دوری ات به جانم مخزن الاسرار شد خواستم از سر کنم بیرون هوایت را ولی؛ کَندنت از این دل بی همنفس دشوار شد رد شدم از کوچه ی بن بست رویاهایمان خاطرات کهنه ات روی سرم آوار شد یاکریمی توی ایوان لانه کرده نیستی؛ تا ببینی در وجودم عشق تو بیدار شد ناگهان بادی وزید آن لانه را در هم شکست پایم از رفتن نشست این آخرین اِصرار شد بی تو دیگر زندگی شیرازه ای پاشیده است درد سنگینِ جدایی ، سَدّی از دیوار شد باغ سبز آرزوهایم ، به زردی ها نشست ناخوشی ها جان گرفت و دلخوشی بیمار شد مرگ تدریجی کماکان شد غذای جسم و روح هر نفس راهش برایم بستری هموار شد شد زمینگیر این دل آشفته حال و بی رمق فاصله تا دشت سبز "پونه"ها ، بسیار شد 🖤💔🖤 @roya5445
5
15
تو که نامت عشق بود، چگونه درد شدی؟ تو که آرامِ جانم بودی، چگونه ناآرامم کردی؟ تو که پناه روزهای طوفانی‌ام بودی، چگونه خودت طوفان شدی؟ تو که لبخندت روشنیِ دنیایم بود، چگونه تاریکی را مهمان روزهایم کردی؟ تو که می‌گفتی کنارم می‌مانی، چگونه مرا در میانهٔ راه با این همه سؤال بی‌جواب رها کردی؟ تو که تنها آدم امن زندگی‌ام بودی، چگونه ناامن‌ترین خاطره‌ام شدی؟ تو که مأمن خستگی‌هایم بودی، چگونه خسته‌ترینِ روزهایم را ساختی؟ تو که از لرزش صدایم می‌فهمیدی در دلم چه می‌گذرد، چگونه این همه بغض را ندیدی؟ تو که قبل از گفتنِ حرف‌هایم آن‌ها را می‌فهمیدی، چگونه نفهمیدی رفتنت چه بر سر من می‌آورد؟ تو که دلیل لبخندهای بی‌دلیلم بودی، چگونه دلیل اشک‌های بی‌پایانم شدی؟ گاهی به روزهایی فکر می‌کنم که حضورت چقدر بی‌صدا و آرام در تمام لحظه‌های زندگی‌ام جریان داشت. آن روزها آن‌قدر به بودنت عادت کرده بودم که هرگز تصور نمی‌کردم روزی نبودنت این‌چنین تمام گوشه‌های زندگی‌ام را در بر بگیرد. تو که آمدنت زندگی را برایم زیباتر کرده بود، چگونه رفتنت تمام رنگ‌هایش را با خود برد؟ تو که به من آموختی عشق یعنی آرام گرفتن در کنار یک نفر، چگونه مرا با این همه آشوب تنها گذاشتی؟ تو که می‌گفتی هیچ‌وقت رهایم نمی‌کنی، چگونه رها کردن را از همه بهتر بلد بودی؟ تو که دست‌هایت خانه امن دلتنگی‌هایم بود، چگونه دلتنگی را سهم همیشگی من کردی؟ تو که می‌گفتی کنار من همه چیز درست می‌شود، چگونه خودت بزرگ‌ترین چیزی شدی که دیگر درست نشد؟ تو که شب‌های بی‌خوابی‌ام را آرام می‌کردی، چگونه خواب را از چشمانم گرفتی؟ تو که تمام جهانم در نگاهت خلاصه می‌شد، چگونه مرا در جهانی پر از نبودنت رها کردی؟ عجیب است؛ از تو دلگیرم، از تو رنجیدم، از تو شکسته‌ام، اما هنوز وقتی نامت به میان می‌آید، قلبم آرام و بی‌صدا به احترامت می‌ایستد. هنوز هم میان تمام دردهایی که به من بخشیدی، دوست داشتنت را فراموش نکرده‌ام. شاید عشق همین باشد؛ دوست داشتن کسی که رفت، دلتنگی برای کسی که دیگر نیست، و زنده ماندن با خاطراتی که هر روز اندکی بیشتر از جانت سهم می‌برند. و من هنوز نمی‌دانم چگونه کسی که روزی تمام آرامش من بود، امروز تمام بی‌قراری من شده است. هنوز نمی‌دانم چگونه کسی که قلبش خانه ام بود، مرا در غربت این همه دلتنگی تنها گذاشت. تنها می‌دانم که جای تو هنوز در قلبم خالی است؛ همان‌جا که هیچ‌کس نتوانست پرش کند و شاید هیچ‌کس هم نتواند. 🖤💔🖤 @roya5445
