ru
Feedback

Не попадитесь на канал ботавода! Telemetrio находит и помечает такие каналы 👉 Хотите видеть метку — оформите подписку

Imamiya identity | Archive

Imamiya identity | Archive

Открыть в Telegram

پادگفتمان عمومی جریان سیاسی-مذهبی متأثر از ایده اصلاح دین بویژه اخوان‌المسلمون و سوسیالیسم و زیدیه با رویکرد اخباری-باطنی امام‌محور و تأکید عملگرا بر حفظ هویت و منافع امامیه در عصر غیبت مبنی بر تقیه-تبری فراگیر در قالب تشیع‌فرهنگی و محافظه‌کاری و فردگرایی

Больше
3 202
Подписчики
+424 часа
+277 дней
+14930 дней
Архив постов
پوپر باور داشت که علم تماما مبتنی بر ابطال است. علم دنباله‌ای از حدس‌ها و ابطال‌ها است. یکی از مهم‌ترین آموزه‌های ابطال‌گرایی این است که به‌جای جست‌وجوی شواهدی که باورها و نظریه‌های ما را تأیید می‌کنند، باید فعالانه در پی شواهدی باشیم که می‌توانند آن‌ها را رد کنند. البته ابطال‌پذیری به‌تنهایی ملاک کافی برای ارزیابی نظریه‌ها مطرح نشده است. زیرا نبود دلیل بر رد یک نظریه، به معنای وجود دلیل کافی برای پذیرش آن نیست. ممکن است نظریه‌ای تاکنون باطل نشده باشد، اما شواهد مستقلی نیز آن را تأیید نکنند، شواهد مخالف مهمی داشته باشد، بر مفروضات اثبات‌نشده تکیه کند، قدرت پیش بینی نداشته باشد یا نظریه‌های رقیب تبیین بهتری از همان شواهد ارائه دهند. هدف از تفکر و تحقیق تایید باورهای خودمان نیست، بلکه کشف این است که کدام باور در برابر نقدها موجه‌ باقی می‌ماند. برای این منظور، باید شواهد مخالف را جدی بگیریم، از مصون‌سازی باورها با توجیهات موردی بپرهیزیم، آن‌ها را با فرضیه‌های رقیب مقایسه کنیم و میزان اطمینان خود را متناسب با قوت شواهد تنظیم کنیم و در نبود شواهد کافی، داوری را معلق بگذاریم. #علم @Imamiya_identity

Голосовое сообщение

دو انحراف متقابل درباره جایگاه زن @Imamiya_identity بحث جایگاه زن را نمی‌توان صرفاً با مفاهیمی چون آزادی و برابری حل کرد. این مفاهیم به‌خودی‌خود معیار تشخیص خیر و صلاح زندگی انسانی نیستند؛ همان‌گونه که هر محدودیتی الزاماً ستم و هر تفاوتی لزوماً تبعیض نیست. معیار، شناخت طبیعت زن و مرد، غایات زندگی خانوادگی و اجتماعی و قواعدی است که سلامت و استمرار نسل‌های انسانی به آنها وابسته است. در برابر این معیار، دو انحراف متقابل شکل گرفته است. یک سو، برخی صورت‌های فمینیسم و چپ‌گرایی رادیکال قرار دارند که رهایی زن را در عبور از نقش‌های جنسیتی و خانوادگی، استقلال فردی و همانندی با مرد می‌جویند. در این نگرش، تفاوت‌های طبیعی کم‌اهمیت یا انکار می‌شوند، مادری و خانه‌داری زیر سایه اشتغال و پیشرفت فردی قرار می‌گیرند و خانواده گاه نه نهادی طبیعی برای پیوند، پرورش نسل و انتقال میراث، بلکه ساختاری از قدرت معرفی می‌شود که باید بر اساس الگوی برابری بازسازی شود. در صورت افراطی آن، تقسیم مسئولیت جای خود را به رقابت جنسیتی می‌دهد و زن هرچه بیشتر از نقش‌های سنتی فاصله بگیرد و با مردان رقابت کند، موفق‌تر شمرده می‌شود. خطای این رویکرد، تحمیل تصور انتزاعی انسان خودبسنده بر واقعیت زندگی است. گویی تعهد، مراقبت، دلبستگی و مادری ارکان زندگی نیستند. در سوی دیگر، قرائت‌های زن‌هراس و اقتدارگرایانه از دین و سنت قرار دارند که تفاوت زن و مرد را به وابستگی و فرودستی زن تبدیل می‌کنند. در این نگرش، مرد به‌سبب جنسیت خود صاحب اختیار و زن، به‌سبب لطافت و آسیب‌پذیری، نیازمند سرپرستی و محدودیت است. از نشانه‌های این نگرش، تبدیل مسئولیت مرد به حق سلطه، تقلیل زن به منشأ تحریک مردان و فساد جامعه، بی‌اعتبار شمردن اراده‌ زن است. در این نگاه، به‌جای مطالبه خویشتن‌داری از مرد، زن باید محدود شود تا مرد به گناه نیفتد. این رویکرد نیز از طبیعت دفاع نمی‌کند؛ لطافت زنانه را به ناتوانی عمومی، مادری را به انحصار در خانه و مسئولیت مرد را به اختیار نامحدود تبدیل می‌کند. ریاست خانوادگی نیز به‌جای تکلیف و مسئولیت، امتیازی برای اعمال اراده بر زن می‌شود. این دو گرایش، با وجود نتایج متضاد، در یک نقطه به هم می‌رسند. هر دو زن را موضوع یک طرح ایدئولوژیک می‌کنند؛ یکی می‌خواهد او را از نقش‌های طبیعی و سنتی رها سازد و دیگری دنبال سرکوب و محدودیت او است. یکی تفاوت طبیعی را مانع برابری و دیگری دلیل فرودستی می‌بیند؛ یکی استقلال را تا گسستن از پیوندهای طبیعی و دیگری وابستگی را تا سلب حقوق انسانی پیش می‌برد. رویکرد محافظه‌کارانه از مبنای دیگری آغاز می‌کند. زن و مرد از حیث طبیعت یکسان نیستند و این تفاوت در تقسیم مسئولیت‌ها، ساختار خانواده و سامان اجتماعی اهمیت دارد. پرورش فرزند، پیوند زناشویی و استمرار نسل‌ها از ارکان زندگی‌اند و نباید به سود نظریه‌های انتزاعی برابری و استقلال فردی نادیده گرفته شوند. مرد به‌طور طبیعی مسئولیت محوری‌تری در اداره و حمایت از خانواده دارد؛ خویشتن‌داری، استحکام عقل و تحمل فشار، برای این جایگاه اهمیت دارند که در مردان زمینه مساعدتری برای آنها وجود دارد. این تقدم، امتیاز شخصی نیست؛ تکلیفی است که باید با خردمندی و فداکاری و پاسخ‌گویی همراه باشد. در مقابل، لطافت، عاطفه، ظرافت و مهرورزی زنانه باید قدر دانسته شوند، نه اینکه زیر فشار مسئولیت‌های فرساینده و رقابت با مرد کم‌رنگ شوند. البته تفاوت میانگین توانایی‌ها و زمینه‌های طبیعی، نافی صلاحیت فردی برخی زنان یا مردان در خلاف الگوی غالب نیست. بحث بر سر استعداد تک‌تک افراد نیست، بلکه بر سر شناخت طبیعت و فضای غالب و تنظیم مناسبات اجتماعی بر اساس آن است؛ زیرا ملاک داوری درباره یک نظم اجتماعی، الگوی عمومی و پایدار زندگی انسانی است، نه استثناهای فردی. مسئله، رهایی زن از طبیعت یا تسلیم او به سلطه مرد نیست؛ مسئله، پاسداشت جایگاه زن و مرد در نظمی است که با طبیعت، سنت و غایات زندگی انسانی سازگار باشد. #زن #چپ #فمینیسم #اسلامگرایی #فقه

