ru
Feedback

Не попадитесь на канал ботавода! Telemetrio находит и помечает такие каналы 👉 Хотите видеть метку — оформите подписку 👈

Imamiya identity | Archive

Imamiya identity | Archive

Открыть в Telegram

پادگفتمان عمومی جریان سیاسی-مذهبی متأثر از ایده اصلاح دین بویژه اخوان‌المسلمون و سوسیالیسم و زیدیه با رویکرد اخباری-باطنی امام‌محور و تأکید عملگرا بر حفظ هویت و منافع امامیه در عصر غیبت مبنی بر تقیه-تبری فراگیر در قالب تشیع‌فرهنگی و محافظه‌کاری و فردگرایی

Больше
3 073
Подписчики
+124 часа
+197 дней
+8430 дней
Архив постов
⁉️ سوال اگر ولی فقیه را خدا یا امام نمی‌دانید با دیدگاه خویش، چند نقد اساسی به اندیشه و مواضع و عملکرد رهبران انقلاب اسلامی مطرح کنید؟! #سؤال #ولایت_فقیه @Imamiya_identity

در سنت شیعی، انتقال بیپرده و یکسان همه معارف منقول، لزوما بر حفظ قداست و وجاهت مذهب و اهل‌بیت تقدم ندارد؛ چه‌بسا وفاداری به این سنت اقتضا کند که همه آنچه دانسته و منقول است، در همه زمان‌ها و برای همه مخاطبان بیان نشود و آنچه گفته می‌شود، چگونگی و زمان بیان آن و حتی آنچه آگاهانه ناگفته می‌ماند، تابع مصلحت حفظ منزلت اهل‌بیت و مذهب آنان باشد. این ملاحظه، صرفا یک احتیاط تبلیغی نیست، بلکه اصلی اساسی در تبلیغ و انتقال معارف مذهب است که امامان شیعه بدان سفارش کرده‌اند. در روزگار ما که تقریبا همه متون در دسترس همگان قرار گرفته می‌بایست با ارائه تفسیری مقبول از متون، از برداشتی که به قداست و وجاهت مذهب آسیب می‌زند جلوگیری کرد. در این نگاه، کتمان برخی معارف، رعایت ظرفیت مخاطب، پرهیز از بیان مطالبی که موجب انکار یا بیزاری می‌شود و در شرایطی حتی تقیه و انکار برخی باورها تا آنجا که موجب تحریف و انحراف اساسی نشود، الزاما عدول از وفاداری به مذهب نیست؛ بلکه می‌تواند خود اقتضای وفاداری به مذهب باشد. زیرا غرض از حفظ و انتقال میراث اهل‌بیت صرف اظهار و حفظ تک‌تک تعالیم اهل بیت نیست؛ حفظ حرمت و وجاهت صاحبان این میراث و جلوگیری از آنکه سخنی به ابزار انکار یا نفرت یا تضعیف آنان تبدیل شود نیز بخشی از مسئولیت دینی است. از این رو حفظ قداست و وجاهت اهل‌بیت و مذهب نزد جهانیان، مهم‌تر از اظهار چند روایت از اهل‌بیت است. امروزه در میان شیعیان گروهی پیدا شده‌اند که روایات اهل بیت برایشان مهم‌تر است حفظ منزلت و اطاعت امر اهل بیت است... #تقیه #اخباریگری @Imamiya_identity