5
16
غزل را مے نویسم بِسمِ رَبِ دلبرے امشب برون افتادہ زلف از ڪارگاہ روسرے امشب قیامت ڪردہ لبخندے ڪہ ما را زندہ میدارد بہ لب هایش نشستہ آیت پیغمبرے امشب مدادِ ڪج ڪشیدہ روے ابروے ڪمانے او گرفتہ هیبت از آن ذولفقار حیدرے امشب مرا در اوج بیمارے بہ لب هایت حوالت ڪن ببخشا بر من ازالطاف حوض ڪوثرے امشب صفوف نیزہ داران بین ڪہ در راہ نگاہ او بہ قتل چون منے استادہ زیبا لشگرے امشب بہ در بندان گیسویت زڪاتِ  مهربانے دہ ڪہ سائل را گرفتہ جذبہ انگشترے امشب هنرمندانہ دارد دلربایے مے ڪند از ما  معاذ اللہ نشناسیم قدر گوهرے امشب (خطاب آمدڪہ واثق شو بہ الطاف خداوندی)    خداوندا قبولم ڪن بہ دین ڪافرے امشب 🖤💔🖤 @roya5445
6
17
چشمانِ تو آرامشِ دریاست عزیزم مژگانِ تو امواجِ تماشاست عزیزم با ناز به خود چون نظر انداخته ای باز در قصرِ هزار آینه غوغاست عزیزم مجنونِ هزاران غزلم بس که به هر بیت افسونِ تو افسانه یِ لیلاست عزیزم گفتم به تو مهتاب بگویم ولی آخر مهتاب کجا اینهمه زیباست عزیزم؟ نه بید چنین مثلِ تو گیسو زده شانه نه سرو چنین خوش قد و بالاست عزیزم چشمانِ تو فال است و لبت شهدِ انار است گیسویِ بلندت شبِ یلداست عزیزم کافیست قدم رنجه نمایی و بیایی باران و شب و بوسه مهیاست عزیزم با نقش و نگاری به دل انگیزیِ احساس فرشِ قدمت مخملِ گلهاست عزیزم با عشوه مرا دیدی و خندیدی و رفتی برخاستم از خواب و دلم خواست عزیزم تقصیر نداری همه زیرِ سرِ عشق است عشق است که اغواگرِ دلهاست عزیزم از من بپذیر این غزل ای ماهِ دل آرا این هدیه یِ یک عاشقِ تنهاست عزیزم 🖤💔🖤 @roya5445
6
18
من مسافر شدم و عشق مرا با خود برد خبر شوق مرا باد صبا با خود برد ڪولہ بارم شدہ یڪ باغ پر از شعر جدید دو سہ خط مثنوے و صد غزل و شعر سپید ڪولہ بارم پرِ بوسہ ست پر از بارانت پر احساسِ قلم گمشدہ در چشمانت پر تصویر گل و پنجرہ و ایوانت لب و آغوش تو و وسوسہ ے دستانت باید این بار تو را در بغلم خانہ ڪنم باید این بار خودم موے تو را شانہ ڪنم باید این بار تو را شعر ڪنم شور ڪنم واژہ ے گمشدہ را بار دگر جور ڪنم چشم زیباے تو هر بار هنر مے سازد واژہ از چشم تو امید دگر مے سازد غزلم نام تو را بردہ و دل مے بازد تو شدے عشق من و ؛ عشق بہ خود مے نازد من مسافر شدہ ام بیت دگر مقصود است تو نگو جان من اینبار رسیدن زود است قول دادم ڪہ در این بیت بہ دستم برسے بہ من عاشقِ معشوقہ پرستم برسے نگذار عشق ؛ ڪہ من بے تو خجالت بڪشم بگذار از لب تو شهد شهادت بچشم نگذار آخر این قصہ ملامت  بڪشم بلبلے در قفس و درد اسارت بڪشم تو صدایم ڪن و اینبار بگو جانم باش... درِ گوشم تو بخوان عشقم و مهمانم باش! 🖤💔🖤 @roya5445