⁉️ سوال اگر لفظ امام را می‌توان به استناد کاربرد قرآنی و لغوی در معنایی عام‌تر از امامت معصوم به کار برد، چرا رئیس‌جمهور آمریکا را امام نمی‌خوانید با اینکه قرآن از ائمه کفر نام برده است؟! #سؤال #امام-سازی @Imamiya_identity

معنای واژگان را نمی‌توان صرفاً با مراجعه به کاربرد لغوی یا موارد استعمال آن‌ها در متون اولیه تعیین کرد؛ زیرا واژگان در بستر تاریخ و سنت دینی، گاه به‌تدریج معنایی اصطلاحی و هویتی پیدا می‌کنند و به مصادیق یا جایگاه‌های مشخصی اختصاص می‌یابند. در چنین مواردی، معنای متبادر از یک عنوان، دیگر صرفاً معنای لغوی یا عام آن نیست، بلکه حاصل تحول تاریخی و تثبیت آن در عرف دینی است. بنابراین، نمی‌توان با استناد به اینکه لفظی در قرآن یا متون نخستین معنایی عام داشته است، کاربرد امروزی آن را نیز در همان معنای عام توجیه کرد و از بار معنایی و جایگاه تاریخی‌ای که در طول قرون پیدا کرده است چشم پوشید. اعتبار یک عنوان، تنها به ریشه لغوی آن وابسته نیست؛ بلکه به سیر تحول معنایی و جایگاه تثبیت‌شده آن در سنت دینی نیز بستگی دارد. استعمال عناوین دینی در معانی لغوی یا اولیه، زمینه‌ساز مصادره عناوینی است که در طول تاریخ جایگاه و دلالت مشخصی پیدا کرده‌اند. برخی عناوین در نظام باور دینی در یک معنای خاص، محور باورهایی مهم قرار گرفته‌اند که به کار بردن آنها در غیر آن معنا می‌تواند تمام آن باورها را دچار آشفتگی و انحراف سازد.... #امام_سازی @Imamiya_identity

