Imamiya identity | Archive
Відкрити в Telegram
پادگفتمان عمومی جریان سیاسی-مذهبی متأثر از ایده اصلاح دین بویژه اخوانالمسلمون و سوسیالیسم و زیدیه با رویکرد اخباری-باطنی اماممحور و تأکید عملگرا بر حفظ هویت و منافع امامیه در عصر غیبت مبنی بر تقیه-تبری فراگیر در قالب تشیعفرهنگی و محافظهکاری و فردگرایی
Показати більше2 682
Підписники
+124 години
-27 днів
-830 день
Архів дописів
در صفحه ایکس من مسیر دیگری از تاملاتم را دنبال میکنم. تاملاتی صریحتر درباره دین، انسان، اندیشه، اخلاق و زندگی و... ممکن است همه این نگاهها محل توافق نباشد اما گفتگو با شما برای من ارزشمند است. لطفا صفحه را فالو کنید، نظرتان را بنویسید و اگر مفید بود، پستها را لایک کنید. برای جان گرفتن این صفحه به حمایت تک تک شما احتیاج دارم.
من در ایکس:
https://x.com/semohofirhos
در صفحه ایکس من مسیر دیگری از تاملاتم را دنبال میکنم. تاملاتی صریحتر درباره دین، انسان، اندیشه، اخلاق و زندگی و... ممکن است همه این نگاهها محل توافق نباشد اما گفتگو با شما برای من ارزشمند است. لطفا صفحه را فالو کنید، نظرتان را بنویسید و اگر مفید بود، پستها را لایک کنید. برای جان گرفتن این صفحه به حمایت تک تک شما احتیاج دارم.
https://x.com/semohofirhos
⁉️ سوال
اکنون که نایب امام زمان عج به دلیل تقیه خوفی غایب هستند وظیفه پیروان ایشان چیست و باید به چه کسی رجوع کنند؟!
@Imamiya_identity
سلام
امیدوارم همه عزیزان حاضر در کانال سلامت باشند.
تشکر از همراهی شما در آینده
سران جمهوری اسلامی گفته سران کشورهای غربی درباره قدرت جمهوری اسلامی را اعتراف به قوت خود و نشان ضعف دشمن میگیرند و در رجز خوانی برابر غرب مدام این تمدن را رو به افول و توانایی کشورهای غربی را ناچیز معرفی میکنند. در حالی که جدی گرفتن رقیب هر چقدر هم کوچک، این است که نقطه قوت واقعی است. این چیزی است که شما را به برنده نهایی تبدیل میکند. رهبران جمهوری اسلامی عادت دارند نقطه قوت دیگران را نقطه ضعف بشمارند. بر اثر این شناخت وارونه است که هرچه بیشتر نقاط قوت خود را از دست میدهند....
#قدرت
@Imamiya_identity
نیمه شعبان دیگر رسید!
ادامه غیبت امام عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف و ادامه غصب جایگاه ولایت توسط اشرار را خدمت خاندان عصمت و شیعیان منتظر و عالم بشریت تسلیت عرض میکنم.
@Imamiya_identity
درباره افسانه پیروزی گل بر گلوله
محمد شعله سعدی
این روزها برخی افسانه «پیروزی گل بر گلوله» یا «پیروزی مردم دستخالی در برابر حکومت مسلح» را تکرار میکنند و با وعدههای خوشآبورنگ میکوشند واقعیت را به رؤیا یا مأموریت خود بدل کنند. هرکس ذرهای از خونهای ریخته، تنهای گسیخته و چشمهای گداخته دردی در دل داشته باشد، بهگمانم باید مخالف این رؤیافروشی باشد. آنان که خونریختن را لازم یا بیاهمیت میدانند، حساب دیگری دارند. مردمِ تحت فشار البته تابع ضرورتهای حاکم بر وضعیت خود هستند، اما این امر نافی نقد رؤیافروشی و موجسواری نیست.
