𝘓’𝘈𝘯𝘰𝘮𝘢𝘭𝘪𝘦
رفتن به کانال در Telegram
«در غیابِ تکرار؛ آنجا که هنر آغاز میشود.» Art | Music | Perspective ✑ V . A N O M A L Y ناشناس: https://t.me/harfmybot?start=952406874
نمایش بیشتر668
مشترکین
اطلاعاتی وجود ندارد24 ساعت
-37 روز
+530 روز
آرشیو پست ها
668
جهان، آنقدر بر من گران آمده که حتی نفس کشیدن در آن، گاه از خودِ مرگ سنگینتر مینماید. از همهچیز خستهام؛ از آدمها، از صداها، از تکرار، از این همه بودنِ بیدلیل.
.
.
V . A N O M A L Y
✑ ────────────
#Lena
668
بهشت هم اگر با جانهای ناهمگون قسمت شود، هوایش زهرآگین میشود؛ و اگر آن جانها، از نزدیکترینهایت باشند، دیگر حتی نسیمشان هم گلو را میخراشد.
.
.
V . A N O M A L Y
✑ ────────────
#Lena
668
اگر آن خویشتنداریِ امروز در من نبود، اگر آن انسانیتِ مهارشده نبود، بیگمان بسیاری را چنان از پا درمیآوردم که حتی سایهی نقشهام هم بر زمین نمیافتاد. مرگِ آنان میشد خاموشترین مرگی که تاریخ به خاطر نسپرده است!
.
.
V . A N O M A L Y
✑ ────────────
#Lena
668
وقتی کسی به من میگوید «آدم خوبیام»، رعشهای بر اندامم میافتد، بیش از آن لحظهای که نفرتانگیز بخوانندم. راستش را بخواهید، ترجیح میدهم بیزاریشان را بیپرده به صورتم بکوبند، تا آنکه با واژههای عسلی از محبت و خوشایندشان بگویند.
.
.
V . A N O M A L Y
✑ ────────────
#Lena
668
صبوری و گذرِ زمان، همیشه فضیلت نیست؛ گاه چنان طول میکشد که فرصتها در آن میپوسند، تصمیمها کهنه میشوند، و عمل، در سکونِ انتظار، جان میبازد.
.
.
V . A N O M A L Y
✑ ────────────
#Lena
668
وسواس و آن حساسیتِ بیش از اندازه، چه بسیار نقابها که از چهرهها برانداخت و چه بسیار آدمها که از زندگیام راند؛ اما در ازایش، کیفیتِ هر چه ماند، بیاندازه والاتر شد. آدمی باید از همان هوش و توانی که دیگران «نقص» یا «بیماری» مینامندش، نردبانی بسازد برای عبور.
.
.
V . A N O M A L Y
✑ ────────────
#Lena
668
بعضی را هرگز نباید بخشید؛ و این، نه کینه، که نشانهی هوشیاریست. فراموشی اما چه زود به نامِ «بخشایش» تقدیس میشود—و سادهلوحی را در جامهی کرامت به خوردِ ذهنها میدهند. حال آنکه هستند کسانی که روح و روانت را به ویرانهای بدل کردهاند؛ ویرانهای که هرچه تلاش کنی، شکستههایش را بیترک نمیتوانی بند بزنی.
.
.
V . A N O M A L Y
✑ ────────────
#Lena
668
ما در این خاک، بارها از بیخ و بن برکنده شدیم؛ هیچ بلایی نبود که از کنارمان نگذشته باشد. اینک دردهای نهانِ خویش را وا مینهم—که آن نیز قصهایست پر از شکاف و فروپاشی.
.
.
V . A N O M A L Y
✑ ────────────
#Lena
668
دلار دیگر قیمت نیست؛ زوزهی گرگی است که هر بامداد از گلوی این ملت شنیده میشود. نان که گران میشود، امید از سفرهها کوچ میکند و فقر، استخوانِ آرزوها را میشکند. و اینهمه در سکوتی میگذرد که از هر فریادی بلندتر است. اعتراض که میشود، خیابانها جای دیگری قصه میشوند؛ و آنکه مانده، جز روایت، چه دارد؟ دلار فقط بالا نرفته؛ دلار وزنِ یک ملت را روی زانوهایش آورده است.
.
.
V . A N O M A L Y
✑ ────────────
#Lena
668
امیدوارم شما هم یک دوستی داشته باشید که وقتی حتی ماه تولدتون شروع میشه آغاز سلطنتتون رو بهتون تبریک بگه.
668
Repost from N/a
شهریور صرفاً پایان یک فصل نیست؛آغازِ دورهایست که سکوت،جایگزین هیاهوی آفتاب بیامان میشود و پاییز،فصلِ برخاستنِ حقیقت از زیر لایههای سبز و پر زرقوبرق است.