🔆 دفاع از حکومت حرام است جز اینکه اسلام به کلی نابود شود أَبِي رَحِمَهُ اَللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اَللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ اَلرَّحْمَنِ عَنْ أَبِي اَلْحَسَنِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: قُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّ رَجُلاً مِنْ مَوَالِيكَ بَلَغَهُ أَنَّ رَجُلاً يُعْطِي اَلسَّيْفَ وَ اَلْفَرَسَ فِي اَلسَّبِيلِ فَأَتَاهُ فَأَخَذَهُمَا مِنْهُ ثُمَّ لَقِيَهُ أَصْحَابُهُ فَأَخْبَرُوهُ أَنَّ اَلسَّبِيلَ مَعَ هَؤُلاَءِ لاَ يَجُوزُ وَ أَمَرُوهُ بِرَدِّهِمَا قَالَ فَلْيَفْعَلْ قَالَ قَدْ طَلَبَ اَلرَّجُلَ فَلَمْ يَجِدْهُ وَ قِيلَ لَهُ قَدْ شَخَصَ اَلرَّجُلُ قَالَ فَلْيُرَابِطْ وَ لاَ يُقَاتِلْ قَالَ لَهُ فَفِي قَزْوِينَ وَ اَلدَّيْلَمِ وَ عَسْقَلاَنَ وَ مَا أَشْبَهَ هَذِهِ اَلثُّغُورَ فَقَالَ نَعَمْ فَقَالَ لَهُ يُجَاهِدُ فَقَالَ لاَ إِلاَّ أَنْ يَخَافَ عَلَى ذَرَارِيِّ اَلْمُسْلِمِينَ أَ رَأَيْتَكَ لَوْ أَنَّ اَلرُّومَ دَخَلُوا عَلَى اَلْمُسْلِمِينَ لَمْ يَنْبَغِ لَهُمْ أَنْ يُتَابِعُوهُمْ قَالَ قَالَ يُرَابِطُ وَ لاَ يُقَاتِلُ فَإِنْ خَافَ عَلَى بَيْضَةِ اَلْإِسْلاَمِ وَ اَلْمُسْلِمِينَ قَاتَلَ فَيَكُونُ قِتَالُهُ لِنَفْسِهِ لَيْسَ لِلسُّلْطَانِ قَالَ قُلْتُ فَإِنْ جَاءَ اَلْعَدُوُّ إِلَى اَلْمَوْضِعِ اَلَّذِي هُوَ فِيهِ مُرَابِطٌ كَيْفَ يَصْنَعُ قَالَ يُقَاتِلُ عَنْ بَيْضَةِ اَلْإِسْلاَمِ لاَ عَنْ هَؤُلاَءِ لِأَنَّ فِي اِنْدِرَاسِ اَلْإِسْلاَمِ اِنْدِرَاسَ ذِكْرِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ . 📚 علل الشرایع - ج ۲ - ص ۶۰۳ پدرم رحمة اللّٰه عليه،از سعد بن عبد اللّٰه،از محمّد بن عيسى،از يونس بن عبد الرحمن از حضرت ابى الحسن اين حديث را نقل كرده،وى مى‌گويد محضر مباركش عرض كردم:فدايت شوم:خبر به يكى از دوستان شما رسيده كه شخصى شمشير و اسب خود را به كسى كه به جهاد مى‌رود مى‌دهد لذا به سراغ او مى‌رود و اين دو را از وى مى‌گيرد بعدا ياران و دوستان عطاكننده شمشير و اسب با اين شخص ملاقات مى‌كنند و مى‌گويند جهاد با اين گروهى كه تو با آنها مى‌خواهى نبرد و كارزار كنى جايز نيست لذا شمشير و اسب را برگردان حال وظيفه وى چيست‌؟ حضرت فرمودند: اسب و شمشير را بايد برگرداند. سائل عرض مى‌كند:وى به سراغ آن مردى كه اين دو را از او گرفته بود رفت ولى وى را نيافت و وقتى خبر وى را از قومش گرفت گفتند:او از ميان ما رفته و نيست. حال چه كند؟ حضرت فرمودند:وى به مرابطه و ديده‌بانى خود را مشغول كند و جهاد را رها كند. سائل عرض كرد:در قزوين و ديلم و عسقلان و اشباه اين بلاد و مرزها مى‌تواند ديده‌بانى كند؟ حضرت فرمودند:آرى. سائل عرض كرد:جهاد بكند؟ حضرت فرمودند:خير،مگر در موردى كه بر ذرارى و ابناء مسلمين بيم و هراس داشته باشد. سائل عرض كرد:اگر روم داخل بر مسلمين شوند،مسلمين مى‌توانند آنها را تعقيب كرده و با آنها به مقاتله بپردازند؟ حضرت فرمودند:مسلمانان فقط‍‌ ديده‌بانى كرده و مقاتله نكنند ولى اگر بر مسلمين خوف از ناحيه روم بود مى‌توانند با ايشان نبرد و جهاد كنند چه آنكه اين قتال به منظور دفاع از نفس خودشان هست نه براى كمك و نگهدارى سلطان جور. سائل مى‌گويد:محضرش عرضه داشتم:اگر دشمن به مركزى كه ديده‌بان در آن جا است بيايد وظيفه وى چيست‌؟ حضرت فرمودند: وى موظّف است از اساس و بنیاد اسلام حفاظت كند و با دشمن به مقاتله بپردازد نه اين كه از این حاکمان دفاع نمايد. و دليل بر وجوب دفاع این است که نابودی اسلام موجب نابودی یاد محمد صلی الله علیه و آله می‌شود. @Imamiya_identity گفتار امام بیشتر در جهت نفی اقدام برای حفاظت از حکومت است و تاکید دارد که نباید مرزبانی و سربازی در خدمت حفظ حکومت باشد؛ بلکه اگر اصل اسلام و یاد محمد از بین برود یا در جهت دفاع از جان افراد، دفاع از سرزمین وشهروندان واجب می‎‌گردد. بدیهی است که هر تهاجم خارجی لزوما به اضمحلال و اندراس اصل دین و یاد نبی منجر نمی‌گردد. بخصوص در زمان حاضر با گسترش اسلام فرض اندراس اسلام مطرح نیست و این حکم موضوع ندارد. مورد دیگر که دفاع از جان افراد باشد نیز در صورتی است که دشمن اراده قتل شهروندان عادی را داشته باشد نه صرفا در صدد نابودی حکومت باشد. #حدیث #جهاد #تبری #فقه #نظامی #مالکیت_خصوصی