5
19
موهاش رو که شونه کرد اومد کنارم نشست گفتم نمی خوابی؟ نگام کرد چیزی نگفت گفتم چیزی شده؟ بازم نگاه کرد ولی سرد بود تنم یخ کرد انگار گفتم باهام حرف نمی زنی؟ همونجور که نشسته بود،نگاهش رو ازم دزدید و به آینه روبروی تخت خیره شد. بلند شدم نشستم چراغ بالای تخت روشن کردم نور بیشتر شد و چشماش رو بست ولی نمی دونم چرا از چشماش اشک ریخت رو گونه هاش انگار جمع شده بود و منتظر پلک زدن بود نگران شدم گفتم چی شده؟ چرا گریه می کنی؟ بازم چیزی نگفت گفتم دارم دق می کنم خب حرف بزن بفهمم چی شده از روی کمد کنار تخت،یه دفتر و یه خودکار برداشت شروع کرد نوشتن..... خیره شدم به دستای ظریف و لرزونش انگار خودکار رو به زور گرفته بود گاهی یه قطره اشک می ریخت رو کاغذ و جوهر خودکار رو پخش می کرد مات و مبهوت به کاغذش و خودش نگاه می کردم و میخواستم بدونم ته این قصه چیه چی داره می نویسه نگاهش رو از کاغذ دزدید به خودش نگاه کرد تو آینه حتی یه لحظه هم،نه به حرفم گوش داد، نه نگاهم کرد دستم رو بردم بالا اومدم صورتش رو لمس کنم اومدم دست بکشم رو گونه هاش اشکش رو پاک کنم ولی ولی کسی نبود رویا دیده بودم انگار هیچکس نبود سپیده زده بود تو آسمون خیره شدم به آینه موهای ژولیده خودم بود و چهره ی عبوس و خواب آلودم خیره شدم به کمد کنار تخت یه دفتر بود و یه خودکار بین صفحاتش از جا بلند شدم رفتم سمت کمد دفتر رو برداشتم صفحه ای که خودکار بینش جامونده بود رو باز کردم هیچی نبود سپید سپید مثل آسمون سپیده دم صبح مثل رد مه صبح انگار یه چیزی بود اما خالی... هیچکس هیچی ننوشته بود رو این صفحه.... حالا منم که باید بفهمم کی بود؟ چرا اشک ریخت؟ چی نوشت؟ چرا رفت؟؟؟؟ 🖤💔🖤 @roya5445
6
20
می‌ترسم از صدا که صدا عاشقت بشود این سوتِ کوچه‌گردِ رها عاشقت بشود گفتم به باد بگویم تو را... نه... ترسیدم این گردبادِ سر به هوا عاشقت بشود پوشیده‌ای سفید ،کجا سبزِ من؟ نکند نار و ترنجِ باغِ صفا عاشقت بشود بگذار دل به دل غنچه‌ها ولی نگذار پروانه‌های خانه‌ی ما عاشقت بشود حالا تو گوش کن به غمم شهربانو تا در قصه‌هام شاه و گدا عاشقت بشود بالا نگاه نکن آفتاب لایق نیست می‌ترسم آن بلند بالا عاشقت بشود مال منی تو، چنان مال من که می‌ترسم حتی خدا نکرده خدا عاشقت بشود خورشید قصه‌ی مادر بزرگ یادت هست؟ خورشیدمی تو، ماه چرا عاشقت بشود وقتی نشسته این‌همه خاکی به پای غمت باز این گدای بی‌سر و پا عاشقت بشود؟ عمری است گوش به زنگم، چرا...؟ که نگذارم حتی درنگ ثانیه‌ها عاشقت بشود 🖤💔🖤 @roya5445
7