🔆 اهمیت سلاح برای دفاع در مقابل تجاوز عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ اَلْحَكَمِ عَنْ عُمَرَ بْنِ أَبَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّى اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ : اَلْخَيْرُ كُلُّهُ فِي اَلسَّيْفِ وَ تَحْتَ ظِلِّ اَلسَّيْفِ وَ لاَ يُقِيمُ اَلنَّاسَ إِلاَّ اَلسَّيْفُ وَ اَلسُّيُوفُ مَقَالِيدُ اَلْجَنَّةِ وَ اَلنَّارِ . 📚 الکافي - جلد ۵ - صفحه ۲   عمر بن ابان گويد: امام صادق عليه السّلام مى‌فرمايد: رسول خدا صلّى اللّه عليه و اله فرمود: همۀ خوبى‌ها در شمشير و زير سايه آن است؛ مردم را چيزى جز شمشير را قوام نمی‌بخشد و شمشيرها كليدهاى بهشت و دوزخ هستند. @Imamiya_identity این روایت را نمی‌توان دلیلی بر ضرورت حکومت دینی یا جواز استفاده از زور برای هدایت مردم دانست. این برداشت، تنها تفسیر ممکن نیست و می‌تواند حاصل یک خوانش ایدئولوژیک از روایت باشد. با توجه به روایات مشابه می‌توان نتیجه گرفت این روایت مربوط به مواجهه نظامی با دشمن است و در مقام تبیین رابطه حکومت با مردم نیست. در تفسیر هر متن باید دقت کرد که با چه ذهنیتی متن را می‌خوانیم. حتی اگر این روایت مربوط به سیاست داخلی باشد نیز می‌توان گفت؛ در روزگار پیامبر، شمشیر ابزار انحصاری حکومت نبود و مردم نیز برای دفاع از جان و مال و آزادی خود سلاح داشتند. بنابراین سخن از اهمیت شمشیر را می‌توان ناظر به قدرت دفاع شخصی مردم دانست. جامعه‌ای که افرادش توان دفاع در برابر تجاوز یکدیگر را نداشته باشند، در برابر زورگویی آسیب‌پذیرتر است و حق افراد آسان‌تر پایمال می‌شود. از این منظر، اینکه مردم جز با شمشیر برپا نمی‌شوند، می‌تواند به معنای ضرورت قدرت بازدارنده برای حفظ نظم و آزادی باشد. همچنین اینکه شمشیر کلید بهشت و دوزخ دانسته شده، به معنای ضرورت هدایت مردم با شمشیر نیست؛ بلکه می‌تواند بیانگر خطیر و سرنوشت‌ساز بودن کاربرد قدرت باشد. شمشیر می‌تواند برای دفاع از حق و دفع ظلم یا برای تجاوز و استبداد بکار رود. پس این روایت، دست‌کم به‌تنهایی، نه انحصار سلاح در دست حکومت را اثبات می‌کند و نه حق حکومت برای هدایت اجباری مردم و نه لزوم مداخله نظامیان را بلکه می‌توان آن را قرائتی در ضرورت قدرت دفاعی افراد برای حفظ آزادی و امنیت خویش دانست. البته نباید از نظر دور داشت که برخی روایات در منابع اهل تسنن به ماموریت پیامبر برای هدایت مردم با استفاده از سلاح و کشتار تصریح دارند یا دست‌کم ظرفیت بیشتری برای تفسیر اقتدارگرایانه دارند که وجود این چنین روایات در منابع مذهب برساخته قدرت جای تعجب نیست. #حدیث #فقه #جهاد #حکومت_اسلامی

غیرانقلابی بودن یا ناپاک بودن⁉️ می‌گویند: در ظاهر حکومت اسلامی سبب ریزش دینداران در کشور شده اما پاکان جوامع غربی سرانجام با ما همراه شدند در حالی که ناپاکان جامعه ما به دشمن پیوستند. @Imamiya_identity می‌گوییم: نخست باید پرسید با چه ملاکی پاکی و ناپاکی افراد را مشخص می‌کنیم. آقایان با مصادره به مطلوب ملاک ناپاکی را از پیش تعیین کرده‌اند. حتی اگر کسی دیندار و بااخلاق باشد، اما انقلابی نباشد، او را ناپاک، فریب‌خورده یا دست‌نشانده اجنبی می‌دانند. بنابراین مسئله آنان در واقع پاکی یا ناپاکی نیست؛ ملاک از پیش بر اساس بینش و دستگاه فکری خودشان تعیین شده و سپس افراد بر اساس میزان همراهی با آن، پاک یا ناپاک شمرده می‌شوند. این دیگر داوری اخلاقی نیست، تبدیل یک موضع سیاسی به معیار فضیلت است. .... بیشتر شهروندان غربی که در ظاهر به جمهوری اسلامی نزدیک شده‌اند از جریان‌های چپ‌گرا هستند. این گروا همان‌قدر که برای مظلومیت فلسطین تظاهرات می‌کنند، برای مظلومیت همجنس‌گرایان نیز تظاهرات می‌کنند. بنابراین همسویی در یک مسئله سیاسی، حتی اگر عمیق و صادقانه باشد، به‌خودی‌خود نشانه همسویی در منظومهٔ اخلاقی و دینی جمهوری اسلامی نیست. .... این ادعا در معرض یک مصونیت در برابر ابطال قرار می‌گیرد. اگر کسی از غرب به ما بپیوندد، گفته می‌شود یکی از پاکان آنها به ما پیوست؛ اگر نپیوندد، می‌توان گفت هنوز پاک نشده یا حقیقت را نشناخته است. اگر کسی از جامعهٔ ما به غرب برود، او را نمونه ناپاکی معرفی می‌کنند. در نتیجه تقریبا هر اتفاقی می‌تواند در چارچوب همین نظریه تفسیر شود و هیچ رویدادی نمی‌تواند آن را واقعا به چالش بکشد. نظریه‌ای که هر نتیجه‌ای را به سود خود تفسیر کند، بیش از آنکه توضیح‌دهنده واقعیت باشد، دستگاهی برای تأیید پیش‌فرض‌های خود است. .... این شیوه تفکر می‌تواند هر انتقاد داخلی را خنثی کند. زیرا به‌جای اصلاح ساختارهایی که موجب ریزش سرمایه انسانی شده‌اند، خود ریزش به‌عنوان نشانهٔ پالایش جامعه تفسیر می‌شود. این نگاه عوض اینکه ما را به اصلاح جامعه و ساختار خویش متوجه کند ما را به انتظار پیوستن افرادی از بیرون و رفتن افرادی از درون می‌نشاند. این هیچ فایده‌ای ندارد و تنها پاک کردن صورت مسئله است. .... انسانی که واقعا صاحب وجدان و داوری مستقل است، ممکن است هم‌زمان بخشی از سیاست‌های غرب، بخشی از سیاست‌های جمهوری اسلامی، بخشی از فرهنگ سنتی و بخشی از فرهنگ مدرن را نادرست بداند. اما دستگاه دوگانه‌ساز نمی‌تواند چنین انسانی را به‌آسانی طبقه‌بندی کند؛ زیرا برای آن، انسان مطلوب کسی است که بتوان او را در یک جبهه قرار داد. ..... اساساً اگر قرار است پاکی ارزش باشد، از دیدگاه انسانی و شیعی، پذیرش ظلم به مردم، ارعاب و تهدید دیگران، ارتکاب منکر و فساد حکومت و از همه بدتر نسبت دادن این رفتارها به اسلام، خود می‌تواند مصداق ناپاکی باشد. اگر حکومت به نام دین مرتکب چنین اموری شود، دفاع از آن صرفا به دلیل اسلامی بودن عنوانش نمی‌تواند نشانه پاکی باشد. بلکه اگر پاکی واقعا ارزش است، پاکی خود دین و حفظ آن از تحریف، زشتی و بدنامی‌ای که یک حکومت ممکن است به نام آن ایجاد کند، باید در اولویت باشد. در این صورت، ممکن است کسی که به دلیل همین ظلم‌ها و منکرات با جمهوری اسلامی مخالفت می‌کند، از منظر اخلاقی و حتی از منظر دفاع از حقیقت دین، از کسی که به نام دفاع از حکومت همهٔ این امور را توجیه می‌کند پاک‌تر باشد. ..... #شبهات