🔆 دفاع از حکومت حرام است جز اینکه اسلام به کلی نابود شود أَبِي رَحِمَهُ اَللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا سَعْدُ بْنُ عَبْدِ اَللَّهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ بْنِ عَبْدِ اَلرَّحْمَنِ عَنْ أَبِي اَلْحَسَنِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: قُلْتُ لَهُ جُعِلْتُ فِدَاكَ إِنَّ رَجُلاً مِنْ مَوَالِيكَ بَلَغَهُ أَنَّ رَجُلاً يُعْطِي اَلسَّيْفَ وَ اَلْفَرَسَ فِي اَلسَّبِيلِ فَأَتَاهُ فَأَخَذَهُمَا مِنْهُ ثُمَّ لَقِيَهُ أَصْحَابُهُ فَأَخْبَرُوهُ أَنَّ اَلسَّبِيلَ مَعَ هَؤُلاَءِ لاَ يَجُوزُ وَ أَمَرُوهُ بِرَدِّهِمَا قَالَ فَلْيَفْعَلْ قَالَ قَدْ طَلَبَ اَلرَّجُلَ فَلَمْ يَجِدْهُ وَ قِيلَ لَهُ قَدْ شَخَصَ اَلرَّجُلُ قَالَ فَلْيُرَابِطْ وَ لاَ يُقَاتِلْ قَالَ لَهُ فَفِي قَزْوِينَ وَ اَلدَّيْلَمِ وَ عَسْقَلاَنَ وَ مَا أَشْبَهَ هَذِهِ اَلثُّغُورَ فَقَالَ نَعَمْ فَقَالَ لَهُ يُجَاهِدُ فَقَالَ لاَ إِلاَّ أَنْ يَخَافَ عَلَى ذَرَارِيِّ اَلْمُسْلِمِينَ أَ رَأَيْتَكَ لَوْ أَنَّ اَلرُّومَ دَخَلُوا عَلَى اَلْمُسْلِمِينَ لَمْ يَنْبَغِ لَهُمْ أَنْ يُتَابِعُوهُمْ قَالَ قَالَ يُرَابِطُ وَ لاَ يُقَاتِلُ فَإِنْ خَافَ عَلَى بَيْضَةِ اَلْإِسْلاَمِ وَ اَلْمُسْلِمِينَ قَاتَلَ فَيَكُونُ قِتَالُهُ لِنَفْسِهِ لَيْسَ لِلسُّلْطَانِ قَالَ قُلْتُ فَإِنْ جَاءَ اَلْعَدُوُّ إِلَى اَلْمَوْضِعِ اَلَّذِي هُوَ فِيهِ مُرَابِطٌ كَيْفَ يَصْنَعُ قَالَ يُقَاتِلُ عَنْ بَيْضَةِ اَلْإِسْلاَمِ لاَ عَنْ هَؤُلاَءِ لِأَنَّ فِي اِنْدِرَاسِ اَلْإِسْلاَمِ اِنْدِرَاسَ ذِكْرِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ . 📚 علل الشرایع - ج ۲ - ص ۶۰۳ پدرم رحمة اللّٰه عليه،از سعد بن عبد اللّٰه،از محمّد بن عيسى،از يونس بن عبد الرحمن از حضرت ابى الحسن اين حديث را نقل كرده،وى مى‌گويد محضر مباركش عرض كردم:فدايت شوم:خبر به يكى از دوستان شما رسيده كه شخصى شمشير و اسب خود را به كسى كه به جهاد مى‌رود مى‌دهد لذا به سراغ او مى‌رود و اين دو را از وى مى‌گيرد بعدا ياران و دوستان عطاكننده شمشير و اسب با اين شخص ملاقات مى‌كنند و مى‌گويند جهاد با اين گروهى كه تو با آنها مى‌خواهى نبرد و كارزار كنى جايز نيست لذا شمشير و اسب را برگردان حال وظيفه وى چيست‌؟ حضرت فرمودند: اسب و شمشير را بايد برگرداند. سائل عرض مى‌كند:وى به سراغ آن مردى كه اين دو را از او گرفته بود رفت ولى وى را نيافت و وقتى خبر وى را از قومش گرفت گفتند:او از ميان ما رفته و نيست. حال چه كند؟ حضرت فرمودند:وى به مرابطه و ديده‌بانى خود را مشغول كند و جهاد را رها كند. سائل عرض كرد:در قزوين و ديلم و عسقلان و اشباه اين بلاد و مرزها مى‌تواند ديده‌بانى كند؟ حضرت فرمودند:آرى. سائل عرض كرد:جهاد بكند؟ حضرت فرمودند:خير،مگر در موردى كه بر ذرارى و ابناء مسلمين بيم و هراس داشته باشد. سائل عرض كرد:اگر روم داخل بر مسلمين شوند،مسلمين مى‌توانند آنها را تعقيب كرده و با آنها به مقاتله بپردازند؟ حضرت فرمودند:مسلمانان فقط‍‌ ديده‌بانى كرده و مقاتله نكنند ولى اگر بر مسلمين خوف از ناحيه روم بود مى‌توانند با ايشان نبرد و جهاد كنند چه آنكه اين قتال به منظور دفاع از نفس خودشان هست نه براى كمك و نگهدارى سلطان جور. سائل مى‌گويد:محضرش عرضه داشتم:اگر دشمن به مركزى كه ديده‌بان در آن جا است بيايد وظيفه وى چيست‌؟ حضرت فرمودند: وى موظّف است از مسلمين و اسلام حفاظت كند و با دشمن به مقاتله بپردازد نه اين كه دفاع از ظالمين و جائرين نمايد. و دليل بر وجوب دفاع از اسلام و مسلمين آن است كه ضعيف شدن اسلام در واقع ضعف پيدا كردن ذكر محمّد صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم مى‌باشد. @Imamiya_identity گفتار امام بیشتر در جهت نفی اقدام برای حفاظت از حکومت ظهور دارد و تاکید دارد که نباید مرزبانی و سربازی در خدمت حفظ حکومت باشد؛ بلکه اگر اصل اسلام و یاد محمد از بین می‎‌رفت در این فرض دفاع از سرزمین جایز است. بدیهی است که هر تهاجم خارجی لزوما به اضمحلال و اندراس اصل دین و یاد نبی منجر نمی‌گردد. #حدیث #جهاد #تبری #فقه #نظامی #مالکیت_خصوصی