تا جایی که میتوان گفت، در تاریخ، مردم دستخالی بهتنهایی بر حکومتی مسلح غلبه نکردهاند و هیچ انقلابی صرفاً با حضور مردم غیرمسلح و بدون نقش مؤثر نیروهای مسلح به پیروزی نرسیده است. نیرویی مسلح ممکن است در قالب کودتا حکومتی مشروع را سرنگون کند، اما مردم دستخالی بهتنهایی قادر به سرنگونی حکومت نامشروع هم نیستند.
در ایران، خروج محمدرضاشاه از کشور، انحلال ساواک و اعلام بیطرفی ارتش سه عامل تعیینکننده در پیروزی انقلاب ۵۷ بودند. اگر محمدرضاشاه در کشور میماند، یا اگر ارتش سرکوب مردم را با قدرت ادامه میداد، یا اگر ساواک برقرار بود و مانند سالهای پیش چهرههای مؤثر را حذف یا مدیریت میکرد، انقلاب دستکم در آن مقطع پیروز نمیشد.
در رومانی، چائوشسکو با همه منفوریت و سوءحکمرانیاش با اعتراضات مردم عادی سقوط نکرد؛ او زمانی سقوط کرد که ارتش به معترضان پیوست و نیروهای امنیتی وفادار به چائوشسکو را هدف قرار داد.
در آفریقای جنوبی، تحریمهای کمرشکن غرب در کنار حملات و عملیات مسلحانه بیوقفه شاخه نظامی حزب کنگره ملی آفریقا، دولت آپارتاید به بنبست رسیده را ناگزیر از مذاکره با نلسون ماندلا و توافق برای انتقال قدرت کرد. ماندلا که در کشور ما به خشونتپرهیزی شناخته میشود، پیشتر رهبر همین شاخه نظامی حزب کنگره بود که در جریان عملیات مسلحانه مجروح و دستگیر شد و نهایتاً به حبس ابد محکوم گردید.
او حتی همزمان با مذاکرات انتقال قدرت، با وجود درخواست دکلرک رییس دولت آپارتاید، مصرانه خواهان تشدید تحریمها بود، زیرا معتقد بود همین تحریمها مردم را به اعتراض کشانده و دولت را ناچار از مذاکره کردهاست.
در مصر، مبارک با وجود مواجهه با اعتراضات گسترده مردمی، با کودتای ارتش سقوط کرد، نه با اعتراضات. در تونس، زینالعابدین بنعلی زمانی سقوط کرد که ارتش رسماً سرکوب مردم را رد کرد. در سوریه نیز اعتراضات غیرمسلحانه بهار عربی اثر تعیینکنندهای بر اقتدار اسد نداشت و تغییر موازنه زمانی آغاز شد که نیروهای مسلحِ مورد حمایت خارجی شروع به حمله کردند و ارتش سوریه نیز از مداخله و مقاومت اجتناب کرد.
جایی که حکومت یکپارچه و مصمم به سرکوب است و نیروهای مسلح به نظام وفادارند، احتمالاً هیچ اکثریت غیرمسلحی، هرچقدر هم پرشمار، نمیتواند نظام را ساقط کند؛ دستکم تاریخ خلاف این را نشان نمیدهد. چه اکثریت خون بدهد، چه شاخه گل، نتیجهای ندارد. مردم مشروعیت میبخشند یا مشروعیتزدایی میکنند، اما حکومت را نیروی مسلح ساقط میکند. این دو، دو مقوله متفاوتاند.
حتی در کشورهایی مانند چین، روسیه، یمن یا سوریه که معارضان مسلح توانستند حکومت را ساقط کنند، این معارضین مردم عادی با تفنگ شکاری یا سلاح سرد نبودند، بلکه نیروهایی آموزشدیده با تسلیحات و مهارتهایی دستکم همسطح نیروهای مسلح رسمی بودند. در مواردی که مردم غیرمسلح به موفقیتهای چشمگیر رسیدند، مانند کره جنوبی، فیلیپین یا انقلابهای مخملی اروپای شرقی، ساختار حکمرانی از هم گسیخته بوده و نیروهای مسلح یا حاضر به سرکوب نبودند یا از سرکوب گسترده و سنگین امتناع کردند.