این دیدگاه که حکومت باید مردم را تربیت کند، بیش از آنکه مردم را تربیت کند، به‌تدریج مردمی را جذب و تقویت می‌کند که با اطاعت از مرجع قدرت سازگارترند؛ کسانی که یا توان و تمایل کمتری به تفکر مستقل دارند، یا استقلال اندیشه و داوری شخصی خود را به بهای امنیت، تعلق، منزلت و منفعت به قدرت واگذار کرده‌اند. حکومتی که مردم را نیازمند هدایت و تربیت خود می‌داند، با جایگزین کردن داوری و تصمیم خود به جای داوری و تصمیم مردم، آنان را به انسان‌هایی وابسته‌تر و کم‌توان‌تر در اندیشه و تصمیم‌گیری مستقل تبدیل می‌کند؛ دقیقاً همان چیزی که خود را برای جبران آن ضروری می‌دانست.... #تربیت #حکومت_اسلامی @Imamiya_identity

رهبران دینی مردم را بزرگ می‌کنند چون موفقیت مردم در پیروی از دعوت خودش را شاهدی بر حقیقت مأموریتشان تلقی می‌کنند. مردم را فری
رهبران دینی مردم را بزرگ می‌کنند چون موفقیت مردم در پیروی از دعوت خودش را شاهدی بر حقیقت مأموریتشان تلقی می‌کنند. مردم را فریب نمی‎دهند بلکه خود را با مردم یکی می‎بینند و هردو در یک توهم مشترک و متقابل زندگی می‌کنند. جمعیت برای آنها فقط یک پدیده اجتماعی نیست. یک چرخه شکل می‎گیرد که بر اثر آن اعتماد رهبر به مأموریت بیشتر می‎شود و ادعاها بزرگتر می‎شوند و غرور جمعی افزایش می‎یابد. در این نگاه هرچه مردم رنج بیشتری تحمل کنند حقیقت این دعوت بیشتر خواهد بود چرا که تعهد مردم را نشان حقیقت می‎پندارند. فقط رهبران نیستند که پیروان را تربیت می‎کنند بلکه عملکرد پیروان بر ذهنیت رهبر اثر می‎گذارد. واقعیت این است که مردم در هرجای جهان با نسبت‎های مختلف از صفات انسانی خوب و بد برخوردارند و در هر جای دیگر جهان در شرایط فوق العاده ممکن است رفتارهایی استثنایی بروز دهند. احساس برگزیدگی در مردم انتظارات مردم را بیش از توان واقعی حکومت بالا می‎برد و احساس می‎کنند باید سیاست بر اساس نظر ایشان و تصویری که از عظمت ملت دارند تنظیم شود. #روحانیت #پوپولیسم @Imamiya_identity

