کَرَمُالْفِداء
رفتن به کانال در Telegram
1 229
مشترکین
-324 ساعت
-287 روز
-9530 روز
آرشیو پست ها
1 229
0:43
هرچه هیاهو دور ورتان بیشتر باشد بیشتر احساس تنهایی میکنید ..
1:33
به حرمم که میایید خوب در آیینهکاری ذل بزنید، تماشا کنید خویش را ..
3:33
اعتراف به ترس در نزد منو و خاندانم اتفاقا اوج شجاعت است ..
1 229
خطبهٔ شقشقیه، خطبهٔ سوم نهجالبلاغه، از مشهورترین سخنان امام علی(ع) دربارهٔ حوادث پس از رحلت پیامبر اکرم(ص) است. امام علی(ع) در این خطبه از جایگاه خود نسبت به خلافت، ماجرای خلافت پس از پیامبر(ص)، و اتفاقاتی که در دوران خلفای نخست رخ داد سخن میگوید. ایشان بیان میکند که خود را برای خلافت شایستهتر و صاحب حق میدانست، اما در برابر شرایطی که پیش آمد، برای مدتی طولانی صبر و سکوت کرد. در ادامه، امام(ع) به دوران خلافت ابوبکر و عمر و سپس عثمان اشاره میکند و از برخی رفتارها و اتفاقات آن دوران انتقاد میکند؛ بهویژه شرایطی که در زمان عثمان به وجود آمد و سرانجام به کشتهشدن او و رویآوردن مردم به امام علی(ع) برای بیعت انجامید. این خطبه فقط دربارهٔ «خلافت» نیست؛ در سراسر آن میتوان رنج امام(ع)، احساس مسئولیت او نسبت به جامعه، و دشواری انتخاب میان حفظ وحدت جامعه و پیگیری حق را دید.علت شهرت این خطبه به شقشقیه به سبب فراز پایانی آن است، زیرا امام علیهالسلام در حال ایراد خطبه بود که مردی از حاضران از وی سؤالاتی را پرسید و امام علیهاسلام پس از پاسخ آن مرد خطبه را ادامه نداد ! ابن عباس از وی خواست که خطبه را ادامه دهد و امیرالمومنین علیهالسلام در پاسخ به ابن عباس فرمود: «تلک شقشقة هدرت ثم قرت» (ای پسر عباس این آتش درونی بود که زبانه کشید و سپس فروکش کرد) تعبیری که میتوان آن را تصویری از فوران سخنان و احساسات درونی امام علیهالسلام دانست که در آن لحظه بر زبان ایشان جاری شد و سپس فروکش کرد.
1 229
خطبهٔ شقشقیه، خطبهٔ سوم نهجالبلاغه، از مشهورترین سخنان امام علی(ع) دربارهٔ حوادث پس از رحلت پیامبر اکرم(ص) است. امام علی(ع) در این خطبه از جایگاه خود نسبت به خلافت، ماجرای خلافت پس از پیامبر(ص)، و اتفاقاتی که در دوران خلفای نخست رخ داد سخن میگوید. ایشان بیان میکند که خود را برای خلافت شایستهتر و صاحب حق میدانست، اما در برابر شرایطی که پیش آمد، برای مدتی طولانی صبر و سکوت کرد. در ادامه، امام(ع) به دوران خلافت ابوبکر و عمر و سپس عثمان اشاره میکند و از برخی رفتارها و اتفاقات آن دوران انتقاد میکند؛ بهویژه شرایطی که در زمان عثمان به وجود آمد و سرانجام به کشتهشدن او و رویآوردن مردم به امام علی(ع) برای بیعت انجامید. این خطبه فقط دربارهٔ «خلافت» نیست؛ در سراسر آن میتوان رنج امام(ع)، احساس مسئولیت او نسبت به جامعه، و دشواری انتخاب میان حفظ وحدت جامعه و پیگیری حق را دید.علت شهرت این خطبه به شقشقیه به سبب فراز پایانی آن است، زیرا امام علیهالسلام در حال ایراد خطبه بود که مردی از حاضران از وی سؤالاتی را پرسید و امام علیهاسلام پس از پاسخ آن مرد خطبه را ادامه نداد ! ابن عباس از وی خواست که خطبه را ادامه دهد و امیرالمومنین علیهالسلام در پاسخ به ابن عباس فرمود: «تلک شقشقة هدرت ثم قرت» (ای پسر عباس این آتش درونی بود که زبانه کشید و سپس فروکش کرد) تعبیری که میتوان آن را تصویری از فوران سخنان و احساسات درونی امام علیهالسلام دانست که در آن لحظه بر زبان ایشان جاری شد و سپس فروکش کرد.