خلاصه اینکه شعار «گل بر گلوله» یا «خون بر شمشیر پیروز است» وعدهای خیالی است. بدون دخالت مؤثر نیروهای مسلح، چه داخلی و چه خارجی، مردم دستخالی را تنها میتوان به کشتن داد. کشتهشدن مردم در نهایت مشروعیت حکومت را زایل میکند و آن را از «حکومت مشروع» به «حکومت مستقر» بدل میسازد؛ یعنی از دِژوره به دوفاکتو اما موجب سقوط حکومت نمیشود.
آنان که چنین رهنمودهایی را برای سقوط حکومت میدهند، اگر بخواهند از خون مردم موجی برای سواری بسازند و استفادهای ابزاری کنند، که به نتایجی چون قرار گرفتن کشور ذیل فصل هفتم منشور سازمان ملل یا مداخله شورای امنیت به بهانه مقابله با نسلکشی یا جنایت علیه بشریت برسند؛ ممکن است موفق شوند چنانکه در نمونههایی مانند عراق یا لیبی دیده شد. اما سیل خون را نمیتوانند پنهان کنند و در واقعیت، گل بر گلوله و خون بر شمشیر تنها در رتوریکی پیروز است که عامدانه نقش عوامل غیرمردمی در سقوطهای پیشین را پنهان میکند.
خدا مردم و سرزمین ایران را از دروغ حفظ کند؛ خشکسالی را خودمان چاره میکنیم.
#قیام #انقلاب
@Imamiya_identity
🔆 مذمت ریاست و آنکه حتی آرزوی ریاست داشته باشد
عَنْهُ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ بْنِ بَزِيعٍ وَ غَيْرِهِ رَفَعُوهُ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ : مَلْعُونٌ مَنْ تَرَأَّسَ مَلْعُونٌ مَنْ هَمَّ بِهَا مَلْعُونٌ مَنْ حَدَّثَ بِهَا نَفْسَهُ .
📚 الکافي - جلد ۲ - صفحه ۲۹۸
امام صادق عليه السّلام فرمود: ملعونست كسى كه رياست را بخود بندد، ملعونست كسى كه بآن همت گمارد، ملعونست كسى كه بفكر آن باشد.
@Imamiya_identity
تشیع دوازده امامی مذهبی است بنابر تجربه تاریخی و باورهای بنیادین قدرت را نامطلوب میشناسد و بجای تقدیس قدرت، آن را به صورت مطلق نقد و نفی میکند، مگر آنجا که قدرت عین حقیقت و عصمت باشد.
#حدیث #ولایت_فقیه #قدرت #اخلاق
اگر درون نگری و شهود عقلانی و واقعیت دیگری و تجربه مشترک را حذف کنیم، فایده حتی تعریفپذیر هم نیست، چه برسد به اینکه مبنای اخلاق یا حقوق شود....
#فطرت
@Imamiya_identity
ملاصدرا و انحراف مسیر اندیشه ایرانی
فلسفه ملاصدرا، برخلاف تصویر رسمی و تقدیسشدهای که از آن ساخته شده، نه نقطه اوج اندیشه ما، بلکه یکی از مهمترین عوامل انحراف و انسداد تاریخی در فکر، علم، سیاست و اقتصاد ایران بوده است. انحرافی که دقیقاً در لحظهای حساس رخ داد. مسئله اصلی جهان فکری ما در آستانه دوره جدید، نه کمبود متافیزیک و باطنیگری بلکه بحران معرفت و اعتبار عقل و اهمیت تجربه و جایگاه انسان بود.