اصولیون متاخر برای اینکه اثبات کنند هرچه با عقل خویش استنباط می‌کنند همان شرع خداوند است حاضر می‌شوند خدا را تا سطح آدمیان پایین بکشند و می‌گویند خدا رئیس عقلا است، فقط برای اینکه احترام خدا را حفظ کرده باشند به او جایگاه ریاست می‌بخشند. در صورتی که بر اهل توحید واضح و مبرهن است که خداوند متعال خالق عقل و همه توانایی‌ها و ساختارهای عقل است. حتی اگر همین جمله هم درست باشد که خدا رئیس عقلاست، به این معناست که او چیزی را می‌فهمد که ما نمی‌فهمیم؛ اما اکثرشان یافته‌های عقل خود را حکم خداوند تلقی می‌کنند و به این صورت نه تنها جایگاه خداوند را از خالق عقل به رئیس عقلا تنزل می‌دهند بلکه خودشان را رئیس عقلا تصور می‌کنند که می‌توانند حکم خداوند را با عقل خویش تشخیص بدهند.... #اصول_فقه @Imamiya_identity

مقاله نگاهی به آثار نظریات غیرشمول‌گرایانه نسبت به گستره احکام شریعت در دو حوزه فقه و اصول مسعود جهاندوست دالنجان عابدین مؤمنی سیدمحمد حسینی پژوهش‌نامه فقه اجتماعی دوره 11، شماره 1 اسفند 1401 بر اساس نظر قریب به اتفاق فقهای مذاهب اسلامی گستره استنباط احکام فقهی شامل تمام وقایع و افعال انسان است. پژوهش حاضر سعی دارد برخی از مهم‌ترین آثار نظریات غیرشمول‌گرایانه نسبت به گستره احکام شریعت را مورد بررسی قرار دهد. ازآنجاکه نگاه غالب در سنت فقهی، نگاهی شمول‌گرایانه است، لذا مخالفین صرفا به اصل مسئله پرداخته و آثار این نظریات مورد بررسی قرار نگرفته است. براساس نگاه غیر شمول گرایانه برخی از مهمترین نظریات اصولی از جمله نظریه قیاس در فقه اهل سنت و استخراج حکم با کشف ملاک حکم و قاعده ملازمه حکم عقل و شرع و حجیت بنائات عقلاییه مانند تقریر معصوم و همچنین قاعده انگاری نصوص و اطلاق گیری از نصوص و عدم تخصیص به مورد با چالش جدی مواجه می‌شوند. اینکه نزد خداوند هر چیزی حکمی دارد، غیر از این است که ذهنیت شما در استنباط این باشد که برای هر چیز و در هر چیز دنبال حکمی بگردید. #فقه #مقاله @Imamiya_identity

مقاله نگاهی به آثار نظریات غیرشمول‌گرایانه نسبت به گستره احکام شریعت در دو حوزه فقه و اصول مسعود جهاندوست دالنجان عابدین مؤمنی سیدمحمد حسینی پژوهش‌نامه فقه اجتماعی دوره 11، شماره 1 اسفند 1401 بر اساس نظر قریب به اتفاق فقهای مذاهب اسلامی گستره استنباط احکام فقهی شامل تمام وقایع و افعال انسان است. پژوهش حاضر سعی دارد برخی از مهم‌ترین آثار نظریات غیرشمول‌گرایانه نسبت به گستره احکام شریعت را مورد بررسی قرار دهد. بر اساس نگاه غیر شمول گرایانه برخی از مهمترین نظریات اصولی با چالش جدی مواجه می‌شود از جمله نظریه قیاس در فقه اهل سنت و استخراج حکم با کشف ملاک حکم و قاعده ملازمه حکم عقل و شرع و حجیت بنائات عقلاییه مانند تقریر معصوم و همچنین قاعده انگاری نصوص و اطلاق گیری از نصوص و عدم تخصیص به مورد با چالش مواجه می‌شوند. #فقه #مقاله @Imamiya_identity