جشن پیروزی اولین سناتور همجسنگرا در انتخاباتی که حزب دموکرات اکثریت قاطع را بدست آورد. عجیبتر از مردم آمریکا که به حزب مخالف ارزش‌های آمریکایی رای دادن، حزب اللهی‌های ایران هستند که از رای آوردن حزب طرفدار همجنس گرایان و زن پرستان و دین ستیزان خوشحال شدند فقط بخاطر اینکه مخالف ترامپ هستند! برخی از منتخبین هم مهاجران مسلمانی هستند که نه از رویای آمریکایی نه از سنت اسلامی هیچ درکی ندارند. #چپ @Imamiya_identity

مفهوم کار کردن با ضرر، فقط در بخش دولتی وجود دارد. در بخش خصوصی، شما با سود کار می‌کنید یا کسب‌و‌کارتان شکست می‌خورد. به‌همین دلیل است که افرادی که در بخش دولتی کار می‌کنند، هرگز نباید قوانین مربوط به‌شرکت‌های خصوصی را کنترل کنند.... #بازار_آزاد @antileft01

امامان شیعه سخت‌ترین نوع پدرکشتگی را با دستگاه خلفا داشتند؛ با این حال تقیه را کنار نگذاشتند و حتی شیعیان خود را اکیدا به تقیه سفارش می‌کردند. پدر کشتگی مجوز ترک تقیه نیست.... #تقیه @Imamiya_identity

تصویری منتشر شده از یک مجله مصور مصری در سال‌های پس از ترور حسن البنا، که در آن گزینه‌های احتمالی جانشینی او بررسی شده. نام م
تصویری منتشر شده از یک مجله مصور مصری در سال‌های پس از ترور حسن البنا، که در آن گزینه‌های احتمالی جانشینی او بررسی شده. نام مجله و نویسنده مشخص نیست اما می‌توان گمانه‌زنی کرد که ملی‌گرایان، برای مخدوش کردن چهره ملی اخوان‌، یا سلطنت‌طلبان برای بزرگ‌نمایی اختلافات درونی اخوان یا شاید افراد نزدیک به اخوان، با هدف نشان‌دادن گستره جغرافیایی نفوذ این جریان ابولقاسم کاشانی را بعنوان گزینه رهبری اخوان مطرح کرده‌اند. گذشته از اینکه در اسناد رسمی اخوان نام کاشانی مطرح نیست؛ براساس مرامنامه اخوان این گروه ماهیتی سنی دارد. حتی پذیرش عضو شیعه در اخوان ممنوع است؛ چه رسد به اینکه یک روحانی شیعه را بعنوان مرشد عام انتخاب کنند. انتشار چنین اسنادی گاه از سوی اسلامگرایان شیعه صورت می‌گیرد تا بگویند ما دنباله‌رو اخوان نبودیم، بلکه اخوانی‌ها دنبال ما افتاده بودند و گاه از جانب منتقدان روحانیت شیعه که برای متهم‌کردن ایشان، به دنبال بهانه‌ می‌گردند. هر دو گروه در انحراف این بحث مهم نقش دارند. قرابت فکری و تاثیر پذیری اسلام‌گرایان شیعه از سنی مسئله‌ای نیست که با اسنادی از این دست اثبات یا انکار ‌شود. #تاریخ @Imamiya_identity

دائماً گفته می‌شود آخوندها با رضاخان مخالف بودند و طوری جلوه می‌دهند که گویی قطب مقابلش قرار می‌گیرند. اینهم دروغ است، در تاسیس پهلوی، علمای بزرگ همراهی کردند و مخالفت روشنی با پهلوی نداشتند. مراجع بزرگ وقت مانند نائینی، حائری و اصفهانی با رضاخان روابط نزدیک و خوبی داشتند و آخوندها تا زمان کشف حجاب هیچ مخالفتی با پهلوی نداشتند و در تثبیت آنهم نقش ایفا کردند. بیشتر آخوندها، ائمه جمعه و تشکیلات وابسته به روحانیت بلاد با ارسال پیام یا تبریک‌نامه و بیان عبارات مبالغه‌آمیز از پهلوی ستایش کردند. پس از تغییر قانون اساسی مشروطه، پیام‌های تبریک مراجع و مجتهدین بود که به تهران می‌رسید. #تاریخ #مشروطه @khateraaat