درست در همین نقطه، جریانی مانند اخباریگری همزمان با جریان تجربه گرای انگلیسی با تردید در اقتدار عقل کلی، بدگمانی به نظامهای انتزاعی و توجه به حدود فهم انسان یک امکان تاریخی ایجاد کرد که میتوانست مبنای گسترش فلسفه شناخت، توجه به انسان بعنوان سوژه و پذیرش عدم قطعیت و التفات به تجربه زیسه باشد. چنین مسیری، بهطور تاریخی، ظرفیت آن را داشت که به عقلانیت عرفی، تفکیک حوزهها، سیاست سکولار و بازار آزاد منتهی شود.
اما این امکان تاریخی تحقق نیافت. در سیر واقعی اندیشه، بهجای تعمیق شکاکیت در حوزه شناخت، گرایش به آشتی عقل با عرفان غلبه یافت. تصوف، بهعنوان بستر فرهنگی مسلط، از پیش جهان عینی و سیاست و اقتصاد را اموری نازل، گذرا یا مانع حقیقت تلقی میکرد. در چنین افقی، فلسفه بهجای تحلیل و نقد واقعیت به تفسیر معنا و وحدت کلی هستی تقلیل یافت. ملاصدرا در این بستر تاریخی ظاهر شد و بهجای تشخیص مسئله زمانه، این گرایش را در قالب حکمت متعالیه صورتبندی و تثبیت کرد.
تا قبل از ملاصدرا فیلسوفان مسلمان به تبعیت از فلاسفه یونان هر چند با روشی اشتباه به دنبال شناختی از واقعیت بودند اما ملاصدرا با وجود نقد ذات گرایی فلسفه قدیم که گامی به پیش بود در یک عقبگرد فکر فلسفی را به وجود مشغول کرد؛ مفهومی انتزاعی و فراتجربی و که جایگزین واقعیت عینی میشود. با تقدم هستیشناسی بر معرفتشناسی، پرسش از شرایط امکان شناخت، نقش تجربه، امکان خطا و تاریخمندی فهم به حاشیه میرود. حتی نوآوریهایی چون حرکت جوهری، علیرغم پیچیدگی و انسجام درونی، در خدمت تعمیق همین دستگاه متافیزیکی قرار میگیرند و نه در جهت پیوند فلسفه با علم تجربی یا عقل نقاد.
پیامد این چرخش، تضعیف جایگاه فرد کنشگر و سوژه شناسنده است. انسان در حکمت متعالیه نه کنشگری با حقوق و منافع مشخص، بلکه مرتبهای از مراتب وجود است که در کل حل میشود. چنین نگاهی کثرت اجتماعی، تضاد منافع و رقابت را اموری ثانوی یا حتی منفی تلقی میکند و بهلحاظ نظری با فردگرایی و بازار آزاد ناسازگار است. در مقابل وحدت اشیا و غایت متعالی برجسته میشود؛ مؤلفههایی که زمینه ذهنی جمعگرایی و دولتگرایی را فراهم میکنند.
این جهتگیری صرفا در حوزه فلسفه باقی نماند و در سیر تاریخی خود به فقه و سیاست نیز سرایت کرد. نفوذ مبانی صدرایی در علم اصول فقه، این دانش را از اتکای طبیعیاش به عرف و تجربه اجتماعی دور ساخت و آن را به نظامی کلینگر، انتزاعی و مستعد پیوند با اقتدار فراگیر بدل کرد. مفاهیمی چون حکومت و مصلحت بیش از آنکه در نسبت با جامعه و منافع افراد فهم شوند، در افق حقیقتی کلی و فراتاریخی بازتعریف شدند. نتیجه این تحول، تضعیف ظرفیت فقه برای محدودسازی قدرت و عرفیسازی قانون بود.
در ادامه این سیر، همین بستر فکری در اندیشه سیاسی معاصر نقش تعیینکنندهای یافت. فلسفهای که حقیقت را واحد و برتر میداند و فرد را ذیل کل تعریف میکند، به سیاستی میانجامد که در آن دولت نه نهادی قراردادی و محدود، بلکه تجلی یک ایدئولوژی فراگیر تلقی میشود. چنین دولتی، بهطور طبیعی، گرایش به تمرکز قدرت، مداخله گسترده در اقتصاد و نفی خودآیینی فردی دارد و آزادی بازار و جامعه مدنی را در برابر غایت متعالی به حاشیه میراند.