تجربه نشان داده آزادی شرط لازم پیشرفت است. اما آزادی جهت ندارد. آزادی، اگر واقعا آزادی باشد، نسبت به پیشرفت و توسعه بی‌قید است. آزاد سرعت و مسیر پیشرفت را تعیین نمی‌کند. پیشرفت دستوری، حتی اگر در کوتاه‌مدت نتیجه‌بخش باشد، می‌تواند بسیاری از ساختارهای اجتماعی و فرهنگی را درهم بشکند و حتی بنیادهای حقوقی، اقتصادی و نهادی‌ای که خود زیرساخت توسعه بوده‌اند تضعیف کند. همین می‌تواند امکان تداوم پیشرفت را از میان ببرد. توسعه در آزادی شاید همیشه به اندازه‌ای که انتظار داریم پرشتاب نباشد، اما اگر شکل بگیرد، حاصل انتخاب‌ها، آزمون‌ها و نهادهای واقعی جامعه خواهد بود؛ بنابراین می‌تواند طبیعی و نهادینه و مداوم باشد. فریب شعار توسعه را نخورید. توسعه وعده دولت‌ها است برای اینکه زندگی ما را در اختیار بگیرند.... #لیبرالیسم #توسعه @Imamiya_identity

حسن و قبح عقلی و تقدم عقل بر وحی فقط آنجا که ابراهیم پدر ادیان آسمانی به خاطر یک خواب، واقعا رفت که فرزند بی‌گناهش رو سر ببره و به تعارض این خواب با حکم قطعی عقل هیچ اعتنایی نکرد. مهم نیست که هدف از امر الهی امتحان ابراهیم بود؛ به هر حال او در اون لحظه اینطور تصمیم گرفت... #کلام #معتزله #عقل @Imamiya_identity

🔆 تنبلی و بی‌حوصلگی مانع رسیدن به حقوق وَ رَوَى عُمَرُ بْنُ يَزِيدَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ أَنَّهُ قَالَ : «إِيَّاكَ وَ اَلْكَسَلَ وَ اَلضَّجَرَ فَإِنَّهُمَا مِفْتَاحُ كُلِّ سُوءٍ إِنَّهُ مَنْ كَسِلَ لَمْ يُؤَدِّ حَقّاً وَ مَنْ ضَجِرَ لَمْ يَصْبِرْ عَلَى حَقٍّ» . 📚 من لا یحضره الفقیه - ج ۳ - ص ۱۶۸ عمر بن يزيد گويد: امام صادق عليه السّلام فرمود: زنهار، زنهار از تنبلى و بی‌تابی چون اين دو كليد همۀ بدبختي‌هاست زيرا شخص تنبل هيچ حقّى را ادا نمى‌كند و آن كس كه كم حوصلگى به خرج مى‌دهد در اخذ يا اداى هيچ حقّى پايدار نيست. عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ اِبْنِ فَضَّالٍ عَنْ سَمَاعَةَ بْنِ مِهْرَانَ عَنْ أَبِي اَلْحَسَنِ مُوسَى عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ قَالَ: إِيَّاكَ وَ اَلْكَسَلَ وَ اَلضَّجَرَ فَإِنَّكَ إِنْ كَسِلْتَ لَمْ تَعْمَلْ وَ إِنْ ضَجِرْتَ لَمْ تُعْطِ اَلْحَقَّ . 📚 الکافي - ج ۵ - ص ۸۵ سماعة بن مهران گويد: امام كاظم عليه السّلام فرمود: از كسالت و بى‌حوصلگى بپرهيز كه اگر تنبلى كنى كار نمى‌كنى، و اگر بى‌حوصلگى كنى از حقت محروم مى‌شوى. #حدیث #اخلاق #توسعه @Imamiya_identity

اگه روسیه بمب اتم داشت، اوکراین جرات نمی‌کرد اینطوری به پالایشگاه‌هاش حمله کنه! روسیه قواعد بازی جهانی رو می‌شناسه و می‌دونه
اگه روسیه بمب اتم داشت، اوکراین جرات نمی‌کرد اینطوری به پالایشگاه‌هاش حمله کنه! روسیه قواعد بازی جهانی رو می‌شناسه و می‌دونه استفاده از بمب اتم او را وارد درگیری‌های فراتر از جنگ محدود با اوکراین می‌کنه. تعجب از طرفداران جمهوری اسلامی که نهایتاً بتونن چهارتا بمب اتم با تکنولوژی جنگ جهانی بسازن ولی کشورهایی که چند صد کلاهک هسته‌ای دارند را تهدید می‌کنند. حکومتی که حتی نمی‌تونه اتاق خواب فرمانده‌هاش رو مخفی نگه داره، اگر صدتا بمب هسته‌ای هم داشته باشه فایده‌ای نداره چون دشمن نشون داده که می‌تونه موشک‌ها رو با لانچرشون توی خاک ایران منهدم کنه.... #نظامی @Imamiya_identity