سخنرانی احمد علی یوسفی اقتصاددان حوزه درباره گران سازی قصه گروگان گرفته شدن سوپرفراابرقدرت بدست افراد نامعلوم! دولت را عامل بحران می‌داند، اما همان دولت را مسئول حل بحران‌ها می‌کند. ارزش پول ملی را معلول می‌داند، اما تثبیت آن را شرط اصلاحات معرفی می‌کند. مشکل را ساختاری می‌داند، اما راه‌حل را سپردن اقتصاد به چند روحانی می‌‌بیند. @Imamiya_identity روایت داره به نظم خودجوش بازار تاکید می‌کنه که از اصول بازار آزاده اما با انداختن همه تقصیر گردن اقتصاد آزاد از روایت همینقدر می‌فهمه که تا عوامل گرانی برطرف نشه قیمت گذاری دولت فایده نداره و راه حلش سپردن بازار ارز به دست حکومت است. همه افزایش قیمت‌ها از توطئه ارزی و گران ‌سازی نیست. عوامل کاهش ارزش پول ملی از قانون اساسی تا سیاست خارجی کاملا در اختیار دستگاه اجرایی نبوده و به فعالان بازار آزاد هم ربطی ندارد بلکه رانت و انحصار ارزی هم از امتیازهایی ناشی می‌شه که بخش مهمیش به نهادهای مرتبط با ولایت داده شده. نرخ دلار تنها یکی از نشانه‌های وضعیت پول ملی و اقتصاد کشوره. در حوزه‌های علمیه خیلی اوقات ساختن واژگان و مفاهیم را با اندیشه واقعی اشتباه می‌گیرن. #اقتصاد

نخستین ارتباطات روحانیت شیعه با اخوان‌المسلمین مصر مقدمه اسلام سیاسی و اسلام‌حرکی، مفاهیمی گسترده‌تر از سازمان اخوان‌المسلمین‌اند. در ایران و عراق، اندیشه‌ها و جنبش‌های ضد استعماری و متفکران اسلامگرا مانند جمال الدین افغانی و اسدالله خرقانی پیش از ارتباطات شناخته‌شده با اخوان وجود داشتند؛ چنان‌که در هند و پاکستان نیز متفکرانی چون ابوالاعلی مودودی مسیر مشابهی برای صورت‌بندی سیاست اسلامی پدید آورده بودند. بنابراین، آغاز ارتباط با اخوان نه به معنای آغاز اسلام سیاسی و انقلابی در محیط شیعه است و نه لزوماً با پیدایش تشکل‌های اسلامی شیعی هم‌زمان است. آنچه در این مقاله بررسی می‌شود، نخستین تماس‌ها و پیوندهای فکری، سیاسی و سازمانی روحانیت شیعه با اخوان‌المسلمین مصر و شخصیت‌هایی چون حسن‌البنّا و سید قطب است. از تقریب مذهبی تا ارتباط مستقیم در ژانویهٔ ۱۹۴۷، جمعیت تقریب بین مذاهب اسلامی در قاهره با نقش محوری محمدتقی قمی، روحانی ایرانی مقیم مصر، و حمایت آیت‌الله سید حسین بروجردی فعالیت خود را آغاز کرد. طبث برخی گزارشات حسن‌البنّا، بنیان‌گذار اخوان‌المسلمین، نیز در جلسات این محفل حضور داشت. در سال ۱۹۴۸، دیدار ابوالقاسم کاشانی، روحانی سیاسی برجستهٔ ایران، با حسن‌البنّا در جریان حج گزارش شده است. این دیدار از نخستین نمونه‌های شناخته‌شده تماس مستقیم میان یک روحانی برجسته شیعه و رهبر اخوان به شمار می‌رود؛ هرچند جزئیات مذاکرات و نتایج عملی آن نیازمند بررسی است. فدائیان اسلام و سید قطب در دههٔ ۱۹۴۰، فدائیان اسلام به رهبری نواب صفوی با اندیشه‌ها و فعالیت‌های اخوان آشنا بودند. نواب از حسن‌البنّا تمجید می‌کرد و نوشته‌های او را در مطبوعات فارسی معرفی و ترجمه می‌کرد. در مقابل، سید قطب در نامه‌ای منتشرشده در نشریهٔ الرسالة در ۲۵ سپتامبر ۱۹۵۱، از مبارزهٔ فدائیان اسلام حمایت کرد. نواب صفوی در سال‌های ۱۹۵۳ و ۱۹۵۴ به اردن و مصر سفر کرد و با محیط و رهبران اخوان ارتباط یافت. این تماس‌ها از پیوند مستقیم میان اسلام‌گرایان شیعهٔ ایرانی و اخوان حکایت دارند. ترجمهٔ آثار و انتقال اندیشه انتقال اندیشه‌های اخوان به ایران، هم‌زمان از مسیر ترجمه نیز پیش رفت. در سال ۱۹۵۴، احمد آرام دو جلد نخست تفسیر فی ظلال القرآن سید قطب را با عنوان در سایهٔ قرآن به فارسی ترجمه کرد. در سال ۱۹۵۹ نیز هادی خسروشاهی کتاب العدالة الاجتماعیة فی الإسلام قطب را با عنوان عدالت اجتماعی در اسلام ترجمه کرد. این آثار، در کنار نوشته‌های حسن‌البنّا و دیگر اسلام‌گرایان، از مجاری مهم گسترش ادبیات اسلام‌گرایانه در ایران بودند. آثار ابوالاعلی مودودی و دیگر متفکران اسلامی شبه‌قاره نیز در شکل‌گیری این فضای فکری سهم داشتند. عراق و حوزهٔ نجف اثار متفکران اخوان به دلیل اشتراک در زبان عربی سریعتر به فضای فکری و علمی عراق منتقل می‌شد و عراق شاخهٔ عراقی اخوان از سال ۱۹۴۸ فعالیت داشت؛ اما وجود این شاخه یا آثار به‌تنهایی اثبات‌کنندهٔ ارتباط آن با حوزه و روحانیت شیعه در همان تاریخ نیست. ارتباطات فکری و سازمانی در محیط اسلام‌گرای شیعه، به‌ویژه در آستانهٔ شکل‌گیری حزب الدعوه، روشن‌تر می‌شود. جلسات مقدماتی حزب الدعوه از اواخر سال ۱۹۵۶ آغاز شد و تشکیل آن به اکتبر ۱۹۵۷ بازمی‌گردد. محمدباقر صدر از چهره‌های اصلی شکل‌دهندهٔ مبانی فکری آن بود. پژوهش‌های تاریخی نشان می‌دهند که صدر آثار حسن‌البنّا و سید قطب را مطالعه کرده بود و برخی از اعضای اولیهٔ الدعوه پیش‌تر با اخوان یا حزب‌التحریر ارتباط عضویتی داشتند. ازاین‌رو، تأثیر اخوان بر محیط فکری و سازمانی اسلام‌گرایی شیعی عراق مستند است. در اوت ۱۹۶۶، پس از صدور حکم اعدام سید قطب در مصر، آیت‌الله سید محسن حکیم، مرجع برجستهٔ نجف، برای جمال عبدالناصر تلگراف فرستاد و خواستار جلوگیری از اعدام او شد. گزارش‌های تاریخی از نقش شماری از فعالان اسلامی عراق، از جمله اعضای حزب الدعوه، در جلب حمایت حکیم حکایت دارند. این واقعه از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است؛ زیرا نشان می‌دهد ارتباط حوزهٔ نجف با اخوان و سید قطب، بخاطر اشتراک در جو سیاسی مصر و عراق در آن دوره، افزون بر تأثیرپذیری فکری، در مقطعی به اقدام سیاسی علنی انجامید. نتیجه گیری سیر تاریخی شواهد نشان می‌دهد که ارتباط روحانیت شیعه با اخوان‌المسلمین مصر، پیش از شکل‌گیری حزب الدعوه در عراق آغاز شده بود. دارالتقریب قاهره در سال ۱۹۴۷، دیدار گزارش‌شدهٔ کاشانی و حسن‌البنّا در ۱۹۴۸، حمایت سید قطب از فدائیان اسلام در ۱۹۵۱، سفر نواب صفوی به محیط اخوان در ۱۹۵۳ و ۱۹۵۴، و ترجمهٔ آثار قطب به فارسی از سال ۱۹۵۴، از مهم‌ترین حلقه‌های این روندند. در عراق، تأثیر آثار اخوان موسسان و اعضای اولیهٔ الدعوه و سپس تلگراف آیت‌الله حکیم در اعتراض به اعدام قطب در ۱۹۶۶، ابعاد دیگری از این ارتباط را آشکار می‌کنند. #اخوانیگری #تاریخ @Imamiya_identity