1 229
وقتی تمومش کردی میفهمی هیچی تهش نیست وقتی فهمیدی هیچی تهش نیست تازه میفهمی مقصد کجاست و باید واسه چی زندگی کنی و نفس بکشی!
انشاءالله که زود دنیا واسمون تموم شه 🤲🏼
1 229
یه چیز دیگهای هم که بعد فهمیدنش باعث شد اکلیلی بشم این بود که کتابت قـرآن نقش خیلی مهمی توی رشد خوشنویسی داشته :>.
چون قرآن برای مسلمانها جایگاه خیلی ویژهای داشت، از همون اول به نوشتن، حفظ و نگهداریش خیلی اهمیت میدادن و طبیعتاً دوست داشتن این نوشته، دقیق، مرتب و زیبا باشه. همین توجه، کمکم باعث شد شیوههای نوشتن عربی در طول قرنها پیشرفت کنه، مرتبتر و زیباتر بشه و برای خطاطی قواعد و سبکهای مختلفی شکل بگیره.
بعدها هم خوشنویسی دیگه فقط برای قرآن نبود؛ برای نوشتن حدیث، کتاب، نامه، شعر، کتیبهها و حتی آثار هنری هم ازش استفاده شد🪶.
1 229
اما درباره خـط ..
نمیتونیم بگیم «قرآنهای زمان پیامبر با خط کوفی نوشته میشدن».
کوفی به شکل شناختهشدهای که بعدها در کتابت قرآن رایج شد، مربوط به دورههای بعده. از نمونههای خیلی قدیمی قرآن، شیوههایی مثل خط حجـازی رو میبینیم. ( خیلی باحاله حتما برین ببینین)
بعدها در طول قرنها، خط عربی و خوشنویسی پیشرفت کرد و سبکهای مختلفی شکل گرفت؛ مثل کوفی، نسخ و ثلث و در سنت ایرانی هم بعدها نستعلیق و شکستهنستعلیق.
1 229
زمانِ پیامبر ﷺ که هنوز کاغذهای امروزی و دفتر و کتاب به این شکل وجود نداشت، مردم برای نوشتن از چیزهای مختلف استفاده میکردن؛ مثلاً پوست حیوانات، پاپیروس و بعضی مواد دیگه.
یکی از چیزهایی که برای نوشتن استفاده میشد رَقّ بود؛ یعنی پوست حیوان رو آماده میکردن، صاف و نازکش میکردن تا تبدیل بشه به یه سطح مناسب برای نوشتن.
بعضی نسخههای خیلی قدیمی قرآن که امروز باقی مونده هم روی همین نوع پوست نوشته شدن و برای نوشتن هم قلم و مرکب داشتن. قلم نی هم از ابزارهای قدیمی نوشتن بوده؛ یعنی این چیزی که امروز توی خوشنویسی میبینیم که قلم نی رو به مرکب میزنن و روی کاغذ میکشن، ریشهی خیلی قدیمیای داره.
1 229
خودِ قرآن هم بارها از قلم و نوشتن گفته :
﴿الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ _ عَلَّمَ الْإِنسَانَ مَا لَمْ يَعْلَمْ﴾
سوره علق، آیات ۴–۵
«همان که با قلم آموخت؛ به انسان آنچه را نمیدانست آموخت.»
و حتی سورهای در قرآن به نام قلم هست:
﴿ن ۚ وَالْقَلَمِ وَمَا يَسْطُرُونَ﴾
سوره قلم، آیه ۱
«نون؛ سوگند به قلم و آنچه مینویسند.»
این آیات نشون میده که قلم و نوشتن جایگاه مهمی در فرهنگ قرآنی داره✨
1 229
شاید یکی از کارایی که یه روز حتما امتحانش میکنم خوشنویسی با قلم و مرکب .. اون صدای کشیدهشدن قلم روی کاغذ، بوی مرکب و تغییر ضخامت خط با حرکت دست .. واسم یه نوع تراپیه🪶.
1 229
خداوند از نا امیدى بندههایـش
خندهاش میگیرد ...
پیامبر ﷺ. 𓏲
📚 نهجالفصاحه حدیث۱۸۹۰