2️⃣⬆️ اصالت دین در اصلاح فقاهت اگر بخواهیم از ایمان شیعی دفاع کنیم، نباید ابتدا نتیجه را انتخاب کنیم و سپس برای آن دلیل بسازیم یا هر چه خوشامد تفکر امروز نبود را تقیه بشماریم. ما با تعارض جدی میان روایات رسیده از امامان و شرایط اجتماعی عصر امامان و باورهای ریشه‌دار در سنت شیعی مواجهیم. اکنون باید همه این شواهد را کنار هم قرار دهیم و محتمل‌ترین تبیین تاریخی را پیدا کنیم. یکی از مشکلات فقه سنتی این است که گاهی از یک گزارش تاریخی یا یک پاسخ موردی، مستقیماً یک حکم کلی و جاودانه استخراج می‌شود. میان آنچه امام گفته با آنچه واقعا باور داشته فاصله بسیار است. بخش مهمی از مشکل در مواجهه با روایات ناسازگار با جهان اخلاقی امروز، دقیقا از حذف همین فاصله‌ها ناشی می‌شود. فقه نمی‌تواند صرفاً با جمع‌کردن روایات و استخراج احکام از ظاهر آنها پیش برود. در اینجا یک تفاوت تعیین‌کننده با نسبی‌گرایی فرهنگی وجود دارد. سخن این نیست که برده‌داری یا هر رفتار دیگری در گذشته اخلاقاً درست بوده و امروز، چون فرهنگ تغییر کرده، نادرست شده است. اگر ظلم در ذات خود ظلم باشد، تغییر زمان و فرهنگ ماهیت اخلاقی آن را تغییر نمی‌دهد. ادعای مورد بحث چیز دیگری است: ممکن است یک نهاد تاریخی موضوع تأسیس و ارزش‌گذاری دینی نبوده باشد، بلکه موضوع تنظیم و مواجههٔ تاریخی دین قرار گرفته باشد. نتیجه بحث در ارزیابی متن روایات مسئلهٔ اصلی در مواجهه با روایات دشوار، فقط اثبات یا رد سند آنها نیست؛ مسئله این است که پس از فرض صدور، بدانیم حق داریم چه چیزی از آنها استنتاج کنیم. کثرت روایت، به‌تنهایی مضمون را به اصل دین تبدیل نمی‌کند. میراث حدیثی را باید همچون یک سنت تاریخی پیچیده فهمید؛ سنتی که در آن صدور، انتقال، تقیه، شرایط سیاسی، تفاوت مخاطبان، احکام ناظر به وضعیت موجود و لایه‌های مختلف معنای سخن، همگی می‌توانند نقش داشته باشند. متواتر بودن یک مضمون، به معنای مصونیت آن از تفسیر تاریخی و مفهومی نیست. اگر مجموعه‌ای از روایات به نحو معتبر بر صدور یک سخن دلالت کنند، نمی‌توان صرفاً به دلیل ناسازگاری آن با پیش‌فرض‌های امروز آن را انکار کرد؛ اما در مقابل، نمی‌توان کثرت نقل را دلیل کافی برای تبدیل مضمون آن به یک اصل تأسیسی و فرازمانی و هنجاری و نهادی دانست. چه‌بسا روایت متواتر در اثبات اصل صدور نیرومندتر باشد، اما روایت شاذ و نادر در کشف مقام سخن، جهت‌گیری اخلاقی یا تفسیر آن قرائن بیشتری در اختیار ما بگذارد. در چنین صورتی، روایت نادر جای متواتر را در اثبات صدور نمی‌گیرد، بلکه می‌تواند در فهم معنای آن و تعیین اینکه از آن چه چیزی می‌توان استنتاج کرد، نقش تفسیری داشته باشد. در تشخیص این جهت‌گیری نیز نمی‌توان تنها به شمار راویان یا غلبهٔ یک مضمون در میراث روایی بسنده کرد. یکی از قرائن مهم، نسبت هر حکم با فطرت اخلاقی و اصول بنیادین دین از یک سو و نسبت آن با عرف مسلط و منافع اکثریت و قدرت ساسی از سوی دیگر است. رابطه روایت با قدرت و گفتمان غالب، در سنت امامیه و روایات امامان نیز امری بی‌ارتباط با ارزیابی روایت تلقی نشده است. @Imamiya_identity

