کَرَمُالْفِداء
Open in Telegram
1 310
Subscribers
+2924 hours
+127 days
-5530 days
Posts Archive
1 310
Repost from مَأمول
امروز غم داشتی
برات خیلی دعا کرد
همیشه دعا میکنه
چند قطره اشکی هم برای گناهی که خودتم بابتش ناراحتی ریخت
رفت سجده که خدایا به خاطر من ببخشش
بین خودمون بمونه
به خاطرِ تو پیشِ خدا آبرو گذاشت...
تا همین ساعت هم چشم انتظار بود
که باهاش صحبت کنی و دو آیه قرآن براش بخونی
بله، امام زمانت رو میگم...
غوثِ اعظم، عدل مجّسم، حضرتِ مأمول.
1 310
انسان، موجودِ خواستههای تمامنشدنیست...
نمیدانم تا کِی باید تشنهی خواستهها و علایقِ ذهنم باشم؛
تا کِی باید از رسیدن به یکی، چشم به راهِ دیگری بمانم؟
از یک سو، در پیِ کسب علمم؛
و از سوی دیگر، تشنهی معرفت.
از یک سو، اضطرابِ کلاسهای درسی رهایم نمیکند؛
و از سوی دیگر، ترسِ جا ماندن از قافلهی معرفتیابی.
یک روز، در میان فرمولهای فیزیک و شیمی گم میشوم و در رؤیای رسیدن به کمالِ تحصیل و علمم؛
و روزی دیگر، میان تفاسیر قرآن و سیرهی اهلبیت، به دنبال تکهای از حقیقت میگردم.
و چه بسیار علاقهها و رؤیاهای دیگری که پشت دیوارِ بلندِ «الان وقتش نیست!» ماندهاند؛
علایقی که هر روز صدایم میزنند و من، با وعدهی فردایی نامعلوم، دوباره به آنها میگویم:
«بعداً... الان وقتش نیست»
اما مگر این «بعداً» کی از راه میرسد؟
پس کی میتوانم، فقط برای لحظهای، درنگ کنم؟
دست از دویدن بردارم،
جایی بنشینم
و بیآنکه بخواهم چیزی به خودم اضافه کنم،
کمی به خویش بنگرم؟
مگر تمام این دویدنها، تمام این آموختنها، تمام این جستوجوها، برای رسیدن به همان حقیقتِ درون نیست؟
میدانم... میدانم.
شاید خدا، از آن بالا، لبخند میزند و میگوید:
«ببینید این بشرِ نوپا را...
چگونه تمام جهان را زیر و رو میکند تا خویش را بیابد؛
و نمیداند که گاهی، در همان سکوت،
نزدیکترین راه به خویش را پیدا میکند.»
شاید آنقدر در پیِ یافتن بودهام که فراموش کردهام
گاهی باید فقط «بود».
خستهام...
خسته از این همه خواستن،
از این همه رسیدن و نرسیدن،
از این احساسِ همیشگیِ عقبماندن از چیزی که حتی نمیدانم چیست.
شاید باید راهی پیدا کنم برای جدا کردنِ خویش از این هیاهوی بیپایان؛
فقط برای لحظهای،
از «باید به چیزی برسم» فاصله بگیرم
و اجازه بدهم خودم،
بیهیچ مقصدی،
کمی نفس بکشم.
شاید حقیقت، همیشه آنسویِ راه نباشد؛
شاید گاهی، درست همینجاست؛
در همین مکث کوتاه،
در همین خستگی،
در همین لحظهای که آدم دست از جستوجوی خویش برمیدارد
و میفهمد
تمام این مدت،
خویش را در دوردستها میجسته است.
1 310
امشب، وقتی ماهِ شبِ چهارده رو دیدم، با خودم فکر کردم چه خوب میشه شبِ چهاردهِ ربیعالاولِ سالِ دیگه، پیشِ حضرتِ دوست باشم و ماه رو تماشا کنم و زیر لب زمزمه کنم:
دوش وقتِ سحر از غصه نجاتم دادند
وَندر آن ظلمتِ شب آبِ حیاتم دادند
1 310
Repost from N/a
بهترین چنلای تلگرام که از دل بهشت اومدن🌟🌝
بزن رو دکمه ی چنلای بهشتی🤍
⚋⚋⚋
اضافه شدن به فولدر ها☜@amura_e_folder
1 310
امام زینالعابدین(ع) و بزرگداشت قرآن
از امور مهمی که امام علی بن الحسین زینالعابدین(ع) توجه و اهتمام ویژهای به آن داشت، قرآن کریم بود؛ چه در زمینهٔ تلاوت و حفظ، چه در زمینهٔ تفسیر و همچنین گسترش معارف و فرهنگ قرآنی در میان مردم، چه خواص و چه عموم جامعه.
امام زینالعابدین(ع)
مردم را به ختم کامل قرآن تشویق میکردند.
از ایشان روایت شده است:
«هر کس در مکه قرآن را به پایان برساند، از دنیا نمیرود تا رسول خدا(ص) را ببیند و جایگاه خود را در بهشت مشاهده کند.»
📚 من لا یحضره الفقیههمچنین امام زینالعابدین(ع) به این معروف بودند که از زیباترین صداها را در تلاوت قرآن داشتند. قرآن را با حقّ تلاوت میخواندند و صدای خود را هنگام قرائت زیبا و نیکو میساختند؛ بهگونهای که حتی افرادی که از مقابل خانهٔ ایشان عبور میکردند، میایستادند تا به تلاوت قرآن ایشان گوش دهند. امام صادق(ع) دربارهٔ ایشان فرمودند: «علی بن الحسین(ع) زیباترین صدای مردم را در تلاوت قرآن داشت؛ آبرسانان از کنار خانهٔ او میگذشتند و میایستادند تا قرائتش را بشنوند.»
📚 اصول کافی