در مقایسه تاریخی با غرب مسیری که شکاکیت معرفتشناختی میتوانست به عقلانیت ابزاری و آزادی انسان و سیاست عرفی بگشاید مسدود شد. از اینرو نقد فلسفه ملاصدرا صرفا یک مناقشه نظری یا تاریخی نیست، بلکه شرط امکان اصلاح وضعیت کنونی است. تا زمانی که بنیانهای متافیزیکی کلگرا و ضد فرد و ذهنی گرا نقد نشوند، تلاش برای اصلاح سیاسی و اقتصادی ناگزیر سطحی و ناپایدار خواهد بود. بازاندیشی انتقادی این میراث، نه بهمعنای نفی سنت، بلکه کوششی ضروری برای گشودن راه به سوی عقلانیت انتقادی، سیاست محدود، اقتصاد پویا و جامعهای متکثر است.
#فلسفه #اخبارگرایی #عقل
@Imamiya_identity
با انقلابی حرف زدن فایدهای ندارد!
انقلابی را باید سر جای خودش نشاند!
لیدر اغتشاشگران پنجاه و هفت که با ولایتی ایدئولوژیک و باندبازی اغتشاش ساختاری را در حکومت نهادینه کرده حق ندارد دیگران را به اغتشاش متهم کند.
@Imamiya_identity
اعتراض زمانی معنا دارد که هزینهای به نظم مسلط تحمیل کند. کنش اعتراضی اگر هزینه و اختلالی برای قدرت ایجاد نکند و توجه عمومی و سیاسی را جلب نکند و قابل پیش بینی و مدیریت باشد در بهترین حالت ابراز نارضایتی نمادین است. مرز شفافی میان اعتراض و اغتشاش وجود ندارد. صرف حضور جمعیت در خیابان یا اعتصاب هر صنفی میتواند بعنوان اختلال در نظم عمومی تعبیر گردد. حکومتها با برچسب اغتشاشگر مسئله را عوض میکنند. در اینجا رفتار معترض به موضوع اصلی تبدیل میشود و رفتار حکومت به حاشیه میرود. در حکومتی که امکان مشارکت سیاسی و آزادی رسانه و خطا پذیری و اصلاح درونی و عدالت قضایی و آزادی تجمع وجود ندارد راهی جز اغتشاش برای مردم باقی نمیماند. همچنین وقتی نیرویی در دفاع از حکومت فاسد خود را مجاز به کشتار شهروندان میداند برخورد متقابل با او از منظر اخلاقی قابل توجیه است.
#دموکراسی #لیبرالیسم
Repost from Imamiya identity | Archive
🔆 نهی از مقابله با شورش علیه حکومت غیر امام معصوم
حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ اَلْحَسَنِ رَحِمَهُ اَللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ اَلْحَسَنِ اَلصَّفَّارُ عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ هَاشِمٍ عَنِ اِبْنِ اَلْمُغِيرَةِ عَنِ اَلسَّكُونِيِّ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ أَبِيهِ عَلَيْهِ السَّلاَمُ قَالَ: ذُكِرَتِ اَلْحَرُورِيَّةُ عِنْدَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ عَلَيْهِ السَّلاَمُ فَقَالَ إِنْ خَرَجُوا مَعَ جَمَاعَةٍ أَوْ عَلَى إِمَامٍ عَادِلٍ فَقَاتِلُوهُمْ وَ إِنْ خَرَجُوا عَلَى إِمَامٍ جَائِرٍ فَلاَ تُقَاتِلُوهُمْ فَإِنَّ لَهُمْ فِي ذَلِكَ مَقَالاً .