تقیه و فهم تاریخی سخنان امامان #تقیه #فقه #علوم_حدیث @Imamiya_identity یکی از دشوارترین مسائل برای مؤمنی که هم به سنت دینی خود وفادار است و هم با وجدان اخلاقی و دستاوردهای فکری جهان جدید زندگی می‌کند، زمانی پدیدار می‌شود که با مجموعه‌ای از روایات روبه‌رو می‌شود که ظاهراً با اصولی روشن مانند کرامت و آزادی انسان در تضاد است. نمی‌توان به سادگی گفت اگر عقل من این حکم را نمی‌پذیرد، پس امام چنین چیزی نگفته است. زیرا اگر قرار باشد هر سخنی از دین را تا جایی بپذیریم که با داوری شخصی ما سازگار باشد، دیگر چیزی به نام ایمان به دین و نبوت و امامت باقی نمی‌ماند. لازم نیست برای حفظ ایمان در مقابل عقلانیت مدرن، حجم بزرگی از میراث روایی را جعلی اعلام کنیم. فرض معقول‌تر این است که بخش قابل توجهی از این روایات واقعا صادر شده‌اند؛ اما صدور یک سخن، لزوما به معنای بیان عقیده و ارزش‌گذاری نهایی گوینده نیست. ایمان به امام به معنای ساده‌انگاری در نسبت دادن هر سخن به امام نیست. وفاداری به امام در فهم و معرفی درست وجهه انسانی و اخلاقی امام است. اخلاق جدید دلیلی بر رد روایت نیست؛ بلکه می‌تواند ما را نسبت به ساده‌ترین خوانش و استنباط از روایات مشکوک کند. در اینجا هنجارهای مدرن ملاک پذیرش روایات نیست بلکه پرسش‌های جدیدی پیش روی ما قرار می‎دهد تا کلمات امامان را با دقت بیشتر بررسی کنیم. نقش تقیه در صدور روایات سخن هر انسان تاریخی در شرایطی مشخص، برای مخاطبی مشخص و با هدفی مشخص صادر می‌شود. تقیه در سنت امامیه یک استثنای حاشیه‌ای نیست، بلکه یکی از مفاهیم مهم در توضیح رفتار اجتماعی و فهم سخنان اهل‌بیت است. اگر تاریخ امامان، تاریخِ تقیه و فشار بوده است، تقیه باید در روش فهم سخنان آنان نیز جایگاه متناسب خود را پیدا کند. اگر یک روایت در موضوعی بسیار حساس وارد شده باشد و گوینده و مخاطب تحت نظارت حکومت یا اکثریت زندگی می‌کند، صرف هماهنگی گفتار با مذهب رسمی یا عرف غالب کافی است تا احتمال تقیه دیگر یک توجیه دلخواه نباشد. بخصوص که هیچ نشانه‌ای از اینکه گوینده در مقام بیان یک اصل اخلاقی یا اعتقادی بوده وجود نداشته باشد. امام در جامعه‌ای زندگی می‌کند که برخی روابط برای اکثریت بدیهی و مشروع تلقی می‌شود. در این شرایط اعتراض صریح می‌تواند نه فقط یک حکم فقهی، بلکه کل ساختار اجتماعی پیرامون او را به چالش بکشد. در چنین شرایطی، امام ممکن است در مقام نجات جامعه و حفظ امکان ادامه هدایت،به جای اعلام موضع آرمانی و مستقیم، در چارچوب واقعیت موجود سخن بگوید. این احتمال به‌ویژه زمانی جدی‌تر می‌شود که موضوع مورد بحث، مستقیما با قدرت و منافع طبقه حاکم پیوند داشته باشد. امامان شیعه در بخش بزرگی از تاریخ خود در موقعیتی سخن می‌گفتند که یک اظهار نظر صریح می‌توانست به تعقیب، زندان، شکنجه یا مرگ بینجامد و کوچک‌ترین ارتباط با امام یا یاران او نیز می‌توانست برای طرفین خطرساز باشد. تقیه در سنت شیعه صرفا به معنای سکوت، کتمان عقیده یا خودداری از اظهار نظر مخالف نیست؛ گاهی خودِ اظهار نظر، در چارچوب تقیه، می‌توانسته به معنای همراهی ظاهری با نظر غالب، تأیید موضع رایج یا سخن گفتن مطابق انتظار قدرت باشد. تنظیم وضعیت یا تاسیس هنجار ممکن است امام درباره یک وضعیت موجود، حکمی عملی داده باشد، بدون اینکه آن وضعیت را از نظر اخلاقی مطلوب بداند. همان‌گونه که قانون‌گذار درباره نحوه برخورد با یک پدیده نامطلوب اجتماعی قانون وضع می‌کند بدون اینکه آن پدیده را اخلاقا تأیید کند. تنظیم یک واقعیت با تأیید آن واقعیت تفاوت دارد. ممکن است کسی درباره نحوه رفتار با یک نهاد اجتماعی موجود سخن بگوید، بی‌آنکه اصل وجود آن نهاد را ارزشمند یا مطلوب بداند. از همین‌جا روشن می‌شود که یک اشتباه اساسی در فهم حدیث، تبدیل کردن هر حکم موقعیتی به اصل ارزشی است. پیامبر در جهانی خالی از نظم اجتماعی ظهور نکرد. خانواده، مالکیت، جنگ، اسارت، بردگی، قرارداد، تجارت و سلسله‌ای از روابط اجتماعی پیش از بعثت وجود داشتند. رسالت پیامبر را نیز نمی‌توان پروژه‌ای برای طراحی مجدد تمام این نهادها و جایگزین کردن یک نظام اجتماعی کامل با نظامی دیگر دانست. هسته رسالت در توحید، هدایت، مسئولیت و عبودیت و در کل نسبت انسان با خدا و دیگری است. در حوزه اجتماعی نیز ممکن است مداخله وحی به جای تأسیس یک نظام از نو متوجه تنظیم، تحدید، اصلاح وضع موجود باشد. 1️⃣⬇️

