es
Feedback
کَرَمُ‌الْفِداء

کَرَمُ‌الْفِداء

Ir al canal en Telegram

حبّ الحسین هُوَ الحیاة . . . @hseyain3_bot

Mostrar más
1 335
Suscriptores
-324 horas
-37 días
+12930 días
Archivo de publicaciones
Repost from N/a
به علتِ زیباییِ زیاد این چنل ها تلگرام منقرض شد 🙂‍↕️ꨄ︎ . . کـلـیـک کـنـیـد ☕️ ؛
[ گروهِ حمایتی ]

sticker.webp0.00 KB

Repost from المُصْحَف
‏﴿كَيْفَ يَهْدِي اللَّهُ قَوْمًا كَفَرُوا بَعْدَ إِيمَانِهِمْ وَشَهِدُوا أَنَّ الرَّسُولَ حَقٌّ وَجَاءَهُمُ الْبَيِّنَاتُ ۚ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ﴾.

sticker.webp0.00 KB

Repost from حَیدره‌
۱۴ هزار صلوات تا اذان عشاء هدیه به قلب داغدار حضرت حجت روحی‌فداء. ۵۵۸۷ سهم برداشته شده. تعداد صلوات خودتون رو اضافه و بعد کامنت کنید.

4_5776268505271770372.mp34.66 MB

گفتم شراب وصل به اوباش می‌دهند ؟! خندید و گفت: بنده‌ی او ، باش می‌دهند ..

یا صاحب الزمان خیلی شرمنده ایم :))

اما باید گفت : عاشق چه شد که یار به حالش نظر نکرد؟ ای خواجه درد نیست ولیکن طبیب هست

عاشق منم که یار به حالش نظر نکرد ای خواجه درد هست ولیکن طبیب نیست

همیشه خیال می‌کردم بعضی دیدارها همان لحظه تمام می‌شوند؛ اما حالا فهمیده‌ام بعضی نگاه‌ها تازه بعد از رفتن صاحبشان آغاز می‌شوند. آن روز که در بیت، میان آن همه جمعیت، با حالِ ناخوش جسمی‌ام فقط یک آرزو داشتم؛ اینکه حتی برای چند ثانیه هم شده، تو را ببینم... هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم آن چند لحظه، این‌گونه در جانم ریشه بدواند. امروز هرچه بیشتر به آن دیدار فکر می‌کنم، بیشتر از خودم می‌پرسم: چگونه زندگی کرده بودی که حتی پس از عروجت، تابوتت هم وقار و آرامش را فریاد می‌زد؟ چگونه دلی ساخته بودی که از کودک تا پیر، همه از عشق و اخلاصت سخن می‌گویند؟ آن روز، وقتی خانم انتظامات مرا جلوتر فرستاد، گمان می‌کردم فقط جایم عوض شده است؛ اما حالا می‌فهمم خدا جای نگاهم را عوض کرده بود. آن‌قدر محو سیمایت شده بودم که حتی یک جمله از سخنانت را به خاطر ندارم. فقط نگاه می‌کردم... انگار دلم چیزی را می‌فهمید که عقلِ آن روزم هنوز از درکش ناتوان بود. و هرچقدر هم درباره‌ات قضاوت کنند، هرچقدر هم بخواهند ذهن‌ها را با حرف‌ها و روایت‌های مختلف مشغول کنند و تو را مسئول همه‌ی رنج‌ها و کاستی‌ها بدانند، باز هم نمی‌توانند با محبتی که خدا در دل‌هایمان نسبت به تو قرار داده است بجنگند. حال که قرار است پیکرت را به سوی شهری بدرقه کنند که سال‌ها آرزوی زیارتش را داشتی، دلم سنگین‌تر از همیشه می‌شود... انگار تقدیر این‌گونه نوشته شده که آرزوی دیرینه‌ات، در آخرین مسیر، رنگِ تحقق بگیرد؛ و چه سعادتی بالاتر از این که انسان، در جوار همان کسی آرام بگیرد که عمری دل در گروی محبتش داشته است... تصور می‌کنم وقتی پیکرت به نجف برسد چه آرامشی در آسمانِ این وداع جاری می‌شود؛ گویی زمین و آسمان، هر دو در سکوتی عمیق، نظاره‌گر بازگشتِ بنده‌ای به آستانِ مولایش هستند. و در اخر، این سؤال را دارم که عاقبتِ ما به کجا ختم می‌شود؟

چنل های با آمار +300 لینکشون رو بفرستند قراره تبادل گروهی انجام بشه که جذب بگیرید : https://t.me/+0ZRNG36bU6U3ZGNk

Repost from N/a
به علتِ زیباییِ زیاد این چنل ها تلگرام منقرض شد 🙂‍↕️ꨄ︎ . . کـلـیـک کـنـیـد ☕️ ؛
[ گروهِ حمایتی ]

آمدی جانم به قربانت ولی بی جان چرا؟

یکی منو ببره نجف :)

یکی منو ببره نجف

دلم میخاد پیش تو باشم همین .. قرارمون کربُ‌بلا اربعین ..

دوستانی که از شهر های دیگه دغدغه اسکان و موکب دارن در مشهد قدمتون روی چشم حتما تشریف بیارید هتل و مجموعه ما چهارصد نفر ظرفیت داریم... به ربات چنل پیام بدین جهت رزرو @Errebatibot

دو ساعت دیگه پاک میشه !