📚 علل الشرایع - جلد ۲ - صفحه ۶۰۳
محمّد بن الحسن رحمة اللّٰه عليه،از محمّد بن الحسن الصفّار،از ابراهيم بن هاشم از ابن مغيره از سكونى از حضرت جعفر بن محمّد از پدر بزرگوارش عليهما السّلام نقل كرده كه فرموده: محضر مبارك امير المؤمنين عليه السّلام يادى از گروه حروريّه شد و نامى از ايشان به ميان آمد،حضرت فرمودند: اگر با گروه و سپاه خارج شدند يا بر امام عادل خروج نمودند البته با ايشان جهاد و مقاتله كنيد ولى اگر بر امام جور و ظلم خروج نمودند با آنها قتال و كارزار نكنيد زيرا ايشان در اين ميدان گفتار و سخنى دارند.
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي نَصْرٍ عَمَّنْ ذَكَرَهُ عَنْ أَبِي عَبْدِ اَللَّهِ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ : فِي قَوْلِ اَللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى: «فَمَنِ اُضْطُرَّ غَيْرَ بٰاغٍ وَ لاٰ عٰادٍ» قَالَ اَلْبَاغِي اَلَّذِي يَخْرُجُ عَلَى اَلْإِمَامِ وَ اَلْعَادِي اَلَّذِي يَقْطَعُ اَلطَّرِيقَ لاَ تَحِلُّ لَهُ اَلْمَيْتَةُ.
📚 الکافي - جلد ۶ - صفحه ۲۶۵
راوى گويد: امام صادق عليه السّلام درباره گفتار خداوند كه مىفرمايد: «پس هركه ناگزير شد جز باغى و عادى» فرمود: منظور از «باغى» كسى است كه عليه امام خروج مىكند و «عادى» كسى است كه راهزنى مىكند كه براى اين دو نفر خوردن مردار در هنگام ضرورت جايز نيست.
@Imamiya_identity
این روایت تنها به عدم مقابله با شورش علیه غیر معصوم دستور فرموده و درباره همراهی با شورش سخنی ندارد. در موضوع همراهی با شورش و انقلاب باید به روایت دیگر مبنی بر حرمت قیام و وجوب تقیه مراجعه کرد که آن نیز به قدر متیقن درباره شورش همراه عناوین و اشخاص منتسب به دین است. علاوه بر روایت دیگر در تعریف بغی که بر شورش علیه امام با الف و لام به معنی خاص کلمه یعنی امام معصوم دلالت دارد، اصطلاح امام عادل در روایات امامیه به امام معصوم اطلاق میگردد و قابل تعمیم به غیر معصوم نیست. از استدلال ذیل روایت نیز میتوان فهمید که مراد از امام عادل همان امام معصوم است چرا که تنها برابر حکومت معصوم هیچگونه سخنی در توجیه شورش ممکن نیست.
نکته دیگر که باید به آن توجه کرد این است که اگر شورشی علیه حاکم جائر حاوی انحراف مذهبی و افکار التقاطی بود، مقابله فرهنگی با این انحراف فکری مورد نهی نیست جز آن که مشمول تقیه تشخیص داده شود.
امروز صحنه رویارویی جمهوری اسلامی و مخالفینش رویارویی دو طرف یک جنگ برابر نیست بلکه یک طرف گروهی است که نماینده مذهب پنداشته میشود و قدرت سیاسی را بالفعل در دست دارد و در مقابل طیفهای مختلف فکری و اجتماعی قرار دارند. در این شرایط موضع گیری روشن مخالفین مذهبی برابر حکومت ضرورت بیشتر دارد و مخالفت با طرف مقابل حکومت به هر دلیل به معنی ترجیح بقای جمهوری اسلامی تلقی خواهد شد. ابطال هر دو طرف درگیری بخاطر زاویه داشتن با مذهب هر چند صحیح است اما مخالفت با مخالفین به این بهانه جامعه مذهبی را از نفوذ سیاسی و اجتماعی پس از جمهوری اسلامی محروم میکند. شیعیان پیش از تغییرات احتمالی در جامعه و سیاست علاوه بر تبیین وجوه مخالفت تشیع با اسلام سیاسی باید به صورت روشن مطالبات واقع بینانه خود از جمله آزادی مذهبی و احترام مذهب و حقوق اساسی را مطرح کنند و این مستلزم شرکت در اقدامات انقلابی و ترک تقیه برابر حکومت فعلی نیست. اگر شیعیان سنتی از هم اکنون خود را کنار بکشند این به نفع نیروهای ضد مذهب است که در آینده ایران تعیین کننده باشند. هم باید در مقابل جمهوری اسلامی مراقب امنیت شیعیان بود هم باید آزادی مذهبی شیعه در آینده مورد توجه باشد. باید برای فردای روزی که خلیفه زیر دست و پا له شد برنامه داشت و باید برای شیعیان محتوا تولید کرد؛ نه به این دلیل که چیزی نمانده بلکه به این دلیل که باید از یک جایی شروع کرد.