ولایت مطلقه فقیه یک‌شبه اختراع نشد؛ محصول قرن‌ها گسترش تدریجی اقتدار فقها و مجتهدان شیعه بود. مجتهد ابتدا از مقام ناقل حدیث فراتر رفت و تشخیص و استنباط خود را در شناخت حکم دین دخالت داد؛ سپس مرجع تقلید شد و برای خود حق تبعیت عمومی قائل شد؛ بعد با گسترش شبکه نمایندگان، مدارس و نهادهای دینی، از یک صاحب‌نظر به مرکز یک سازمان اجتماعی مستقل تبدیل شد؛ سپس در اموالی که به امام تعلق داشت، مدعی اختیار در جمع‌آوری و مصرف شد و به پشتوانه همین منابع مالی، تشکیلات و نفوذ خود را گسترش داد. با جنبش تنباکو، اقتدار مرجعیت به ابزار بسیج سیاسی تبدیل شد و در مشروطه، روحانیون پا را فراتر گذاشتند و در مسیر تعیین نظام سیاسی و ساختار حکومت دخالت کردند. تخصص در احکام شرعی، نه حق رهبری انقلاب می‌آورد و نه مجوز تعیین نظام حکومت. اما همین مداخلات، اقتدار سیاسی روحانیت را گام‌به‌گام گسترش داد تا سرانجام آیت‌الله خمینی آن را در نظریه حکومت و ولایت مطلقه فقیه به اوج رساند .... #ولایت_فقیه @Imamiya_identity

طرفداران ولایت فقیه حاضر نیستند حتی بقیه مراجع شیعه را ولی فقیه یا نایب امام زمان بنامند با اینکه بنا به باورشان یکمقدار ولی و نایب هستند، مبادا چیزی از جایگاه ولی فقیه خودشان کم شود؛ اما وقتی نوبت به امام خواندن ولی فقیه می‌رسد، می‌گویند این فقط یک لفظ است و چیزی از امامان شیعه کم نمی‌شود.... #امام_سازی #ولایت_فقیه @Imamiya_identity