رحلت آیت‌الله سید موسی شبیری زنجانی، فقیه و محقق برجسته و محب اهل بیت عصمت علیهم السلام ، را به خاندان محترم شبیری زنجانی و عموم شیعیان تسلیت می‌گویم. اهمیت ایشان تنها در مجموعه آثاری که از خود بر جای گذاشت خلاصه نمی‌شود؛ بلکه شاید اهمیت بزرگ‌تر ایشان در تغییری باشد که در نگاه به حدیث و شیوه مواجهه با میراث روایی پدید آورد. نوآوری‌های ایشان در علوم حدیث، در تغییر نگاه شماری از پژوهشگران حوزه قم به حدیث‌گرایی و ضرورت بازشناسی درباره منابع روایی نقشی ماندگار داشت. ایشان که به خصلت تواضع و مدارا شناخته می‌شد، خود را با وصف نیمه اخباری معرفی می‌کرد و ارادت ویژه‌ای به نظرات اخبارگرایان شیعه داشت. وی در ابراز برخی عقاید خویش نظیر باور او به تحریف قرآن موجود یا در برخورد با مسائل سیاسی ناچار به تقیه و کتمان بود. امیدوارم ثمره دگرگونی‌های بنیادین او در روش تحقیق علوم دینی، در آینده نزدیک موجب پالایش هرچه بیشتر مذهب از تحریف و انحراف و نجات کشور از ظلم و فساد باشد. رحمت و رضوان خدا بر او باد. @Imamiya_identity

⁉️سؤال آیا هر حکومتی که به نام ایران و تشیع در برابر آمریکا و غرب بایستد، نماینده واقعی ایران و تشیع است، و هر حکومتی که با آمریکا کنار بیاید یا دشمنی نکند، دیگر نمایندهٔ ایران و تشیع نیست؟! #سؤال @Imamiya_identity

⁉️سؤال اگر شاه دست نشانده انگلیسی آمریکا بود چگونه به این راحتی رفت؟! #سؤال @Imamiya_identity

چنان می‌گویند که غرب با ایران و شیعه مشکل دارد که انگار پیش از انقلاب اینجا تانزانیا بوده و مردمش هم بودایی بودند که دست کم در این سطح با ما دشمنی نداشتند.... #مغالطه @Imamiya_identity

مدرسه پادگان میناب حکومت مظلومان همیشه تاریخ از روز اول حمله امریکا ، کشتار دانش‌آموزان مدرسه میناب را به نشان وحشیگری دشمن د
+1
مدرسه پادگان میناب حکومت مظلومان همیشه تاریخ از روز اول حمله امریکا ، کشتار دانش‌آموزان مدرسه میناب را به نشان وحشیگری دشمن در رسانه جار زدند ولی هیچگاه نگفتند مدرسه را در محوطه پادگان ساخته بودند‌ با اینکه پنجاه سال است بر طبل جنگ می‌کوبند و دشمن را رژیم کودک کش می‌خوانند. بر اساس تصاویر ماهواره‌ای تقریبا تمام سازه‌های درون مرکز اموزشی تیپ موشکی عاصف در نزدیکی منطقه استراتژیک تنگه هرمز در همان روز اول جنگ هدف قرار گرفت و ویران شد. @Imamiya_identity آمریکا برای آنها یک دشمن عادی مثل هر انسان دیگر نیست. آنها دولت آمریکا را به مثابه خدای شر ستایش می‌کنند، وقتی که می‌گویند آمریکا باید می‌دانست آنجا مدرسه است و باید قبل از حمله اطلاع می‌داد یا باید مقداری بیشتر صبر می‌کرد. دشمن را به یک موجود ماورایی ارتقا می‌دهند تا خود را قهرمان نیکی جا بزنند و مسئولیت همه چیز را به گردن دشمن بیندازند. #رسانه #دشمنی