#حدیث #بغی #قیام
علم بیثمر
چگونه نظام تولید محور حوزه حکومتی طلاب را از دیدن حقایق باز میدارد؟
در حوزه امروز شکل رایجی از آموزش غالب شده است که در آن حجم عظیمی از اطلاعات، تحلیلهای پیچیده و دروس طولانی و پرمحتوا به دانشجو یا طلبه ارائه میشود و شاهد برگزاری صدها ساعت درس تخصصی برای یک رشته نوپدید یا مسئله فرعی مربوط به حکومت و سیاست هستیم. در این فرآیند طلاب در زندانی از اطلاعات گرفتار میآیند. زندانی که دیوارهای آن از کتابهای قطور و جلسات بیپایان ساخته شده ولی روزنهای رو به حقایق ساده و روشن ندارد.
وقتی یک مطلب ساده در لایهای از پیشینه تاریخی، بحثهای فرعی، نقل قولهای متعدد و نقد نظریههای مختلف پیچیده میشود، اصل مطلب گم میشود. این تکنیک بر اصل اشباع ذهنی استوار است. ظرفیت و انرژی ذهنی طلبه صرف دنبال کردن این مطالب طولانی و حل مسائل پیچیده میشود و مجالی برای اندیشه به مسائل بنیادی و دیدن واقعیت عینی نخواهد داشت. پراکندگی فکری ناشی از مواجهه با جزئیات گسترده، مانع از دیدن کل موضوع از دیدگاهی جامع و بیرونی میشود. همچنین حجم زیاد اطلاعات پیروامون یک موضوع توانایی تحلیل ساده و مستقیم را از ذهن میگیرد.
حتی اگر این فرآیند و سیستم علمی منجر به غرور نشود باز به مرور زمان و به صورت ناخودآگاه ذهن را عادت میدهد. پس از سالها تلاش برای درک مطالب گسترده و دشوار، فرد ناخودآگاه سخنان ساده و حق دیگران را کوچک میشمارد، زیرا آنها در مقایسه با دانش پیچیدهای که در ذهن دارد، ساده و کممایه به نظر میرسند. بدینصورت تحلیلها و روشهای علمی که در ابتدا قرار بود وسایلی برای درک حقیقت باشند به تدریج خود به هدف تبدیل میشوند.
این وضعیت لزوما نتیجه یک توطئه آگاهانه نیست. اساتیدی که خود در این نظام پرورش یافتهاند، همان الگو را به شاگردان منتقل میکنند. یکی از انگیزههای پنهان، حفظ جایگاه و اقتدار نهاد آموزشی است. گاه حقایق ساده اما قدرتمند، تهدیدی برای ساختارهای فکری، منافع خاص یا نظم موجود هستند. پنهان کردن آنها زیر انبوهی از تحلیلهای پیچیده و طولانی، راهی برای خنثی کردن اثر دگرگونساز این حقایق است.