مقاله نظریه یکسانی مفهوم امامت و مقام افتراض طاعت؛ تحلیل مستندات و پیامدها علی روشن - رحیم دهقان فصلنامه حکمت اسلامی، دوره 6، شماره 23 با تحلیل روایات ناظر به مفهوم امامت، می توان انگاره این همانی بین امامت و مقام افتراض طاعت را اثبات کرد. به مقتضای این روایات، حتی در مواردی که وحی مستقیمی  نیامده، بیان امام افتراض طاعت دارد؛ چراکه امام برخوردار از پشتوانه تادیب الهی است. اوامر نبی و رسول مقید به وحی مستقیم الهی است، اما دستورات امام از این جهت اطلاق دارد. التزام به وجود تنها یک امام در هر زمان، از دیگر لوازم این نظریه است. @Imamiya_identity مهمترین شاخصه امامت افتراض طاعت و وجوب طاعت عنوان شده و شرایط دیگر عصمت و علم و نصب لازمه این تعریف است. توجه درخور به این ویژگی از تسری و ادعای مقام امامت برای غیر امامان معصوم و منصوب جلوگیری می‌کند. این تعریف از امامت نشان می‌دهد که اگر کسی را مفترض الطاعه می‌دانید او را دقیقا به همان معنا که مختص امامان دوازده‌گانه است امام می‌دانید. به خصوص اگر این اطاعت در امور مرتبط با شأن ولایت باشد. #مقاله #عقاید #امامت

ارزیابیِ دو نظریه در مفهوم «امامت» با تأکید بر آیات و روایات اصغر غلامی - مهدی فرمانیان  تحقیقات کلامی دوره 2 - شماره 7 - زمستان 1393 در میان اندیشمندان شیعه، درباره مفهوم «امامت» نظریات گوناگونی وجود دارد؛ برخی عالمان و مفسران شیعه، معنای امامت را مقام وجوب اطاعت و دارا شدن حقّ امرونهی دانسته­ اند و در مقابل، شماری از اندیشمندان، امامت را نوعی تصرف تکوینی در قلوب بندگان خدا و هدایت و ایصال آنان به مطلوب شمرده ­اند. نگارنده با واکاویِ این دو دیدگاه، نقاط اشتراک و انفصال آن‌ها را بررسی کرده و با عرضه این دو دیدگاه به قرآن و احادیث معصومان‌ علیهم السلام، چنین نتیجه گرفته است که دیدگاه نخست با قرآن و روایات، سازگارتر است. @Imamiya_identity مهمترین شاخصه امامت افتراض طاعت و وجوب طاعت عنوان شده و شرایط دیگر عصمت و علم و نصب لازمه این تعریف است. توجه درخور به این ویژگی از تسری و ادعای مقام امامت برای غیر امامان معصوم و منصوب جلوگیری می‌کند. این تعریف از امامت نشان می‌دهد که اگر کسی را مفترض الطاعه می‌دانید او را دقیقا به همان معنا که مختص امامان دوازده‌گانه است امام می‌دانید. #مقاله #عقاید #امامت

⁉️ سوال اگر ولی فقیه را خدا یا امام نمی‌دانید با دیدگاه خویش، چند نقد اساسی به اندیشه و مواضع و عملکرد رهبران انقلاب اسلامی مطرح کنید؟! #سؤال #ولایت_فقیه @Imamiya_identity

در سنت شیعی، انتقال بیپرده و یکسان همه معارف منقول، لزوما بر حفظ قداست و وجاهت مذهب و اهل‌بیت تقدم ندارد؛ چه‌بسا وفاداری به این سنت اقتضا کند که همه آنچه دانسته و منقول است، در همه زمان‌ها و برای همه مخاطبان بیان نشود و آنچه گفته می‌شود، چگونگی و زمان بیان آن و حتی آنچه آگاهانه ناگفته می‌ماند، تابع مصلحت حفظ منزلت اهل‌بیت و مذهب آنان باشد. این ملاحظه، صرفا یک احتیاط تبلیغی نیست، بلکه اصلی اساسی در تبلیغ و انتقال معارف مذهب است که امامان شیعه بدان سفارش کرده‌اند. در روزگار ما که تقریبا همه متون در دسترس همگان قرار گرفته می‌بایست با ارائه تفسیری مقبول از متون، از برداشتی که به قداست و وجاهت مذهب آسیب می‌زند جلوگیری کرد. در این نگاه، کتمان برخی معارف، رعایت ظرفیت مخاطب، پرهیز از بیان مطالبی که موجب انکار یا بیزاری می‌شود و در شرایطی حتی تقیه و انکار برخی باورها تا آنجا که موجب تحریف و انحراف اساسی نشود، الزاما عدول از وفاداری به مذهب نیست؛ بلکه می‌تواند خود اقتضای وفاداری به مذهب باشد. زیرا غرض از حفظ و انتقال میراث اهل‌بیت صرف اظهار و حفظ تک‌تک تعالیم اهل بیت نیست؛ حفظ حرمت و وجاهت صاحبان این میراث و جلوگیری از آنکه سخنی به ابزار انکار یا نفرت یا تضعیف آنان تبدیل شود نیز بخشی از مسئولیت دینی است. از این رو حفظ قداست و وجاهت اهل‌بیت و مذهب نزد جهانیان، مهم‌تر از اظهار چند روایت از اهل‌بیت است. امروزه در میان شیعیان گروهی پیدا شده‌اند که روایات اهل بیت برایشان مهم‌تر است حفظ منزلت و اطاعت امر اهل بیت است... #تقیه #اخباریگری @Imamiya_identity