در این فضا اگر طلبه هوشیار نباشد، فریب اهمیت و عظمت این علوم را میخورد. او گمان میکند هرچه بحث پیچیدهتر و طولانیتر باشد، علمیتر و باارزشتر است. حال آنکه حقیقت ناب اغلب ساده و روشن است. همه اینها فارغ از تعصب ورزی و یکسویه نگری موجود در حوزههای علمیه است که به دانشجو نیز منتقل میشود. اتفاقا همین تکرار و تطویل در مباحث نیز خود تکنیکی برای جاانداختن برخی مسائل در ذهن است که در ادامه آن مسائل را به امور بدیهی و ضروری بدل میکند.
#حوزه #فقه #دین_شناسی
@Imamiya_identity
قلدرپرستی بچه شیعه باعث میشه آدم سالم بودن رو معادل نداشتن نقطه ضعف در نظر بگیره، چون قلدر نباید نقطه ضعف داشته باشه، پس اونی که میپرسته هم نباید داشته باشه. ولی آدم سالم دقیقا باید نقطه ضعف داشته باشه. امام اول خودشون هم داشت، و برای همین جنگ رو باخت....
#ولایت_فقیه
@Imamiya_identity
دینستیزان و آتئیستهای عزیز! مداحان را ارج نهید و به آنها احترام گذارید! از آنها بهتر متحدی برای شکست دین و مذهب نخواهید یافت. آنها متحدانی حتی بهتر از آخوندها برای شمایند.
مهمترین درسی که شیعه سنتی باید از عاقبت شیعه انقلابی بگیره اینه که در دنیای امروز نه تنها با لات بازی نمیشه مذهب رو حفظ کرد بلکه حتی گفتار توهین آمیز مذهب رو بیاعتبار میکنه. جمهوری اسلامی خیلی به شیعه آسیب زده اما به عنوان عامل زور تونسته مذهبیها رو در یک فضای ایزوله قرار بده و مخالفان مذهب رو دور نگه داره این چیزیه که حتی شیعه غیر انقلابی بهش معتاد شده!
شیعه برای آینده بدون قدرت باید آماده بشه و باید خیلی بیشتر از این باهوش باشه....
#مداحی #هیئت
@Imamiya_identity
حتی با اینکه حکومتی که توان مرتفع کردن نیازهای ابتدایی جامعه را نداشته باشد، مشروعیت و دلیل وجودیاش را از دست میدهد اما از دست دادن مشروعیت و دلیل وجودی، لزوما به فروپاشی قدرت نمیانجامد. کمبودها خود میتواند به ابزاری برای کنترل، مشغول نگه داشتن و سرکوب قدرت مخالف تبدیل شود. کمبود، حتی در بدترین مواردش که به قحطی مطلق بیانجامد، لزوما قدرت را ساقط نمیکند بلکه فقط آن را لو میدهد و نوعی مدرک جرم است، اما قدرتی که بتواند بر پایههای ایدئولوژیکش استوار بماند و حداقلی را برای گروهی از همکاران، پادوها و ماموران مهیا کند میتواند دوام بیاورد.
@mohammadaleph
نومینالیسم با انکار وجود عینی کلیات و ذوات، هرگونه بنیاد متافیزیکی برای حقوق را متلاشی میکند؛ در این دیدگاه، مفاهیمی چون حقوق طبیعی صرفا قراردادهایی زبانی یا اجتماعیاند. راه برونرفت از این تناقض را میتوان در برداشتی ظریف و غیرمتافیزیکی از فطرت جست نه دیدگاههایی شکنندهای مانند فایده گرایی که توسط مخالفان حقوق طبیعی نیز قابل بهرهبرداری است. فطرت نه به مثابه یک کلی انتزاعی، بلکه به منزلهٔ ساختاری مشترک و تکرارشونده و شهودپذیر در وجود انسان امکان استنتاج هنجارهایی پایدار مانند حق مالکیت را فراهم میآورد، بیآنکه نیاز به بازگشت به واقعانگاری کلیات داشته باشد.
#حقوق #فلسفه #فطرت
@Imamiya_identity
Вже доступно! Дослідження Telegram за 2025 — головні інсайти року 
